هشتم شهریور، هفدهم ربیع‌الاول، به نام میلاد حضرت محمد مصطفی (ص) و امام جعفر صادق (ع) در تاریخ ثبت شده است. هم‌نشینی این دو مناسبت فقط تقارنی در تقویم نیست؛ نسبت میان «بنیان‌گذاری یک فرهنگ» و «تبیین و استمرار عالمانه آن» را یادآوری می‌کند. پیامبر اسلام (ص) با محور قرار دادن توحید، کرامت انسان، عدالت، رحمت، مسئولیت اخلاقی و امت‌سازی، افق تازه‌ای در حیات دینی و اجتماعی گشود. نزدیک به یک قرن بعد، امام صادق (ع) در فضای فکری پرتحول سده دوم هجری، بخش بزرگی از میراث معرفتی اهل ‌بیت(ع) را در فقه، حدیث، کلام و اخلاق گسترش داد و حلقه‌ای علمی با دامنه‌ای فراتر از مرزهای درون‌مذهبی پدید آورد.

از رحمت نبوی تا خرد جعفری

آگاه: بر پایه تقویم رسمی کشور که مناسبت‌های آن به تصویب شورای فرهنگ عمومی رسیده، یک‌شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۵ برابر با ۱۷ ربیع‌الاول ۱۴۴۸ به میلاد حضرت رسول اکرم(ص)، میلاد امام جعفر صادق(ع) و «روز اخلاق و مهرورزی» اختصاص دارد. ضمن اینکه ۱۲ ربیع‌الاول، سالروز میلاد پیامبر(ص) به روایت مشهور اهل سنت و آغاز هفته وحدت دانسته شده است.
از نگاه تاریخ‌پژوهی، باید میان «تاریخ آیینی و رسمی» و «قطعیت روز دقیق تولد» فرق گذاشت. در منابع اسلامی درباره روز ولادت پیامبر(ص) اقوال متفاوتی وجود دارد و دو قول ۱۲ و ۱۷ ربیع‌الاول در میان اهل سنت و شیعه شهرت بیشتری یافته‌اند. درباره امام صادق(ع) نیز سال ۸۳ قمری و روز ۱۷ ربیع‌الاول قول مشهور است، هرچند باید یادآور شد که روز دقیق ولادت در منابع بسیار متقدم ثبت نشده و تصریح به ۱۷ ربیع‌الاول در منابع سده‌های بعد دیده می‌شود. این احتیاط تاریخی از ارزش معنوی بزرگداشت نمی‌کاهد؛ بلکه نشان می‌دهد حافظه دینی، افزون بر ثبت یک رخداد، هر سال فرصتی برای بازخوانی پیام و میراث آن شخصیت فراهم می‌سازد.

