آگاه: دونالد ترامپ بامداد روز چهارشنبه و پس از حملات سهمگین موشکی و پهپادی ایران به مواضع متجاوزین آمریکایی، با ادبیات مخصوص به خود و با کنار هم قرار دادن ادعاهای کذب و پرگوییهای همیشگی، بار دیگر مدعی تسلط آمریکا بر تنگه هرمز شد. او در ابتدا با ژست همیشگی، ادعا کرد که تمایلی به مذاکره ندارد. ترامپ با حمله به شبکه ایبی سینیوز، افشاگری این شبکه در خصوص تلاش او برای نشستن ایران پای میز مذاکره را دروغ خواند. رئیسجمهور تروریست آمریکا سپس در حالی که تجاوز نظامی گسترده و فشار اقتصادی بیسابقه، تاثیری در اهداف او نداشته، ناامیدانه از مردم ایران خواست دست به شورش بزنند. او با خوشخیالی نوشت: مردم ایران چه زمانی به پا میخیزند و مبارزه میکنند؟
آمریکاییها پس از آنکه از جنگ نظامی و تجاوزات ددمنشانه علیه ملت ایران، عایدی نداشتند، متمرکز بر محاصره اقتصادی و تحمیل جنگ مالی شدند تا بدینواسطه تابآوری مردم ایران را از بین ببرند. آنها در این فقره نیز مایوس شدند و حالا متمرکز بر آن شدهاند تا در ایران اغتشاش و آشوب و جنگ شهری راه بیفتد. آمریکاییها در سودای ایجاد یک ۱۸ دی خونینتر در ایران هستند. آمریکا پس از آنکه در برابر دژ مستحکم اراده ملت ایران در میدان نبرد سخت، طعم تلخ هزیمت را چشید و در عرصه نبرد اقتصادی با سد فولادین اقتصاد مقاومتی برخورد کرد، اکنون پرده از چهره کریه خود برداشته و مترصد است پیادهنظام شرارت را برای ایجاد آشوبهای خیابانی و جنگ ترکیبی گسیل دارد؛ غافل از آنکه ایران اسلامی، میدان جولان فتنهانگیزان اجارهای نیست.
ترامپ و اتاق فکر رو به زوالش در وزارت خزانهداری آمریکا، با درک این حقیقت که تحریمهای فلجکننده نتوانست ستونهای خیمه انقلاب را به لرزه درآورد، اکنون به استراتژی مذبوحانه تولید ناامنی مویرگی روی آوردهاند تا با دمیدن در تنور اغتشاشات، امنیت پایدار ایران را هدف بگیرند؛ تلاشی که جز به رسوایی بیشتر حامیان تروریسم شهری نخواهد انجامید.
دشمن کینهتوز که در راهبرد فشار حداکثری به بنبستی راهبردی رسیده، امروز با تغییر آرایش جنگی، به دنبال ویرانی از درون است و از طریق تحریک عناصر خودفروخته به تخریب اموال عمومی و راه انداختن جنگ شهری، سودای بازسازی سناریوهای شکستخورده ۱۸ دی را در سر میپروراند؛ اما زهی خیال باطل که بصیرت ملت، بساط این فتنهگران را پیش از آغاز، درهم خواهد پیچید.
کارت سوخته جنگ شهری
سناریونویسان واشنگتن، پس از ناکامی در تحمیل اراده سیاسی به ایران قدرتمند، اکنون کارت سوخته جنگ شهری را رو کردهاند؛ این اقدام مذبوحانه، نه نشانه قدرت، که مهر تاییدی بر استیصال عمیق دستگاه سیاسی ایالات متحده است که برای مقابله با الگوی تمدنی انقلاب اسلامی، به دامان خشونت عریان و حمایت علنی از هرجومرجطلبان پناه برده است.
تحلیل فرآیند کنشهای اخیر کاخ سفید نشان میدهد که دشمن، فاز جنگ مالی را به عملیات روانی و امنیتی پیوند زده است تا با ایجاد دوقطبیهای کاذب و دامن زدن به ناآرامیهای کور، سرمایه اجتماعی نظام را هدف قرار دهد؛ غافل از اینکه پیوند ناگسستنی مردم با ولایت، سدی نفوذناپذیر در برابر این یورشهای استکبار ساخته است.
تلاش ترامپ برای دمیدن به کالبد بیجان اغتشاشات
مطالب مجازی جدید ترامپ و تیم درمانده او تلاشی است برای بازگشت به نقطه حمایت از اغتشاشات داخلی در ایران. او که علاوه بر امام شهیدمان دست در خونریزی هزاران ایرانی بیگناه دارد، سعی میکند تا دوباره به وضعیت دی بازگردد. اشتباه او در آغاز کردن این جنگ که به هدایت نتانیاهو رخ داد، عملا بنبستی تاریخی را برای آمریکا به بار آورد. پس باید به همان مسیر فشار حداکثری و دعوت به آشوب بازگردد تا شاید این بار نتیجه متفاوتی بدهد.
با همه بیمحلیهای ترامپ به اپوزیسیون و رضا پهلوی در ۶ ماه گذشته و حتی تمسخر و تحقیر او، این جماعت بدبخت و وطنفروش حتما دوباره تلاشی مفصل را برای آویزان شدن به او خواهند کرد. آنان که پس از شهادت کودکان میناب، از ترامپ تشکر کردند و به جای تسلیت به ایرانیان به ترامپ بابت کشته شدن سه سرباز قاتل آمریکایی تسلیت گفتند.
مسئولان مراقبت کنند
اما باید دقت کنیم که نقطه اساسی این نزاع پردامنه، نه ترامپ است نه این وطنفروشان داغ بر پیشانی؛ بلکه مردم ایران و مسئولینی هستند که بر کشور مدیریت دارند. بدون شک، وضعیت اقتصادی به علت جنگ و محاصره در مضیقه است و فشار تورمی آن روی دوش همه مردم احساس میشود. در عین حال، مدیریت درست بر وضعیت کنونی، میتواند جلوی تشدید و تعمیق این وضعیت را بگیرد. یعنی مدیریت صحیح و براساس ظرفیتها، میتواند طرح دشمن را خنثی کند. از طرف دیگر، تابآوری مردم و صبوری در مقابل این فشارهای بیامان دشمن، ضرورت اساسی عبور از این جنگ وجودی است. در کنار آنکه هوشمندی در مقابل دشمنی دشمن و درس گرفتن از آنچه بعد از دی بر ما گذشت، لازم و ضروری است. شاید این امر نیازمند تواصی عمومی نیز باشد.
در این لحظه، هر صدایی که انسجام و همبستگی درونی را تضعیف کند، همراه و همکار دشمن است. هر اقدامی که جامعه را ملتهب و پرتنش نماید، کمکرسانی به قاتلان ملت است. مهم نیست که چه کسی دست به اقدام بزند. انقلابی باشد یا عضوی از جامعه میانه یا مسئولی از این طیف و آن طیف سیاسی؛ مهم حفظ وحدت و انسجام است که هم واجب عقلی است و هم بارها مورد تاکید ولی فقیه زمانه قرار گرفته است.
نظر شما