آگاه: در این راستا و با تکیه بر دیدگاههای راهبردی امام خمینی (ره) و رهبر شهید، تبیین ماهیت سلطهجویانه آمریکا و تقویت محورهای مقاومت فعال در کنار تحقق الگوی اقتصاد مقاومتی، به عنوان استراتژیهای کلان کشور، تنها مسیر عملی برای حفظ استقلال ملی و صیانت از منافع ایران است.
یک منبع نزدیک به هیات نمایندگی جمهوری اسلامی ایران که به منظور شرکت در اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد به نیویورک سفر کرد، ضمن رد اخبار و گزارشهای ضد و نقیض پیرامون احتمال مذاکره میان ایران و آمریکا، به ارگان رسمی دولتی، گفت: «ملاحظات و مواضع صریح جمهوری اسلامی ایران، روز سهشنبه گذشته از طریق میانجی قطری بهصورت شفاف به طرف آمریکایی منعکس شده و اکنون ایران در انتظار دریافت پاسخ متناسب از سوی واشنگتن است. بر اساس این رویه، هیچگونه برنامهای برای دور جدید مذاکرات مستقیم در دستور کار هیات نمایندگی قرار ندارد و وزیر امور خارجه نیز پس از اتمام برنامههای پیشبینی شده، طبق زمانبندی مقرر به میهن مراجعت خواهد کرد.»
تکذیب مذاکره، در حالی که تبادل پیام از طریق میانجیها تایید شده است، نشاندهنده این واقعیت است که ایران نمیخواهد در تله «مذاکره برای مذاکره» گرفتار شود. جمهوری اسلامی هرگونه پیشروی در مسیر دیپلماتیک را مشروط به اقدامات عملی، ملموس و متقابلی میداند که گویای تغییر رفتار طرف مقابل باشد، نه صرفا وعدههای شفاهی.

لزوم پذیرش شروط ایران از سوی آمریکا
عباس مقتدایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه توافقنامه اسلامآباد که در بالاترین سطح مسئولان اجرایی دو کشور امضا شده بود، توسط آمریکاییها نقض و نادیده گرفته شد و آنها بدعهدی خود را بلافاصله پس از توافق نشان دادند، گفت: ایران اکنون فراتر از بحث توافقنامه اسلامآباد، بر اساس حقوق خود صحبت میکند و بهصراحت اعلام کرده است که آمریکاییها باید شروط ایران را بپذیرند تا از مخاصمهای که خود ایجاد کردهاند و از ضررهای اقتصادی به اقتصاد جهانی، جلوگیری شود.
وی با اشاره به اینکه آزادی عمل ایرانیها توسط آمریکا گروگان گرفته شده و اعمال فشار و محاصره دریایی توسط آنها صورت گرفته است، افزود: این کمان تیری است که به خودشان بازگشته و اکنون آمریکاییها بیسابقهترین روزهای افزایش قیمت نفت، بنزین و گازوئیل را تجربه میکنند. اروپاییها نیز از این مخاصمه متضرر شدهاند اما آمریکاییها با آنها مانند نوچه رفتار میکنند و اروپا ارادهای برای حرف زدن ندارد.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، شروط مطرح شده از سوی ایران را شامل متوقف کردن حملات و تهدیدها، عقبنشینی اسرائیلیها از جنوب لبنان، آزادسازی پولهای مسدود شده ایران در امور مربوط به این کشور و عدم مداخله در انرژی هستهای صلحآمیز و توان موشکی دفاعی ایران دانست و گفت: اگر آمریکاییها این شروط را بپذیرند، در صلحطلبی ایران بر همه دنیا باز است، اما در غیر این صورت ایران تا رسیدن به حق خود از مواضع منطقی خود عقبنشینی نخواهد کرد.
مقتدایی با بیان اینکه در حالی که ایران همواره به دنبال صلح بوده، طرف مقابل در عمل جنگ را محقق کرده و با ضرباتی که به کودکان، فرماندهان و رهبری زد از حسننیت ایران سوءاستفاده کرد، تاکید کرد: صلحطلبی ایرانیها به معنای تسلیم یا کوتاه آمدن در برابر منافع ملت نیست؛ اکنون دوران ایستادگی و مقاومت است. تا زمانی که پای آمریکاییها در منطقه باشد، فشارها ادامه خواهد داشت.
