هشدار تحلیلگران غربی درباره پیامدهای تشدید تنش با ایران، بیش از آنکه یک توصیه نظامی باشد، اعترافی به شکست «فشار حداکثری» است. واشنگتن اکنون در برابر یک پارادوکس قرار دارد. از یک سو میل به تغییر معادلات منطقه دارد و از سوی دیگر، با ریسک‌های جبران‌ناپذیری روبه‌رو است. تهدید انسداد تنگه هرمز و جهش قیمت انرژی، جنگ را برای آمریکا از عملیات نظامی به یک خودزنی اقتصادی تبدیل می‌کند، به دلیل آنکه تورم جهانی ناشی از هرگونه اختلال در عرضه نفت، می‌تواند ثبات داخلی آمریکا و متحدانش را به شدت متزلزل کند.

آمریکا و بهای سنگین جنگ با ایران

آگاه: رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و استراتژیست مجرب راهبردهای نظامی، هشدار داد: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، شاید به نقطه‌ای بحرانی نزدیک شده باشد که در آن باید درباره تشدید چشمگیر جنگ با ایران تصمیم بگیرد؛ تصمیمی که به گفته وی، در صورت اتخاذ می‌تواند تنها چند هفته پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، بحرانی اقتصادی و نظامی به راه بیندازد.
پیپ در برنامه «بریکینگ پوینتس» در یوتیوب مدعی شد: آرایش نظامی اخیر آمریکا نشان می‌دهد که آماده‌سازی‌ها برای ورود به مرحله‌ای تازه و خطرناک از درگیری در حال انجام است. وی با اشاره به این موضوع، هشدار می‌دهد: ما (آمریکا) در خطرناک‌ترین مرحله «تله» تشدید تنش قرار داریم.
پیپ که دهه‌هاست در حوزه قدرت هوایی، تحریم‌های اقتصادی و فشار و ارعاب از طریق ابزار نظامی تحقیق و مطالعه کرده است، می‌گوید: با نزدیک شدن انتخابات، فشارهای سیاسی بر ترامپ رو به افزایش است. به اعتقاد وی، این امکان وجود دارد که ترامپ درست پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای یا در فاصله شمارش آرا، دستور حملات تازه‌ای را صادر کند؛ دستوری که به باور این تحلیلگر برجسته، احتمالا «با امید وی (ترامپ) به تغییر این تصور که جنگ به جایگاه ریاست جمهوری‌اش لطمه زده است» اتخاذ خواهد شد.
پیپ با ادعای اعزام اخیر تجهیزات نظامی و نیرو از سوی واشنگتن به منطقه، از جمله ناو هواپیمابر «یواس‌اس تئودور روزولت»، مدعی شد که پنتاگون در حال آماده‌سازی برای انجام عملیات نظامی بیشتر است. با این حال، وی تاکید کرد: این تحولات الزاما به معنای اتخاذ تصمیم نهایی از سوی ترامپ نیست.
پیپ با اشاره به مجتمع عظیم فرآوری نفت «بقیق» در عربستان سعودی با ظرفیتی که به گفته وی روزانه حدود هفت میلیون بشکه است، آن را یکی از نگرانی‌های جدی خود عنوان و تصریح کرد: حمله (احتمالی) آمریکا به پالایشگاه‌های ایران ممکن است واکنش تلافی‌جویانه علیه زیرساخت‌های انرژی عربستان را در پی داشته باشد؛ حملاتی که می‌توانند عرضه جهانی نفت را (بیش از پیش) مختل کنند و به جهش به‌مراتب شدیدتر قیمت بنزین و هزینه استقراض دولت آمریکا منجر شود. وقتی تحلیلگر شناخته‌شده‌ای همچون او توصیه می‌کند که حضور نظامی در منطقه «معکوس» شود، در واقع دارد به سه بحران احتمالی اشاره می‌کند که کاخ سفید را به شدت می‌ترساند.
۱- ترس از شوک انرژی: آمریکا می‌داند، ایران برخلاف بسیاری از کشورهای منطقه، دارای اهرم راهبردی به نام تنگه هرمز است. هرگونه درگیری نظامی، حتی اگر کوتاه باشد، احتمال انسداد یا ناپایداری در این تنگه را افزایش می‌دهد. از آنجا که بخش بزرگی از نفت جهان از این مسیر می‌گذرد، هر اختلالی منجر به جهش قیمت نفت می‌شود. نکته دیگر به افزایش قیمت انرژی برمی‌گردد. این موضوع منجر به تورم شدید در اقتصادهای پیشرفته از جمله آمریکا می‌شود و می‌تواند باعث اعتراضات داخلی در ایالات متحده شود. در واقع، این تحلیلگر هشدار داد، آمریکا ممکن است برای شکست دادن ایران، اقتصاد خودش و متحدانش را قربانی کند. شکستی که ترامپ می‌تواند فقط برای خود رویاسازی کند. 
۲- تغییر پارادایم دفاعی ایران: واشنگتن در تجربه‌های عراق و افغانستان آموخت که ارتش‌های متراکم و پیشرفته لزوما پیروز میدان نیستند. ایران در سال‌های اخیر دکترین دفاعی خود را به سمت «جنگ‌های نامتقارن» برده است. این یعنی ایران قادر است هزینه جنگ را به خارج از مرزهای خود منتقل کند. توصیه به «معکوس کردن حضور نظامی»، اعترافی است به اینکه استراتژی فشار حداکثری نظامی دیگر کارآمد نیست و در ایران جواب نمی‌دهد.
۳- بن‌بست سیاسی و ترس از باتلاق جدید: هیچ رئیس‌جمهوری در آمریکا نمی‌خواهد نامش در تاریخ به عنوان فردی ثبت شود که آمریکا را وارد «باتلاق» جدید در خاورمیانه کرد. جنگ با کشوری به وسعت و پیچیدگی ایران، هیچ تضمینی برای پیروزی طرف مقابل ندارد. این تحلیل را برخی از اندیشکده‌های غربی و حتی آمریکایی‌ها قبول دارند، اما مرد دیوانه کاخ سفید فقط تهدید و یاوه‌گویی می‌کند به دلیل آنکه خوب می‌داند راهبردهای‌شان در قبال ایران به بن‌بست خورده و نه تنها به روی خودش نمی‌آورد بلکه برعکس عمل می‌کند. می‌خواهد با تهدید و درشت‌گویی خودشان را از باتلاق منطقه و ایران نجات دهند! حال چه او و چه وزیر امور خارجه‌اش هرازگاهی ادعاهایی مطرح می‌کنند؛ ادعاهایی که در داخل کشورمان با پاسخ قاطع از سوی جریان‌ها و احزاب سیاسی مواجه شده است. اصولگرا، اصلاح‌طلب و اعتدالی همه برای دفاع از حاکمیت ملی زیر یک چتر قرار گرفته‌اند و رنگین‌گمان زیبای وحدت و انسجام در سپهر سیاست ایران شکل گرفته است.

