آگاه: سید موسی صدر، زاده خاندانی ریشهدار و سرشناس در حوزه کهن قم، از همان آغاز جوانی مسیری متمایز از جریان سنتی رایج را برگزید. او علاوه بر تلمذ در محضر برجستهترین مراجع و علمای روزگار نظیر علامه طباطبایی، آیتالله سیدحسین طباطباییبروجردی و آیتالله سیدمحمد محقق داماد، راهی دانشکده حقوق دانشگاه تهران شد و در رشته اقتصاد به تحصیل پرداخت. این همنشینی فقه، فلسفه و عقلانیت اقتصادی، ساختار فکری او را به گونهای شکل داد که سالها بعد در آزمون عملی مواجهه با پیچیدگیهای جامعه مدنی و چندوجهی خاورمیانه، او را به رهبری بیبدیل و پیشرو بدل ساخت.
او در دوران اقامت در ایران، به بازخوانی نیازهای فکری نسل جوان پرداخت و با مشارکت در انتشار مجله «مکتب اسلام»، روح تازهای به روزنامهنگاری حوزوی دمید. هنگامی که در اواخر دهه ۱۹۵۰ میلادی و در پی درگذشت علامه سید عبدالحسین شرفالدین، بزرگان شیعه لبنان از او برای رهبری مذهبی و اجتماعی دعوت کردند، با آگاهی کامل از عمق شکافهای طبقاتی، طایفهای و منطقهای، راهی شهر ساحلی صور در جنوب لبنان شد.
لبنانی که سید موسی صدر به آن گام نهاد، کشوری گرفتار در تقسیمبندیهای سنتی و منسوخ میثاق ۱۹۴۳ بود؛ ساختاری که در آن شیعیان به عنوان فرودستترین طبقه جامعه، فاقد هرگونه نهاد مدنی مستقل، فرصت شغلی شایسته و جایگاه سیاسی تاثیرگذار بودند. جنوب لبنان زیر سایه محرومیت مطلق و هراس مداوم از تهدیدهای نظامی رژیم صهیونیستی به فراموشی سپرده شده بود و دره بقاع در فقر معیشتی دست و پا میزد.
او برای احیای این جامعه فراموششده، به دور از شعارزدگی، نهادسازی گامبهگام را آغاز کرد. نخستین گامهای او ساخت مدارس مدرن فنی و حرفهای مانند موسسه صنعتی جبلعامل (برجالشمالی)، درمانگاهها، باشگاههای جوانان و مراکز مددکاری اجتماعی برای سرپرستی دختران و پسران بیبضاعت بود. او به زنان شیعه که تا آن روز نقشی در عرصه عمومی نداشتند، هویت و امکان مشارکت بخشید؛ کارگاههای بافندگی و قالیبافی ایجاد و برای نخستین بار آموزش مهارتهای نوین را وارد خانههای روستاییان کرد.
تاسیس مجلس اعلا و حرکت محرومان
تجربه نخستین دهه حضور امام موسی صدر نشان داد که تغییر بنیادین در ساختار اجتماعی و حقوقی محرومان، نیازمند سازماندهی تشکیلاتی و بهرهگیری از ابزارهای حقوقی و نهادی است. تا پیش از آن، امور اداری و احوال شخصیه شیعیان زیر نظر نهادهای اهل سنت اداره میشد و این طایفه فاقد کرسی رسمی نمایندگی نزد دولت بود.
