۸ مهر ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۳
کد مطلب: ۲۵٬۸۰۹

بازگشایی مدرسه‌ها و دانشگاه‌ها را معمولا با شروع یک سال تحصیلی جدید می‌شناسیم.

زنگ تحول

آگاه: چند زنگ اول، کتاب‌های تازه، کلاس‌های جدید و دوباره همان چرخه همیشگی آموزش؛ اما اگر پیام رهبر انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، در آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۶-۱۴۰۵ را دقیق‌تر بخوانیم، با یک پیام مناسبتی معمولی مواجه نیستیم، با ترسیم یک مسیر مواجهیم؛ مسیری که ریشه‌های آن را باید در نگاه رهبر شهید، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، به تعلیم و تربیت جست‌وجو کرد. در نگاه رهبر شهید، آموزش‌وپرورش صرفا یکی از دستگاه‌های اجرایی کشور نبود، نهادی برای ساختن انسان و در نتیجه ساختن آینده کشور بود. از همین رو تاکید داشتند که هرچه برای آموزش‌وپرورش هزینه شود، در حقیقت هزینه نیست، بلکه سرمایه‌گذاری برای آینده است. این نگاه، آموزش را از یک مسئله صرفا اداری خارج می‌کند و آن را به مسئله‌ای تمدنی تبدیل می‌سازد.

