مذاکره با آمریکا در شرایط فعلی، چیزی جز وقت تلف کردن و مماطله نیست. مذاکره با آمریکا سوراخی است که ما چند بار از آن گزیده شده‌ایم؛ بنابراین عقل و عقلانیت حکم می‌کند که مجدد سراغ آن نرویم. فراموش نکنیم که هر دو جنگ تحمیلی اخیر در مقطعی رخ داد که ایران در حال مذاکره با آمریکا بود و از قضا اخبار ناظر بر این مذاکرات، حاکی از فضایی مثبت بود اما در هر دو بار، آمریکایی‌ها ما را غافلگیر کردند و علیه کشور و مردم ما مرتکب تجاوز و جنایت شدند.

مذاکره با آمریکا یعنی بن‌بست

آگاه: تاریخ به ما آموخته است که دیپلماسی با واشنگتن، نه یک ابزار برای حل بحران، بلکه ابزاری برای مدیریت بحران‌ها به سود طرف مقابل است. تجربه تلخ جنگ‌های تحمیلی اخیر نشان داد که میز مذاکره برای آمریکا، تنها لکه‌ای برای خشک کردن خون جاه‌طلبی‌های نظامی‌اش بوده است. وقتی هر گام دیپلماتیک، مقدمه‌ای برای یک غافلگیری نظامی است، عقلانیت سیاسی حکم می‌کند که نباید با تکیه بر وعده‌های پوچ، امنیت ملی را در گرو خوش‌بینی‌های واهی قرار داد؛ چرا که در معادلات قدرت، اعتماد به دشمن، خود، نوعی خودزنی است.

 شواهد تاریخی از بدعهدی آمریکایی‌ها
ما در هر دو مقطعی که منتهی به تجاوز به کشورمان شد، نه تنها وارد چارچوب مذاکراتی با آمریکا شدیم بلکه نهایت انعطاف را هم به خرج دادیم؛ در همین راستا، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان می‌گوید پیش از جنگ ۴۰ روزه، ایرانی‌ها در روزهای آخر مذاکرات هرگونه حضور بازرس‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و انواع بازرسی‌ها از برنامه هسته‌ای خود را پذیرفتند و حداکثر انعطاف را نشان دادند ولی ترامپ باز هم به ایران حمله کرد.
در مصداق دیگری در همین راستا، سیعد لیلاز، اقتصاددان و کارشناس سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان می‌گوید گه در مهر سال ۱۴۰۴ یعنی مقطع بعد از جنگ ۱۲ روزه و قبل از جنگ ۴۰ روزه، از دبیرخانه شورای‌عالی امنیت ملی تماس گرفتند و ما را برای جلسه با دبیر وقت شعام یعنی شهید علی لاریجانی فراخواندند. بنا به گفته لیلاز، شهید لاریجانی در آن جلسه اعلام کرد که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک، با وساطت و میانجی‌گری امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، هیات ایرانی در مذاکره با هیات آمریکایی، طی دو مرتبه، بیشترین امتیازات ممکن را به واشنگتن داد اما هر بار ترامپ راضی نمی‌شد و امتیازات بیشتری طلب می‌کرد.
در شاهد مثال دیگری، باید به اظهارات حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس اشاره کرد. قشقاوی اخیرا در مصاحبه‌ای گفت: قبل از جنگ ۱۲ روزه، ایران پیشنهاد ۵۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری به آمریکای ترامپ داد؛ در همین راستا حمید قنبری، معاون اقتصادی وزیر امور خارجه با جزئیات این پیشنهاد ۵۰۰ میلیارد دلاری را برای آمریکایی‌ها در ژنو تشریح کرد؛ اما پاسخ آمریکایی‌ها به این گشاده‌دستی ایران، کمک به رژیم اسرائیل برای تجاوز به کشورمان در جنگ ۱۲ روزه و حمله همه‌جانبه خودشان به ایران در جنگ ۴۰ روزه بود. اینکه ترامپ تاجر است و باید با زبان پول با او حرف زد، حرف مفت و یاوه است؛ هدف آمریکا، تجزیه ایران در راستای منافع رژیم صهیونیستی است.