او با سفرهای گسترده به تمام مناطق لبنان و مذاکرات فشرده با سیاستمداران، احزاب و روسای طوایف، طرح تاسیس یک نهاد رسمی مستقل را پیش برد. سرانجام در سال ۱۹۶۷ میلادی، پارلمان لبنان قانون تاسیس «مجلس اعلای اسلامی شیعه» را تصویب کرد و در مه ۱۹۶۹، امام موسی صدر رسما به عنوان نخستین رئیس این نهاد سوگند یاد کرد. این رخداد، نقطه عطفی تاریخی در گذار شیعیان لبنان از حاشیهنشینی به متن کنشگری ملی بود. او مجلس اعلا را تنها به امور مناسکی محدود نکرد، بلکه آن را به تریبونی برای مطالبهگری حقوق عمومی، توسعه متوازن اقتصادی و مبارزه با بیعدالتی تبدیل ساخت. در پی تشدید حملات رژیم صهیونیستی به روستاهای جنوب و بیتفاوتی دولت مرکزی، در سال ۱۹۷۴ میلادی جنبش مدنی گستردهای را با عنوان حرکت المحرومین (جنبش محرومان) به راه انداخت. این جنبش با تجمعات عظیم صدهزار نفری در بعلبک و صور، پیام روشنی به حاکمیت بیروت فرستاد: محرومیت یک سرنوشت محتوم نیست، بلکه حاصل ساختاری ناعادلانه است که باید دگرگون شود. او همواره تاکید میکرد که حرکت محرومان ویژه شیعیان نیست، بلکه متعلق به هر انسان ستمدیدهای در لبنان، صرفنظر از دین و مذهب اوست. آنچه نام امام موسی صدر را در تاریخ اندیشه سیاسی و الهیاتی خاورمیانه جاودانه ساخت، الگوی عملی او در زیست مسالمتآمیز و گفتوگوی واقعی ادیان بود. در جغرافیایی که هویت مذهبی اغلب بهانهای برای سنگربندی و نفی دیگری بود، او انسان را محور ارزشهای الهی قرار داد.
حضور تاریخی او در ۱۹ فوریه ۱۹۷۵ در کلیسای کبوشیین بیروت و ایراد موعظه آغاز روزه بزرگ مسیحیان، یکی از درخشانترین برگهای تاریخ تقریب ادیان به شمار میرود. یک عالم برجسته مسلمان با ردای روحانیت شیعه، در برابر اسقفها، کشیشان و صدها تن از نخبگان مسیحی در محراب کلیسا ایستاد و با صدایی آرام اما پرطنین اعلام کرد: «ادیان برای خدمت به انسان آمدهاند، نه انسان برای خدمت به ادیان. ادیان یکی بودند، زیرا هدف همگی آنها نجات انسان از تاریکی و جهل به سوی نور، عدالت و کرامت بود. هنگامی که به خدمت انسان پرداختند به هم رسیدند و چون انسان را رها کردند و در پی منافع خود رفتند، با یکدیگر اختلاف پیدا کردند.» مدارای او رفتاری نمادین و برای صحنههای رسمی نبود؛ او این مدارا را در جزئیترین روابط روزمره زندگی میکرد. ماجرای دفاع او از بستنیفروش مسیحی در شهر صور هنوز ورد زبانهاست. هنگامی که برخی افراد ناآگاه خرید خوراکی از غیرمسلمانان را تحریم کرده و رزق آن مرد را به خطر انداخته بودند، امام صدر شخصا با جمعی از یارانش به دکان او رفت، بستنی خورد و با صدای بلند اعلام کرد که کرامت و رزق مومنان به ادیان توحیدی محترم است.
هنگامی که در بهار ۱۹۷۵ آتش جنگ داخلی لبنان برافروخته و کشتار متقابل مذهبی آغاز شد، او شجاعانهترین موضعگیری را اتخاذ کرد. او هرگونه سلاحی را که رو به سوی هموطن لبنانی نشانه رود، خائنانه دانست. در اعتراض به کشتار کور غیرنظامیان و تلاش گروههای شبهنظامی برای تجزیه لبنان، در مسجد عاملیه بیروت دست به اعتصاب غذای نامحدود زد. این حرکت مدنی و اعتراضی، که بازتابی جهانی یافت، رهبران سیاسی و شبهنظامیان را زیر فشار خردکننده افکار عمومی قرار داد و به توقف موقت درگیریها و مهار موج خشونتهای طایفهای انجامید.
نظریهپرداز مقاومت، دفاع از جنوب و پیوند با آرمان فلسطین
نگاه امام موسی صدر به مسئله مقاومت، نگاهی منظومهای و چندبعدی بود. او معتقد بود دفاع در برابر تجاوز خارجی صرفا یک امر سختافزاری نیست، بلکه نیازمند ساختار اجتماعی مستحکم، امید به آینده و ایمان به کرامت انسانی است. جنوب لبنان در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی، حیاط خلوت حملات رژیم صهیونیستی و بیتوجهی مطلق حکومت بیروت بود.
در چنین شرایطی، او دفاع را یک فریضه اخلاقی و ملی تعریف کرد. وی به صراحت اعلام کرد: «ما به صلح باور داریم، اما در برابر متجاوز سر فرود نمیآوریم. دفاع از میهن، شرف انسان است.» او در کنار آموزشهای فرهنگی و اجتماعی، شاخه نظامی جنبش محرومان را با نام «افواج المقاومة اللبنانیة» (امل) با هدایت و همراهی تشکیلاتی شهید مصطفی چمران بنیان نهاد تا سدی در برابر تجاوزهای رژیم صهیونیستی و دفاع از تمامیت ارضی لبنان باشد.