ولادت به مثابه باززایی فرهنگی
فرهنگ فقط مجموعه‌ای از کتاب‌ها، آیین‌ها یا بناها نیست؛ فرهنگ شبکه‌ای از باورها، ارزش‌ها، هنجارها، زبان، هنر، نهادها و عادت‌های روزمره است که به یک جامعه می‌گوید چه چیزی حقیقت، چه رفتاری فضیلت و چه نوع رابطه‌ای عادلانه است. از این منظر، تاثیر پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) را نباید تنها در تاریخ عقاید جست‌وجو کرد، بلکه علاوه بر آن در شیوه عبادت، آموزش، گفت‌وگو، خانواده، بازار، همسایگی، ادبیات، هنر و حتی معیار داوری درباره قدرت و ثروت حضور یافته است.
برای روشن شدن موضوع، سه سطح را باید از یکدیگر بازشناخت:
دین: اصول مشترک ایمان، عبادت و اخلاق که پیامبر(ص) آورنده و الگوی عملی آن است.
مذهب: سنت روشمند فهم و تفسیر دین که در طول تاریخ شکل می‌گیرد؛ مذهب جعفری یکی از مهم‌ترین این سنت‌هاست.
جامعه: عرصه‌ای که باور و تفسیر دینی در آن به رابطه، قانون، آموزش، همبستگی و سبک زندگی تبدیل می‌شود. در این چارچوب، پیامبر(ص) سرچشمه و بنیان‌گذار فرهنگ اسلامی است و امام صادق(ع) یکی از برجسته‌ترین مفسران، آموزگاران و سامان‌دهندگان میراث اهل ‌بیت(ع) در دوره شکل‌گیری علوم اسلامی به شمار می‌آید.
از پراکندگی اعتقادی به جهان‌بینی توحیدی
حضرت محمد(ص)، بنا بر گزارش مشهور تاریخی، در سال فیل در مکه زاده شد، در ۴۰ سالگی دعوت خود را آغاز کرد، در ادامه به مدینه هجرت نمود و در ۶۳ سالگی به شهادت رسید. دعوت او در آغاز، همزمان دو ساختار را به چالش کشید: بت‌پرستی و امتیازهای اجتماعی‌ای که به ثروت، تبار و قدرت قبیله‌ای تکیه داشت. در زندگی پیامبر به دعوت او به یکتاپرستی و مطالبه کمک ثروتمندان به توجه ویژه‌ای شده است.
توحید در فرهنگ نبوی صرفا گزاره‌ای نظری درباره یگانگی خدا نبود؛ بلکه این امر ملاکی برای یگانگی وجدان و رفتار انسان شد. اگر همه در برابر خدای واحد مسئولند، ثروت، نژاد، قبیله و موقعیت سیاسی نمی‌تواند سرچشمه ارزش ذاتی انسان باشد. قرآن معیار برتری را نه تبار، بلکه تقوا معرفی کرد: «گرامی‌ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست.» (حجرات: ۱۳) بدین ‌ترتیب، توحید از آسمان اندیشه به زمین مناسبات اجتماعی آمد و به نقد خودپرستی، بت‌سازی از قدرت و تحقیر انسان انجامید.
سه تعبیر قرآنی، هسته این فرهنگ را به‌خوبی نشان می‌دهد: پیامبر «رحمتی برای جهانیان» است (انبیاء: ۱۰۷)، برای مؤمنان «الگویی نیکو»ست (احزاب: ۲۱) و بر «خُلقی عظیم» قرار دارد (قلم: ۴). در نتیجه، سنت نبوی فقط مجموعه‌ای از فرمان‌ها نیست؛ الگویی زیسته است که در آن صدق، امانت، بردباری، گذشت، وفای به عهد و مهربانی، صورت اجتماعی ایمان را می‌سازند.

