۱۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۳
کد مطلب: ۲۵٬۲۴۴

با وجود گذشت سال‌ها از نگارش کتاب غرب‌زدگی توسط جلال آل‌احمد و شکل‌گیری جریان روشنفکری هویت‌گرا، هنوز نشانه‌هایی از بقا و تداوم غرب‌زدگی در جریانات فکری و سیاسی ایران مشاهده می‌شود.

آگاه: از منظر تاریخی می‌توان گفت فرهنگ غرب‌زدگی، امروز شایع‌تر از گذشته شده و حتی بیش از دوره حیات جلال، جریانات فکری و سیاسی ایران را فراگرفته است. به باور برخی، در عصر کنونی، میزان شیوع جهت‌گیری‌های غرب‌گرایانه و ضد میهنی به جایی رسیده که تعبیر غرب‌زدگی، از توصیف آن عاجز است و برای توصیف آن، لاجرم باید تعبیر غرب‌پرستی و غرب‌سالاری را به کار گرفت.
به عنوان مثال از انتظار بی‌صبرانه و مشتاقانه جریانات سیاسی گذارطلب برای بازگشت سلطه و استعمار آمریکایی به ایران، می‌توان به عنوان یکی از وجوه غرب‌پرستی و غرب‌سالاری در ایران یاد کرد. بیژن عبدالکریمی، از شاگردان اصلی خالق مفهوم غرب‌زدگی در ایران یعنی سیداحمد فردید و از شارحان و مفسران اندیشه و زمانه او، بر این باور است که در دوره فعلی نه تنها از اهمیت مقوله غرب‌زدگی کاسته نشده بلکه جامعه ایران، بیش از ادوار تاریخی دیگر، به طرح مقوله غرب‌زدگی نیازمند است. چرا که غرب‌زدگی اکنون وجوه رادیکال‌تری پیدا کرده و به غرب‌پرستی و غرب‌سالاری بدل شده است.
عبدالکریمی در این خصوص می‌گوید: «به نظرم، جامعه ما بیش از هر دوره تاریخی دیگری به طرح مقوله غرب‌زدگی نیازمند است و اگر احساس می‌کنیم که این مقوله امروز کهنه شده به این دلیل است که امروز ما با غرب‌زدگی مواجه نیستیم، بلکه با «غرب‌پرستی» و «غرب‌سالاری» مواجه‌ایم. این مسئله امروز به قدری اهمیت دارد که آینده ایران، جهان اسلام و آینده بشریت و جهان سوم و کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین منوط به فهم عمق این مقوله است.»
گفتمان غرب‌زدگی اگرچه برای نخستین بار توسط سیداحمد فردید وارد ادبیات سیاسی ایران شد و جلال آل‌احمد نیز مفهوم غرب‌زدگی را از فردید وام گرفت اما از آنجا که فردید به فیلسوف شفاهی شهرت داشت و از ارائه کتبی آرا و افکار خود، اجتناب می‌کرد، جلال آل‌احمد نخستین کسی بود که گفتمان غرب‌زدگی را در قالب مکتوب به افکار عمومی ایران عرضه کرد.
البته جلال در کتاب غرب‌زدگی خود، صرفا به تقلید از نظرات فردید نپرداخت و نکات جدیدی نیز در زمینه نقد غرب‌زدگی ارائه کرد. از منظر جلال آل‌احمد گسترش غرب‌زدگی، عوارض منفی فراوانی به دنبال خواهد داشت که در نهایت منجر به پذیرش سلطه و استعمار غربی می‌شود.
غفلت از واقعیت‌های تاریخی ایران و تمایزات فرهنگی و تاریخی ایران از غرب، ممانعت از تاسیس حاکمیت ملی و حاکم شدن بیگانگان بر سرنوشت سیاسی ایرانیان و القای حس ناتوانی و استیصال در برابر هجوم استعمار غربی، از جمله عوارض منفی رسوخ فرهنگ غرب‌زدگی است که زمینه‌ساز تثبیت سلطه و استعمار غربی می‌شود. جلال در کتاب خود بارها از مصائب تاریخی غرب‌زدگی سخن گفته و در راه نقد غرب‌زدگی، به تجارب تاریخی تکیه کرده است.
چرا که تاریخ معاصر ایران در مقاطع حساسی همچون جنگ ایران و روسیه تزاری، جنگ جهانی اول و...، مشکلات و بحران‌های ناشی از رسوخ فرهنگ غرب‌زدگی را تجربه کرده و شاهدی بر ضرورت مبارزه علیه غرب‌زدگی و غرب‌سالاری است. رسوخ فرهنگ غرب‌زدگی، حکام و کارگزاران سیاسی ایران را در برابر روسیه تزاری، به انفعال و تسلیم دچار کرد و نزدیک به نیمی از خاک ایران، تقدیم روسیه تزاری شد.
چنان که در جنگ جهانی اول نیز غرب‌زدگی و سرسپردگی کارگزاران سیاسی، به وادادگی مقابل نیروهای متجاوز روسی، انگلیسی و عثمانی و سکوت در برابر مرگ ۹ میلیون ایرانی منجر شد؛ ایرانیانی که در اثر تجاوز خارجی و وقوع قحطی، به چنین سرنوشت تلخی دچار شدند. حالا در شرایط فعلی که رویارویی ایران و محور آمریکایی- صهیونیستی وارد مراحل خطیر و حساسی شده است، هرگونه گرایش غرب‌سالارانه و تردید در هویت استعماری و امپریالیستی آمریکا، می‌تواند از ایران یک ویرانه بسازد و سرنوشتی مشابه سرنوشت عراق، افغانستان و لیبی برای ایران رقم بزند. از این رو باید به مبارزه علیه غرب‌زدگی و غرب‌سالاری برخاست و خطر غرب‌زدگی را از ایران دفع کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.