آگاه: در ادبیات مسلط روابط بینالملل، «قدرت بازدارندگی» مفهومی منحصرا سختافزارانه، فنی و محصور در پادگانها، سیلوهای موشکی و سامانههای راداری پنداشته میشود. در این دستگاه محاسباتی تکساحتی، نهاد خانواده و بهویژه زنان صرفا در حاشیه پیامدهای نبرد و در هیئت «قربانیان منفعل جنگ» بازنمایی میشوند؛ تصویری که هدف غایی آن تحمیل هراس، فرسایش اراده اجتماعی و توجیه تسلیمپذیری است. با این حال، بازخوانی منظومه دفاعی رهبر شهید انقلاب اسلامی نشان میدهد که بازدارندگی در نگاه ایشان، متغیری تکبعدی نیست، بلکه ریشه در یک عقلانیت عمیق توحیدی دارد که در آن دیوارههای دفاعی مرز با عمق روانی و معنایی کانون خانواده پیوندی ساختاری برقرار میسازد. از این منظر، دکترین «قوی شدن» و تحقق پیشبینیهای تاریخی مبنی بر شکست قطعی دشمنان، حاصل همافزایی همزمان بازدارندگی تسلیحاتی با انگیزه، ایمان و ثبات درون جامعه است.
اگرچه راهاندازی صنایع دفاعی بومی، پایهریزی توان موشکی و سپردن این بار سترگ به نخبگانی مومن، شالوده مادی اقتدار ایران را استوار ساخت، اما سلاح بهخودیخود واجد فاعلیت نهایی در میدان نبرد نیست. تجربه تاریخی هشت سال دفاع مقدس و منازعات بعدی اثبات کرد که حتی پیشرفتهترین فناوریهای دفاعی، بدون «انسان مؤمن، صبور و فداکار» کارایی نخواهند داشت. چنین انسانی در هیچ سازوکار اداری و پادگانی تولید نمیشود؛ خاستگاه تکوین این اراده، محیط خانواده و دامان تربیتی است که استقلالخواهی، حریت و شجاعت اخلاقی را به مثابه یک ارزش بنیادین نهادینه میسازد. از همین روست که صنایع دفاعی و سامانههای نقطهزن، تجسم کالبدی همان روحیهای هستند که نخست در افق زیست خانوادگی تنفس کرده و جامعه را به سطحی از آگاهی رسانده که در مواجهه با خطرات سهمگین، تن به تحقیر و سازش ندهد. در حقیقت، توان سختافزاری کشور بر شالوده نرمافزار تربیتی خانواده استوار شده است.
سیر تحول تهدیدات در دهههای اخیر، بهویژه در جنگهای متراکم و برقآسای منطقهای نظیر نبردهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه و تقابلهای موشکی اخیر، بیانگر تغییری راهبردی در الگوهای تخاصم است. دشمن مستکبر با ادراک ناتوانی در اشغال فیزیکی سرزمین و مواجهه مستقیم با سد بازدارندگی موشکی، ثقل عملیاتی خود را به «جنگ شناختی و فرسایش روانی جامعه» منتقل کرده است. در این الگوی نوین، بمباران تبلیغاتی و شایعهپراکنی رسانهای با هدف ایجاد اضطراب فلجکننده و بحران مشروعیت، مستقیما کانون آرامش خانه را نشانه میرود تا عقبه مردمی نیروهای مسلح را متزلزل سازد. در چنین آوردگاه حساسی، زن در مقام مدار عاطفی خانه نقشی پیشبرنده و خطشکن ایفا میکند. اوست که با درک بصیرتمندانه از میدان، امواج ترس غریزی را مهار کرده و آن را به وقار، طمأنینه و استقامت عقلانی در میان فرزندان و همسر بدل میسازد. زن در مقام مدیر امنیت روانی خانه، سنگر نخست پدافند غیرعامل در برابر جنگ شناختی است؛ چرا که فروریختن آرامش ادراکی خانواده، پیشرفتهترین ابزارهای رزمی را در جبههها ناکارآمد خواهد ساخت.
از سوی دیگر، بازخوانی این مکتب دفاعی در تراز نظریات کلان امنیت، وجوه تمایز آن را با رئالیسم تهاجمی نظام سلطه آشکار میکند. اگر در منطق استکباری، توسعه نظامی ابزاری برای هژمونی، ویرانسازی زیستبوم ملتها و تسلط بر منابع است، در منظومه فکری رهبر شهید این اقتدار مصداق «رئالیسم تدافعی اخلاقی» است. موشکهای دقیق و صنایع پدافندی ایران پیش از آنکه متوجه میدانهای نبرد باشند، دیواره مستحکم حراست از حریم امن خانه و صیانت از آرامش خانواده ایرانی در برابر تعدی متجاوزان به شمار میروند. این دکترین، سلاح را در خدمت کرامت انسانی و تثبیت صلح عادلانه قرار میدهد تا تجربه تلخ ناامنیهای گذشته هرگز برای نسلهای فردا تکرار نشود.
بدین ترتیب، سنت شکستناپذیری جبهه حق و تحقق وعدههای صادق رهبری در عقبراندن استکبار، بر پایهریزی دو لایه دفاعی جداییناپذیر شکل گرفته است: بازدارندگی قاطع سخت در پیشانی مرزها و بازدارندگی نرم اخلاقی و ایمانی در بستر خانواده. اولی وظیفه دور ساختن سایه تهدید از آسمان میهن را بر دوش دارد و دومی با بازتولید روحیه ایثار و خلق سکینه در طوفانهای سهمگین، سرمایه انسانی و اراده پایدار این اقتدار را تضمین میکند. هنر بیبدیل رهبر شهید، پیوند زدن این دو ساحت بود؛ رویکردی ژرف که نشان داد امنیت یک تمدن تنها با سرانگشتان رزمندگان ساخته نمیشود، بلکه ریشه در صبوری، عقلانیت و فضیلت مادران و خانوادههایی دارد که نبض ایستادگی و امید به پیروزی را همواره زنده نگه میدارند.
۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۷
کد مطلب: ۲۵٬۶۲۷
نظر شما