آمریکا و اسرائیل چیزی در چنته ندارند
در همین رابطه، حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا از چهره‌های اصلاح‌طلب و دبیرکل حزب جمهوریت ایران اسلامی در گفت‌وگو با روزنامه «آگاه» می‌گوید: «آمریکا هر کاری از دستش برمی‌آمد تاکنون انجام داده است؛ تحریم‌ها که تازگی ندارد، ده‌ها سال است که تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار داریم حتی اگر بخواهند آن را توسعه دهند باز هم نمی‌توانند ایران را از پا درآورند. البته آمریکا در تمام این سال‌ها با اعمال تحریم‌های گوناگون از جمله تحریم دارویی و غذایی مردم را آزار داده است. این کنش ضد بشری و تشدید آن با ادعای دموکراسی و دم از حقوق بشر زدن در تضاد است، اما همچنان مدعی است که می‌خواهد تحریم‌ها را توسعه دهد، در حالی‌ که با این کارها حتی نمی‌توانند مردم را از پا درآورند چه رسد به حکومت.»
وی افزود: از نظر نظامی هم همانطور که پیشتر اشاره شد، آمریکا و اسرائیل هر چه در توان داشتند به کار بردند و دیگر چیزی در چنته ندارند. اگر هم بخواهند جنگ جهانی سوم به راه بیندازند سرجمع خساراتی که آنها می‌بینند، بیشتر از ما خواهد بود، بنابراین تهدیدهای جدید را برای جوسازی روانی بیان می‌کنند.
این فعال سیاسی با اشاره به نزدیک بودن انتخابات میان‌دوره‌ای در آمریکا اظهار کرد: برای انتخابات پیش ‌رو، دست ترامپ باید پر باشد اما با توجه به اینکه وی در جنگی که با ایران به راه انداخته است، احساس کمبود و شکست می‌کند، می‌خواهد از طریق تهدید اقتصادی ایران هواداران خود را تهییج کند و روحیه آنها را بالا ببرد. با این وجود ترامپ به قدری دروغ گفته و ادعاهای بی‌اساس مطرح کرده که دیگر سخنان وی حتی برای هواداران سرسختش نیز باورپذیر نیست.
منتجب‌نیا در واکنش به ادعاهای دولت ترامپ درباره تنگه هرمز در حالی که این تنگه بخشی از جغرافیای راهبردی ایران است، گفت: شکی در اینکه این آبراه جزئی از کشور ما است، وجود ندارد و از میان دو کشور ساحلی ایران و عمان، ایران بیشترین حق استفاده از این آبراه را دارد. از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران اجازه می‌دادند که کشورهای دیگر از این تنگه استفاده کرده و کالا عبور دهند اما در جریان جنگ‌های اخیر دیدند که این آبراه به مسیری برای انتقال تسلیحات جنگی و انواع سلاح‌های کشتار جمعی تبدیل شده است.

