۲۰ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۲
کد مطلب: ۲۶٬۱۳۲

رشد علم و دانش در کشور با وجود تمام فراز و نشیب‌های سیاسی، اقتصادی و حتی اجتماعی در سه دهه اخیر غیرقابل انکار است. وضعیت تولید علم در کشور بر اساس آمار کشوری و حتی جهانی نشان می‌دهد که ایرانیان چه جایگاهی در کمک به رشد و توسعه علم بشری داشته و دارند.

آگاه: نمود عینی این مسئله نیز حضور دانشمندان ایرانی در رشته‌های مختلف دانشگاهی در گوشه و کنار جهان و در میان تیم‌های تحقیقاتی و پژوهشی در دوره حاضر است. توسعه پایدار در کشور بیش از آنکه محصول تصمیم‌های کوتاه‌مدت، جناحی و سیاسی یا حتی فردی باشد، حاصل انباشت دانش، تجربه و برنامه‌ریزی بلندمدت است. کشورهایی که توانسته‌اند در اقتصاد، سلامت، فناوری و کیفیت زندگی پیشرفت کنند، معمولا علم را نه موضوعی تشریفاتی یا وابسته به یک دولت، بلکه زیربنای تصمیم‌گیری عمومی و سرمایه‌ای ملی می‌دانند. در چنین نگاهی، دانشگاه و پژوهشگاه فقط محل آموزش، تولید مقاله و پایان‌نامه‌نویسی نیست. این نهادهای علمی و دانشگاهی بخشی از توان یک جامعه برای شناخت مسائل، یافتن راه‌حل و ساختن آینده هستند.علم به سیاست‌گذاری امکان می‌دهد مسائل را بر پایه شواهد بشناسد، نه صرفا بر مبنای حدس، شعار یا ملاحظات زودگذر. برای نمونه، تصمیم‌گیری درباره آب، انرژی، آلودگی هوا، آموزش یا سلامت عمومی به داده‌های معتبر و پژوهش پیوسته نیاز دارد. اگر سیاست‌ها بدون ارزیابی علمی طراحی شوند، ممکن است منابع فراوانی صرف راه‌حل‌هایی شود که اثر اندکی دارند یا پیامدهای ناخواسته به بار می‌آورند و البته پژوهش، جایگزین ارزش‌ها و انتخاب‌های اجتماعی نیست؛ اما به جامعه و مسئولان کمک می‌کند پیامدهای گزینه‌های مختلف را بهتر بسنجند و آگاهانه‌تر انتخاب کنند. دانشگاه‌ها در این مسیر نقشی چندگانه دارند. آنها نیروی متخصص تربیت می‌کنند، دانش تازه می‌سازند، مهارت نقد و گفت‌وگو را پرورش می‌دهند و می‌توانند میان مسائل واقعی جامعه و ظرفیت‌های علمی پیوند برقرار کنند. ارتباط موثر دانشگاه با صنعت، کشاورزی، نظام سلامت و بخش عمومی، پژوهش را از فضای محدود دانشگاهی بیرون می‌آورد و به بهبود زندگی مردم نزدیک می‌کند.
از سوی دیگر رشد علمی به آزادی اندیشه، دسترسی به اطلاعات، امنیت شغلی پژوهشگران، نظام شایسته‌سالار و امکان نقد نیاز دارد. پژوهش زمانی می‌تواند به حقیقت نزدیک شود که نتیجه آن از پیش تعیین نشده باشد و پرسشگری هزینه‌ای ناموجه برای پرسشگر نداشته باشد. این اصول به معنای کنار گذاشتن مسئولیت عمومی یا بی‌توجهی به ارزش‌های جامعه نیست؛ بلکه شرط تولید دانشی معتبر و سودمند است. اعتماد متقابل میان دانشگاه، مردم و نهادهای تصمیم‌گیر نیز با شفافیت، گفت‌وگوی مستمر و پاسخ‌گویی تقویت می‌شود. از همین رو، برنامه علمی کشور نباید با جابه‌جایی دولت‌ها دچار گسست اساسی شود. اسناد راهبردی زمانی معنا دارند که بر پایه ارزیابی علمی تدوین شوند، بودجه و سازوکار اجرایی داشته باشند و عملکردشان به‌طور منظم سنجیده شود و البته تداوم به معنای تغییرناپذیری نیست؛ سیاست‌ها باید با شواهد تازه اصلاح شوند، نه اینکه صرفا با تغییر سلیقه سیاسی کنار گذاشته شوند.
سرمایه‌گذاری در علم همچنین سرمایه‌گذاری در تاب‌آوری کشور است. جامعه‌ای که دانش و نیروی متخصص دارد، بهتر می‌تواند با بحران‌هایی مانند بیماری‌های فراگیر، خشکسالی، تحولات فناوری و شوک‌های اقتصادی و حتی تحریم‌ها روبه‌رو شود. دستیابی به این توان، به هزینه‌کرد پایدار، مدیریت شفاف منابع و فراهم کردن فرصت برای استعدادهای متنوع نیاز دارد.اما پایان سخن آنکه اعلام نتایج بزرگ‌ترین آزمون علمی کشور و معرفی نفرات برتر کنکور نباید حسرت سال‌های آینده شود. اینکه ببینیم این نفرات در معتبرترین دانشگاه‌های جهان دارای کرسی علمی و بودجه‌های تحقیقاتی هستند، باعث افتخار است اما این درد را هم به همراه دارد که کاش از سرمایه‌های علمی خودمان در مسیر پیشرفت کشور استفاده می‌کردیم.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.