آگاه: روبیو گفته که «در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، سپاهیان خشایارشا به این شهر رسیدند و زیارتگاههای آن را به آتش کشیدند. در آن زمان، بیشتر مردم آتن با کشتی به جزیرهای نزدیک گریخته بودند؛ اما عدهای اندک حاضر نشدند خانه خود را ترک کنند. بنابراین، در دژ سنگی آکروپولیس سنگر گرفتند تا آخرین مقاومت شگفتانگیز خود را انجام دهند. آنها سنگهای عظیمی را از فراز صخرهها بر سر مهاجمان ایرانی فرو میریختند و برای چندین روز، بزرگترین امپراتوری آن عصر را پشت دروازهها نگه داشتند. سرانجام، نیروهای ایرانی بر آنها غلبه کردند. ایرانیان معابد را غارت کردند، زیارتگاهها را سوزاندند و آکروپولیس را با خاک یکسان کردند. اما هنگامی که آتنیها بازگشتند، بقایای شکسته آکروپولیس قدیمی را جمع کردند و در تپهای که بنا بر آن قرار داشت، به خاک سپردند. چند دهه بعد، در دوران پریکلس، پارتنون را بنا کردند.»
این اظهارات با واکنشهای مختلفی از سوی تاریخدانان و باستانشناسان و مسئولان ایرانی روبهرو شد. آنها این گفتهها را یا نقد کردند یا به بیان مستندات واقعی از جنگ ایران و یونان پرداختند ولی بیشتر آنها بر این نکته تاکید داشتند که این اظهارات مصادره به مطلوب است و روبیو خواسته با این صحبتها ایرانیها را جنگطلب نشان دهد. در این گزارش به اتفاقات تاریخی این رویداد میپردازیم.
علت جنگ چه بود؟
داریوش بزرگ در سالهای پایانی عمر خود تصمیم داشت برای جبران شکست سپاه ایران در نبرد ماراتن و پاسخ به حمله یونانیان به سارد، به یونان لشکرکشی کند. سارد، پایتخت لیدیه، از مناطق تحت سلطه هخامنشیان بود و یونانیان در جریان شورش ایونی آن را به آتش کشیده بودند. داریوش برای این حمله تدارک گستردهای دید، اما شورش مصریان در سال ۴۸۷ پیش از میلاد و مرگ او در سال ۴۸۶ پیش از میلاد، مانع اجرای نقشهاش شد.
پس از مرگ داریوش، پسرش خشایارشا تصمیم گرفت لشکرکشی به یونان را ادامه دهد. در آتن نیز تمیستوکل، سیاستمدار و فرمانده نظامی، با آگاهی از احتمال حمله ایران، بخش مهمی از ثروت شهر را صرف تقویت نیروی دریایی کرد. خشایارشا سپاهی بزرگ آماده کرد و برای عبور نیروهای زمینی از تنگه داردانل، پلی از قایق ساخت. نیروهای ایران از تراکیه گذشتند و به مقدونیه رسیدند. در این مسیر، جادههایی برای عبور سپاه و تجهیزات ساخته شد و نیروی دریایی نیز در امتداد ساحل حرکت میکرد تا از نیروهای زمینی پشتیبانی کند. در آن زمان، دولتشهرهای یونان با یکدیگر اختلاف داشتند و همه آنها برای مقابله با ایران متحد نشدند. برخی از یونانیان به سپاه خشایارشا پیوستند و برخی دیگر از جنگ کناره گرفتند. آتن و اسپارت از مهمترین مخالفان لشکرکشی ایران بودند. یونانیان برای متوقف کردن سپاه ایران، تنگه کوهستانی ترموپیل را انتخاب کردند؛ منطقهای که تنگی مسیر، امکان استفاده از برتری عددی سپاه ایران را محدود میکرد. نیروهای ایرانی حدود سه روز با مقاومت یونانیان روبهرو شدند، اما سرانجام فردی از اهالی منطقه راهی برای عبور