آمریکا و بهای سنگین جنگ با ایران

تنگه هرمز و قدرت‌نمایی ایران
وی اظهار کرد: علاوه بر این آمریکا، اسرائیل و هم‌پیمان‌های آنها از تنگه هرمز برای ضربه زدن به ایران بهره گرفتند؛ مانند کسی که به خانه ما بیاید و بخواهد از امکاناتی که در خانه وجود دارد، علیه خودمان استفاده کند و ضربه بزند؛ طبیعی است که هیچ‌کس نمی‌تواند تحمل کند. تنگه هرمز متعلق به ایران است و هیچ کشوری نمی‌تواند آن را از ایران بگیرد یا اینکه در آنجا حاکمیت داشته باشد. البته چون بخشی از تنگه در قلمرو عمان قرار دارد، موافقت‌نامه‌ای هم بین ایران و عمان نوشته شده است و آنها نیز با ایران همکاری می‌کنند.

ترامپ؛ روسیاه تاریخ
دبیرکل حزب جمهوریت گفت: با در نظر گرفتن موقعیت ژئوپلتیکی ایران، اتحاد و انسجام مردم و مسئولان آن، دست و پا زدن ترامپ در هر عرصه‌ای، چون غریقی است که به هر خار و خاشاکی چنگ می‌زند تا خود را نجات دهد. ترامپ که اکنون روسیاه تاریخ شده است، به هر حرکتی دست می‌زند بیشتر رسوا می‌شود و مردم آمریکا نیز از اینکه چنین کسی حکومت آنجا را به دست گرفته است، احساس شرم و حقارت می‌کنند.
به هر حال، ما در شرایط فعلی با بازی شطرنج روبه‌رو هستیم که در آن، محاسبات کاخ سفید با واقعیت‌های میدانی در تضاد است. هشدار تحلیلگر غربی، در واقع اعترافی است به این حقیقت که ابزارهای فشار نظامی و اقتصادی، دیگر نه تنها کارآمد نیستند، بلکه به دلیل ریسک‌های اقتصادی جهانی ـ مانند بحران انرژی ـ و ایجاد بازدارندگی ایران، در حال تبدیل شدن به نقاط ضعف خود واشنگتن هستند. از منظر دیگر، این فشارها در لایه‌های داخلی ایران، اثر معکوسی بر جای گذاشته است؛ به گونه‌ای که امنیت ملی به خط قرمزی تبدیل شده که هیچ حزب یا جناحی، باوجود تمام اختلافات سیاسی، حاضر نیست از آن عبور کند. این انسجام ملی در برابر تهدید خارجی، در کنار هشدارها در داخل آمریکا، «سد دوگانه» در برابر سناریوهای نظامی ایجاد کرده است. در واقع، زمانی که تحلیلگران آمریکایی و غربی از پیامدهای اقتصادی جنگ هشدار می‌دهند و همزمان در داخل ایران، جناح‌ها برای حفظ بقای ملی متحد می‌شوند، سناریوی «فروپاشی نظام از درون» عملا با بن‌بست مواجه شد. بنابراین، شکست واشنگتن در این پرونده، حاصل ترکیبی از ترس از هزینه‌های جهانی و اشتباه در تخمین میزان انسجام ملی ایرانیان است، چرا که هرگونه درگیری نظامی در منطقه، به معنای تکانه‌های شدید در بازار انرژی، انسداد احتمالی شریان‌های حیاتی نفت در تنگه هرمز و جهش بی‌سابقه قیمت‌هاست که می‌تواند منجر به تورمی در اقتصادهای جهانی شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.