آگاه: ماشین رسانهای واشنگتن با بهرهگیری از تکنیکهای عملیات روانی و تکرار ملالآور سناریوی تداوم امنیت شریانهای نفتی، در پی آن است تا با پوشاندن واقعیتهای میدانی و نادیده انگاشتن قدرت بازدارندگی دریایی جمهوری اسلامی ایران، غبار تردید بر چشم بازارها بپاشد؛ امری که جز تسکیندهنده موقتی برای هراس انتخاباتی لابیهای نفتی و متولیان کاخ سفید نیست. جدیدترین سناریوی مرتبط با تولید و انتشار اخبار دروغ در آمریکا، به بحث خروج نفتکشها از کریدور جنوبی تنگه هرمز برمیگردد. رسانه آکسیوس به مدیریت باراک راوید، که بازوی عملیات روانی دولت ترامپ و ماشین تولید اخبار فیک و اطلاعات دستکاریشده است، ادعا کرده که جمعه شب حدود ۴۰ نفتکش از طریق کانال عمیق جنوبی تنگه هرمز به آن وارد و از آن خارج شدند. سه مقام آمریکایی به آکسیوس گفتند که جمعه شب حدود ۱۶ میلیون بشکه نفت از طریق کانال جنوبی از این تنگه خارج شده است.
واکنش یک صهیونیست به دروغ آکسیوس
اما دنی سیترینوویچ، کارشناس ارشد امور ایران در اندیشکده امنیت ملی رژیم صهیونیستی در واکنش به ادعای آکسیوس و باراک راوید معتقد است: واشنگتن به طور قابل توجهی در اعداد اغراق میکند تا بازارهای انرژی را آرام کند، قیمت نفت را پایین بیاورد و نشان دهد که ایالات متحده کنترل معناداری بر تنگه هرمز برقرار کرده است. با این حال، ردیابهای دریایی مستقل عموما حجم بسیار کمتری را در روزهای گذشته گزارش کردهاند. قطعا ارقام دولت آمریکا از خروج نفت از تنگه هرمز اغراقآمیز است و این اختلاف در نهایت در بازار فیزیکی نفت آشکار خواهد شد. واشنگتن میتواند در کوتاهمدت بر انتظارات و قیمتها تاثیر بگذارد، اما نمیتواند میلیونها بشکه نفت تولید کند که هرگز به بازار جهانی نرسد. آمریکاییها در یک قمار راهبردی و با استمداد از جنگ نرم، میکوشند تا گزاره امنیت پایدار و بیبدیل تنگه هرمز را چنان پرطمطراق مخابره کنند که گویی دستان مداخلهگر آنها همچنان بر جغرافیای سیاسی خلیج فارس سایه افکنده است؛ حال آنکه این تکاپوی مذبوحانه، تنها پردهای نازک برای پنهان کردن ناتوانی استراتژیک آنها در مدیریت بحران انرژی و فرار از تیغ تیز افزایش قیمتها در آستانه کارزارهای انتخاباتی است. هراس عمیق از نوسانات بازار و پیامدهای فاجعهبار آن برای سبد رأی حاکمان واشنگتن، آنها را واداشته تا به تحریف واقعیتهای عملیاتی منطقه روی آورند. آنچه امروز به نام باز بودن بیخدشه کریدورهای انرژی توسط رسانههای زنجیرهای غرب پمپاژ میشود، نه یک گزاره نظامی، که یک پروتکل انتخاباتی است تا با فریب بازارهای جهانی، مانع فروپاشی اعتبار اقتصادی جناح مستقر در آستانه انتخابات کنگره شوند.
کابوس قیمت نفت برای سردمداران کاخ سفید
انتشار اخبار گمراهکننده درباره تراکم تردد نفتکشها، بخشی از نقشه راه آمریکاییها برای مهندسی ذهنی بازار است؛ تلاشی حقیرانه برای بیاثر جلوه دادن اقتدار جمهوری اسلامی در گلوگاه حیاتی جهان، تا شاید بتوانند برای چند صباحی بیشتر، التهاب قیمتها را که همچون کابوسی بر سر سیاستمداران جمهوریخواه سایه افکنده، مهار کنند.