 انعطاف در برابر آمریکا، سم است
بنابراین شواهد تاریخی به‌وضوح نشان می‌دهد که انعطاف‌پذیری در برابر آمریکا، هرگز منجر به ثبات و دوری جنگ نشده، بلکه تنها بستری برای غافلگیری‌های نظامی فراهم کرده است. از پذیرش حداکثری بازرسی‌های هسته‌ای در آستانه جنگ ۴۰ روزه گرفته تا پیشنهادهای عظیم اقتصادی ۵۰۰ میلیارد دلاری در ژنو، همگی نشان‌دهنده یک الگوی تکرارپذیر هستند: ایران امتیاز می‌دهد و آمریکا تجاوز می‌کند. نقل‌قول‌های مستند از مقامات دیپلماتیک و کارشناسان نشان می‌دهد که حتی زمانی که ایران در بالاترین سطح گشاده‌دستی اقتصادی و شفافیت هسته‌ای قرار داشت، واشنگتن به‌جای پذیرش، از این فرصت برای تقویت رژیم صهیونیستی و پیشروی در برنامه‌های تهاجمی خود استفاده کرد. بنابراین، تصور اینکه می‌توان با زبان پول با ترامپ یا هر سیاست‌گذار مشابهی معامله کرد، ناشی از جهل نسبت به اهداف بنیادین آمریکا یعنی تجزیه و فروپاشی ایران است.
آیا مذاکره با آمریکا واقعا می‌تواند با پول یا امتیاز، صلح ایجاد کند؟ پاسخ منفی است و تاریخ، پاسخ ما را با خون نوشته است. روایت‌های موجود از وقایع جنگ‌های ۱۲روزه و ۴۰ روزه حکایت از آن دارد که ایران در حساس‌ترین لحظات، حتی با پذیرش سخت‌ترین شرایط بازرسی و پیشنهادهای سرمایه‌گذاری بی‌سابقه، تنها با حمله و تجاوز، پاسخ دریافت کرد. وقتی پیشنهاد ۵۰۰ میلیارد دلاری سرمایه‌گذاری، نتیجه‌ای جز حمایت از تجاوزات رژیم صهیونیستی نداشته باشد، مشخص می‌شود که هدف آمریکا معامله نیست، بلکه تضعیف و تجزیه است. تکرار این چرخه، یعنی امتیاز دادن در برابر غافلگیری نظامی، تنها به معنای خودکشی سیاسی و استراتژیک است؛ چرا که دشمن ما تاجر نیست که با سود و زیان معامله کند، بلکه تهاجم‌گر است که با هدف نابودی و اضمحلال ایران می‌آید.
تجربه تلخ جنگ‌های اخیر ثابت کرد که در معادله قدرت با آمریکا، انعطاف معادل ضعف و امتیاز معادل فرصت تجاوز تعبیر می‌شود. از بازرسی‌های هسته‌ای تا پیشنهادهای میلیاردی در ژنو، تمام تلاش‌های دیپلماتیک ایران با دیوار بی‌اعتمادی و حملات نظامی پاسخ داده شد. ما آموختیم که هرچه امتیازات ما بیشتر و شفافیت‌های‌مان گسترده‌تر بوده، تهاجمات آمریکا و متحدانش وسیع‌تر و بی‌رحمانه‌تر بوده است. پس اگر هدف آمریکا تجزیه ایران است، هیچ معامله‌ای در هیچ میز مذاکره‌ای، نمی‌تواند جلوی این نقشه سیاه را بگیرد و تنها راه پیش روی ما مقاومت و افزایش و تزاید قوای نظامی و رزمی است.

 بسته جدید آمریکایی در راه است!
طبق آنچه برخی تحلیلگران و آگاهان به مسائل سیاسی اعلام کرده‌اند، ترامپ به دنبال یک توافق دیگر با ایران است تا از فشارهای داخلی بر خود و دولتش بکاهد. در همین رابطه، روز گذشته، مصطفی نجفی از کارشناسان مسائل سیاسی و ژئوپلیتیک در صفحه ایکس خود نوشت: احتمالا یکی از مقامات ارشد پاکستانی در روزهای آینده به تهران سفر می‌کند تا پیام یا بسته پیشنهادی جدیدی از سوی واشنگتن را منتقل کند. پیشنهادی که به مواضع اخیر ترامپ و نیاز او به دستیابی به یک توافق در آستانه انتخابات مرتبط است. به نظر می‌رسد این پیشنهاد برای یک پنجره زمانی محدود، حدود ۴۰ تا ۵۰ روز، طراحی شده و واشنگتن درصدد یک توافق فوری و در عین حال جامع است؛ توافقی که از همان ابتدا، علاوه بر وضعیت تنگه هرمز، پرونده هسته‌ای را نیز دربر گیرد، برخلاف تفاهم اسلام‌آباد. در واقع، ترامپ به دنبال توافقی سریع و چندمحوری است که علاوه بر کارکرد امنیتی، برای او در آستانه انتخابات کارکرد سیاسی و انتخاباتی نیز داشته باشد. پاسخ ایران به چنین بسته‌ای به احتمال زیاد منفی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.