جمله تاریخی و ماندگار او که «اسرائیل، شر مطلق است و تعامل با آن حرام است»، به مانیفست مقاومت در خاورمیانه تبدیل شد. او با درایت، مسئله فلسطین را از یک دعوای ملیگرایانه محدود عربی به یک مسئله حقوق بشری، اسلامی و جهانی ارتقا داد و همواره یادآور میشد که کرامت اعراب و مسلمانان با آزادی قدس و بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین مادریشان پیوند خورده است. او با پناه دادن به آوارگان فلسطینی در لبنان و تلاش برای مهار تنشهای میان گروههای فلسطینی و لبنانیها، نقشی تاریخی در حفظ وحدت جبهه ضدصهیونیستی ایفا کرد.
فضای سیاسی ملتهب منطقه و سفر به لیبی
سال ۱۹۷۸ میلادی یکی از پیچیدهترین و بحرانیترین مقاطع تاریخ مدرن خاورمیانه بود. در مارس همان سال، ارتش رژیم صهیونیستی با اجرای عملیات نظامی موسوم به «لیطانی»، بخشهای وسیعی از خاک جنوب لبنان را به اشغال درآورد و صدها هزار تن از روستاییان را آواره ساخت. همزمان انور سادات، رئیسجمهور مصر در حال نهایی کردن مذاکرات کمپ دیوید با رژیم صهیونیستی بود؛ رخدادی که جهان عرب را به دو قطب متخاصم تقسیم کرده و موجی از انفعال و سردرگمی سیاسی پدید آورده بود. امام موسی صدر برای نجات جنوب لبنان، متوقف ساختن پیشروی رژیم صهیونیستی و جلب حمایتهای دیپلماتیک و مالی کشورهای عربی برای اسکان آوارگان و بازسازی مناطق جنگزده، دست به یک دیپلماسی فشرده و نفسگیر زد. او به چندین پایتخت عربی از جمله دمشق، الجزیره و ریاض سفر کرد.در الجزایر، هواری بومدین، رئیسجمهور وقت الجزایر، به او پیشنهاد کرد که برای حل بحران جنوب و جلوگیری از دخالتهای تفرقهافکنانه رژیم قذافی در لبنان، سفری رسمی به طرابلس داشته باشد و با رهبر لیبی گفتوگو کند. لیبی در آن سالها منبع اصلی ارسال سلاح و پول به گروههای تندرو در جنگ داخلی لبنان بود و تغییر موضع طرابلس میتوانست تاثیری مستقیم بر مهار بحران بگذارد. بر این اساس و با دعوت رسمی وزارت خارجه لیبی، این سفر در تقویم قرار گرفت.
ماجرای ناپدید شدن در گرداب دسیسه طرابلس
در ۲۵ اوت ۱۹۷۸ (سوم شهریور ۱۳۵۷)، امام موسی صدر به همراه دو شخصیت همراهش، شیخ محمد یعقوب (عالم برجسته و عضو هیات شرعی مجلس اعلا) و عباس بدرالدین (روزنامهنگار نامدار و مدیر خبرگزاری لبنان)، وارد فرودگاه طرابلس شدند و در هتل مجلل «الشاطی» اسکان یافتند.
برخلاف عرف دیپلماتیک و با وجود رسمی بودن سفر، دیدارهای رسمی مدام به بهانههای واهی به تعویق میافتاد و ارتباط تلفنی هیات با بیرون از لیبی با اختلالات عامدانه مواجه شد. سرانجام به امام صدر اعلام شد که قرار ملاقات با معمر قذافی برای بعدازظهر روز ۳۱ اوت ۱۹۷۸ تنظیم شده است. حدود ساعت یک بعدازظهر روز ۳۱ اوت، خودروهای تشریفات دولتی لیبی به هتل الشاطی آمدند. کارکنان هتل و شاهدان عینی آخرین بار امام موسی صدر و دو همراهش را در حالی دیدند که با لباس رسمی سوار خودروها شده و هتل را به مقصد محل اقامتگاه قذافی در بابالعزیزیه ترک کردند. از آن لحظه به بعد، هیچ نشانهای از حضور علنی آنها در هیچ نقطهای از جهان ثبت نشد. با سقوط حکومت معمر قذافی در جریان تحولات سال ۲۰۱۱، پرده از بسیاری از جنایات تاریک این رژیم برداشته شد، اما آشوب داخلی، جنگهای قبیلهای و پنهانکاری برخی مسئولان امنیتی پیشین لیبی مانع افشای کامل جزئیات این پرونده شد. با این وجود، خانواده امام صدر، دستگاه قضایی لبنان و کمیتههای بینالمللی پیگیری، همواره با استناد به نبود هرگونه سند معتبر دال بر شهادت، بر زنده بودن و لزوم آزادی آنان پای فشردهاند.
