آگاه: تهدید جدید ترامپ به حمله نظامی، از چند جهت قابل توجه است؛ نخست آنکه این تهدیدات نشان میدهد که اقدامات ایران در تنگه هرمز بر خلاف تبلیغات آمریکا تاثیرگذار و دردآور است. دوم آنکه این تهدیدات نشان میدهد که اقدامات متجاوزانه و تهاجمی آمریکا نتوانسته است یک شرایط پایدار در هرمز به وجود بیاورد و استمرار وضعیت فعلی برای آمریکا مقدور نیست. همچنین خطر تثبیت وضعیت فعلی در هرمز برای آمریکا وجود دارد.
نکته سوم آن است که ترامپ توانایی ادامه وضعیت فعلی را ندارد؛ چه از نظر سیاسی و چه انتخاباتی و احتمالا در حوزه پایداری اقتصادی و رکود بهویژه با افزایش تورم در داخل آمریکا؛ بنابراین بهترین چاره را منحرف کردن اذهان به شعلهور کردن دوباره جنگ با ایران میبیند.
تحلیل محتوای مواضع اخیر ترامپ و یاران جنگطلبش بیانگر آن است که هیات حاکمه آمریکا احتمالا شروع جنگ در پیش از انتخابات کنگره را (به ویژه در صورت وجود چشمانداز ترورهای موفق و تخریب کوه کلنگ) برای تغییر وضعیت فعلی و ارائه تصویر پیروزی مفید ارزیابی میکند؛ در صورت ارزیابی مفید بودن جنگ، شاید آمریکا بر سر تخریب زیرساختهای حیاتی ایران قمار کند.
استیصال راهبردی ترامپ
مواضع اخیر ترامپ و حلقه نزدیک به او، فراتر از یک تهدید نظامی، نشاندهنده نوعی استیصال راهبردی در برابر واقعیتهای میدانی است. در حالی که فشار بر گذرگاههای دریایی توسط ایران، معادلات سنتی سلطه را با چالش جدی مواجه کرده، ترامپ با اتکا به ادبیات جنگطلبانه، درصدد ایجاد یک شوک نظامی است تا از بحرانهای اقتصادی و داخلی آمریکا فاصله بگیرد. به نظر میرسد هدف نهایی، جایگزینی شکست در مدیریت بحران هرمز با یک پیروزی نمادین و پرهیاهو از طریق حملات به زیرساختهاست تا اذهان عمومی را از ناکارآمدی سیاستهای فعلی منحرف کند.
تهدیدهای اخیر واشنگتن نسبت به زیرساختهای حیاتی ایران، گواهی بر شکست استراتژی بازدارندگی آمریکا در منطقه است. عدم توانایی ایالات متحده در تثبیت نظم مطلوب خود در تنگه هرمز و بروز آسیبهای جدی در زنجیره تامین انرژی، آنها را به سمت قمار بر سر یک تنش گسترده سوق داده است. ترامپ با استفاده از رسانههای همسو، در پی ایجاد یک فضای روانی برای توجیه حملات احتمالی است؛ چرا که تداوم وضعیت فعلی در هرمز، نه تنها هزینههای امنیتی، بلکه اعتبار سیاسی و اقتصادی هیات حاکمه آمریکا را نیز به مخاطره انداخته است.
تلاش ترامپ برای شعلهور کردن دوباره جبهه درگیری، برآمده از نیاز مبرم به یک پیروزی سریع برای پوشش دادن ناکارآمدیهای اقتصادی و سیاسی در داخل آمریکاست. وقتی ابزارهای دیپلماتیک و فشار حداکثری با مقاومت راهبردی ایران در تنگه هرمز روبهرو شده، تنها گزینه باقیمانده برای جناح جنگطلب، قمار بر سر تخریب زیرساختهاست تا از فروپاشی تصویر قدرت خود پیش از انتخابات جلوگیری کنند.
افزایش هزینه زندگی در آمریکا
رویکرد جنگطلبانه ترامپ و دارودستهاش برای مردم آمریکا و معیشت آنها بسیار گران تمام شده است و خاطرات جنگ ویتنام در حافظه جمعی آمریکاییها در حال تکرار است.
