۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۳
کد مطلب: ۲۵٬۴۱۹

معنای دفاع تغییر کرده است

تحول یک معنا

فاطمه حسین پور ـ آگاه مسائل اندیشه
تحول یک معنا

آگاه: جنگ، فقط مجموعه‌ای از عملیات‌ها و تاریخ‌ها نیست؛ آزمونی است برای اینکه یک ملت بفهمد چه چیزی را باید حفظ کند، از چه چیزی می‌ترسد و برای حفظ آن تا کجا باید پیش برود. جمهوری اسلامی ایران در سه تجربه جنگی، از دفاع مقدس هشت‌ساله تا جنگ‌های اخیر، با یک پرسش مشترک روبه‌رو بوده است: چگونه می‌توان در برابر تجاوز ایستاد، بدون آنکه دفاع به انفعال و انتظار برای ضربه بعدی تبدیل شود؟ پاسخ این پرسش، در مسیر تحول از دفاع ایستا به بازدارندگی فعال نهفته است.

دفاع مقدس؛ دفاع از یک سرزمین یا یک هویت؟
عنوان «دفاع مقدس» پیش از هر چیز، بیانگر مشروعیت دفاع ملت ایران در برابر تجاوز رژیم بعث عراق است. جنگی که با حمله به مرزهای کشور آغاز شد، تنها تهدیدی علیه خاک ایران نبود؛ استقلال سیاسی، امنیت مردم، حق تعیین سرنوشت و امکان ادامه حیات یک نظام مستقل را هدف قرار داده بود. تقدس دفاع از همین‌جا می‌آید: دفاع از حقی که به زور مورد تعرض قرار گرفته است. در جنگ‌های ۱۲ روزه و ۴۰ روزه نیز، به‌کارگیری عنوان دفاع، صرفا تعارف سیاسی یا تکرار یک ادبیات تاریخی نیست. دفاع در اینجا به معنای واکنش مشروع به تجاوز و حفاظت از موجودیت و امنیت جامعه است. در فقه اسلامی، اصل بر حرمت تجاوز و تعدی است، اما دفاع در برابر ظلم و هجوم، نه‌تنها مجاز، بلکه در شرایطی وظیفه است. قرآن کریم در آیه ۱۹۰ سوره بقره، ضمن فرمان به مقابله با کسانی که می‌جنگند، از تجاوز از حدود الهی نهی می‌کند. بنابراین، دفاع مشروع هم حق مقابله دارد و هم مسئولیت رعایت حدود اخلاقی و انسانی.

دشمن به چه چیزی حمله می‌کند؟
در هر سه جنگ، صورت دشمن یکسان نیست، اما مسئله اصلی یکی است: تحمیل اراده سیاسی از طریق قدرت نظامی. در جنگ تحمیلی، رژیم بعث می‌خواست با تجاوز نظامی، جمهوری اسلامی نوپا را تضعیف و معادلات منطقه‌ای را به سود خود تغییر دهد. در جنگ با رژیم صهیونیستی، تهدید علاوه بر سرزمین و امنیت، متوجه ظرفیت‌های راهبردی و توان مقاومت ایران است. در جنگی که پای آمریکا و متحدانش به میان می‌آید، مسئله به سطحی فراتر از یک منازعه مرزی می‌رسد؛ هدف می‌تواند محدودسازی استقلال راهبردی و تحمیل ترتیبات امنیتی مطلوب قدرت‌های خارجی باشد. در چنین شرایطی، دفاع از ایران فقط به معنای حفظ مرزها نیست. دفاع از حق انتخاب ملت، زیرساخت‌های حیاتی، امنیت شهروندان و توان تصمیم‌گیری مستقل کشور نیز بخشی از همین مفهوم است.