استراتژی امروز آمریکا در قبال تنگه هرمز، واقعیتسازی مجازی است؛ آنان با تولید انبوه دادههای مخدوش از عبور ایمن ناوگانهای نفتی، در پی آناند تا فضای ملتهب انرژی را با مخدری به نام امنیت تضمینشده آرام سازند. این فرآیند، نه صرفا یک کنش خبری، که یک عملیات مهندسیشده برای جلوگیری از شوکهای قیمتی است که میتواند توازن قدرت را در رقابتهای سیاسی داخلی آمریکا به نفع رقیب جمهوریخواهان تغییر دهد.
تصعید قیمت نفت جهانی، تخصص ایران است
آنچه مسلم است، آن است که چنانچه قیمت نفت به بالای ۱۵۰ دلار بیاید، جمهوریخواهان و یاران ترامپ، انتخابات آبان را خواهند باخت. صعود قیمت نفت به بالای ۱۵۰ دلار در هر بشکه نیز برای ایران از آب خوردن راحتتر است؛ اگر محاصره دریایی آمریکا علیه ملت ایران ادامه یابد، ایران نیز مقابله به مثل خواهد کرد و قیمت نفت را به رکوردهای جدیدی خواهد رساند. در همین راستا، محسن رضایی، دبیر شورایعالی امنیت ملی کشورمان اعلام کرد: پاسخ ما به ترامپ مقابلهبهمثل زلزلهوار خواهد بود. به هر کشوری که با جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران همکاری کند ابتدا تذکر میدهیم و اگر ادامه دهند، منافع آنها را هدف قرار میدهیم. ما فعلا فقط جریان نفت در تنگه هرمز را محدود کردهایم، اما در صورت جنگ اقتصادی اجازه نمیدهیم نفتی از خلیج فارس حتی به روشهای دیگر خارج شود.
سردار رضایی این را هم گفت که ما تاکنون به هیچکدام از منافع اقتصادی آمریکا حمله نکردهایم و فقط پایگاههای نظامی را هدف قرار دادهایم، اما اگر قرار باشد جنگ اقتصادی را جلو ببرند، آماده هدف قرار دادن همه شرکتهای نفتی و اقتصادی آمریکا در منطقه هستیم.
فرمول معادلات خلیج فارس تغییر یافته است؛ دوران هزینه دادن یکطرفه پایان پذیرفته و واشنگتن باید بداند که هرگونه سنگاندازی در مسیر شریانهای حیات اقتصادی ایران، با پاسخی در ابعاد زلزلههای استراتژیک در بازارهای جهانی پاسخ داده خواهد شد. اگر کاخ سفید، نفت را به سلاحی برای خفگی ملت ایران بدل کند، ما نیز لولههای تنفس اقتصاد جهانی را در دستان پرتوان خویش خواهیم فشرد، به گونهای که آوار آن، سقف آرزوهای انتخاباتی جمهوریخواهان را بر سرشان ویران سازد.
اینکه واشنگتن تصور میکند میتواند با محاصره دریایی، چرخ واردات و صادرات ایران را از کار بیندازد و همزمان در امنیت کامل بازارهای انرژی، به تاختوتاز انتخاباتی مشغول باشد، یک خطای محاسباتی مهلک است. استراتژی مقابلهبهمثل همهجانبه از سوی تهران، به معنای پایان دوران مصونیت شرکتهای نفتی و داراییهای اقتصادی آمریکاست؛ ما تا به امروز خویشتنداری راهبردی پیشه کردهایم، اما اگر جنگ اقتصادی از خطوط قرمز عبور کند، خلیج فارس به میدان مین منافع اقتصادی متجاوزان بدل خواهد شد. پیام سردار رضایی، یک هشدار دیپلماتیک متعارف نیست، بلکه بیان اراده قاطعانه ایران برای تغییر قواعد بازی است. عبور قیمت نفت از مرزهای بحرانی، نه یک احتمال، که پیامد قطعی تداوم محاصره ایران است. وقتی گزینه ما برای پاسخ به جنگ اقتصادی، هدفگیری مستقیم منافع سوداگرانه شرکتهای وابسته به واشنگتن باشد، دیگر برای سران آمریکا جایی برای مانورهای تبلیغاتی پیش از انتخابات باقی نمیماند؛ چرا که زلزله انرژی، نخستین بنایی که ویران خواهد کرد، کاخ امید نامزدهای جمهوریخواه و موتلف با ترامپ است.
