آگاه: هیات انتخاب که ذیل نظر بنیاد سینمایی فارابی تشکیل میشود، تا واپسین روزهای منتهی به ضربالاجل پایانی آکادمی در ۳۰ سپتامبر، سلسله نشستهای تخصصی خود را برای بازبینی و تطبیق شرایط فیلمهای واجد شرایط ادامه میدهد. تا زمان نگارش این متن، یعنی ۲۹ سپتامبر (سهشنبه هفت مهر)، فرآیند معرفی نماینده سینمای ایران به آکادمی اسکار طبق معمول با حاشیهها و سکوت طولانی همراه شده است. جلسات کمیته انتخاب در بنیاد سینمایی فارابی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معمولا تا آخرین ساعتهای منتهی به مهلت پایانی آکادمی در ۳۰ سپتامبر طول میکشد و امسال هم اعضای کمیته تصمیم نهایی خود را اعلام نکردهاند.
در بحثهای پیرامون فهرست گزینهها، دو دیدگاه همواره در برابر یکدیگر قرار میگیرند. طیفی، تمایل خود را به معرفی آثار متعلق به جریان سینمای کلاسیک، انسانی و معنویتگرای کشور نشان میدهند؛ رویکردی که چهرههایی نامآشنا نظیر مجید مجیدی سالها پرچمدار آن بودهاند. سینمای مجیدی با بهرهگیری از مضامین لطیف اخلاقی، بازنمایی پاکدلی طبقات فرودست و فرم بصری متین، تصویری نجیب و عاری از هرگونه حاشیه از فرهنگ ایرانی ارائه میدهد که پیشتر نیز تجربه نامزدی اسکار را برای کشور رقم زده است. با این حال، نسل جوانتر منتقدان و کارشناسان سینما بر این باورند که معادلات بازخورد مخاطبان جهانی و ترکیب هیات داوران آکادمی دچار دگرگونی شده است. رایدهندگان امروز اسکار بیش از رویکردهای نوستالژیک یا کارتپستالی، مجذوب آثاری میشوند که با زبانی صریح، تنشهای عمیق روابط انسانی و پیچیدگیهای اجتماعی روز را بررسی میکنند. از همین رو، کمیته انتخاب با این چالش فنی روبهروست که آیا برگزیدن رویکردی محافظهکارانه پاسخگوی رقابت فشرده کنونی خواهد بود، یا اینکه باید به جریان جسور و ساختارگرای نسل نو میدان داده شود تا بخت دیده شدن اثر در جمع نامزدهای نهایی افزایش یابد.
در میان گزینههای امسال، نام تازهترین ساخته مجید مجیدی یعنی فیلم سینمایی «غذای نیمروز» از همان آغاز در کانون گمانهزنیها قرار گرفت. این فیلم ۱۳۳ دقیقهای با محوریت مسائل کودکان و حقوق انسانی ساخته شده و حضور آن در بخش مسابقه اصلی سیویکمین جشنواره بینالمللی فیلم بوسان، جایگاه اثر را به عنوان یکی از بختهای مورد توجه تثبیت کرده است. مجیدی که سابقه ثبت نامزدی اسکار با «بچههای آسمان» را در کارنامه دارد، با رویکرد انسانی، فرم متین و نگاه اخلاقیاش انتخابی آرام و بدون حاشیه به شمار میآید. با این حال، کارشناسان سینما یادآوری میکنند که فضای رقابتی سالهای اخیر اسکار نیازمند آثار چندلایه و پویا است. در کنار فیلم مجیدی، آثاری چون «دانههای انگور» ساخته ابراهیم ابراهیمیان با بازی نوید محمدزاده و رضا عطاران که اکران محدودی برای احراز شرایط اسکار داشته، در کنار فیلم «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا با محوریت کودکان آسیبدیده از جنگ، در دایره توجه قرار دارند.
مسیرهای تازه با اصلاح ساختاری آییننامه اسکار
همزمان با پیگیری این ارزیابیها در کشور، آکادمی علوم و هنرهای سینمایی برای دوره نودونهم مصوبهای به اجرا درآورده که شیوه سنتی رقابت در شاخه فیلم بینالمللی را متحول کرده است. نزدیک به هفت دهه، قاعده بازی بر این منوال بود که هر کشور تنها مجاز به معرفی یک اثر از طریق مراجع رسمی یا کمیتههای دولتی خود بود؛ قاعدهای که گاه به دلایل اختلاف سلیقه یا سهمیه تک فیلمی، مانع حضور برخی آثار شایسته در اسکار میشد.
