آگاه: در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید:
به نظر شما از چه طرقی میتوان قدرت خرید مردم را ارتقا داد؟ این ظرفیتها چگونه باید احصا شود؟
یکی از مهمترین موضوعاتی که باید در این زمینه مورد توجه قرار گیرد، کنترل رشد نقدینگی است. اگر حجم نقدینگی بدون تناسب با ظرفیت تولید کالا و خدمات در اقتصاد افزایش پیدا کند، بخشی از این منابع به جای ورود به بخش مولد، وارد بازارهای دارایی و فعالیتهای غیرمولد شده و در نهایت فشار تورمی ایجاد میکند.
آیا صرفا کنترل رشد نقدینگی میتواند به کاهش تورم منجر شود؟
دولت و بانک مرکزی باید ضمن مدیریت رشد نقدینگی، زمینهای فراهم کنند که نقدینگی موجود در اقتصاد به سمت تولید، سرمایهگذاری و فعالیتهای مولد هدایت شود. صرفا کاهش سرعت رشد نقدینگی کافی نیست؛ مهم این است که منابع مالی در کدام بخشهای اقتصاد گردش میکند و چه میزان از آن به افزایش ظرفیت تولید منجر میشود.
رونق تولید چه نقشی در افزایش قدرت خرید مردم و کنترل تورم دارد؟
رونق تولید یکی از اصلیترین مسیرهای حل مشکلات اقتصادی کشور است. اگر تولید رونق بگیرد، عرضه کالا و خدمات افزایش پیدا میکند، هزینههای تولید در یک فرآیند مناسب کاهش مییابد و وابستگی اقتصاد به واردات نیز کمتر خواهد شد. بنابراین برای کنترل تورم، در کنار سیاستهای پولی، باید به صورت جدی روی افزایش تولید داخلی و رفع موانع پیش روی تولیدکنندگان تمرکز کنیم.
برای اینکه تولیدکنندگان بتوانند در مسیر افزایش تولید حرکت کنند، چه اقداماتی باید انجام شود؟
حمایت از تولید نباید مقطعی و محدود به یک دوره زمانی خاص باشد. تولیدکننده برای سرمایهگذاری و توسعه فعالیت خود نیازمند یک محیط باثبات و قابل پیشبینی است؛ بنابراین دولت باید سیاستهای حمایتی مستمر و هدفمند داشته باشد و از تغییرات مکرر مقررات، بخشنامهها و تصمیماتی که هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش میدهد، جلوگیری کند.
مردم چگونه باید نتیجه سیاستهای اقتصادی و کنترل تورم را در زندگی روزمره خود احساس کنند؟
مردم باید نتیجه سیاستهای اقتصادی دولت را در سفره خود احساس کنند. کاهش تورم زمانی برای جامعه ملموس خواهد بود که در کنار کنترل شاخصهای کلان اقتصادی، قیمت کالاهای اساسی نیز ثبات پیدا کند و قدرت خرید خانوارها افزایش یابد.
برای کاهش قیمت کالاهای اساسی و افزایش قدرت خرید خانوارها چه اقداماتی ضروری است؟
برای کاهش قیمت کالاهای اساسی باید زنجیره تامین این کالاها از مرحله تولید تا توزیع مورد بررسی قرار گیرد. در برخی موارد، افزایش قیمت نهایی تنها ناشی از افزایش هزینه تولید نیست، بلکه هزینههای واسطهگری، حملونقل، توزیع و برخی ناکارآمدیهای موجود در زنجیره عرضه نیز بر قیمت تمامشده اثر میگذارد.
نقش دولت در اصلاح این زنجیره و جلوگیری از افزایش قیمتها چیست؟
دولت باید با شناسایی گلوگاههای زنجیره تامین، هزینههای اضافی را کاهش دهد و اجازه ندهد افزایش قیمت در یک حلقه، به صورت زنجیرهای به مصرفکننده منتقل شود. همچنین سیاستهای حمایتی باید به جای ایجاد رانت، به شکل هدفمند به تولیدکننده و مصرفکننده واقعی اختصاص پیدا کند.
آیا سیاستهای ضد تورمی نباید همزمان با حمایت از تولید دنبالشود؟
اگر از یک طرف دولت برای کنترل تورم سیاست انقباضی در پیش بگیرد اما از طرف دیگر تولیدکننده به دلیل کمبود سرمایه در گردش، افزایش هزینه تامین مالی یا مشکلات انرژی و مواد اولیه نتواند تولید خود را ادامه دهد، نتیجه مطلوب حاصل نخواهد شد. سیاست ضد تورمی باید به گونهای طراحی شود که همزمان با کنترل عوامل تورمزا، توان تولید اقتصاد را نیز حفظ و تقویت کند.
نظر شما