پیوند عبادت با حق مردم
یکی از مهم‌ترین آثار فرهنگی پیامبر (ص)، بیرون آوردن اخلاق از حاشیه و قرار دادن آن در متن دینداری بود. قرآن، نمازگزار بی‌اعتنا به یتیم و نیازمند را نکوهش می‌کند (ماعون: ۱ ـ ۷)، عدالت را حتی در جایی که به زیان خود یا نزدیکان انسان باشد می‌طلبد (نساء: ۱۳۵) و هشدار می‌دهد دشمنی با گروهی، انسان را از عدالت دور نکند (مائده: ۸). بنابراین در منطق نبوی، عبادت بی‌عدالت و ایمان بی‌امانت، از اعتبار فرهنگی و اجتماعی تهی می‌شود.
این منظومه، به‌ویژه بر گروه‌های آسیب‌پذیر اثر گذاشت. زکات و انفاق را از صدقه‌ای اتفاقی به مسئولیتی پایدار نزدیک کرد، حمایت از یتیم، مسکین، در راه‌مانده و بدهکار را ارزش دینی ساخت، رباخواری و کم‌فروشی را خوار کرد و برای زنان در بافت تاریخی جاهلیت، اهلیت معنوی و حقوقی، حق مالکیت و سهم ارث را به رسمیت شناخت (نساء: ۷). علاوه بر آن نیز بر حضور زنان در آموزش، نقل حدیث، معامله اقتصادی و اظهار نظر در جامعه نخستین اسلامی تاکید کرد.
البته دقت علمی اقتضا می‌کند که از ساده‌سازی پرهیز شود. عربستان پیش از اسلام یکسره تهی از فضیلت نبود؛ شعر، مهمان‌نوازی، پیمان‌داری و تجارت در آن سابقه داشت. همچنین اصلاحات اسلامی را نباید با مفاهیم حقوقی امروز عینا یکی دانست. اهمیت تاریخی پیامبر(ص) در این بود که فضیلت‌های پراکنده را در منظومه‌ای توحیدی و پاسخگو گرد آورد، برخی رسوم ستمگرانه مانند زنده‌ به‌گور کردن دختران را به‌شدت محکوم کرد (تکویر: ۸ ـ ۹)، برای آزادی بردگان انگیزه‌های متعدد دینی پدید آورد و برای حرکت جامعه را به سوی کرامت و مسئولیت تغییر داد. هرچند برده‌داری در همان دوره یکباره برچیده نشد.
ساختن همبستگی فراتر از خون
هجرت به مدینه نقطه‌ای تعیین‌کننده در این مسیر بود، زیرا دعوت دینی به جامعه‌سازی تبدیل شد. مفهوم «امت» امکان می‌داد افراد، بدون حذف کامل وابستگی‌های خانوادگی و قبیله‌ای، عضویت در یک اجتماع اخلاقی بزرگ‌تر را تجربه کنند. این مفهوم اصلی انتزاعی و نیرومند برای تعریف عضویت در جامعه‌ای واحد بود که در آن ایمان و تقوا، نه ثروت و نسب، معیار تمایز بود.
«صحیفه» یا «میثاق مدینه» نمونه مهم این تحول است. این سند، روابط مهاجران، انصار و گروه‌هایی از یهودیان و دیگر ساکنان یثرب را تنظیم می‌کرد، مسئولیت‌های دفاعی و مالی را توضیح می‌داد و برای گروه‌های دینی، هویت و آیین خودشان را به رسمیت می‌شناخت. این توافق طرف‌های گوناگون را در قالب یک جامعه سیاسی گرد آورد و حقوق و تعهدات آنان را صورت‌بندی کرد. گاه از این سند با عنوان «نخستین قانون اساسی جهان» یاد می‌شود؛ اما تعبیر دقیق‌تر آن است که میثاق مدینه را یک پیمان بنیادین سیاسی ـ اجتماعی یا سند آغازین حکمرانی بدانیم. اهمیت فرهنگی سند، فارغ از این عنوان‌گذاری، در سه نکته است: عبور نسبی از انحصار قبیله، تبدیل امنیت به مسئولیت مشترک و امکان همزیستی گروه‌های متفاوت در یک نظم عهدمدار. در کنار آن، پیمان برادری میان مهاجران و انصار، همبستگی را از شعار به یاری واقعی نزدیک کرد. مسجد نیز فقط عبادتگاه نبود؛ محل آموزش، مشورت، داوری، رسیدگی به امور عمومی و ملاقات گروه‌های مختلف بود. این الگو بعدها بر نقش اجتماعی مسجد در سراسر جهان اسلام اثر گذاشت.

