آگاه: خود پیامبر (ص) نیز فلسفه بعثتش را با اخلاق پیوند میزند: «إنما بُعثتُ لأتمّم صالح الأخلاق»؛ من برای کامل کردن فضایل اخلاقی مبعوث شدم. این روایت با سند در منابعی همچون مسند احمد و «الأدب المفرد» نقل شده است.
از این منظر، پیامبر (ص) فقط نیامده بود که مجموعهای از احکام را به انسانها بیاموزد؛ آمده بود تا مناسبات میان انسانها را تغییر دهد. جامعهای که در آن نسب، قبیله، ثروت و قدرت معیار ارزش انسان بود، باید به جامعهای تبدیل میشد که در آن کرامت، عدالت، امانت، وفای به عهد و تقوا معیار قرار گیرد.
اخلاقی که از خانه آغاز میشد
یکی از مهمترین ویژگیهای اخلاق نبوی این بود که اخلاق برای او یک نمایش عمومی نبود. پیامبر (ص) همانقدر که با مردم جامعه مهربان بود، در خانه نیز الگوی اخلاق بود. در روایتی از او آمده است: «خیرکم خیرکم لأهله، وأنا خیرکم لأهلی»؛ بهترین شما کسی است که برای خانوادهاش بهترین باشد و من برای خانوادهام بهترینم. این روایت، یک نکته مهم برای جامعه امروز دارد: اخلاق را نمیتوان فقط در خیابان، مسجد، محل کار یا فضای عمومی جستوجو کرد. کسی که در برابر مردم لبخند میزند اما در خانه خشن، تحقیرکننده یا بیمسئولیت است، هنوز به اخلاق نبوی نزدیک نشده است.
پیامبر (ص) اخلاق را از نزدیکترین دایره انسانی آغاز میکرد و بعد آن را به جامعه گسترش میداد. به همین دلیل است که در سیره او، خانواده، همسایه، فقیر، کودک، یتیم، کارگر، مخالف و حتی دشمن، هرکدام سهمی از اخلاق دارند.
«محمد امین»؛ جامعه بدون اعتماد ساخته نمیشود
پیش از آنکه پیامبر (ص) حاکم مدینه باشد، «محمد امین» بود. مردم مکه اموال خود را به او میسپردند؛ حتی کسانی که با دعوت او مخالف بودند. این ویژگی بعد از بعثت نیز تغییر نکرد. در گزارشهای مربوط به شب هجرت آمده است که پیامبر (ص) امانتهای مردم را نزد امیرالمؤمنین علی (ع) گذاشت تا به صاحبانشان بازگرداند؛ حتی امانت کسانی که با او دشمن بودند. این رفتار، معنای مهمی دارد: اخلاق نبوی وابسته به «خودی و غیرخودی» نبود. امانت، امانت بود؛ چه صاحب آن مسلمان باشد، چه مخالف.
در جامعه امروز، شاید هیچچیز به اندازه «اعتماد» سرمایه اجتماعی نباشد. اعتماد در معامله، در محیط کار، در روابط همسایگی، در سیاست، در رسانه و حتی در روابط خانوادگی. وقتی مردم احساس کنند حرفها قابل اعتماد نیست، وعدهها ضمانت ندارد و هرکس فقط تا جایی اخلاقی است که منافعش اجازه دهد، جامعه از درون فرسوده میشود. از این منظر، «محمد امین» فقط یک لقب تاریخی نیست؛ یک الگوی اجتماعی است.
وفای به عهد؛ اخلاق وقتی پای هزینه به میان میآید
اخلاق واقعی زمانی خودش را نشان میدهد که رعایت آن برای انسان هزینه داشته باشد. پیامبر (ص) به عهد و پیمان وفادار بود و پیمانشکنی را نکوهش میکرد. در سیره اجتماعی او، عهد با دوست و دشمن، تا زمانی که طرف مقابل آن را نقض نکرده بود، ارزش داشت. منابع تاریخی و سیرهنگارانه نیز نمونههای متعددی از پایبندی پیامبر (ص) به پیمانها ثبت کردهاند.
این ویژگی برای جامعه امروز شاید بیش از هر زمان دیگری مهم باشد. اخلاق اجتماعی یعنی وقتی قولی میدهیم، آن را فقط یک جمله برای آرام کردن طرف مقابل ندانیم. قرارداد، وعده، تعهد کاری، قول خانوادگی و حتی وعدهای که مسئولان به مردم میدهند، همه بخشی از اخلاق اجتماعیاند. جامعهای که در آن «قول» ارزش خود را از دست بدهد، دیر یا زود اعتماد عمومی را نیز از دست خواهد داد.
عدالت؛ جایی که اخلاق از مهربانی فراتر میرود
اما اخلاق پیامبر (ص) فقط مهربانی نبود. اگر سیره نبوی را تنها به لبخند، گذشت و نرمخویی تقلیل دهیم، بخش مهمی از آن را ندیدهایم.
پیامبر (ص) در برابر تبعیض ایستاد. در جامعهای که قبیله و نسب و ثروت، منزلت اجتماعی میساخت، او بر برابری انسانها تاکید کرد. در روایتی آمده است: «انّ الناس ... مثل اسنان المشط»؛ انسانها همچون دندانههای شانه برابرند. همچنین در ماجرای فتح مکه، برتری را نه به نسب و قدرت، بلکه به تقوا پیوند زد. او حتی حاضر نشد برای جذب افراد بانفوذ، فقیران و محرومان را از خود براند. قرآن نیز در این زمینه صریح است: «وَلَا تَطْرُدِ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم...»؛ کسانی که خدا را میخوانند از خود دور مکن.
