آگاه: واژه «دفاع» در ادبیات جمهوری اسلامی ایران، صرفا توصیف وضعیت یک جنگ نیست؛ بلکه بیانگر مبنای مشروعیت کنش نظامی نیز هست. از همین رو، «دفاع مقدس» را نباید صرفا نامی عاطفی برای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران دانست. در این چارچوب، دفاع به معنای صرف ایستادن پشت خاکریز و دفع حمله نیست، بلکه مجموعهای از اقدامات برای حفظ استقلال، تمامیت ارضی، امنیت ملی و هویت سیاسی جامعه است. به همین دلیل، با وجود تفاوت ماهوی و زمانی جنگ هشتساله با جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، عنوان «دفاع» همچنان قابلیت توضیح راهبرد جمهوری اسلامی را دارد.
در جنگ تحمیلی عراق، تجاوز با اشغال بخشی از سرزمین ایران آغاز شد و مسئله اصلی، دفع تجاوز و آزادسازی سرزمین بود. اما تجربه جنگ نشان داد که دفاع موفق الزاما با ماندن در موضع تدافعی محقق نمیشود. عملیاتهای فتحالمبین، بیتالمقدس و سپس والفجر ۸ نشان دادند که وقتی هدف، رفع تهدید است، تغییر موازنه به سود مدافع میتواند بخشی از ماهیت دفاع باشد. در واقع، نقطهای وجود دارد که «دفاع» از حالت واکنشی خارج و به «اقدام فعال» تبدیل میشود؛ یعنی مدافع برای آنکه دیگر مورد حمله قرار نگیرد، ابتکار عمل را از مهاجم میگیرد.
این منطق در دو جنگ اخیر، شکل آشکارتری پیدا کرد. در جنگ ۱۲ روزه خرداد ۱۴۰۴، حمله اسرائیل با هدف قرار دادن مراکز نظامی، هستهای و فرماندهان ایرانی آغاز شد؛ اما پاسخ ایران صرفا محدود به دفاع از آسمان و شهرهای خود نماند و با حملات موشکی و پهپادی به اهدافی در سرزمینهای اشغالی، هزینه تجاوز را به مهاجم بازگرداند. گزارشهای منتشرشده درباره این جنگ نیز از تغییر تدریجی وضعیت میدان، از پدافند اولیه به عملیات تهاجمی ایران حکایت دارند.
در جنگ ۴۰ روزه سال ۱۴۰۵ نیز همین الگو، البته در سطحی گستردهتر، تکرار شد. حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، ایران را در برابر تهدیدی چندلایه قرار داد؛ تهدیدی که فقط متوجه تاسیسات نظامی نبود، بلکه ثبات سیاسی، اقتصادی و ظرفیت بازدارندگی کشور را نیز هدف گرفته بود. در چنین شرایطی، مفهوم دفاع دیگر نمیتواند به معنای «حفاظت منفعلانه» تعریف شود. حتی در ادبیات رسمی پس از جنگ نیز از عبور ایران از مرحله پدافندی و تغییر آرایش عملیاتی سخن گفته شده است.
از این منظر، میتوان تحول راهبرد دفاعی جمهوری اسلامی را در سه مرحله دید: دفع تجاوز، تغییر موازنه و ایجاد بازدارندگی. مرحله نخست، واکنش به حمله است؛ مرحله دوم، انتقال فشار به طرف مقابل و مرحله سوم، ایجاد شرایطی که اساسا دشمن را از آغاز جنگ منصرف کند. این همان نقطهای است که مفهوم «بازدارندگی فعال» معنا پیدا میکند. بازدارندگی فعال الزاما به معنای جنگطلبی نیست؛ اتفاقا غایت آن جلوگیری از جنگ است، اما از مسیر افزایش هزینه تجاوز و کاهش محاسبهپذیری موفقیت آن برای دشمن.