فرهنگ دانش، متن و هنر
نخستین آیات وحی با فرمان «بخوان» و یادکرد «قلم» و آموزش آغاز می‌شود (علق: ۱ ـ ۵). این آغاز، دانش را به قلب تجربه دینی برد. قرآن، سنت پیامبر و نیاز به فهم آنها، فرهنگ گسترده‌ای از حفظ، قرائت، کتابت، تفسیر، حدیث، لغت، نحو، فقه و تاریخ را پدید آورد. قرآن مبنای اصلی قانون و رفتار اسلامی و نقطه آغاز ثبت و مطالعه منظم سنت ادبی عربی معرفی شد، متنی که به معیار بنیادی بیان ادبی عربی تبدیل شد.
اثر این فرهنگ فقط در کتابخانه نماند. حرمت کلام وحی، خوش‌نویسی را به یکی از شاخص‌ترین هنرهای جهان اسلام بدل کرد. با ظهور اسلام، کلمه مکتوب اهمیتی کم‌مانند یافت و خط عربی از ظرف و پارچه تا معماری را آراست. همچنین شماری از زبان‌های غیرعربی، از جمله فارسی، خط عربی را با تغییرات لازم پذیرفتند. تلاوت، اذان، معماری مسجد، کتیبه‌نگاری، کتاب‌آرایی و ادبیات دینی، همگی بخشی از امتداد فرهنگی وحی نبوی‌اند.
با این همه، نسبت دادن همه دستاوردهای علمی و هنری قرن‌های بعد به یک علت، نادقیق است. پیامبر(ص) افق ارزشی و نهادی دانش‌دوستی را گشود؛ شکوفایی تمدن اسلامی سپس با تلاش نسل‌های بسیار و مشارکت عرب‌ها، ایرانیان، ترک‌ها، بربرها، هندیان و دیگر ملت‌ها و نیز با ترجمه و گفت‌وگو با میراث‌های پیشین تحقق یافت. این تفکیک، البته از عظمت نقش پیامبر نمی‌کاهد، بلکه چگونگی تبدیل یک پیام اخلاقی به تمدنی چندقومیتی را روشن‌تر می‌کند.

امام جعفر صادق(ع)؛ فرهنگ تبیین، دانش و گفت‌وگو
امام جعفربن‌محمد صادق(ع)، بنا بر قول مشهور، در سال ۸۳ قمری در مدینه زاده شد و در سال ۱۴۸ قمری به شهادت رسید. او ششمین امام شیعیان ۱۲ امامی است و در دیگر شاخه‌های مهم تشیع نیز جایگاهی بنیادی دارد. دوران زندگی‌اش با افول امویان، انقلاب عباسی و شکل‌گیری جدی‌تر دانش‌هایی چون فقه، حدیث و کلام همزمان بود. این گذار، با وجود فشارهای سیاسی، در مقاطعی فضای بیشتری برای فعالیت علمی ایشان، شاگردانشان و مردم فراهم کرد.
امام صادق(ع) نه‌تنها شخصیتی محوری برای شیعه، بلکه چهره‌ای شاخص در معارف اهل سنت در سده دوم هجری هستند و از آموزه‌های سامان‌یافته ایشان در عقاید، اخلاق و فقه سخنان بسیاری گفته شده است. این نکته مهم است که اثر فرهنگی امام را نباید در مرز یک جماعت محصور کرد. او در مدینه، یکی از مهم‌ترین کانون‌های نقل سنت نبوی، حلقه‌ای علمی داشت که فقیه، محدث، قاری و متکلم با گرایش‌ها و خاستگاه‌های گوناگون در آن حضور می‌یافتند.

از میراث اهل ‌بیت تا مذهب جعفری
مذهب جعفری به این دلیل به نام امام صادق(ع) شهرت یافت که بخش بسیار بزرگی از روایات فقهی و اعتقادی امامیه از او و پدرش امام محمد باقر(ع) نقل شده و در دوره او امکان انتشار گسترده‌تری یافته است. بنابراین، تعبیر دقیق این نیست که امام صادق(ع) دین و مذهبی تازه یا دستگاهی گسسته از گذشته پدید آورد. ایشان میراث قرآن، پیامبر(ص) و اهل‌ بیت(ع) را در برابر پرسش‌های نو توضیح داد، تفصیل بخشید و به شبکه‌ای از راویان و شاگردان سپرد.
از دیگر سو مهم‌ترین سهم امام صادق(ع) را می‌توان در علوم حقوقی دانست، زیرا گفتارها و رفتارهای منقول از او، یکی از منابع اصلی فقه امامی شد. مکتب جعفری در بستر گفت‌وگوی حقوقی اواخر اموی و اوایل عباسی شکل گرفت و ابزارهای تفسیر حقوقی، قواعد و رفتارهای ویژه‌ای را توسعه داد.
این میراث در طول تاریخ بر عبادات، خانواده، قراردادها، دادوستد، حقوق مالی، قضا و اخلاق حرفه‌ای میلیون‌ها شیعه اثر گذاشته است. از این جهت، فقه جعفری فقط مجموعه‌ای از احکام فردی نیست، بخشی از حافظه و سازمان فرهنگی جامعه شیعی است. حوزه‌های علمیه، سنت اجتهاد، کتاب‌های حدیثی و ادبیات پرسش و پاسخ دینی، همه به‌نوعی از آن شبکه اولیه تغذیه کرده‌اند. 
در عین حال، باید از یک ساده‌سازی دیگر نیز پرهیز کرد. فقه جعفری امروز حاصل یک روند چندقرنی است و نباید همه صورت نهایی علم اصول و اجتهاد متأخر را بی‌واسطه به سده دوم نسبت داد. نقش تاریخی امام(ع)، فراهم کردن حجم عظیمی از مواد روایی، جهت‌گیری‌های تفسیری و الگوهای استدلالی بود که عالمان بعدی آنها را تدوین، نقد و نظام‌مند کردند.