واکاوی انگیزههای جریانهای مذاکرهطلب و رسانههای غربی
در تحلیل این فضای سیاسی، این پرسش بنیادین مطرح میشود «انگیزههای برخی جریانهای داخلی و رسانههای غربی برای ترویج و تداوم فضای مذاکرات چیست؟» پاسخ را میتوان در دو سطح تشریح کرد؛ نخست در سطح داخلی، برخی جریانها با نگاهی کوتاهمدت، بر این باورند که کاهش تنشها از طریق مذاکره میتواند منجر به گشایشهای اقتصادی مقطعی، رفع برخی تحریمها و کاهش فشارهای معیشتی بر مردم شود. هدف این گروه، مدیریت بحرانهای اقتصادی از طریق تعامل با غربیها و مذاکره با ایالات متحده است، بدون آنکه به پیامدهای بلندمدت و ماهیت متغیر تعهدات آمریکا توجه کنند.
در سطح خارجی، مهمترین هدف آمریکا از ترویج مذاکره، تضعیف اراده مقاومت و فشار به ایران برای امتیازات بیشتر بدون ارائه تضمینهای معتبر است. در این میان، رسانههای غربی با بزرگنمایی احتمال مذاکره، سعی دارند افکار عمومی را به این سمت سوق دهند که گویی تنها راه نجات از تنگناهای تحریمی، تسلیم در برابر خواستههای واشنگتن است.
ریشههای عدم اعتماد؛ از برجام تا تفاهم اسلامآباد
باید اذعان داشت که عدم اعتماد به مذاکرات با آمریکا، ریشه در سوابق تاریخی و رفتاری آنها دارد. بازگشت به تاریخ نزدیک نشان میدهد، خروج یکجانبه آمریکا از توافق برنامه اقدام جامع مشترک (برجام) یا نقض تفاهمات پیشین ـ مانند تفاهم اسلامآباد ـ به روشنی ثابت میکند، تعهدات آمریکا تابع منافع لحظهای، تغییرات دولتهای داخلی و بازیهای انتخاباتی آنهاست، نه قوانین بینالمللی!
آمریکا هرگز به دنبال صلح پایدار و همزیستی مسالمتآمیز نیست، بلکه در پی برتری مطلق و سلطه است. از نظر واشنگتن، هر میز مذاکرهای وسیلهای برای تضعیف ساختاری طرف مقابل و پیشبرد سیاستهای نفوذ است. در واقع، آمریکا همواره از دیپلماسی به عنوان پوششی برای اعمال فشار نظامی و اقتصادی استفاده میکند تا طرف مقابل را در موضع ضعف قرار داده و سپس خواستههای خود را تحمیل کند.
نگاه و بینش رهبر شهید و امام خمینی (ره) در برابر ایالات متحده، بر پایه شناخت دقیق و عمیق از ماهیت نظام سلطه استوار بود. حضرت امام (ره) با نامیدن آمریکا به عنوان استکبار جهانی، هشدار میدادند آنها هرگز به دنبال خیر و صلاح ملتها نیستند. رهبر شهید نیز با تداوم خط امام، بر ضرورت «مقاومت فعال» تاکید و همواره تصریح میکردند که راه مقابله با آمریکا، تنها از مسیر تقویت بنیه داخلی، تکیه بر اقتصاد مقاومتی و ایجاد جبهههای ضد استکباری میگذرد.
جمعبندی: صلابت در مسیر عزت
تکذیب مذاکره در نیویورک، نمادی از اقتدار و صلابت راهبردی ایران در عرصه بینالمللی است. این موضع گواهی میدهد که جمهوری اسلامی با تکیه بر مثلث «عزت، حکمت و مصلحت»، هرگز در تله حیلههای پیچیده و وعدههای توخالی استکبار گرفتار نخواهد شد. نگاهی به تاریخ و سوابق تکرارشونده پیمانشکنیهای واشنگتن، به روشنی نشان میدهد، هرگونه خوشبینی به تغییر ماهیت آمریکا، نهتنها سادهلوحانه، بلکه عبث و بیهوده است. امروز بیش از هر زمان دیگری، بازگشت به آموزههای امام (ره) و رهبر شهید، تنها راه نجات است؛ راهی که در آن ایستادگی و مقاومت با کلیدواژه اقتصاد مقاومتی تنها تضمینکننده استقلال ایران است.
نظر شما