مینا یاری، خبرنگار گروه جامعه: «هرگز نشه فراموش، لامپ اضافی خاموش»؛ هنوز هم شنیدن این جمله برای بسیاری از ما کافی است تا تصویر بابابرقی در ذهنمان جان بگیرد. شخصیتی که از قاب تلویزیون به گفت‌وگوهای خانوادگی راه پیدا کرد و توصیه‌اش گاهی از زبان بچه‌ها خطاب به بزرگ‌ترها تکرار می‌شد. قطره آب در مجموعه «آب، آب زندگی» و شخصیت‌هایی که درباره مصرف بنزین آموزش می‌دادند نیز از همین مسیر وارد خاطره جمعی شدند. آنها به مفاهیمی مانند صرفه‌جویی، چهره و صدا می‌دادند؛ مفاهیمی که امروز، در شرایط جنگ و تحریم و ضرورت حفظ پایداری تامین آب و انرژی، بیش از گذشته به همراهی عمومی نیاز دارند. پرسش این است که تجربه آن شخصیت‌ها چگونه می‌تواند به زبان امروز ادامه پیدا کند؟

صرفه‌جویی به‌ دنبال یک چهره آشنا

آگاه: در میان‌برنامه‌های آموزشی، موضوعی مانند مصرف برق به موقعیتی آشنا تبدیل می‌شد: چراغ اتاقی که بیهوده روشن مانده بود، وسیله‌ای که بدون استفاده کار می‌کرد یا رفتاری که با یک تغییر ساده می‌شد جلوی اتلاف آن را گرفت. مخاطب می‌توانست نمونه این موقعیت‌ها را در خانه خود پیدا کند. شعر، موسیقی و طنز نیز به پیام امکان می‌داد از زمان پخش فراتر برود و دوباره در زندگی روزانه شنیده شود.

از پیام عمومی تا رفتار مشخص
برای مخاطب، دانستن اینکه «باید صرفه‌جویی کرد» با دانستن اینکه «در این موقعیت چه کاری می‌توان انجام داد» تفاوت دارد. آموزش می‌تواند از همین فاصله شروع شود: تشخیص مصرف غیرضروری، شناخت راه جلوگیری از اتلاف و دیدن نتیجه یک اقدام. برای مثال، می‌توان در یک روایت خانوادگی، مسئله روشن ‌ماندن چراغ فضاهای خالی را مطرح کرد؛ در یک بازی، انتخاب‌های مصرفی را پیش روی کودک گذاشت یا در فعالیتی گروهی، از دانش‌آموزان خواست موارد اتلاف در مدرسه را شناسایی و برای اصلاح آن پیشنهاد ارائه کنند. چنین موقعیت‌هایی به مخاطب نقش می‌دهند و پیام را به تجربه‌ای قابل اجرا تبدیل می‌کنند.
در طراحی این فعالیت‌ها، رعایت سلامت و نیازهای واقعی نیز ضروری است. کاهش مصرف نباید به خاموش ‌کردن روشنایی لازم کلاس یا حذف آسایش ضروری تعبیر شود. هدف، شناخت اتلاف و استفاده درست از منابع است؛ مفهومی که باید در خود روایت و قواعد فعالیت روشن باشد.

خانواده و مدرسه؛ ادامه روایت در زندگی
شخصیت فرهنگی زمانی فرصت بیشتری برای حضور در زندگی پیدا می‌کند که پیامش با رفتارهای پیرامون کودک ارتباط داشته باشد. توصیه تلویزیونی درباره مراقبت از منابع، در خانه و مدرسه با نمونه‌های عملی معنا می‌گیرد. خاموش ‌کردن چراغ فضای بدون استفاده، پیگیری خرابی شیر آب و گفت‌وگو درباره انتخاب‌های روزانه، موقعیت‌هایی برای ادامه آموزش هستند.
خانواده و مدرسه نیز برای این همراهی به محتوای مناسب و امکانات نیاز دارند. می‌توان فعالیت‌هایی طراحی کرد که کودکان همراه بزرگ‌ترها مسئله‌ای را پیدا کنند، راه‌حل بدهند و نتیجه را ببینند. مشارکت مدرسه‌ها، استفاده از رقابت‌های آموزشی و نقش شهرداری‌ها از مسیرهای گسترش فرهنگ مصرف هستند. اجرای چنین ایده‌هایی به شرایط هر محیط و امکانات آن وابسته است و باید فرصت مشارکت منصفانه را فراهم کند.