عقلانیت مسئول
فرهنگ علمی امام صادق(ع) را می‌توان «پرسشگری منضبط» نامید. در این فرهنگ، پرسیدن فضیلت است، اما پاسخ باید بر دانش، قرآن، سنت معتبر و استدلال استوار باشد. در روایات منسوب به ایشان، سنجش حدیث با قرآن، توجه به معنای سخن و پرهیز از رأی شخصی بی‌ضابطه اهمیت دارد. بنابراین مخالفت او با برخی شکل‌های «قیاس» یا رأی، به معنای دشمنی با عقل نیست، نقد او متوجه آن است که سلیقه شخصی جای متن، قرینه و دانش معتبر بنشیند.
آموزه مشهور «نه جبر و نه تفویض، بلکه امری میان آن دو» نیز نمونه‌ای از این عقلانیت متعادل است. این بیان می‌کوشد از یک سو حاکمیت و علم الهی را حفظ کند و از سوی دیگر، اختیار و مسئولیت اخلاقی انسان را جدی بگیرد. پیام فرهنگی آن نیز روشن است. انسان نمی‌تواند خطاهای خویش را به تقدیر نسبت دهد و از پاسخگویی بگریزد، همان‌گونه که نمی‌تواند خود را مستقل مطلق و بی‌نیاز از خدا بداند. چنین برداشتی، زمینه‌ای کلامی برای اخلاق مسئولیت‌پذیر فراهم می‌کند.

حلقه علمی چندصدایی
منابع امامیه از شمار بسیار زیاد شاگردان امام (ع) سخن گفته‌اند و گزارش مشهور، عدد چهار هزار نفر را ذکر می‌کند. اهمیت تاریخی این گزارش، بیش از خود عدد، در تنوع جغرافیایی و فکری راویان و دانش‌پژوهان است. در تاریخ از حضور شاگردانی از مدینه، مکه، کوفه، بصره و خراسان و از طیف‌های مختلف فقهی و کلامی در محضر امام(ع) خبر می‌دهند.
نام مالک بن انس و ابوحنیفه نیز در منابع سنتی در شمار راویان، ملاقات‌کنندگان یا بهره‌گیران علمی امام آمده است. هرچند درباره نوع، میزان و مدت شاگردی آنان میان منابع و پژوهشگران اختلاف وجود دارد. بیان محتاطانه آن است که امام صادق(ع) در شبکه مشترک دانش اسلامی حضوری اثرگذار داشت و عالمان غیرشیعی نیز از او روایت کرده یا مقام علمی‌اش را ستوده‌اند. همین واقعیت، او را به یکی از سرمایه‌های مشترک گفت‌وگوی شیعه و اهل سنت بدل می‌سازد. گاهی از حلقه درس او با عنوان «دانشگاه جعفری» یاد می‌شود. این تعبیر برای نشان دادن گستردگی آموزش سودمند است، اما نباید آن را دانشگاهی با ساختار اداری و مدرک‌دهی امروز پنداشت. واقعیت تاریخی مستند، حلقه‌ای پررونق، شبکه‌ای از راویان و شاگردان و تقسیم کار علمی در حوزه‌هایی چون فقه، حدیث و کلام است.

