بیش از ۶ ماه از آغاز تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران می‌گذرد و دولت دونالد ترامپ نه در عملیات نظامی، نه محاصره دریایی و نه تلاش برای تغییر معادلات سیاسی در تهران نتوانسته اهداف اولیه واشنگتن را محقق کند.

سردرگمی رژیم کودک‌کش آمریکا

آگاه: روزنامه وال‌استریت ژورنال در گزارشی به نقل از مقام‌های آمریکایی و افراد مطلع گزارش داد: ترامپ به‌صورت خصوصی با دستیاران ارشد خود درباره این موضوع گفت‌وگو کرده که آیا جنگ با ایران را پایان‌یافته اعلام کند یا خیر و بنا بر این گزارش، رئیس‌جمهور آمریکا از این ایده حمایت می‌کند. بر اساس این گزارش، ترامپ مدعی است ادامه فشار اقتصادی بر ایران در نهایت تهران را وادار خواهد کرد که یا برنامه هسته‌ای خود را برچیند یا با «فروپاشی نظام سیاسی» مواجه شود. او همچنین در یکی از پیام‌های خود در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» مدعی شده است که آمریکا اکنون تقریبا کنترل کامل تنگه هرمز را در اختیار دارد و اقتصاد ایران در حال فروپاشی است. با وجود تمایل گزارش‌شده ترامپ برای اعلام پایان جنگ، وضعیت نظامی آمریکا در منطقه تصویر متفاوتی ارائه می‌کند.
بر اساس گزارش وال‌استریت ژورنال، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در سکوت، زمان‌بندی استقرار نیروهای نظامی این کشور در خاورمیانه را تمدید کرده است؛ اقدامی که می‌تواند نشانه آمادگی پنتاگون برای ادامه درگیری تا سال آینده باشد. در حال حاضر حدود ۵۰ هزار نیروی نظامی آمریکا در منطقه حضور دارند و این نیروها از جمله شامل ۱۹ ناو، دو ناو هواپیمابر و ۱۳ ناوشکن مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده هستند. این نیروها ماموریت‌هایی از جمله رهگیری موشک‌های ایران، اسکورت کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز و اجرای محاصره دریایی علیه بنادر و مناطق ساحلی ایران را بر عهده دارند.
طبق گزارش وال‌استریت ژورنال، تمدید این استقرارها الزاما به معنای تصمیم قطعی برای ادامه جنگ نیست بلکه بخشی از راهبردی «باز و بدون زمان پایان مشخص» برای حفظ گزینه‌های رئیس‌جمهور آمریکا تلقی می‌شود. به زبان ساده، در حالی که ترامپ ممکن است به دنبال اعلام پایان جنگ باشد، پنتاگون در حال حفظ ظرفیت نظامی لازم برای بازگشت به عملیات گسترده‌تر است. در همین حال، گزارش این روزنامه آمریکایی نشان می‌دهد که بحث پایان جنگ به معنای کنار گذاشتن کامل گزینه نظامی نیست. ترامپ ماه گذشته در جریان نشست‌های توجیهی، گزینه‌های مختلفی برای تشدید عملیات علیه ایران دریافت کرده از جمله افزایش حملات هوایی و استفاده از نیروهای زمینی برای تصرف جزایر ایرانی در نزدیکی تنگه هرمز. اجرای هر یک از این گزینه‌ها به استقرار قابل توجه نیرو و تجهیزات نظامی بیشتر نیاز دارد!  البته این نکته را باید در نظر داشت که ادامه جنگ فشار قابل توجهی بر توان نظامی آمریکا وارد کرده است. تام کاراکو، مدیر پروژه دفاع موشکی در مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی آمریکا (CSIS)، به وال‌استریت ژورنال می‌گوید: مدت استقرار یگان‌های پدافند هوایی ارتش آمریکا که پیش از جنگ نیز از بالاترین میزان فعالیت عملیاتی برخوردار بودند، از دوره‌های استاندارد ۹ ماهه به ۱۲ ماه افزایش یافته است. برخی یگان‌هایی که در ابتدا برای استقرار در اروپا و اقیانوس آرام اعزام شده بودند، اکنون بیش از یک سال است که در خاورمیانه حضور دارند. همچنین برخی ناوشکن‌های آمریکایی که برای آغاز حملات جنگ وارد منطقه شدند، اکنون ماه‌ها در دریا و در حال اجرای محاصره دریایی فعالیت می‌کنند، بدون آنکه مانند گذشته به‌طور منظم برای استراحت و چرخش نیروها به پایگاه‌های خود بازگردند. کاراکو هشدار داده که تداوم این وضعیت می‌تواند به فرسودگی نیروهای نظامی، ایجاد عقب‌ماندگی در تعمیر و نگهداری تجهیزات و تاخیر در برنامه‌های بلندمدت نوسازی ارتش آمریکا منجر شود؛ پیامدهایی که ممکن است جبران آنها سال‌ها زمان ببرد.