از تنگه و رسیدن به پشت مواضع یونانیان نشان داد. پس از آشکار شدن این مسیر، بخش عمده نیروهای یونانی عقبنشینی کردند. لئونیداس، پادشاه اسپارت و گروهی از نیروهایش در میدان باقی ماندند و کشته شدند. این نبرد به یکی از رویدادهای شناختهشده جنگهای ایران و یونان تبدیل شد. پس از عبور سپاه ایران از ترموپیل، خشایارشا پیشروی به سوی آتن را ادامه داد. نیروهای ایرانی پس از چند درگیری به آتن رسیدند؛ شهری که بخش زیادی از ساکنانش پیشتر آن را ترک کرده و به مناطق و جزایر دیگر رفته بودند. درباره آنچه پس از ورود سپاه خشایارشا به آتن رخ داد، روایتهای متفاوتی وجود دارد. بر اساس روایت هرودوت مورخ یونانی، گروهی از آتنیها در آکروپولیس پناه گرفته بودند و نیروهای ایرانی پس از رسیدن به آنجا، ارگ و بناهای آن را به آتش کشیدند. این روایت در شماری از آثار تاریخی دیگر نیز بازتاب یافته است. در مقابل، برخی نویسندگان و پژوهشگران بر تفاوت میان تخریب آکروپولیس و ویرانی کامل شهر آتن تاکید کردهاند. در این دیدگاه، نمیتوان آتش گرفتن ارگ را به معنای نابودی تمام شهر دانست. با این حال، گزارش هرودوت از آتش گرفتن آکروپولیس، از روایتهای اصلی درباره لشکرکشی خشایارشا به یونان است.
عبدالحسین زرینکوب، ادیب و تاریخنگار نوشته که خشایارشا پس از تسخیر آتن و آتش زدن ارگ، با تصور اینکه هدف اصلی لشکرکشی را محقق کرده است، به ایران بازگشت و مردونیه را با گروهی از نیروها در یونان باقی گذاشت. به نوشته زرینکوب، مردونیه ابتدا کوشید یونانیان را به پذیرش صلح وادار کند، اما پس از ناکامی مذاکرات، درگیریها ادامه یافت و آتن بار دیگر هدف حمله قرار گرفت.
حسن پیرنیا، حقوقدان و تاریخنگار نیز نوشته است که خشایارشا پس از تصرف آتن و آتش زدن معابد آن، به ایران بازگشت. پس از شکست مذاکرات میان مردونیه و آتنیها، سپاه ایران بار دیگر وارد آتن شد و خسارتهای بیشتری به شهر وارد کرد. همچنین در تاریخنگاریهای اروپا نوشته شده که خشایارشا بعد از ورود به آتن آن شهر را به تلافی شهر سارد پایتخت لیدیه که یونانیان سوزانده بودند، ویران کرد.
بعضی از محققان، از جمله پروفسور بارن انگلیسی عقیده دارند که پادشاه ایران قلعه آکروپولیس را ویران کرد، نه معبد آکروپل را. قلعه آکروپل که دژی بود جنگی به امر خشایارشا ویران شد و به جز دیوار شهر که در اطراف آتن بود، چیزی ویران نشد. این دژ بالای تپه آکروپل به نظر میرسید و آن قلعه را پی زیس ترات بنا کرد. آتن شهری بود بیدفاع، یعنی شهری که برای حفظ آن نجنگیده بودند و در آن زمان هم هرگز شهرهای بیدفاع را ویران نمیکردند. روزی که ایرانیان از آتن رفتند، تمام عمارتهای شهر باقی بود. آتن را خود یونانیان در جنگهای داخلی که از سال ۴۳۱ تا ۴۰۴ پیش از میلاد طول کشید، ویران کردند که شرح کامل آن در تاریخ توکودیدس آمده است. توکودیدس، تاریخنگار یونانی، نام جنگهای داخلی یونان را جنگ پلوپونز گذاشته است و نوشته که آن جنگها از سال ۴۳۱ پ. م شروع شد یعنی ۵۰ سال پس از بازگشت ایرانیان.