دعوت با رفتار
یکی از زیباترین وجوه میراث امام صادق(ع)، تبدیل هویت مذهبی به مسئولیت اخلاقی است. از او نقل شده است: «مردم را با غیر زبان‌هایتان دعوت کنید تا از شما پرهیزکاری، کوشش، نماز و نیکی ببینند، زیرا اینها خود دعوت‌کننده‌اند.» (الکافی، ج ۲، ص ۷۸). در این نگاه، اعتبار دین با بلندی شعار سنجیده نمی‌شود، بلکه با صدق، امانت، حسن همسایگی و خیررسانی پیروان آن سنجیده می‌شود.
این سخن، تاثیری عمیق بر فرهنگ شیعی دارد. تشیع در منطق امام صادق(ع) فقط اظهار محبت یا مرزبندی هویتی نیست، پیرو اهل‌ بیت باید «زینت» آنان باشد، نه سبب بدنامی‌شان. 
چنین اصلی می‌تواند در جامعه امروز به اخلاق رسانه‌ای، درست‌کاری اقتصادی، احترام به قانون، مسئولیت حرفه‌ای، پذیرش نقد و رعایت حقوق همسایه و همکار ترجمه شود. جمله منسوب به آن حضرت، «محبوب‌ترین برادرانم نزد من کسی است که عیب‌هایم را به من هدیه کند»، نیز فرهنگ نقد خیرخواهانه را در برابر تملق و خودفریبی تقویت می‌کند (الکافی، ج ۲، ص ۶۳۹).

نسبت دو میراث در دین، مذهب و جامعه

از رحمت نبوی تا خرد جعفری

نسبت این دو نقش را می‌توان چنین خلاصه کرد: پیامبر(ص) افق و معیار را پدید آورد، امام صادق(ع) در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ اسلام، بخشی مهم از آن افق را با زبان دانش، استدلال و تربیت برای نسل‌های بعدی قابل دسترس کرد. یکی سرچشمه رسالت است و دیگری وارث و مفسر برجسته آن در خاندان پیامبر.

میراث رسول(ص) و فرزندش(ع) برای جامعه امروز
قرار گرفتن روایت مشهور اهل سنت از میلاد پیامبر در ۱۲ ربیع‌الاول و روایت مشهور شیعه در ۱۷ ربیع‌الاول، به‌جای تبدیل شدن به نزاع تقویمی، می‌تواند از اختلاف روایت‌ها پلی برای همدلی بسازد. «هفته وحدت» هنگامی معنا دارد که وحدت را حذف تفاوت ندانیم. وحدت یعنی همکاری بر سر کرامت انسان، عدالت، مبارزه با فقر، صداقت و صلح، همراه با گفت‌وگوی محترمانه درباره اختلاف‌ها. جایگاه مشترک امام صادق(ع) در حافظه علمی مسلمانان، پشتوانه‌ای مهم برای چنین گفت‌وگویی است.
در روزگاری که رفتار یک فرد در چند ثانیه می‌تواند تصویر یک دین یا مذهب را در رسانه‌ها شکل دهد، توصیه امام صادق(ع) به «دعوت با عمل» اهمیت دوچندان یافته است. راستگویی در خبر، پرهیز از تهمت، وفای به قرارداد، رعایت حق مشتری، احترام به مخالف و حمایت از ضعیف، تبلیغی فرهنگی موثرتر از بسیاری سخنرانی‌هاست. جامعه‌ای که میلاد پیامبر رحمت را جشن می‌گیرد اما در آن تحقیر، تبعیض و بی‌اعتمادی رواج دارد، هنوز فاصله‌ای جدی با معنای جشن دارد.
از «اقرأ» در آغاز وحی تا حلقه علمی امام صادق(ع)، دانش یک رشته پیوسته در این میراث است، اما دانش در این سنت از اخلاق جدا نیست. علم بدون صدق می‌تواند به فریب و مهارت بدون مسئولیت می‌تواند به ظلم تبدیل شود. در عصر خبرهای جعلی، قطبی‌ شدن اجتماعی و پاسخ‌های شتاب‌زده، روش جعفری ما را به پرسش، بررسی منبع، فهم زمینه و پرهیز از ادعای بی‌دلیل فرا می‌خواند.
بزرگداشت این روز می‌تواند از مراسم صرف فراتر برود و به برنامه‌هایی ملموس تبدیل شود: پویش کتاب‌خوانی و سواد رسانه‌ای، کمک عزتمندانه به خانواده‌های نیازمند، آشتی دادن افراد، نشست علمی مشترک شیعه و سنی، گفت‌وگوی بین‌ دینی، خدمت داوطلبانه به محله، حمایت از دانش‌آموزان محروم و تعهد عمومی به راستگویی. چنین اقداماتی، میلاد را از خاطره‌ای در گذشته به نیرویی برای اصلاح اکنون تبدیل می‌کند.