این بخش از سیره نبوی برای امروز یک پرسش جدی ایجاد میکند: آیا در جامعه ما، شأن انسانها واقعا مستقل از ثروت، موقعیت، شهرت، شغل و ارتباطاتشان است؟ اخلاق اجتماعی پیامبر (ص) از ما میخواهد انسان را پیش از آنکه با «دارایی» یا «موقعیت» او بسنجیم، با «کرامت انسانی»اش ببینیم.
نرمش؛ نه ضعف
شاید یکی از سوءتفاهمهای رایج درباره اخلاق، یکی دانستن مهربانی با ضعف باشد. سیره پیامبر (ص) خلاف این تصور را نشان میدهد.
قرآن درباره شیوه رفتار او با مردم میگوید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ»؛ به سبب رحمتی از جانب خدا با آنان نرم شدی و اگر تندخو و سختدل بودی، از پیرامونت پراکنده میشدند. سپس حتی از «عفو» و «مشورت» سخن میگوید. یعنی در منطق نبوی، رهبری با تحقیر مردم معنا پیدا نمیکند. انسانها را نمیتوان با ترس و خشونت برای همیشه کنار هم نگه داشت. جامعه برای ماندن در کنار هم به اعتماد، گفتوگو، مشارکت و احساس کرامت نیاز دارد. این درس امروز هم قابل تامل است؛ در خانوادهای که همه با صدای بلند حرف میزنند، در محیط کاری که مدیر تصور میکند تحقیر کارمند نشانه اقتدار است یا در فضای مجازی که اختلاف نظر به سرعت به توهین تبدیل میشود.
بزرگترین صحنه اخلاق؛ وقتی قدرت در اختیار او بود
شاید هیچ صحنهای به اندازه فتح مکه، اخلاق پیامبر (ص) را در مقام قدرت نشان ندهد.
مردمی که سالها او و یارانش را آزار داده بودند، اکنون در برابر سپاه پیروز اسلام قرار گرفته بودند. منطق معمول تاریخ میتوانست انتقام باشد؛ اما پیامبر (ص) راه دیگری را برگزید. در گزارشهای مربوط به این واقعه، عفو عمومی و پرهیز از انتقامجویی برجسته شده است. آدمی که قدرت انتقام ندارد و میبخشد، شاید فقط ناچار به بخشش شده باشد؛ اما کسی که قدرت دارد و با این حال، میان «حق شخصی» و «حق عمومی» تفاوت میگذارد، معنای عمیقتری از اخلاق را به نمایش میگذارد. البته سیره نبوی به معنای چشمپوشی از ظلم و پایمال شدن حقوق مردم نیست. در تحلیل پژوهشگران سیره نیز بر همین نکته تاکید شده که پیامبر (ص) نسبت به آزار شخصی اهل گذشت بود، اما در برابر تجاوز به حقوق مردم، ظلم و بیعدالتی قاطعیت داشت. این شاید یکی از مهمترین مرزهای اخلاق اجتماعی باشد: بخشش کینه شخصی، با بیتفاوتی در برابر ظلم فرق دارد.
جامعه امروز؛ چقدر از اخلاق نبوی فاصله داریم؟
امروز وقتی از اخلاق پیامبر (ص) سخن میگوییم، خطر این است که او را به یک تصویر تاریخی و مناسبتی تبدیل کنیم؛ پیامبری که در جشنها از او میگوییم، اما در رفتار روزمره فراموشش میکنیم.
اگر قرار باشد سیره نبوی را وارد زندگی امروز کنیم، شاید لازم نباشد از کارهای بزرگ شروع کنیم. میتوان از صف نانوایی شروع کرد؛ از رعایت حق دیگری. از رانندگی؛ از اینکه حق تقدم را فقط برای خودمان نخواهیم. از محل کار؛ از اینکه موفقیت خود را با حذف دیگری تعریف نکنیم. از شبکههای اجتماعی؛ از اینکه پیش از انتشار یک شایعه، درباره آبروی یک انسان فکر کنیم. از سیاست؛ از اینکه مخالف را دشمن تلقی نکنیم. از خانواده؛ از اینکه نزدیکترین آدمهای زندگیمان را بدیهی و بیارزش ندانیم. اخلاق نبوی در واقع مجموعهای از رفتارهای کوچک اما تعیینکننده است: امانتداری، وفای به عهد، عدالت، مدارا، مشورت، احترام به انسانها، دفاع از محرومان، گذشت و در عین حال ایستادگی در برابر ظلم.
شاید جامعهای که پیامبر (ص) ساخت، بیش از آنکه با ساختمان و قانون شناخته شود، با «نوع رابطه انسانها با یکدیگر» شناخته میشد. او جامعهای را از دل یک قبیله بیرون آورد که در آن، انسان فقیر میتوانست در کنار ثروتمند بنشیند، برده آزادشده میتوانست به جایگاه اجتماعی برسد و دشمن دیروز میتوانست پس از بخشش، عضوی از جامعه جدید شود و شاید پیام اصلی اخلاق نبوی برای امروز همین باشد: جامعه خوب، پیش از آنکه با اقتصاد و سیاست و فناوری ساخته شود، با کیفیت رابطه انسانها ساخته میشود.
نظر شما