آگاه: آنچه در بازخوانی گزاره اخیر رهبر انقلاب درباره «ابرقدرت چهارم» و «قدرت اول جهان در محاسبات الهی» اهمیت پیدا میکند، دقیقا همین عبور از تعریف صرفا مادی قدرت است.جمهوری اسلامی ایران طی نزدیک به پنج دهه، در شرایطی مسیر خود را طی کرده که بخش قابل توجهی از ظرفیتهای جهانی علیه آن به کار گرفته شده است؛ از جنگ تحمیلی و ترور گرفته تا تحریم، فشار اقتصادی، عملیات روانی و محدودیتهای فناورانه. بنابراین اگر امروز از افزایش وزن راهبردی ایران سخن گفته میشود، این مسئله را نمیتوان از تجربه تاریخی کشوری جدا کرد که بخش مهمی از توانمندیهای دفاعی و فناورانه خود را در شرایط فشار و محدودیت ایجاد کرده است. تعبیر «ابرقدرت چهارم» را البته نباید به یک رتبهبندی رسمی و مورد اجماع درباره قدرتهای جهان تبدیل کرد. چنین برداشتی نه دقیق است و نه کمکی به فهم درست سخن رهبر انقلاب میکند. اهمیت این گزاره در جای دیگری است: اینکه ایران به سطحی از قدرت و اثرگذاری رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفا یک قدرت منطقهای با دامنه اثرگذاری محدود تلقی کرد.
جنگهای اخیر نیز بخشی از این واقعیت را آشکار کرد. در میدان نبرد، قدرت صرفا به برخورداری از تجهیزات خلاصه نمیشود؛ توان حفظ فرماندهی، استمرار عملیات، بازسازی ظرفیتها، مدیریت فشار و تبدیل موقعیت جغرافیایی به اهرم راهبردی نیز بخشی از قدرت است. تنگه هرمز نمونه روشنی از همین موضوع است؛ جغرافیایی که در محاسبات امنیتی ایران، منطقه و حتی اقتصاد جهانی اهمیت دارد.
اما شاید مهمتر از قدرت سخت، مؤلفهای باشد که در محاسبات کلاسیک کمتر دیده میشود: اراده ملی. هیچ سامانه موشکی یا پهپادی بهتنهایی قدرتآفرین نیست؛ پشت هر توان دفاعی، انسان، دانش، صنعت، تجربه و ارادهای قرار دارد که آن ظرفیت را ساخته و حفظ میکند.از همینجا میتوان به بخش دوم گزاره رهبر انقلاب رسید؛ «قدرت اول» در محاسبات الهی. این تعبیر اساسا قرار نیست در کنار شاخصهای تولید ناخالص داخلی و بودجه نظامی قرار گیرد. سخن از نوع دیگری از قدرت است؛ قدرتی که در آن ایمان، توکل، ایثار، شهادتطلبی، استقلالخواهی و آمادگی برای دفاع از حق، بخشی از سرمایه یک ملت محسوب میشود.
البته این نگاه نباید ما را از واقعیتهای اقتصادی و اجتماعی کشور غافل کند. قدرت پایدار زمانی شکل میگیرد که توان دفاعی با اقتصاد قوی، علم و فناوری، رفاه عمومی، حکمرانی کارآمد و سرمایه اجتماعی همراه شود. ایران برای تبدیل قدرت موجود به قدرتی ماندگار، همچنان نیازمند تقویت همین اضلاع است.
با این حال، یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: ایران امروز در محاسبات امنیتی منطقه و جهان، کشوری نیست که بتوان آن را حذف کرد یا بدون در نظر گرفتن واکنش آن تصمیم گرفت. این جایگاه محصول یک روز و یک جنگ نیست؛ حاصل دههها تجربه، مقاومت، انباشت توان دفاعی و مهمتر از همه، حفظ استقلال در برابر فشارهای مستمر است.از این منظر، «ابرقدرت چهارم» بیش از آنکه یک عدد باشد، توصیفی از افزایش وزن راهبردی ایران است و «قدرت اول» در محاسبات الهی، تعریفی از منشأ دیگری برای قدرت؛ منشأیی که در آن، ایمان و اراده انسانها نیز وارد معادله میشود. شاید پیام اصلی همین باشد: قدرت واقعی یک ملت فقط در آنچه دارد خلاصه نمیشود؛ در آنچه حاضر است برای حفظ استقلال، عزت و آرمانهای خود هزینه کند نیز معنا پیدا میکند.
۱۴ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۵
کد مطلب: ۲۵٬۹۶۷
قدرت کشورها را معمولا با عدد میسنجند؛ اندازه اقتصاد، بودجه نظامی، تعداد جنگندهها، ناوها و موشکها، ظرفیت صنعتی و سهم آنها از تجارت جهانی. این شاخصها بیتردید در ارزیابی قدرت ملی اهمیت دارند، اما همه واقعیت را روایت نمیکنند.
نظر شما