۵ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۹
کد مطلب: ۲۵٬۷۰۲

فرهنگ عمومی مجازی زده

سیدمرتضی مفیدنژاد _ روزنامه‌نگار

گسترش فضای مجازی و انفجار اطلاعات و محتوا امروزه یکی از مهم‌ترین رویدادهایی است که بشر با آن مواجه شده است. همین موضوع سبب شده است تا جوامع و انسان‌ها روزانه در معرض محتواها و مطالب گوناگون و متنوعی قرار بگیرند. جامعه ایران هم از این قاعده مستثنی نیست. وقوع کرونا و رواج آموزش آنلاین در سال‌های پایانی دهه ۹۰ شمسی هم موجب شد تا سن دسترسی به فضای مجازی تا حد زیادی کاهش پیدا کند.

آگاه: در حال حاضر بنابر گزارش نهادهای مسئول نزدیک به ۴۰ میلیون نفر کاربر فعال اینستاگرام هستند. در مورد تلگرام این عدد تا نزدیک به ۵۰ میلیون نفر هم می‌رسد. این آمارها غیر از دیگر پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی داخلی است که غالبا یک یا دو مورد از آنها یا بسیاری‌شان  روی گوشی‌های مردم ایران جلوه می‌کند.
غرض از اشاره به موضوع بالا میزان تاثیرگذاری این رسانه‌ها بر فرهنگ عمومی کشور است. مساله فرهنگ عمومی در کشور ما جزو موضوعاتی است که از دیرباز جزو دغدغه‌های سیاستگذاران و مسئولان بوده است. رهبر شهید انقلاب علاوه بر نامگذاری برخی از سال‌ها که مرتبط با مقولات فرهنگ عمومی بود به طور مثال در جایی تصریح می‌کنند: «دولت و مسئولان موظفند که توجه کنند به جریان عمومی فرهنگ جامعه؛ ببینند کجا داریم می‌رویم، چه دارد اتفاق می‌افتد، چه چیزی در انتظار ما است؛ اگر چنانچه مزاحماتی وجود دارد، آنها را برطرف کنند.»۱۹/۰۹/۱۳۹۲
یا در جای دیگر متذکر می‌شوند: «اصلاح فرهنگ عمومی، از همه کارها مهم‌تر است؛ چون این کار، محور همه کارهای دیگر است.» ۱۹/۰۴/۱۳۷۴
حالا با لحاظ اهمیت این موضوع، یعنی عرصه فرهنگ عمومی سئوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که نسبت توسعه فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی و فرهنگ عمومی چیست؟  در گذشته، بخش عمده فرهنگ عمومی از مسیرهایی مانند خانواده، مدرسه، مسجد، دانشگاه، رسانه‌های رسمی، محیط کار، محله و گروه‌های اجتماعی منتقل می‌شد. امروز یک میدان جدید به این مجموعه اضافه شده که ویژگی مهمش این است که مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده فرهنگ را تا حد زیادی از بین برده است. کاربر فقط دریافت‌کننده محتوا نیست؛ خودش تولیدکننده، بازنشرکننده، مفسر و حتی تعیین‌کننده میزان دیده‌شدن محتواست. کاربر به قصد دیده‌شدن برخی ارزش‌ها و مقولات مربوط به سمت زندگی و با هدف دیده شدن و قرار گرفتن در الگوریتم شبکه‌های اجتماعی، به تولید و انتخاب محتوا دست می‌زند و با رفتار متفاوتی که از خود نشان می‌دهد ناخودآگاه تغییرات را در فرهنگ عمومی جامعه ایجاد می‌کند که اگر بخواهیم نسبت به یک دهه قبل بسنجیم مثبت یا منفی این تغییرات قابل توجه و عمیق بوده است. نکته قابل توجه این است در ساختار سنتی، فرد برای پاسخ به بسیاری از پرسش‌های فرهنگی و اجتماعی به خانواده، معلم، روحانی، دانشگاه، کتاب، رسانه رسمی یا افراد صاحب‌تخصص مراجعه می‌کرد. امروز فضای مجازی این انحصار را شکسته است. امروز یک جوان و نوجوان ممکن است برای تشخیص چگونه لباس پوشیدن، چگونه سخن گفتن، چگونه غذا خوردن، چگونه گذران اوقات فراغت، چه چیزی موفقیت تلقی می‌شود یا حتی اینکه یک مسئله اخلاقی چگونه باید ارزیابی شود، بیش از آنکه به یک نهاد سنتی مراجعه کند، به شبکه همسالان و چهره‌های حاضر در فضای مجازی مراجعه کند. این مسئله فقط انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه تغییر مرجعیت است.
با همه این تفاسیر سئوال اساسی اینجاست که چه کسانی در فضای مجازی به مرجع تعریف خوب و بد، مطلوب و نامطلوب، موفقیت و شکست و درست و غلط تبدیل شده‌اند؟ آن محتواها چیست و حد انتشار آن کجاست؟ اینجاست که باید به این نکته مهم اشاره کرد که متاسفانه در حال حاضر نسبت به وضعیت‌شناسی واقعی و رصد حقیقی عرصه فرهنگ و نسبت آن با فضای مجازی بسیار فاصله داریم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.