بحران انرژی ناشی از جنگ با ایران تازه آغاز شده است
خبرگزاری رویترز در یک گزارش تحلیلی هشدار داد که جنگ آمریکا و ایران صنعت پالایش نفت جهان را تحت فشار شدیدی قرار داده و این امر نشان میدهد قیمت گازوئیل و بنزین ممکن است برای سالها بالا بماند. بر اساس این گزارش، حتی در صورت توافق سیاسی و بازگشایی تنگه هرمز، شوک تورمی انرژی همچنان ادامه خواهد داشت.
در حال حاضر، بازار نفت جهان تا حدی توانسته است خود را با حذف حدود یکپنجم عرضه نفت خام خاورمیانه سازگار کند، اما صنعت پالایش انعطاف بسیار کمتری داشته است. قیمت نفت برنت اکنون حدود ۹۰ دلار در هر بشکه است که حدود ۲۵ درصد بالاتر از آغاز این جنگ، اما پایینتر از اوج ۱۱۸ دلاری آن است.
در مقابل، قیمت فرآوردههای نفتی همچنان جهش کرده است. قیمت گازوئیل در اروپا از زمان آغاز جنگ بیش از ۷۰ درصد و قیمت بنزین در آمریکا حدود ۶۰ درصد افزایش یافته است. بیش از ۲۰ درصد ظرفیت پالایش خاورمیانه که روزانه ۹ میلیون و ۶۰۰ هزار بشکه است، در جریان این جنگ از مدار خارج شده و بسته ماندن تنگه هرمز نیز صادرات سوخت را محدود کرده است. فشار بر بازار پالایش با حملات اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه نیز تشدید شده است. این حملات ظرفیت پالایش روسیه را در ماههای اخیر نزدیک به ۳۰ درصد کاهش داده و به کمتر از چهار میلیون بشکه در روز رسانده است؛ مسکو نیز در ژوئیه صادرات گازوئیل را ممنوع کرد.
ذخایر سوخت که پیش از جنگ خاورمیانه بخشی از فشار بازار را جذب میکرد، اکنون بهشدت کاهش یافته است. ذخایر جهانی نفت از مارس تا ژوئیه روزانه سه میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه کاهش یافت و ذخایر گازوئیل آمریکا نیز به پایینترین سطح فصلی خود در سه دهه اخیر رسیده است.
بنا بر این گزارش، حتی اگر توافق دیپلماتیک میان واشنگتن و تهران به بازگشایی دائمی تنگه هرمز منجر شود، بازگشت سریع بازار فرآوردههای نفتی به شرایط عادی بعید است. بیش از ۲۰ پالایشگاه در منطقه خلیج فارس آسیب دیدهاند و تعمیر آنها به تجهیزات تخصصی نیاز دارد که زمان تامین آنها حتی پیش از جنگ نیز طولانی بود.
رویترز در گزارش خود هشدار داد که کاهش ذخایر، آسیب به پالایشگاهها و ادامه اختلال در عرضه میتواند به تداوم تورم انرژی در زمستان و ماههای پس از آن منجر شود. طبق گزارش رویترز، تورم سالانه مصرفکننده در آمریکا در ژوئیه به حدود چهار درصد و تورم منطقه یورو به سه درصد رسید و افزایش قیمت انرژی از عوامل اصلی آن بود؛ اکنون بحران انرژی که بیشترین اهمیت را برای اقتصاد جهان دارد، تازه آغاز شده است.
نظر شما