فرجام سخن؛ تاثیر مثبت جهانی
تاثیر مثبت فرهنگی پیامبر اکرم(ص) را می‌توان در این تحول بزرگ دید که ایمان را از تجربه‌ای صرفا شخصی به یک نظام معنابخش برای زندگی تبدیل کرد. نظامی که در آن توحید با آزادی از بت‌های قدرت و ثروت، عبادت با عدالت و محبت خدا با خدمت به خلق پیوند می‌خورد. او جامعه‌ای را مخاطب قرار داد که ساختار قبیله‌ای در آن بسیار نیرومند بود و افق «امت» را پیش روی آن گذاشت. افقی که انسان‌ها را بر پایه عهد، اخلاق و مسئولیت مشترک گرد می‌آورد. 
قرآن و سیره نبوی نیز زبان، ادبیات، هنر، آموزش و نهادهای اجتماعی بخش بزرگی از جهان را برای قرن‌ها تحت تاثیر قرار داد.
تاثیر مثبت فرهنگی امام صادق(ع) نیز در آن است که این میراث را در دوره‌ای پرآشوب، به فرهنگ فهم و گفت‌وگو تبدیل کرد. او نشان داد پاسداری از دین فقط با قدرت سیاسی یا شور عاطفی ممکن نیست، دین برای ماندن به دانش، روش، نقد، تربیت شاگرد و اخلاق نیاز دارد. مذهب جعفری در پرتو میراث او، هویتی یافت که در بهترین صورت خود، میان نص و عقل، معنویت و مسئولیت، و وفاداری مذهبی و تعامل علمی توازن برقرار می‌کند.
البته تاکید بر این تاثیر مثبت به معنای مثبت دانستن همه رفتارها و حکومت‌هایی نیست که بعدها نام اسلام یا تشیع را بر خود نهاده‌اند. تاریخ مسلمانان، مانند تاریخ هر جامعه انسانی، آمیخته‌ای از وفاداری و فاصله گرفتن از آرمان‌هاست. داوری منصفانه باید میان اصل میراث و عملکرد پیروان تمایز بگذارد. درست به همین دلیل، بازگشت سالانه و مرور این میلادها ضروری است، برای آنکه جامعه، خود را دوباره با معیار رحمت، عدالت، حقیقت و دانایی بسنجد.
پس زیباترین نتیجه این همزمانی را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: پیامبر(ص) فرهنگی بر محور رحمت و کرامت بنیان نهاد و امام صادق(ع) به آن فرهنگ، زبان استدلال، آموزش و استمرار بخشید. اگر جشن این دو میلاد به مهربانی بیشتر، گفت‌وگوی عاقلانه‌تر، دانش دقیق‌تر، عدالت گسترده‌تر و رفتار صادقانه‌تر بینجامد، تقویم به فرهنگ زنده تبدیل شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.