ناو آبراهام لینکلن، چند روز پیش بالاخره به سواحل آمریکا رسید و در منطقه سن‌دیگو آمریکا پهلو گرفت. آبراهام لینکلن همان ناوی است که قتل‌عام مدرسه میناب را رقم زد. پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا به افسران ناو لینکلن که کودکان مینابی را قتل‌عام کردند، بالاترین نشان افتخار جمعی در ارتش آمریکا را اهدا کرد. آمریکایی‌ها به فرمانده ناوی که ایرباس ایران را با ۲۹۰ مسافر در تابستان سال ۱۳۶۷ بر فراز خلیج فارس سرنگون کرده بود هم مدال افتخار دادند. گویی تقدیر از جنایتکاران جنگی، سنت آمریکاست.

مدال‌هایی آغشته به خون

آگاه: سنت مدال‌باران کردن جنایتکاران جنگی در ارتش ایالات متحده، بیش از آنکه یک سنت نظامی باشد، نهادینه‌سازی فرهنگ معافیت از مجازات است. پنتاگون با تقدیر از افسرانی که دست‌شان به خون غیرنظامیان آلوده است، به‌طور رسمی اعلام می‌کند که در معادلات قدرت واشنگتن، ارزش جان انسان‌های غیرآمریکایی، فرع بر حفظ هیمنه نظامی است؛ رویکردی که استانداردهای دوگانه را از سطح یک شعار تبلیغاتی به یک دکترین عملیاتی ارتقا داده است.واشنگتن در حالی پرچم دفاع از ارزش‌های دموکراتیک را در اقصی‌نقاط جهان برمی‌افرازد که کارنامه عملیاتی ناوگان‌های دریایی‌اش، انباشته از فجایع انسانی است. اهدای نشان‌های افتخار به عاملان کشتار کودکان معصوم میناب، پیامی صریح به افکار عمومی جهان است و آن اینکه ماشین جنگی آمریکا، نه برای برقراری عدالت، که برای تداوم سلطه طراحی شده است؛ جایی که جنایت به شرط آنکه در خدمت منافع ایالات متحده باشد، در کتاب تاریخ آنان به پیروزی تاکتیکی و رشادت تغییر ماهیت می‌دهد. خط سیر تقدیرها، از ناو وینسنس در دهه ۶۰ شمسی تا آبراهام لینکلن در روزگار حاضر، یک اتوبان مستقیم از بی‌مسئولیتی است. گویی سیاست راهبردی آمریکا بر این مدار می‌چرخد که خاطره جنایات گذشته با اعطای مدال‌های جدید، تطهیر شود. این تسلسل تاریخی نشان می‌دهد که نه ساختار فرماندهی و نه اخلاق نظامی در ارتش آمریکا، هیچ‌گونه تغییری برای توبه از خونریزی نداشته‌اند و تکرار این وقایع، نه خطای انسانی، بلکه خروجی طبیعی یک سیستم تهاجمی است.اینکه وزیر جنگ آمریکا با افتخار نشان افتخار را بر سینه کسانی می‌کوبد که دست به کشتار کودکان زده‌اند، پیامی راهبردی برای سایر ملت‌هاست. این اقدام، نوعی جنگ روانی با هدف مرعوب‌سازی و عادی‌سازی خشونت است؛ پیامی که می‌گوید ما نه تنها از کشتار کودکان و غیرنظامیان شما پشیمان نیستیم، بلکه به آن افتخار می‌کنیم. در این منطق وحشیانه، تقدیر از جنایتکار، دقیقا به معنای تهدید همیشگی قربانیان است. این مدال‌های فلزی که بر سینه عاملان فجایع جنگی نصب می‌شود، بیش از آنکه نشان افتخار باشد، مهر تاییدی بر فروپاشی اخلاقی هرم قدرت در واشنگتن است. وقتی مدال، جایگزین عدالت می‌شود و تشویق نظامی، جایگزین محاکمه جنایی، یعنی تمدنی که خود را پرچمدار جهان می‌داند، در بحرانی‌ترین دوران زوال اخلاقی خویش به سر می‌برد؛ دورانی که در آن، کشتن، معیار ترفیع درجه شده است.

