مرضیه کیان، خبرنگار: شامگاه ششم مهر ۱۴۰۳، وقتی غرش بمب‌های سنگرشکن، سکوت منطقه ضاحیه در جنوب بیروت را در غباری از دود، آتش و خاکستر فرو برد، تاریخ معاصر مقاومت یکی از دراماتیک‌ترین و سرنوشت‌سازترین لحظات خود را به ثبت رساند.

شاعر خط آتش

آگاه: زیر خروارها آوار بتن و آهن، دو فرمانده نام‌آور آرام گرفتند؛ یکی رهبر کاریزماتیک حزب‌الله، سیدحسن نصرالله و دیگری سرداری از تبار کهنه‌سربازان دفاع مقدس، سرتیپ پاسدار عباس نیلفروشان. مردی با نگاهی نافذ، متانتی بی‌هیاهو و ذهنی خلاق که هندسه رزم را نه پشت میزهای عافیت، بلکه در کوران آتش بازتعریف کرده بود. اکنون در دومین سالروز این عروج خونین، بازخوانی کارنامه شهید نیلفروشان فراتر از یک سوگواری تقویمی است؛ این روایت، تبارشناسی پیوند شگفت‌انگیز دانش کلاسیک نظامی با لطافت شعر و سلوک عرفانی است؛ قصه فرمانده‌ای که استراتژی‌های بزرگ دفاعی را با صلابت رقم زد و دل‌سروده‌های زلالش را با خون سرخ خویش امضا کرد.

ماجرای عباس نیلفروشان از کوچه‌پس‌کوچه‌های تاریخی اصفهان آغاز شد؛ شهری با هویتی آمیخته از هنر، تدین و غیرت. هنوز طنین شعارهای انقلاب در میدان نقش‌جهان جاری بود که ناقوس شوم جنگ تحمیلی نواخته شد. در روزهایی که بسیاری از هم‌سن‌وسالان او در رویای نوجوانی به سر می‌بردند، عباس با دستکاری شناسنامه و اراده‌ای فراتر از سن شناسنامه‌ای‌اش، پای در معرکه‌ای گذاشت که آینده او را برای چهار دهه بعد رقم زد.
او رزم را از صف مقدم و به عنوان یک بسیجی ساده در کردستان و جنوب آغاز کرد، اما هوش تاکتیکی، قدرت تطبیق در بحران و چشمان تیزبینش در رصد تحرکات دشمن، خیلی زود مسیر پیشرفت او را هموار ساخت. در سرمای استخوان‌سوز ارتفاعات غرب و میان باتلاق‌های داغ هور و نیزارهای کارون، نیلفروشان جوهره نظامی‌گری خود را در بوته آزمایش گداخت. در لشکرهای خط‌شکن ۱۴ امام حسین‌(ع) و ۸ نجف اشرف، شانه به شانه اسطوره‌هایی چون شهید حسین خرازی و شهید احمد کاظمی جنگید. 
جراحت‌های متعدد، جانبازی و رد ترکش‌ها بر پیکرش، یادگاری ماندگار از عملیات‌های خیبر، بدر، والفجر ۸ و کربلای ۵ بود؛ آزمون‌هایی سترگ که از او فرماندهی استوار، خونسرد در مهلکه و بی‌باک در تصمیم‌گیری ساخت.

وقتی اندیشه سلاح می‌شود
با پایان جنگ تحمیلی، عباس نیلفروشان برخلاف کسانی که لباس رزم را با عافیت پس از جنگ تاخت زدند، سنگر جهاد را به ساحت اندیشه، تئوری‌پردازی و کادرسازی توسعه داد. او دریافت که جنگ‌های آینده نه با الگوهای سنتی قرن بیستم، بلکه در میدان نبردهای نامتقارن، سایبری، اطلاعاتی و ترکیبی رقم خواهد خورد. از همین رو، تحصیلات عالیه را در کنار مسئولیت‌های سنگین ادامه داد و دکترای مدیریت استراتژیک را دریافت کرد.
حضور او در جایگاه ریاست دانشکده فرماندهی و ستاد (دافوس) سپاه پاسداران، فصلی نو در آموزش افسران نسل جدید رقم زد. نیلفروشان تنها یک استاد دانشگاه نظامی نبود؛ او پلی زنده میان تجارب میدانی هشت سال دفاع مقدس و نظریه‌های مدرن جنگ ترکیبی به شمار می‌رفت. تالیفات او در حوزه دفاعی، تاکتیک‌های ناهمگون و ساختاردهی به نیروهای بازدارنده، نقشه راهی برای ده‌ها طرح عملیاتی بزرگ شد. وقتی در سال ۱۳۹۸ به معاونت عملیات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد، اتاق جنگ ایران یکی از خلاق‌ترین مغزهای متفکر خود را بر مسند دید؛ فرمانده‌ای که آرام سخن می‌گفت، پیوسته مطالعه می‌کرد، اما در صحنه تمرین و مانور، صلابت آموزه‌های موشکی و پهپادی ایران را با دقت ریاضی به رخ حریفان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌کشید.

