۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۹
کد مطلب: ۲۵٬۸۰۸

آموزش و پرورش در بوته آزمون

از پیام تا مسیر

حسن یونسی _ آگاه مسائل سیاسی

آگاه: بازگشایی مدارس امسال با پیام مهمی همراه شد. رهبری جدید در نخستین مواجهه رسمی با نظام آموزشی، از «ماموریت تاریخی» نسل جوان گفتند و آموزش را نه یک هزینه، که سرمایه‌ای راهبردی خواندند. این پیام، درست در زمانی صادر شد که نظام آموزشی کشور میان دو فشار متقابل گرفتار است: از یک سو انتظار برای پرورش نسلی توانا و از سوی دیگر ساختاری که هنوز بر حفظ کردن و نمره بنا شده است.

الف) پیام، سه سطح انتظار
پیام امسال را نمی‌توان در یک جمله خلاصه کرد. متن، سه لایه انتظار را روی هم سوار کرده است: لایه نخست، فردی است: دانش‌آموز باید «علم و تقوا» را با هم داشته باشد و از «دانایی» به «توانایی» برسد. لایه دوم، ملی است: این دانش‌آموز قرار است در مسیر «اعتلای ایران اسلامی» قرار بگیرد و لایه سوم، تمدنی است: آنجا که پیام از «قدرت برآمده از دانش همراه با تقوا» به عنوان «سپری پولادین» یاد می‌کند. این ترکیب، معادله‌ای دشوار می‌سازد: علمی که به تقوا آراسته نباشد و دانایی‌ای که به توانایی تبدیل نشود، در این منطق ناقص است. پرسش اینجاست که نظامی با ساختار حافظه‌محور، از کدام مسیر می‌خواهد به این معادله پاسخ دهد؟

ب) آسیب‌شناسی؛ جایی که اعتراف‌ها شروع می‌شود
خود وزیر آموزش و پرورش به روشنی گفته که مشکل، کمبود اعتبار و امکانات نیست؛ «ریل نظام آموزشی باید تغییر کند.» این جمله، وقتی کنار اذعان او به حافظه‌محور بودن نظام و غلبه نمره بر تربیت گذاشته شود، تصویری روشن از یک گسست می‌سازد: نظامی که مشکل خود را می‌شناسد، اما در عمل توان تغییر مسیر را ندارد.
سند تحول بنیادین نیز سرنوشت گویایی دارد. سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس گفته که هیچ‌کدام از بخش‌های این سند تحقق نیافته است. نه ناقص، نه نیمی، هیچ‌کدام. سندی که قرار بود ریل حرکت باشد، خودش روی ریل نمانده است. در چنین وضعیتی، پرسش از اجرای پیام رهبری، پرسشی درباره ظرفیت نهادی نظام است، نه فقط اراده مسئولان.
لایه پنهان‌تر، عدالت آموزشی است. نزدیک به نیمی از مدارس کشور در مناطق روستایی و عشایری قرار دارد، اما آمارها از کاهش شدید دانش‌آموزان عشایری در گذار از ابتدایی به متوسطه دوم خبر می‌دهد. نظام آموزشی، همان‌جایی که باید ماموریت تاریخی را به نسل جوان روستایی بسپارد، آنها را از چرخه بیرون می‌اندازد و معلمی که خود با تنگنای معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، به‌سختی می‌تواند «پرورنده هویت» باشد.

ج) هوش مصنوعی و علوم شناختی؛ مرزی که نمی‌توان نادیده گرفت
پیام رهبری از «شکستن مرزهای دانش» گفته است. اما امروز مهم‌ترین مرز دانش، هوش مصنوعی و علوم شناختی است. نظام آموزشی ایران برای این مرز چه تدارکی دیده؟ برنامه‌هایی مانند توسعه دستیارهای هوش مصنوعی معلمان و هوشمندسازی آموزش در حال اجراست، اما فاصله آن با سرعت تحولات جهانی معنادار است. اگر «دانایی» نتواند در عرصه فناوری‌های نو به «توانایی» تبدیل شود، ماموریت تاریخی نسل جوان در سطح شعار باقی می‌ماند. علوم شناختی نیز ظرفیت بزرگی برای بازطراحی روش‌های یادگیری دارد؛ از نهضت «مغزآگاهی» تا طراحی بازی‌های هدفمند آموزشی. اما بهره‌گیری از این ظرفیت، پیش از هر چیز به عبور از حافظه‌محوری نیاز دارد.

د) تداوم یک مسیر؛ از رهبر شهید تا رهبری جدید
این پیام در خلأ صادر نشده است. رهبر شهید انقلاب سال‌ها بر «تحول بنیادین» در آموزش و پرورش تاکید داشتند و آن را «سرمایه، نه هزینه» می‌دانستند. تاکید ایشان بر «پرورش هویت» و نقش معلم به عنوان «پرورنده هویت دانش‌آموز»، نه فقط آموزنده علم، همان خطی است که پیام رهبری جدید نیز آن را ادامه می‌دهد. اما فاصله میان تاکید و تحقق، همان جایی است که نظام آموزشی باید پاسخگوی آن باشد.

هـ) مقایسه تطبیقی؛ چه چیزی از دیگران می‌توان آموخت؟
تجربه فنلاند نشان می‌دهد که مهارت‌محوری، خلاقیت و سرمایه‌گذاری کلان، نظام آموزشی را از حافظه‌محوری نجات می‌دهد. ژاپن و کره جنوبی نیز با ترکیب آموزش مهارتی و ارزش‌های فرهنگی به پیشرفت رسیدند. پرسش این است که کدام عناصر این تجربیات با اسناد بالادستی ما قابل اقتباس است. بخشی از پاسخ را باید در نبود «صبر راهبردی» و «ثبات مدیریتی» جست؛ عواملی که هر اصلاحی را پیش از رسیدن به نتیجه، متوقف می‌کنند.

نتیجه‌گیری
پیام رهبری، یک ماموریت است؛ اما ماموریت بدون ابزار و مسیر، اجرا نمی‌شود. وزیر خود گفته که اجرای کامل تغییر برنامه درسی «حداقل هفت سال» زمان می‌برد. یعنی حتی اگر امروز تصمیم درست گرفته شود، نتیجه در افق ۱۴۱۲ دیده می‌شود. پرسش اصلی این است که آیا نظام آموزشی ظرفیت صبر راهبردی دارد، یا هر تغییر وزیر، ریل را از نو جابه‌جا می‌کند. شکستن مرزهای دانش بدون شکستن حافظه‌محوری ممکن نیست؛ «فتح قله‌های پیشرفت» بدون فتح عدالت آموزشی ممکن نیست و «تبدیل دانایی به توانایی» بدون توانمندسازی معلم ممکن نیست. پیام، راه را نشان داده است. اما راه بدون ریل، مقصدی ندارد.

راهکارهای عملی:
- تدوین برنامه اجرایی زمان‌بندی‌شده برای سند تحول با نظارت مستقل
- سرمایه‌گذاری هدفمند در آموزش معلمان و ارتقای منزلت اجتماعی آنان
- توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی و علوم شناختی در مدارس با همکاری دانشگاه‌ها
- ایجاد نظام سنجش مهارت‌محور به جای کنکور محوری
- تثبیت مدیریت آموزش و پرورش برای حداقل یک دوره پنج‌ساله به منظور اجرای پایدار اصلاحات.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.