اهداف آمریکا از محاصره ایران
حالا که به اذعان رسانه‌های غربی و آمریکایی، ترامپ در محاصره هم شکست خورد و باعث رسوایی خود و دولتش شد باید پرسید هدف او از این اقدام چه بود؟
اولا: آمریکا بر این باور است که فشار مستمر، حتی اگر در کوتاه مدت نتیجه ندهد، می‌تواند در درازمدت باعث ایجاد ترک‌هایی در لایه‌های اجتماعی یا سیاسی شود. آنها به دنبال یافتن یک «نقطه حساس» هستند که فشار بر آن، منجر به تغییر رفتار یا امتیازدهی در سیاست‌های کلان ایران شود. نتیجه کنشگری آنها در این مسیر «هیچ» خواهد بود، کما اینکه تاکنون تمامی برگ‌هایی که رو کرده‌اند یکی پس از دیگری به بن‌بست خورده است.
ثانیا: در واشنگتن، تضادی میان دو حزب وجود دارد. نمونه بارز و آشکار آن اختلاف شدید جو بایدن و باراک اوباما رؤسای جمهور پیشین با مستاجر دیوانه کاخ سفید است. این فقدان انسجام باعث شده است که آمریکا هیچ «نقشه راه واحدی» برای پایان بازی نداشته باشد. نتیجه این تضاد، رفتاری است که در آن یک روز فشار حداکثری و محاصره اعمال می‌شود و روز دیگر به درگیری‌های نظامی روی می‌آورد. به خصوص که در گزینه نظامی شکست سنگین خورده و از این رو برای آنکه به اصطلاح خود را پیروز نشان دهد عروسی سیریک را به عزا تبدیل کرد!

محاصره و سردرگمی آمریکایی‌ها
مرتضی مبلغ، فعال سیاسی در این باره به «آگاه» با بیان اینکه آمریکا پس از انجام تجاوزات جنایتکارانه و تلاش تمام‌عیار برای براندازی حکومت و تجزیه ایران در کنار رژیم صهیونیستی، با شکست مواجه شد، گفت: شکستی که نه‌تنها برای خودش، بلکه برای کل جهان غرب، رسوایی و بی‌آبرویی بزرگی به بار آورد، پس از آن، بحث محاصره را پیش کشیدند تا به نحوی ایران را به تسلیم وادار کنند، اما تاکنون در این مسیر نیز موفق نشده‌اند. از این رو، آنها هر لحظه برای جبران این رسوایی و رسیدن به منویات خود، به دنبال اجرای نقشه‌ها و شرارت‌های جدید هستند تا از شدت این شکست و رسوایی بکاهند. وی افزود: ایران باید چون گذشته، با دقت، سیاست، ابتکار عمل و هنرمندی، هم آمادگی دفاعی کامل خود را در برابر این تجاوزات حفظ کند و هم با دیپلماسی فعال، کارآمد و سازنده، شرارت‌ها را دفع کند، به‌گونه‌ای که شرایط برای تحقق صلحی عزتمندانه برای جمهوری اسلامی فراهم شود.
فعال سیاسی با بیان اینکه توجه به این نکته بسیار حیاتی است که مبادا جمهوری اسلامی وارد بازی طراحی‌شده توسط دشمنان شود، در پاسخ به این پرسش که آیا این سردرگمی به این معناست که آمریکا پایان بازی را نمی‌داند؟ گفت: دقیقا همین‌طور است. رفتارهای متناقضی که آمریکایی‌ها از خود نشان می‌دهند، بنا بر برآورد کارشناسان بی‌طرف و مسلط به مسائل منطقه حاکی از سردرگمی آنهاست. مبلغ بیان کرد: حتی در مخیله آمریکایی‌ها نمی‌گنجید که این جنگ تا این حد برایشان رسوایی به بار آورد. به همین دلیل، رفتارهای آنها از راهبرد مشخص و معینی تبعیت نمی‌کند و هر لحظه به شکلی متفاوت عمل می‌کنند و رفتارهایی که ترامپ از خود نشان می‌دهد، به شکل عجیبی متناقض است. وی گفت: آمریکایی‌ها گاهی بحث محاصره را پیش می‌کشند و زمانی دیگر از نابودی ایران به واسطه فشارهای اقتصادی سخن می‌گویند! در عین حال، به شکلی متناقض مدعی می‌شوند که قصد نابودی ایران را ندارند و صرفا به‌دنبال تسلیم کردن جمهوری اسلامی هستند. این رفتارهای متناقض، نشان‌دهنده سردرگمی آنهاست.

حرف آخر
بر اساس تحلیل فوق، می‌توان نتیجه گرفت که ایالات متحده در یک بن‌بست گیر افتاده است. افول ابزارهایی همانند دیپلماسی و محاصره منجر شده است که آنها به ابزارهایی مانند «تجاوزات تروریستی» روی بیاورند. سردرگمی فعلی آمریکا، نه تنها به معنای فقدان نقشه برای پایان بازی است، بلکه نشان‌دهنده این است که آنها دیگر نمی‌توانند «پایان بازی» را تعریف کنند. در واقع، آمریکا از جایگاه «تعیین‌کننده قواعد بازی» به جایگاه «مدیریت هزینه‌های شکست» سقوط کرده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.