ملانی استنسبری، نماینده کنگره آمریکا درخصوص افزایش هزینه زندگی در آمریکا در ایکس نوشت: «هزینه مواد غذایی، هزینه بنزین، هزینه مسکن، هزینه همهچیز تحت تاثیر این عامل افزایش پیدا کردهاند؛ یک جنگ غیرقانونی در خاورمیانه که اکنون باعث کمبود نفت و گاز شده و جان نیروهای نظامی آمریکا، هزاران غیرنظامی و نزدیک به ۱۷۰ دانشآموز و معلم را گرفته است. ترامپ نهتنها باعث تحمیل فشار اقتصادی به میلیونها آمریکایی شده، بلکه با متحدان ما نیز دچار اختلاف شده، امنیت ملیمان را تضعیف کرده و موجب شرمساری کشورمان شده است. سهشنبهشب، مجلس نمایندگان بار دیگر به این جنگ غیرقانونی رأی منفی داد. سپس رئیس مجلس نمایندگان فعالیت مجلس را متوقف کرد. ما ساکت نخواهیم شد. به سازماندهی و بسیج نیروها و تلاش خود ادامه خواهیم داد تا زمانی که این جنگ به پایان برسد.»
هزینههای سنگین جنگطلبیهای تندروهای آمریکایی و در رأس آنها ترامپ، اکنون گریبانگیر سفرههای مردم آمریکا شده است. در حالی که جریان جنگطلب در واشنگتن بر شعلهور کردن تنش در خاورمیانه اصرار میورزد، واقعیت عریان اقتصادی در داخل این کشور، نشان میدهد که هرگونه درگیری نظامی مجدد، فراتر از تلفات انسانی، به یک زلزله اقتصادی در بخشهای انرژی و کالاهای اساسی در آمریکا تبدیل خواهد شد. تورم ناشی از بیثباتی در مسیرهای ترانزیتی انرژی، مردم آمریکا را میان چندین چالش به ویژه فشار مالی و معیشتی گرفتار کرده است؛ وضعیتی که در آن معیشت و امنیت روزمره شهروندان آمریکایی فدای سیاستهای نظامی میشود.
اصرار بر ادامه یک جنگ غیرقانونی، نه تنها امنیت ملی آمریکا را به مخاطره انداخته، بلکه منجر به یک شکاف عمیق در بدنه سیاسی و اجتماعی این کشور شده است. رای منفی مجلس نمایندگان آمریکا به این جنگ شکستخورده، نشاندهنده خستگی مفرط جامعه آمریکا از هزینههای بیسرانجام نظامی است. جنگی که در آن، جان نیروهای نظامی و جانهای بیگناه قربانی میشود، تنها منجر به انزوای دیپلماتیک و شرمساری بینالمللی آمریکا شده، نه تنها در جبهههای نظامی، بلکه در جبهه افکار عمومی نیز شکست خورده است.
مجهولی به نام رفتار ایران
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا که در آستانه انتخابات میان دورهای کنگره این کشور، شکست همحزبیهای جمهوریخواه خود را حتمی میداند، طی سخنانی کوشید بخشی از شکستهای دولت متبوعش باوجود صرف هزینه دهها میلیارد دلاری در تجاوز علیه تهران را اینگونه توجیه کند: روز پنجشنبه ۱۸ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور کرد!
وزیر انرژی آمریکا در پاسخ به سوال خبرنگار مبنی بر اینکه آیا آن قدر جسارت دارید که برای کاهش قیمت انرژی، بازه زمانی مشخصی تعیین کنید؟ از سر استیصال و درماندگی پاسخ داد: قطعا نمیتوانم رفتار ایران را پیشبینی کنم.
کریس رایت، در تلاش برای توجیه بخشی از مشکلات اقتصادی ایجاد شده در این کشور به دلیل تبعات تجاوز پرهزینه ترامپ به ایران، با طرح ادعایی مضحک مدعی شد: در جریان این درگیری، برخی منابع انرژی از بازار خارج شده است. در حال حاضر وضعیت افزایش شدید قیمت حاملهای انرژی باعث فداکاری کوتاه مدت آمریکاییها شده است؛ اما قطعا توانایی ایران در افزایش دائمی قیمت انرژی پایان مییابد. وی در ادامه بدون اشاره به ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای ایران، مدعی شد: ترامپ به هیچ وجه اجازه نخواهد داد که ایران به سلاح هستهای دست یابد. این امر نه تنها موجب بیثباتی منطقه میشود، بلکه قیمت انرژی را برای همیشه افزایش میدهد!
نظر شما