عکس یادگاری در کنار یک اثر ایرانی
مارکو روبیو، پیش از این در تاریخ ۲۳ تا ۲۶ مه به هند سفر کرده بود و در جریان این سفر، علاوه بر دیدار با دیپلماتهای ارشد هند، از چندین مکان مشهور گردشگری نیز بازدید کرد که تاجمحل یکی از آنها بود.
کنسولگری ایران در هند بیانیهای پیرو این عکس نوشت و یادآور شد: «اگر مارکو روبیو درکی از تاریخ و معماری داشت، برای عکس گرفتن در اینجا نمیایستاد. این بنا از روی عشق یک پادشاه به همسر ایرانیاش ساخته شده و نبوغ معماران ایرانی آن را شکل داده است. در حالی که امروز دولت او تمدن ایرانی را تهدید به نابودی میکند و به تمدنهای دیگر بیاحترامی میکند.»
با زبان احترام سخن بگویید!
سیدرضا صالحیامیری، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی: هویت یک ملت ریشهدار را نمیتوان به یک جنگ، یک پادشاه یا یک حکومت فروکاست. ایران را نمیتوان با یک جنگ، یک پادشاه یا یک حکومت تعریف کرد. ایران از کهنترین پیوستارهای تمدنی جهان و از سازندگان بزرگ نظم، فرهنگ، دانش و همزیستی در تاریخ بشر است؛ تمدنی که پیش از پیدایش بسیاری از قدرتهای امروز وجود داشته و پس از آنان نیز خواهد ماند.
تمدن یونان نیز ملک انحصاری آمریکا نیست. سقراط و افلاطون بیش از آنکه قدرت را تقدیس کنند، درباره عدالت، اخلاق، خویشتنداری و فرجام ویرانگر غرور قدرت هشدار دادهاند. آنان که خود را برتر، بیرقیب و مامور تاریخ پنداشتهاند، همواره از یک حقیقت غفلت کردهاند: قدرتها میآیند و میروند، اما ملتهایی که بر حافظه، فرهنگ و هویت خود ایستادهاند، باقی میمانند.
ایران در برابر جنگ، تحریم و تحریف ایستاده است؛ با اتکا به تمدن تاریخی و روح معنوی و حماسی و با غرور ملتی که میداند ریشههایش از عمر بسیاری از قدرتهای امروز جهان دیرپاتر و عمیقتر است. با ایران باید با زبان احترام سخن گفت؛ زیرا ایران نه دشمنی برساخته در یک خطابه سیاسی، بلکه تمدنی زنده، ملتی بزرگ و حقیقتی ماندگار در تاریخ جهان است.
واکنش مورخ ایرانی در کالیفرنیا
تورج دریایی، مورخ، استاد دانشگاه کالیفرنیا و سرویراستار دانشنامه ایرانیکا: اگر اجازه بدهید، آقای روبیو در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، خشایارشا آتن را بهعنوان مجازات سوزاندن سارد، مرکز ساتراپی هخامنشیان در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، به آتش کشید؛ اقدامی که یونانیان ایونیه انجام داده بودند.
در ۲۰۰ سال گذشته، این «غرب» - بریتانیا، روسیه و ایالات متحده - بوده است که به «شرق» حمله کرده، آن را غارت کرده و در آن حضور نظامی داشته است. در نهایت، موضوع تقابل شرق و غرب نبود. شاهنشاهی هخامنشی یک «امپراتوری جهانی» بود که شمار زیادی از یونانیزبانان را در میان اتباع و نیروهای نظامی خود داشت؛ افرادی که در کنار هخامنشیان و علیه دولتشهرهای یونانی میجنگیدند.
قدمت آفتابه ایرانی بیشتر از قدمت کشور آمریکا
سفارت جمهوری اسلامی ایران در بوسنی و هرزگوین، در واکنشی کنایهآمیز به اظهارات مارکو روبیو، بر قدمت تمدن ایران تاکید کرد و نوشت «آفتابه ایرانی ۱۰ برابر کشور تو عمر دارد!»
این آفتابه ایرانی با ۲۶۰۰ سال قدمت در استان لرستان کشف شده و اکنون در انستیتو هنر واقع در شهر «مینیاپلیس» آمریکا نگهداری میشود.
نظر شما