امام موسی صدر شخصیتی فراتر از زمان و مکان بود؛ رهبری که نشان داد میتوان در عین پایبندی به اصول مذهبی، پیشگام دموکراسی، عدالتخواهی، اصلاحات مدنی و صلح فراگیر بود. غیبت او ضایعهای جبرانناپذیر برای عقلانیت و گفتوگو در خاورمیانه به جا گذاشت، اما اندیشهها و میراث فکری او همچنان به عنوان یکی از مترقیترین الگوهای همزیستی و پایداری در تاریخ معاصر جهان اسلام میدرخشد.
تصویرسازی اندیشه و عمل در قاب مستند

سینمای مستند همواره رساترین ابزار برای ثبت حقیقت تاریخ و بازنمایی زیست مردانی است که فراتر از مرزهای جغرافیایی زیستهاند. شخصیت چندبعدی امام موسی صدر؛ از کنشگریهای اصلاحگرایانه در جامعه متکثر لبنان تا پایهگذاری نهادهای مقاومت و سرانجام ماجرای مبهم ربایش او، دستمایه تولید آثار مستند متعددی قرار گرفته است. بازخوانی این آثار تصویری، دریچهای روشن به درک سلوک فردی، نظریه همزیستی و شیوه رهبری او پیش روی مخاطب میگشاید و نشان میدهد که چگونه اندیشهای ناب در گذر زمان نامیرا باقی میماند. در ادامه به معرفی سه مستند ماندگار پیرامون سیره و حیات ایشان میپردازیم.
روایت ناگفتههای یک پیشوا
مستند «هشت بهانه کوچک برای یادآوری» به کارگردانی محمد سمیعپور، روایتی تصویری و عمیق از زوایای پنهان و کمتر شنیدهشده زیست فکری و عملی امام موسی صدر است؛ متفکر، سیاستمدار و رهبر اثرگذار شیعیان لبنان که منش اجتماعی و عقلانیت دینی او فراتر از مرزهای جغرافیایی امتداد یافت.
این اثر مستند با تکیه بر گفتوگو با نزدیکان، همراهان و پژوهشگران حوزه اندیشه امام موسی صدر، به بازخوانی ابعاد فردی، اخلاقی و رفتارهای اجتماعی او در مواجهه با انسانها، پیروان ادیان مختلف و محرومان پرداخته است. سمیعپور در این روایت تلاش کرده است تا تصویری ملموس، به دور از اغراقهای متداول و مبتنی بر جزئیات رفتاری از این پیشوای گفتوگو ارائه دهد؛ تصویری که نهتنها جایگاه رهبری او در کوران بحرانهای خاورمیانه را بازتاب میدهد، بلکه بهانهای تاملبرانگیز برای درک حقیقت مشی انسانی و صلحطلبانه او به شمار میرود.
مستند امام موسی صدر
مستند «امام موسی صدر» به کارگردانی محمدحسین محمودیان، پروژهای جامع و چندرسانهای است که در 15 قسمت و نزدیک به 400 دقیقه، به واکاوی حیات سیاسی و اجتماعی پیشوای شیعیان لبنان میپردازد. این اثر با ساختاری روایی و مبتنی بر اسناد، زندگی پرفرازونشیب امام موسی صدر را از نگاه شاهدان عینی، اعضای خانواده و همراهان نزدیک او بازخوانی میکند.
در این مجموعه که حاصل تلاش موسسه فرهنگی روایت است، ابعاد گوناگون شخصیت او از دوران جوانی و شکوفایی تا کنشگری در کلیساها و دفاع از محرومان ترسیم شده است. محمودیان با تدوین هوشمندانه خاطرات، سخنرانیها و تصاویر آرشیوی، گامی مهم در جهت ثبت حافظه تاریخی پیرامون پرونده ربوده شدن وی برداشته است. این مستند تنها یک روایت سیاسی نیست، بلکه تصویری است از منظومه فکری رهبری که اندیشه و عملش، مرزهای جغرافیایی و مذهبی را درنوردید و همچنان به عنوان معمایی گشوده در تاریخ معاصر باقی مانده است.
