آگاه: محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی دیگر مقام مسئولی بود که پنجشنبه هفته گذشته به مناسبت هفته دولت در پیامی درخصوص شیوه آمریکا در تقابل با جمهوری اسلامی نوشت: «کشور در یک جنگ اقتصادی تمامعیار قرار دارد و به فضل الهی، خواهیم دید که دولت و دستگاه اجرایی نیز با اتکا به توان مردم، فعالان عرصه اقتصاد در بخش خصوصی و همه ارکان نظام، دشمن را در این میدان نیز شکست خواهد داد و پشت دشمن به خاک مالیده خواهد شد. انشاءالله بهزودی شاهد بیاعتباری عملیات روانی دشمن در این زمینه خواهیم بود.» اکنون باید پرسید: ایران چگونه و با چه شیوهای میتواند جنگ اقتصادی را پشت سر بگذارد؟
در تبیین اولین نکته باید به اقتصاد مقاومتی که همواره مورد تاکید رهبر شهید بود و رهبر عزیز و فعلی انقلاب نیز همان نگاه را نمایندگی میکنند، به گونهای که امسال به نام «اقتصاد مقاومتی در سایه امنیت ملی و وحدت ملی» نامگذاری شد توجه کرد و به آن ضریب بالا داد.
امیرحسین تقیپور، آگاه مسائل اقتصادی در این باره میگوید: «مقاومت اقتصادی نباید صرفا به این معنا باشد که اقتصاد در برابر فشار خارجی دوام بیاورد. اگر قرار باشد تحریمها هر بار بهانهای برای تعویق اصلاحات اقتصادی شوند، در نهایت هزینه اصلی را مردم و تولیدکننده پرداخت خواهند کرد. این شرایط میتواند فرصتی برای اصلاح بخشی از مشکلات ساختاری اقتصاد باشد؛ از نظام بانکی و سیاستهای ارزی گرفته تا نظام مالیاتی، یارانهها و مدیریت واردات. اقتصادی که از درون اصلاح شده باشد، طبیعتا در برابر فشار خارجی نیز مقاومتر خواهد بود.»
نکته دیگر به سرمایه اجتماعی نظام یعنی همان مردم اختصاص پیدا میکند. بدون شک، هدف جنگ اقتصادی «شکست اراده مردم» است. پس باید در اطلاعرسانی، مسئولان- بهویژه دولتیها- شفاف عمل کنند. وقتی مردم بدانند که این فشارها بخشی از یک جنگ سازمانیافته است و دولت برای خروج از آن برنامه دارد، صبوری را به عنوان یک «کنش انقلابی» میپذیرند. از سوی دیگر به اذعان کارشناسان، مناطق آزاد و ویژه اقتصادی در شرایط فعلی میتوانند از یک ظرفیت بالقوه به یک ابزار واقعی برای تجارت خارجی تبدیل شوند. تسهیل مقررات، کاهش بروکراسی، ایجاد مشوق برای سرمایهگذاری و استفاده هدفمند از این مناطق برای تامین کالاهای مورد نیاز کشور، میتواند بخشی از محدودیتهای ناشی از تحریم را خنثی کند. ضمن آنکه شرایط ترامپ هم در ایالات متحده مناسب نیست و او روزهای خوبی را سپری نمیکند.
علی رضوانپور، آگاه مسائل بینالملل نیز میگوید: «از منظر سیاسی شرایط برای دونالد ترامپ ساده نیست چراکه محبوبیت جنگ و سیاستهای نظامی در داخل آمریکا کاهش یافته و به نظر میرسد او به دلیل ناکامی در دستیابی به اهداف مورد نظر خود از طریق کارزار نظامی، به دنبال استفاده از ابزار جنگ اقتصادی است.» وی تاکید میکند: ایران طی چند دهه گذشته تجربه گستردهای در مواجهه با تحریمها به دست آورده است. کشور ما تحریمهای شدیدتر از تحریمهای کنونی را نیز پشت سر گذاشته و در برابر آنها مقاومت کرده است؛ بنابراین تسلیم شدن در برابر فشارهای آمریکا گزینهای نیست که جمهوری اسلامی ایران آن را در دستور کار داشته باشد. اقتصاد ایران نیز با وجود فشارهای گسترده، ظرفیت تابآوری خود را حفظ کرده و برای شرایط اضطراری آمادگی دارد؛ از این رو واشنگتن نمیتواند صرفا با افزایش فشار اقتصادی انتظار داشته باشد ایران از مواضع خود عقبنشینی کند. در جریان جنگی که آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به راه انداختند، اهمیت تنگه هرمز بهعنوان یکی از راهبردیترین کریدورهای انتقال انرژی بیش از گذشته آشکار شد و هرگونه اختلال در انتقال انرژی از این مسیر میتواند اقتصاد جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. کارشناس مسائل بینالملل معتقد است: «اهمیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز به اندازهای است که تحولات مرتبط با آن تنها محدود به ایران و آمریکا نمیشود و کشورهای مختلف جهان، بهویژه اقتصادهای بزرگ و واردکنندگان انرژی، از پیامدهای هرگونه بیثباتی در این منطقه تاثیر خواهند پذیرفت.»
بالاخره تجربه ماههای گذشته نشان داد که ایران در برابر فشار نظامی تسلیم نمیشود و نخواهد شد و همین مسئله موجب شده است آمریکا اکنون ابزار اقتصادی را با شدت بیشتری در دستور کار قرار دهد. اگر بخواهد به جنگ اقتصادی خود ادامه دهد یا چاقویی زیر گلوی کشورهای منطقه برای اعمال فشار اقتصادی علیه ایران بگذارد، حرفی که دبیر شعام به صراحت بیان کرده بود انجام میشود؛ «میتوانیم پایگاههای اقتصادی آمریکا را هدف قرار دهیم.» همچنین ادامه جنگ اقتصادی بدون همراهی جامعه جهانی میتواند برای آمریکا پرهزینه باشد. تداوم فشارهای اقتصادی علیه ایران، در میانمدت هزینههای مهمی برای آمریکا در عرصه داخلی و بینالمللی ایجاد خواهد کرد و با توجه به نزدیک شدن انتخابات میاندورهای، جایگاه سیاسی دونالد ترامپ را با دشواریهای بیشتری مواجه میکند.
بهره سخن
نباید تهدیدهای جدید آمریکا را صرفا از دریچه تهدید نگاه کرد چرا که میتواند یک فرصت برای بازنگری در ساختار اقتصاد ایران باشد. اقتصاد ایران در چهار دهه گذشته و در دولتهای مختلف نشان داده است که ظرفیت تطبیق با فشارهای خارجی را دارد اما ادامه این مسیر نیازمند اصلاحات داخلی است و در این راستا دولت چهاردهم، نقش اساسی و مهمی دارد. باید دید تیم اقتصادی دولت پزشکیان چه خواهد کرد و چگونه در میدان مبارزه اقتصادی با آمریکا آن هم در عصر ترامپ ظاهر میشود؟
نظر شما