جغرافیای عهد و آخرین سنگر
پس از واقعه شهادت سردار محمدرضا زاهدی در حمله به کنسولگری ایران در دمشق، منطقه در یکی از ملتهب‌ترین مقاطع تاریخی خود قرار گرفت. پر کردن جای خالی فرمانده‌ای با چند دهه سابقه میدانی در شامات، کار هر کسی نبود. در چنین شرایط پرمخاطره‌ای، قرعه این ماموریت راهبردی و سرنوشت‌ساز به نام سردار نیلفروشان افتاد. او به خوبی می‌دانست که گام نهادن در خاک لبنان در آن روزهای پرآشوب، بازی در دهان شیر است، اما رسالت مستشاری و پیوند عمیق عقیدتی، مجالی برای تردید باقی نمی‌گذاشت.
حضور او در بیروت صرفا یک ماموریت لجستیکی یا ستادی نبود؛ او آمده بود تا هماهنگی میان ارکان محور مقاومت را در مواجهه با ماشین جنگی مدرن و وحشیانه دشمن صهیونیستی به بالاترین نقطه هم‌افزایی برساند. ارتباط او با سیدحسن نصرالله فراتر از مناسبات یک مستشار نظامی ارشد و یک رهبر سیاسی بود؛ در نگاه سید مقاومت، نیلفروشان نمادی از حکمت، صداقت، شجاعت خالصانه و تکیه‌گاهی مطمئن در سخت‌ترین تنگناها به حساب می‌آمد. جلسات مشترک در مقرهای امنیتی، صرفا تبادل آخرین اخبار میدان نبود؛ اشتراک روحی دو انسان بود که مرگ را به بازی گرفته بودند و برای آرمانی بزرگ‌تر از زندگی، لحظه‌شماری می‌کردند.

امضای سرخ در ضاحیه جنوبی
غروب جمعه، ششم مهر ۱۴۰۳، ضاحیه جنوبی بیروت به ناگاه لرزید. پرتاب ده‌ها بمب سنگرشکن چندتنی بر مقرهای زیرزمینی، تلاشی مذبوحانه برای خاموش کردن صدایی بود که سال‌ها خواب را از چشمان اشغالگران ربوده بود. دود سیاهی که از اعماق زمین برخاست، خبر از فاجعه‌ای عظیم می‌داد. سردار عباس نیلفروشان به همراه سیدحسن نصرالله، در همان سنگر فرماندهی، معراجی بی‌بازگشت را تجربه کردند.
پیکر مطهر این سردار اندیشمند، پس از روزها جست‌وجو در میان خروارها خاک و بتن، تفحص شد و پس از تشییع‌های باشکوه و تاریخی در کربلای معلی، نجف اشرف، تهران و قم، سرانجام در گلستان شهدای اصفهان، در کنار مزار رفقای شهیدش آرام گرفت. دو سال پس از آن واقعه، یاد او نه در پس پرده تاریخ گم شده و نه از رونق افتاده است؛ بلکه سبک مدیریت، وقار فرماندهی و منش او به مثابه الگویی برای فرماندهان آینده محور مقاومت تدریس و روایت می‌شود.

مستند «در آغوش نصرالله»
ناگفته‌های تصویری یک پیوند آسمانی

شاعر خط آتش
مستند «در آغوش نصرالله» به تهیه‌کنندگی مهدی واشقانی و کارگردانی مشترک پویان ناظمی و محمدرئوف زهرایی، اثری شاخص از تولیدات «خانه مستند» است که با همراهی، حمایت و تلاش‌های بی‌دریغ خانواده شهید ساخته شده است. این اثر با بهره‌مندی از این دسترسی‌های ویژه، روایتی دست‌ اول و متفاوت از کارنامه جهادی و ابعاد ناشناخته زندگی شخصی سردار شهید عباس نیلفروشان ارائه می‌دهد.مستند مذکور با تکیه بر تصاویر آرشیوی اختصاصی و کمتر دیده‌شده، خط سیر زیست این فرمانده ارشد را از دوران نوجوانی در اصفهان تا سال‌های فرماندهی در دفاع مقدس و در نهایت جایگاه معاونت عملیات سپاه پاسداران بازخوانی می‌کند. نقطه‌عطف و مغناطیس اصلی این اثر، واکاوی رابطه عمیق، استراتژیک و برادرانه شهید نیلفروشان با سیدحسن نصرالله در آخرین ماه‌های حیات پربرکت آنهاست؛ الفتی چنان زلال و ناگسستنی که شهید نصرالله با تعبیری تکان‌دهنده درباره حضور او گفته بود: «او اجابت دعای شب‌های قدر من است.» این مستند روایتی دیدنی از لحظات سرنوشت‌ساز جبهه مقاومت پیش از واقعه ضاحیه است که به‌زودی در دسترس مخاطبان قرار می‌گیرد.

کتاب «چکامه نیلی»
نجوای زلال روح پشت خاکریز اندیشه

شاعر خط آتش
کتاب «چکامه نیلی» دریچه‌ای شگفت‌انگیز و منحصربه‌فرد به ساحت خلوت و لطافت روحی سرلشکر پاسدار شهید عباس نیلفروشان است؛ اثری که تصویر رایج از یک ژنرال ارشد و استراتژیست سختکوش نظامی را دگرگون می‌کند.
این مجموعه، دربرگیرنده دل‌سروده‌ها، نجواهای منظوم و دست‌نوشته‌های احساسی و عرفانی شهید است که در مقاطع مختلف جهاد و دفاع نگاشته شده‌اند. در «چکامه نیلی»، واژه‌ها زره پولادین رزم را کنار می‌زنند و روح لطیف، دغدغه‌مند و سرشار از شوق شهادت مردی را آشکار می‌سازند که در اوج سر و کار داشتن با باروت، نقشه و مانورهای نظامی، برای دردهای امت، غربت اولیا و شوق پیوستن به کاروان یاران شهیدش شعر می‌سرود.
 این کتاب گواهی زنده است بر اینکه فرماندهان راستین مقاومت، پیش از آنکه استادان میدان نبرد و طراحان تاکتیک‌های نظامی باشند، عارفانی سوخته‌دل و شاعرانی وارسته بودند که زیباترین غزل هستی‌شان را با جوهر سرخ شهادت سرودند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.