مستند تلویزیونی امام موسی صدر
این مستند ۱۳ دقیقهای که توسط شبکه خبر تهیه شده است، تلاشی موجز و متمرکز برای بازخوانی زندگی و کنشگری امام موسی صدر، بهویژه در بستر نهادسازیهای سیاسی-اجتماعی اوست. فیلم با ترسیم فضای پرالتهاب لبنان پیش از انقلاب اسلامی، به چرایی و چگونگی تاسیس مجلس اعلای شیعیان در سال ۱۹۶۹ میپردازد. این اثر با بهرهگیری از مصاحبههای میدانی با برخی اعضای وقت این مجلس، تلاش دارد نشان دهد چگونه امام موسی صدر با درک درست نیاز جامعه شیعی، آنان را از حاشیه به متن تحولات سیاسی و اجتماعی وارد کرد.
سازندگان مستند، ربایش امام صدر به دست رژیم قذافی را نه یک اتفاق ساده، بلکه پروژهای استراتژیک برای عقیمسازی بیداری اسلامی و توقف جنبشهای آزادیبخش منطقه میدانند. این روایت تصویری که کاری از شبکه خبر است، فارغ از محدودیت زمانی، تصویری روشن از جایگاه امام موسی صدر به عنوان تئوریسین وحدت و مقاومت ارائه میدهد که میراث او همچنان زنده و پویاست.
کتابشناسی شناخت امام موسی صدر
برای درک عمیقتر اندیشههای امام موسیصدر، این پیشوای آزاداندیش، لمس نبض حوادث لبنان در دهه 70 میلادی و بازخوانی اسناد دست اول درباره ناپدید شدن رازآلود او، رجوع به مکتوبات و پژوهشهای تحلیلی ضرورتی انکارناپذیر است. در طول سالهای گذشته، آثار ارزشمندی به قلم پژوهشگران و یاران نزدیک او نگاشته شده که هر یک گوشهای از ابعاد فکری و تاریخی این واقعه را روشن میسازند که به تعدادی از آنها میپردازیم:
روایتی بیواسطه از واپسین بدرقه
کتاب «دیدار در پاریس»، جلد چهارم از مجموعه تاریخ شفاهی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، بازخوانی خاطرات و ناگفتههای دکتر حسن حبیبی و همسرش، شفیقه رهیده، از دوران همراهی با امام موسی صدر است. این اثر که حاصل گفتوگویی صریح در واپسین ماههای حیات دکتر حبیبی است، زوایای پنهانی از تعاملات فکری، فرهنگی و سیاسی نخبگان ایرانی در اروپا با رهبر شیعیان لبنان را پیش چشم مخاطب میگذارد.
نقطه عطف این کتاب، روایت لحظات پایانی آخرین دیدار پیش از سفر بیبازگشت به لیبی است؛ جایی که لحن خاطرهانگیز راوی با کلام تاملبرانگیز امام صدر گره میخورد: «رفتنش با خودم است، اما بازگشتش را نمیدانم.» حبیبی در کنار ترسیم سلوک و منش مداراگرایانه امام صدر، با صراحتی تاریخی به یکی از پیچیدهترین پرسشهای دهههای اخیر پاسخ میدهد و علل و موانع سیاسی پیگیری پرونده ناپدید شدن ایشان در سالهای پس از پیروزی انقلاب و فضای جنگ تحمیلی را واکاوی میکند.
«دیدار در پاریس» فراتر از یک کتاب خاطره، سندی دست اول برای شناخت واپسین روزهای حضور علنی پیشوای گفتوگو و درک عمیقتر از مناسبات پرتنش آن دوران به شمار میآید.
روایت استقامت در آینه «میریام»
کتاب «میریام»، نهمین جلد از مجموعه تاریخ شفاهی موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، به کوشش حمید قزوینی تدوین شده است. این اثر، بازتابی از 6 دهه کنشگری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خانم رباب صدر، خواهر امام موسی صدر، در بطن جامعه لبنان است. روایت کتاب، فراتر از یک زندگینامه مرسوم، ترسیم سلوک بانویی است که در روزگار نادیده انگاشته شدن زنان، با حفظ هویت دینی، پرچمدار توانمندسازی محرومان و سرپرستی دختران یتیم در جنوب لبنان شد.