زنگ تحول
حالا در پیام ۳۱ شهریور ۱۴۰۵، همین نگاه با ادبیاتی متناسب با اقتضائات نسل جدید دنبال شده است. رهبر انقلاب، آینده روشن کشور را در دستان فرزندان ایران دانسته و مسئولیت امروز دانش‌آموزان و دانشجویان را مجهز شدن به «علم و تقوا، امید و اخلاق و دانایی و توانایی» معرفی کرده‌اند و از آنان خواسته‌اند با شکستن مرزهای دانش، ماموریت تاریخی خود را برای اعتلای ایران اسلامی دنبال کنند.
این دو نگاه در واقع دو مسیر جدا نیستند؛ یک منظومه‌اند. اگر رهبر شهید می‌فرمود آموزش‌وپرورش سرمایه آینده کشور است، پیام امروز می‌گوید این سرمایه قرار است چه چیزی بسازد: انسانی که هم دانش دارد و هم تقوا، هم امید دارد و هم اخلاق، هم می‌داند و هم می‌تواند؛ انسانی که قرار نیست صرفا مصرف‌کننده دانش دیگران باشد، بلکه باید مرزهای دانش را جابه‌جا کند.
اینجا دقیقا به یکی از مسائل جدی آموزش‌وپرورش امروز می‌رسیم. مشکل فقط کمبود امکانات یا تغییر محتوای چند کتاب درسی نیست. مشکل عمیق‌تر است: آیا مدرسه واقعا انسان توانمند برای آینده تربیت می‌کند یا هنوز بیش از اندازه درگیر محفوظات است؟
پیام امسال پاسخ روشنی به این سوال داده است: آموزش و پرورش باید از چرخه محفوظات بی‌ثمر عبور کرده و به سمت تمرین تفکر صحیح، ابتکار و کسب انواع مهارت‌ها حرکت کند. (پیام رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال تحصیلی، ۳۱ شهریور ۱۴۰۵)
این جمله را نباید صرفا توصیه‌ای آموزشی تلقی کرد. در جهانی که هوش مصنوعی هر روز بخش بیشتری از کارهای مبتنی بر اطلاعات را انجام می‌دهد، حفظ کردن پاسخ‌ها دیگر نمی‌تواند مقصد نهایی مدرسه باشد. دانش‌آموز آینده باید بتواند سوال درست طرح کند، اطلاعات را راستی‌آزمایی کند، مسئله را بفهمد، راه‌حل پیدا کند، ایده بدهد و از دانسته‌هایش برای ساختن استفاده کند. اما یک نکته مهم‌تر هم وجود دارد: قرار نیست در این مسیر، تربیت ‌قربانی فناوری شود.
اگر آموزش آینده فقط به آموزش برنامه‌نویسی، هوش مصنوعی و مهارت‌های فنی تقلیل پیدا کند، باز هم بخش مهمی از ماموریت مدرسه فراموش شده است. اتفاقا پیام جدید از ابتدا علم را در کنار تقوا، امید را در کنار اخلاق و دانایی را در کنار توانایی قرار داده است. این ترکیب بسیار معنادار است؛ یعنی انسان آینده جمهوری اسلامی قرار نیست صرفا متخصص باشد، بلکه باید انسان متخصص، اخلاق‌مدار، هویت‌مند و مسئول باشد.
سند تحول بنیادین نیز دقیقا چنین نگاهی دارد. در این سند، تعلیم و تربیت علمی و فناورانه در کنار ساحت‌های اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، زیستی، هنری و اقتصادی دیده شده و «معلم» به عنوان هدایت‌کننده و الگوی امین، یکی از موثرترین عناصر تحقق ماموریت نظام تعلیم و تربیت معرفی شده است. همچنین بر پرورش عقلانیت، مهارت‌آموزی، عدالت تربیتی و بهره‌گیری هوشمندانه از فناوری تاکید شده است.
پس مسئله امروز این نیست که آیا باید آموزش‌وپرورش را متحول کنیم یا نه؛ اصل تحول سال‌هاست پذیرفته شده است. حتی در سال ۱۴۰۳ «نقشه راه اجرای سند تحول بنیادین» برای ایجاد انضباط در اجرای سند به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید. مسئله اصلی این است که چگونه این تحول را از متن اسناد به میز و نیمکت دانش‌آموز منتقل کنیم؟ به نظر می‌رسد پاسخ را باید در تغییر سه چیز جست‌وجو کرد: شیوه تدریس، نقش معلم و شیوه ارزیابی.
کلاس درس باید از محلی برای انتقال یک‌طرفه اطلاعات، به محیط تمرین فکر کردن و حل مسئله تبدیل شود. معلم باید بیش از گذشته فرصت پیدا کند که مربی، راهنما و کشف‌کننده استعدادها باشد، نه اینکه بخش عمده انرژی او صرف مسائل اداری و فشارهای معیشتی شود. از همین رو تاکید پیام امسال بر تکریم معلم و برنامه‌ریزی حکیمانه برای بهبود معیشت را نباید یک مطالبه حاشیه‌ای دانست؛ بدون معلم توانمند و باانگیزه، هیچ تحول آموزشی روی کاغذ به مدرسه منتقل نمی‌شود. 
از سوی دیگر، تا زمانی که دانش‌آموز را عمدتا با توانایی حفظ کردن و پاسخ دادن به آزمون بسنجیم، نمی‌توانیم از او انتظار تفکر، خلاقیت و مهارت داشته باشیم. اگر دانایی باید به توانایی تبدیل شود، ارزیابی هم باید توانایی را بسنجد: حل مسئله، کار گروهی، ارائه، پژوهش، تولید، مهارت دیجیتال و توانایی استفاده درست از فناوری.
در این میان، هویت نیز نباید فراموش شود. پیام جدید در کنار علم و مهارت، بر پاسداری از ریشه‌های هویت ملی، عزت و استقلال فرهنگی، زبان مادری و نمادهای ملی تاکید می‌کند. این یعنی مدرسه مطلوب آینده نه یک مدرسه منزوی از جهان است و نه مدرسه‌ای که برای پیشرفت، هویت خود را کنار بگذارد؛ بلکه باید نسلی تربیت کند که جهان را بشناسد، دانش جهانی را به کار بگیرد، اما خودش را گم نکند. در نهایت، اگر بخواهیم پیام دو رهبر را در یک جمله کنار هم بگذاریم، می‌توان گفت: آموزش‌وپرورش سرمایه‌گذاری برای آینده است و محصول این سرمایه‌گذاری باید نسلی باشد که بتواند آینده را بسازد.
پس ماموریت مدرسه فقط قبولی در امتحان نیست؛ ساختن انسانی است که بتواند درست فکر کند، درست انتخاب کند، مهارت داشته باشد، هویت خود را بشناسد، اهل اخلاق و امید باشد و از علم برای حل مسئله و پیشرفت کشور استفاده کند. اگر قرار است ایران آینده قدرتمندتر، مستقل‌تر و پیشرفته‌تر باشد، باید از همین امروز در مدرسه آغاز شود؛ نه با انباشت بیشتر محفوظات، بلکه با ساختن انسان‌هایی که هم می‌دانند، هم می‌اندیشند و هم می‌توانند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.