از دفاع ایستا تا بازدارندگی فعال
تجربه جنگ هشت‌ساله نشان داد که دفاع موفق، لزوما به معنای ماندن پشت خاکریز نیست. در سال‌های نخست جنگ، ایران ناچار بود با کمبود تجهیزات و برتری نظامی دشمن مقابله کند؛ اما به‌تدریج با سازماندهی نیروهای مردمی، ابتکار عملیاتی و تغییر شیوه نبرد، توانست موازنه را دگرگون کند. عملیات‌هایی مانند فتح‌المبین و بیت‌المقدس، نمونه‌های روشنی از تبدیل دفاع به اقدام فعال بودند. در این عملیات‌ها، نیروهای ایرانی صرفا منتظر حمله بعدی نماندند؛ بلکه با طراحی و اجرای عملیات، ابتکار عمل را از دشمن گرفتند.
این تجربه، معنای دفاع را تغییر داد. دفاع دیگر یک وضعیت ثابت نبود، بلکه فرآیندی برای کاهش توان تهاجم دشمن و افزایش هزینه تجاوز بود. در جنگ‌های اخیر نیز، مفهوم دفاع متحرک و بازدارندگی فعال در همین چارچوب قابل فهم است: پاسخ به تجاوز باید به‌گونه‌ای باشد که دشمن نتواند با خیال آسوده، زمان و مکان درگیری را تعیین کند.
البته راهبرد تهاجمی را نباید با جنگ‌طلبی یکی دانست. تهاجم راهبردی، به معنای آغاز بی‌ضابطه جنگ نیست؛ بلکه یعنی داشتن توان، ابتکار و آمادگی برای آنکه دشمن بداند ضربه او بی‌پاسخ نمی‌ماند. کشوری که فقط برای دفاع از خود آماده است، ممکن است همیشه یک گام عقب‌تر باشد؛ اما کشوری که توان پاسخ موثر دارد، می‌تواند از وقوع جنگ نیز جلوگیری کند.

قرآن؛ دفاعی که از آمادگی آغاز می‌شود
منطق قرآنی دفاع، در کنار تاکید بر پرهیز از تجاوز، بر آمادگی و قدرت نیز استوار است. آیه ۶۰ سوره انفال می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ»؛ هر اندازه می‌توانید در برابر آنان نیرو و آمادگی فراهم کنید. نکته مهم این آیه آن است که آمادگی، صرفا واکنش به حمله نیست؛ باید پیش از وقوع تهدید شکل گرفته باشد.  تعبیر «رِبَاطِ الْخَیْل» در ادامه آیه نیز، در زمان نزول قرآن به آمادگی نظامی و حفظ توان دفاعی اشاره داشت. امروز می‌توان از آن، ضرورت حفظ ظرفیت‌های علمی، اقتصادی، فناورانه و نظامی برای جلوگیری از طمع دشمن را فهم کرد. آیه ۲۵۱ سوره بقره نیز با بیان اینکه اگر خداوند برخی مردم را به وسیله برخی دیگر دفع نمی‌کرد، زمین تباه می‌شد، بر ضرورت مقابله با فساد و تجاوز تاکید می‌کند. دفاع، در این نگاه، صرفا حفظ وضع موجود نیست؛ گاهی برای جلوگیری از تباهی، باید در برابر عامل تهدید ایستاد.

امام خمینی (ره) و شهید سیدعلی خامنه‌ای؛ قدرت برای جلوگیری از جنگ
در اندیشه امام خمینی (ره)، دفاع همه‌جانبه تنها به حضور نیروهای نظامی محدود نبود. بسیج مردم، ایمان، ابتکار، تحمل سختی و مشارکت اجتماعی، عناصر قدرتی بودند که توانستند کشور را از یک جنگ فرسایشی عبور دهند. امام با تکیه بر همین ظرفیت، دفاع را از یک مسئولیت دولتی به یک وظیفه ملی تبدیل کرد. در ادامه این مسیر، شهید سیدعلی خامنه‌ای نیز بر ضرورت تغییر زمین بازی و عبور از دفاع صرفا واکنشی تاکید داشت. معنای این تغییر آن است که جمهوری اسلامی نباید امنیت خود را به حسن نیت دشمن گره بزند. راهبرد ایران نه تسلیم است و نه تقلید از الگوی جنگ متقارن قدرت‌های بزرگ؛ بلکه بازدارندگی فعال است، یعنی قوی‌ شدن برای آنکه جنگ به گزینه‌ای پرهزینه برای دشمن تبدیل شود. در نهایت، بازخوانی سه جنگ تحمیلی یک درس روشن دارد: دفاع مقدس فقط روایت ایستادگی در برابر حمله نیست؛ روایت ملتی است که آموخت برای دفاع از حق خود، باید توان پیشگیری از تجاوز، ابتکار عمل و قدرت پاسخگویی داشته باشد. دفاع، زمانی به صلح پایدار کمک می‌کند که دشمن بداند، تجاوز؛ آغاز پایان امنیت خودش خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.