نقطه قوت «میریام»، واکاوی بیواسطه ابعاد ناشناختهای از سیره امام موسی صدر است. رباب صدر در این مصاحبهها، با نگاهی تحلیلی به «سفر بیبازگشت» برادر به لیبی مینگرد و هدف آن سفر را تلاشی برای توقف جنگهای داخلی و کاهش آلام مردم تحت ستم میداند. این کتاب برای مخاطب ایرانی، بهویژه بانوان، آموزهای از مدیریت در بحران و استقامت در راه عقیده است.
«میریام» نه تنها سندی از فداکاری و ایثار است، بلکه نشان میدهد چگونه اندیشه مداراگرایانه امام صدر در کانون خانواده و با همت خواهر، به ساختاری پویا برای تابآوری اجتماعی بدل شد. خواندن این خاطرات، تماشای استمرار راهی است که با ربودن امام متوقف نشد، بلکه در قامت مدیریت موسسات خیریه، در هر روز حیات دوباره یافت.
بازخوانی نظام فکری امام موسی صدر در درسگفتارها
کتاب «امام موسی صدر؛ عالم تراز»، به قلم حجتالاسلام مهدی مهریزی، تلاشی است نظاممند برای ترسیم نقشه راه اندیشه امام موسی صدر. این اثر که برآیند 14 درسگفتار تحلیلی است، فراتر از یک بررسی ساده، دریچهای به سوی فهم مبانی فکری آن پیشوای نوگرا میگشاید. مهریزی با نگاهی جامع، محورهای اصلی اندیشه صدر را در چهار ساحت کلیدی واکاوی کرده است: اندیشههای قرآنی، جایگاه زن در اسلام، تکثرگرایی انسانی و فلسفه عاشورا.
آنچه این اثر را از متون آکادمیک خشک متمایز میکند، لحن گفتاری و پویاست که در لابهلای پرسش و پاسخهای زنده، خواننده را به بطن چالشهای فکری زمانه صدر میبرد. نویسنده با استخراج کلیدواژههای محوری، موفق شده است تصویری منسجم و همهجانبه از منظومه فکری صدر ارائه دهد؛ گویی مخاطب با مطالعه این اثر، گشتی انتقادی در تمامی آثار مکتوب امام زده است. «عالم تراز» نه تنها برای پژوهشگران، بلکه برای جستوجوگرانی که به دنبال درکی عصری از دین، کرامت انسان و همزیستی مسالمتآمیز هستند، اثری ضروری است. این کتاب، دعوتی است به بازخوانی عمیق میراثی که در گذار از تاریخ، همچنان تازه و راهگشاست.
روایت خودنگار
کتاب «آنچه خود گفت»، تبلور یک مواجهه تاریخی است؛ گفتوگویی ۱۱۰ دقیقهای که در کوران تحولات لبنان و درست یک سال پیش از ناپدید شدن امام موسی صدر، توسط مونا مکی ثبت شد. این اثر که ترجمه فارسی کتاب «کلمه هو قائلها» است، فراتر از یک مصاحبه ساده برای یک پایاننامه دانشگاهی، سندی دست اول و اصیل از جهانبینی، خاطرات و راهبردهای امام در مسیر ساختن جامعهای نوین به شمار میآید.
امام موسی صدر در این گفتار، بیپرده از ریشههای خانوادگی، دوران تحصیل، هجرت سرنوشتساز به لبنان و چالشهای عمیق در برابر فرقهگرایی سخن میگوید. او در این روایت، نه تنها راوی تاریخ، بلکه ترسیمگر نقشهراهی است که برای رفع حرمان، توانمندسازی شیعیان و ترویج همزیستی ادیان پی ریخته بود. انتشار این اثر توسط موسسه امام موسی صدر در تهران، فرصتی است برای خوانشی بیواسطه از مردی که تفکر و عمل را درهم آمیخت. این کتاب، قطعهای گمشده از پازل شناخت اندیشه و سیره عملی اوست؛ منبعی که خود امام موسی صدر، معمار آن است و کلماتش، گواهی بر استواری و نگاه جامع او به انسان، دین و سیاست در جغرافیای پرآشوب آن روزگار محسوب میشود.
نظر شما