مبانی این رویکرد را میتوان در منطق قرآنی دفاع و قدرت نیز مشاهده کرد. قرآن در آیه ۱۹۰ سوره بقره میفرماید: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَکُمْ» و بلافاصله بر پرهیز از تعدی تاکید میکند. بنابراین، نقطه آغاز مشروعیت قتال، مقابله با تجاوز است، نه توسعهطلبی. در عین حال، آیه ۶۰ سوره انفال با فرمان «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ» نشان میدهد که دفاع موفق از لحظه حمله آغاز نمیشود؛ بلکه از سالها قبل، با تولید قدرت و آمادگی شکل میگیرد. حتی تعبیر «رِباطِ الْخَیل» در همین آیه، بر آمادگی مستمر و ایجاد قدرت بازدارنده دلالت دارد. اصل ۱۵۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز دقیقا با استناد به همین آیه، آموزش نظامی عمومی و آمادگی دفاع مسلحانه را مورد تاکید قرار داده است.
در این چارچوب، اندیشه امام خمینی (ره) را میتوان نقطه آغاز تبدیل دفاع از یک وظیفه صرفا نظامی به یک امر ملی دانست. دفاع مقدس با اتکا به بسیج عمومی، حضور مردم، خوداتکایی و مقاومت در برابر برتری مادی دشمن اداره شد. در سالهای بعد، این تجربه به یک گزاره راهبردی مهمتر تبدیل شد: کشوری که نتواند قدرت تولید کند، در بهترین حالت تنها میتواند به حسن نیت دیگران امیدوار باشد. در مقابل، قدرت دفاعی، علمی، اقتصادی و اجتماعی میتواند محاسبات دشمن را تغییر دهد.
در اندیشه رهبر شهید انقلاب نیز همین مسیر با تاکید بیشتری بر «قوی شدن» و تغییر زمین بازی دنبال شد. قوی شدن در این نگاه، معادل نظامیگری یا توسعهطلبی نیست؛ بلکه راهی برای کاهش احتمال جنگ است. چنانکه در تبیین این دیدگاه، قدرتیابی ایران بهعنوان ابزاری برای بازدارندگی و مصونسازی کشور، نه تهدید دیگران، توصیف شده است.
بنابراین، شاید مهمترین خطای تحلیلی آن باشد که «دفاع» و «تهاجم» را دو مفهوم متضاد تلقی کنیم. در منطق راهبردی جمهوری اسلامی، تهاجم متجاوزانه با اقدام تهاجمی دفاعی یکسان نیست. ممکن است آغازگر جنگ نباشیم، اما پس از آغاز تجاوز، الزاما نباید اجازه دهیم دشمن تعیینکننده زمان، مکان و هزینه جنگ باشد. پاسخ دقیق، سریع و متناسب میتواند ابتکار عمل را بازگرداند و حتی مهاجم را در موضع دفاع قرار دهد.
در نهایت، سه جنگ تحمیلی را میتوان سه مقطع از بلوغ یک مفهوم دانست: در جنگ هشتساله، ایران آموخت که باید از سرزمین دفاع کند؛ در جنگ ۱۲ روزه، نشان داد که دفاع میتواند با تغییر ابتکار عمل همراه شود و در جنگ ۴۰ روزه، مسئله به سطحی فراتر رسید: دفاع موثر یعنی ساختن قدرتی که دشمن پیش از آغاز جنگ، هزینه آن را در محاسبات خود ببیند. از این منظر، «دفاع مقدس» نه نامی برای یک موضع منفعل، بلکه عنوانی برای یک منطق راهبردی است؛ منطقی که از مقاومت آغاز میشود، به ابتکار عمل میرسد و در نهایت، هدف خود را در بازدارندگی محقق میکند. دفاع در این معنا، هنر جنگیدن نیست؛ هنر چنان قدرتمند شدن است که جنگ، برای دشمن به گزینهای پرهزینه و نامطمئن تبدیل شود.
۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۵
کد مطلب: ۲۵٬۴۲۰
نظر شما