۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۷
کد مطلب: ۲۴٬۷۶۷

تحول در دکترین دفاعی

هادی رضائی _ دبیر گروه سیاسی

آگاه: تحولات اخیر در منطقه و رویکرد زیاده‌خواهانه ایالات متحده آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران، منطق بازدارندگی در غرب آسیا را وارد مرحله‌ای حساس و نوین کرده است. سخنان اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی، بیش از آنکه یک موضع‌گیری مقطعی در واکنش به زیاده‌خواهی‌های واشنگتن باشد، در واقع رونمایی از نقشه راه جدید کشور در دکترین دفاعی، دیپلماتیک و اقتصادی است. در شرایطی که کاخ سفید با تکیه بر ابزارهای تحریمی و لفاظی‌های نظامی به دنبال تحمیل محاسبات خود بر ملت ایران است، تهران با بازخوانی تجارب به ‌دست ‌آمده از نبردهای گذشته و یک سال اخیر، پیامی شفاف، صریح و قاطع به منطقه و جهان مخابره می‌کند: شیوه نبرد و اداره شطرنج دیپلماسی ایران دچار تحولی بنیادی و غیرقابل ‌بازگشت شده است.
تصریح بر این واژه که «در شیوه جنگ حتما تحول خواهیم داشت»، نشان‌دهنده ارتقای سطح هوشمندی، پویایی و انعطاف‌پذیری نیروهای مسلح است. تجارب میدان نبرد در طول یک سال گذشته ثابت کرد که اتکای صرف به فناوری‌های گران‌قیمت نظامی غرب - نظیر پرنده‌های مدعی F-۳۵ - نه‌تنها متضمن تفوق راهبردی نیست، بلکه در برابر اراده ملی، تاکتیک‌های بومی و ابزارهای پدافندی پیشرفته، کارایی ادعاشده خود را از دست می‌دهد. فروپاشی هیبت تسلیحات غربی در منطقه، شوک محاسباتی سنگینی به متحدان آمریکا وارد آورد و ثابت کرد که امنیت واقعی را نمی‌توان با خریدهای میلیاردی تسلیحاتی تسخیر کرد. ایران امروز نشان داده است که تجربه نبردهای قبلی را به ذخیره‌ای هوشمندانه تبدیل کرده و در صورت بروز هرگونه حماقت جدید از سوی دشمن، پاسخی زلزله‌وار و متناسب با ارزیابی‌های دقیق میدانی ارائه خواهد داد.
ابعاد این تحول راهبردی صرفا به حوزه نظامی محدود نمی‌شود؛ رویکرد ماجراجویانه آمریکا امنیت مبادلات بین‌المللی و انرژی را با بحران‌های بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته است. زمینگیر شدن صدها نفتکش و جهش بی‌سابقه ریسک لجستیک در تجارت جهانی، حاصل مستقیم سیاست‌های غلط واشنگتن است که نه تنها مانع فروش نفت ایران نشد، بلکه ثبات ناوگان تجاری جهان را مختل کرد. در این میان، وضعیت تنگه هرمز و خلیج فارس حاوی پیامی روشن برای بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است. مدیریت بیش از ۵۰ درصد از سواحل خلیج فارس حقوق و مسئولیتی را برای تهران تعریف می‌کند که بر پایه آن، امنیت، مقوله‌ای یکپارچه و غیرقابل‌ تفکیک است. نمی‌توان انتظار داشت شریان‌های اقتصادی ملت ایران تحت محاصره ظالمانه قرار گیرد اما بقیه بازیگران از گذرگاهی امن بهره‌مند شوند. تا زمانی که آمریکا به تعهدات خود بازنگردد و دست از شرارت برندارد، معادلات عبور انرژی در منطقه با رویه و ابزارهای تحول‌یافته ایران مدیریت خواهد شد.
در عرصه دیپلماسی و روابط منطقه‌ای نیز، اتمام حجتی شفاف صورت گرفته است. جمهوری اسلامی ایران همواره بر سیاست حسن همجواری تاکید داشته است، اما همراهی هر یک از کشورهای همسایه در پروژه «جنگ اقتصادی» آمریکا علیه مردم ایران، خط قرمزی پررنگ تلقی می‌شود. دیپلماسی جدید تهران، تلفیقی از گفت‌وگو، هوشمندی و اتکا به قدرتی است که مانع تحمیل اراده دشمن می‌شود. کشورهای منطقه باید درک کنند که تکیه بر وعده‌های توخالی کاخ سفید و رژیم صهیونیستی، جز ناامنی و قرار گرفتن در معرض پاسخ‌های مشروع ایران، نتیجه‌ای برای آنان نخواهد داشت.
اما در نهایت، مهم‌ترین بعد این بازدارندگی جامع، جبهه پدافند اقتصادی در داخل کشور است. اگر محاسبات واشنگتن و تل‌آویو بر این فرض ساده‌لوحانه استوار شده که با فشار اقتصادی می‌توان مردم ایران را به تسلیم واداشت، مفهوم «هر خانه و محله، یک پایگاه جنگ اقتصادی» پاسخ عملی به این خیالبافی‌هاست. تدوین «سند امنیت اقتصادی» در شورای عالی امنیت ملی و زمینه‌سازی برای حضور فعال بخش خصوصی و جوانان، نشان از تغییر ریل ساختاری در مدیریت تحریم‌ها دارد. وحدت و انسجام ملی همان سرمایه بی‌بدیلی است که کارکرد آن کمتر از لانچرهای موشکی نیست و توانسته تمام ابزارهای فشاری دشمن را خنثی سازد.
ایران در یکی از سرنوشت‌سازترین برهه‌های تاریخی خود، مدلی تازه از اقتدار هوشمند را به نمایش گذاشته است. تحول در تاکتیک‌های نظامی، قاطعیت در مدیریت شریان‌های انرژی، دیپلماسی فعال و مردمی‌سازی اقتصاد، پیام روشنی را مخابره می‌کند: عصر انفعال و پذیرش یک‌جانبه‌گرایی آمریکا به پایان رسیده و ایران با اتکا به تجارب ارزشمند خود، آماده رقم زدن فصل جدیدی از ثبات و اقتدار در منطقه است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.