جنایت ناو وینسنس
شایان ذکر است، پرواز ۶۵۵ یکی از اسناد معرفی جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگ‌ترین قربانی تروریسم به دست رژیم تروریست‌پرور آمریکاست. در این واقعه، ناو یواس‌اس وینسنس، کفتار آمریکایی در آب‌های نیلگون خلیج همیشه فارس، هواپیمای مسافربری ایران را با ۲۹۰ مسافر با موشک‌های هدایت‌شونده ریم ۶۶ هدف قرار داد. دولت آمریکا هیچگاه مسئولیت حمله به هواپیمای مسافربری ایران را نپذیرفت و در مقابل به ویلیام راجرز، فرمانده ناو وینسنس مدال شجاعت داد، تا گستاخانه حمایت خود را از جنایتی آشکار با صدایی بلند اعلام کند.
در حالی که هدف قرار گرفتن هواپیمای مسافربری ایران توسط وینسنس بر فراز آب‌های منطقه‌ای ایران در مسیر طبیعی پرواز خود، در واقع حمله غیرقانونی آمریکا به خاک ایران محسوب می‌شد، رونالد ریگان، رئیس‌جمهور وقت آمریکا از کشتار جمعی حدود ۳۰۰ غیرنظامی به عنوان یک اقدام دفاعی مناسب یاد کرد. پس از وی نیز جورج بوش، معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا که بعدها به ریاست‌جمهوری رسید، یک ماه پس از حادثه با ادعای عدم آگاهی از حقایق گفت هرگز به خاطر این حادثه عذرخواهی نمی‌کند. وی همچنین گفته بود: این فقط یک رخداد ناخوشایند بود و زندگی ادامه دارد. به رغم تاکید چند باره دولت آمریکا مبنی بر تعمدی بودن این جنایت، دولت آمریکا در سایه سکوت جامعه بین‌المللی و به ویژه اروپایی‌ها، با جعل‌سازی و ارائه مدارک دروغ، تلاش کرد تا خود را تبرئه کند. وقوع این جنایت همزمان با واپسین ماه‌های جنگ صدام علیه ایران که قویا مورد تایید ریگان بود، تاییدی بر تعمدی بودن این اقدام است. دولت آمریکا در دوران هشت ساله جنگ صدام علیه ایران به دلیل از دست دادن سلطه خود بر ایران به‌واسطه انقلاب اسلامی، حمایت گسترده‌ای از صدام، دیکتاتور عراق می‌کرد.آمریکا تاکنون از ایران بابت حادثه سرنگون کردن هواپیمای مسافربری عذرخواهی نکرده است. رسانه‌های آمریکایی نقش مهمی در کم‌رنگ کردن این جنایت در جامعه داخلی داشتند. نیویورک‌تایمز دو روز پس از این جنایت با انتشار گزارشی، تلاش کرد خوانندگان خود را متقاعد کند که این یک حادثه و خطای دید بوده است. اما چند دهه پس از جنایت آشکار آمریکا علیه مردم ایران در حادثه ناو وینسنس، این بار یک ناو دیگر آمریکا با نام لینکلن، علیه مردم ایران و کودکان معصوم میناب جنایت کرد. نکته قابل توجه آنکه، همانطور که جانیان مستقر در وینسنس، مدال افتخار آمریکایی گرفتند، جنایتکاران ناو لینکلن نیز به سبب کودک‌کشی، مدال شجاعت گرفتند!

جنایت در میناب
حوالی ساعت ۱۱:۱۵ صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴، طی اولین ساعات جنگ تحمیلی آمریکایی و صهیونیستی علیه ایران، بزرگ‌ترین جنایت آمریکا در طول جنگ رخ داد: حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در شهر میناب استان هرمزگان. در حالی که وزارت جنگ آمریکا، بعد از گذشت چندین ماه، همچنان می‌گوید در حال انجام تحقیقات درباره مسئولیت این کشور در قبال حمله است و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا نیز از پذیرش مسئولیت شانه خالی می‌کند، گزارش‌های تحقیقاتی و بررسی اسناد و شواهد موجود، جای هیچ تردیدی را باقی نمی‌گذارد که آمریکا مستقیما مسئول این جنایت جنگی بوده است.
از همان ساعات ابتدایی، شواهد واضحی وجود داشت مبنی بر اینکه دبستان شجره طیبه توسط ارتش آمریکا هدف قرار گرفته است. یکی از این شواهد غیرقابل انکار اصابت موشک‌های کروز تاماهاک به مدرسه بود؛ موشکی که در جنگ ۴۰ روزه تنها آمریکا از آنها استفاده می‌کرد. با این حال اما ترامپ در پاسخ به سوالات خبرنگاران نه‌تنها حاضر به اعتراف به ارتکاب این جنایت جنگی نشد، بلکه ایران را مقصر این فاجعه دانست؛ تا جایی که در ادعایی خنده‌دار گفت ایران هم موشک تاماهاک دارد. این ادعا از آنجایی مطرح شد که ویدیوهای منتشر شده از این جنایت و همچنین قطعات موشک کشف‌شده در محل بمباران، به‌وضوح اصابت موشک تاماهاک به مدرسه را اثبات می‌کرد و جایی برای انکار نوع تسلیحات به‌کار رفته برای حمله به مدرسه باقی نمی‌گذاشت.
ادعاها درباره اشتباه در هدف‌گیری به هیچ عنوان صحت ندارند. بررسی کارشناسان و مطالعه نقاط برخورد در پایگاه نظامی اطراف مدرسه و همچنین خود ساختمان مدرسه به‌وضوح اثبات می‌کند که این ساختمان مشخصا هدف بمباران قرار گرفته است؛ آن هم نه یک بار بلکه بنا بر برخی گزارش‌ها سه مرتبه. البته دبستان شجره طیبه، تنها ساختمان غیرنظامی و حتی تنها مدرسه‌ای نیست که در جنگ ۴۰ روزه هدف بمباران ائتلاف آمریکایی و صهیونیستی قرار گرفت. حمله به اهداف غیرنظامی نقض صریح قوانین بین‌المللی حاکم بر درگیری نظامی محسوب می‌شود، اما اظهارات مقامات آمریکایی نشان می‌دهد از نقض این قوانین و ارتکاب جنایات جنگی ابایی ندارند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.