آکادمی اکنون این انحصار ۷۰ ساله را تعدیل کرده. طبق آییننامه مصوب جدید، آثاری که بتوانند در بخشهای رقابتی اصلی سه جشنواره رده الف جهان یعنی کن، ونیز یا برلین جوایز اصلی را به دست آورند، دیگر نیازی به معرفی انحصاری از سوی نهادهای رسمی کشور مبدا ندارند و بهطور مستقیم صلاحیت ورود به بررسیهای اولیه آکادمی را کسب میکنند. همراه با این تحول، در شیوه اهدای جایزه نیز تغییری اساسی پدید آمده؛ تندیس اسکار از این دوره نه به عنوان سهمیه کلی کشور، بلکه رسما به خود کارگردان به عنوان مولف اصلی اثر اعطا میشود. همچنین با تسهیل قواعد ناظر بر اکرانهای بینالمللی و بسترهای معتبر پخش جهانی، امکان رقابت برای آثاری که اکران گستردهای در خاک کشور خود نداشتهاند فراهم شده است. این ساختار مدرن، پنجرهای حرفهای برای سازندگان مستقلی باز میکند که توانستهاند در فستیوالهای تراز اول خوش بدرخشند.
نگاه رسانههای سینمایی جهان به درامهای پرکشش و جریانساز
رصد گزارشها و تحلیلهای مراجع معتبر رسانهای در سینمای بینالملل مانند ورایتی، اسکریندیلی و ایندیوایر مشخص میکند که توجه غرب به سینمای ایران همچنان بر محور آثار واقعگرا و اجتماعی میچرخد. میراث موفق اصغر فرهادی در تعلیقهای اخلاقی و کالبدشکافی روابط طبقاتی، همچنان معیاری طلایی و قابل احترام در ذهن اعضای آکادمی است. از این منظر، تولیدات فاخر اما فاقد لایههای دراماتیک اجتماعی، کمتر میتوانند توجه تحلیلگران خارجی را به سمت خود معطوف کنند. برای اسکار نودونهم، توجه رسانههای خارجی به اخباری چون رونمایی جهانی از «غذای نیمروز» مجیدی در جشنواره بوسان و پتانسیلهای حضور مستقیم آثار جشنوارهای ایران جلب شده است؛ ضمن آنکه در حوزه مستند نیز اثری چون «روباه و ماه صورتی» ساخته مهرداد اسکویی پس از جوایز خارجیاش در کانون گمانهزنیها قرار دارد. این روند ثابت میکند که سینمای ایران هرگاه از مسیرهای استاندارد بینالمللی و نمایشهای معتبر حرکت کند، واکنش مثبت منتقدان جهانی را به همراه خواهد داشت.
میدان رقابت بینالمللی با چهرههای سرشناس و آثار تحسینشده
با وجود موقعیتهای امیدبخش برای حضور سینمای ایران، اسکار ۲۰۲۷ مستلزم رقابتی نفسگیر با آثار شاخصی از اقصینقاط جهان است. در صف مدعیان، سینمای دانمارک با درام درخشان «زن ناشناس» ساخته می الطوخی ایستاده است؛ اثری که موفق به کسب جایزه شیر طلایی جشنواره فیلم ونیز شد و موجی از واکنشهای مثبت را برانگیخت. این اثر تاریخی با تکیه بر بازی روان ماتیلده آرسل، روایتگر دشواریها و قضاوتهای اجتماعی پیرامون یک زن پس از التهابات جنگ جهانی دوم است و منتقدان ایندیوایر آن را از بختهای مقتدر این دوره ارزیابی کردهاند.
در همان حال، نماینده سینمای ایتالیا یعنی فیلم «مارپیچ» به کارگردانی پائولو استریپولی شانس فراوانی برای راهیابی به فهرست نهایی دارد. استریپولی در این درام روانشناختی با هدایت یاسمین ترینکا و والریا برونی تدسکی، روابط پرتنش خانوادگی و مناسبات قدرت را به بوته نقد کشانده و بعد از دیده شدن در ونیز و تورنتو، نماینده رسمی سینمای ایتالیا شد. در کنار آثار داستانی، مستندهای حوزه خاورمیانه نیز ابعاد تازهای به مسابقه بخشیدهاند؛ از جمله مستند «شهروند اسامه» به کارگردانی احمد حسونه از فلسطین که روایتی متعهدانه از پایداری است. این مستند تاثیرگذار به ثبت مستند تجربه اسامه العشی، عکاس-خبرنگار حاضر در محاصره شمال غزه میپردازد که میان مسئولیت خطیر بازتاب حقیقت و تکاپو برای محافظت از خانواده و نوزادش زیست میکند. پیام انسانی و رویکرد جسورانه این اثر، واکنشهای عاطفی و تحلیلی عمیقی میان صاحبنظران به وجود آورده است.
در فرجام این ارزیابی، اسکار نودونهم نشانهای بارز از ورود سینمای جهان به بستری انعطافپذیرتر، فنیتر و مستقلتر است. آنچه اهمیت دارد، درک درست تحولات ادراکی مخاطب جهانی و استفاده سنجیده از ظرفیتهای فنی، مضمونی و حقوقی تازه است. سینمای ایران زمانی در بسترهای بزرگ بینالمللی توانسته جایگاهی پایدار کسب کند که صادقانه به روایت فرهنگ، روابط انسانی و مسائل جامعه خود پرداخته و استانداردهای روایی و فنی را در بالاترین سطح رعایت کرده است؛ مسیری که با شناخت تغییرات روزآمد آکادمی، میتواند افقهای درخشانی برای حضور فرهنگ و هنر ایرانی در دالبیتئاتر رقم بزند.
نظر شما