صرفه‌جویی با احساس مسئولیت مشترک

صرفه‌جویی به‌ دنبال یک چهره آشنا
آب و انرژی بخشی از امکان زندگی روزانه هستند؛ از اداره خانه و مراقبت از سالمندان تا فعالیت مدرسه، محل کسب و خدمات عمومی، بنابراین دعوت به مصرف مسئولانه باید ارتباط رفتار فردی با نیازهای مشترک را توضیح دهد. مخاطب باید بداند همراهی او در چه مسیری اثر می‌گذارد و دیگر بخش‌ها چه اقداماتی انجام می‌دهند.
در این میان، شرایط خانواده‌ها یکسان نیست. کیفیت ساختمان و تجهیزات، توان مالی برای تعمیر یا تعویض وسایل و دسترسی به حمل‌ونقل عمومی بر امکان تغییر مصرف اثر دارد. پیام اجتماعی باید این تفاوت‌ها را ببیند و با راه‌حل‌های متناسب همراه شود. حمایت از اصلاح تجهیزات، جلوگیری از اتلاف در شبکه و رعایت مصرف در اداره‌ها و فضاهای عمومی نیز بخشی از همین مسئولیت مشترک است. در شرایط جنگ و تحریم، نیاز به همراهی عمومی برجسته‌تر می‌شود؛ اما آموزش نباید به روزهای نگرانی محدود بماند. رابطه‌ای که در روزهای عادی با مخاطب ساخته و حفظ شده باشد، زمینه روشن‌تری برای توضیح ضرورت‌ها و درخواست همکاری فراهم می‌کند.

بابابرقی امروز چه قصه‌ای دارد؟
نمونه‌هایی از انتشار دوباره بابابرقی وجود دارد؛ بنابراین مسئله را نمی‌توان صرفا در نبود این شخصیت خلاصه کرد. باید پرسید تولیدات فعلی چقدر دیده می‌شوند، مخاطب چه ارتباطی با آنها برقرار می‌کند و آیا برای استمرارشان برنامه‌ای وجود دارد؟
تجربه گذشته نشان می‌دهد یک توصیه می‌تواند صاحب چهره شود و به زبان خانواده راه پیدا کند. ادامه این تجربه، به شناخت زندگی امروز و شنیدن صدای مخاطبان وابسته است. شخصیت آشنای آموزش مصرف، برای حضور دوباره در خانه‌ها به قصه‌هایی نیاز دارد که مردم در آنها مسئله خود را ببینند، امکان اقدام داشته باشند و نتیجه همراهی‌شان را بشناسند. آن وقت جمله‌ای درباره خاموش ‌کردن چراغ، فرصت پیدا می‌کند بار دیگر از قاب رسانه بیرون بیاید و در زندگی روزمره شنیده شود.

فرهنگ مصرف از نگاه صنایع خلاق و نوآوری اجتماعی
صرفه‌جویی با توصیه، فرهنگ نمی‌شود

صرفه‌جویی به‌ دنبال یک چهره آشنا

صرفه‌جویی در مصرف انرژی، از آب و برق و گاز تا بنزین، به توصیه و اطلاع‌رسانی محدود نمی‌شود؛ بلکه به شکل‌گیری فرهنگ مصرف و تغییر عادت‌های روزمره نیاز دارد. تجربه شخصیت‌هایی مانند «بابابرقی» نشان می‌دهد قصه و شخصیت‌پردازی می‌توانند مفاهیم اجتماعی را به زبان ساده منتقل کنند. امروز صنایع خلاق و نوآوری اجتماعی چگونه می‌توانند صرفه‌جویی را به رفتاری جمعی تبدیل کنند؟ سجاد صالحی، کارشناس صنایع خلاق و نوآوری اجتماعی، در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه «آگاه» بر پیوند آگاهی، ابزارهای فرهنگی و مشارکت مردم تاکید می‌کند.

چرا با وجود اطلاع‌رسانی درباره ضرورت صرفه‌جویی در مصرف آب، برق، گاز و بنزین، تغییر الگوی مصرف همچنان دشوار است؟ برای شکل‌گیری فرهنگ مصرف مسئولانه، چه چیزی فراتر از آگاهی‌رسانی نیاز داریم؟
فرهنگ‌سازی یک روند است که مؤلفه‌های مختلفی دارد. حاکمیت، مردم و رسانه‌ها هرکدام در آن وظایفی دارند و باید در کنار یکدیگر چرخه‌ای ایجاد کنند که به تاثیر اجتماعی و کنش جمعی برسد. اطلاع‌رسانی تنها یکی از مراحل ابتدایی این مسیر است.
پیش از آگاهی‌رسانی، باید ضرورت پرداختن به مسئله روشن شود. تا زمانی که موضوعی در نگاه مردم و حاکمیت به مسئله‌ای جدی تبدیل نشده باشد، اطلاع‌رسانی نیز تاثیر کافی ندارد. یک سیاست باید به مسئله عموم مردم تبدیل شود تا جامعه برای همراهی با آن انگیزه پیدا کند. پس از آگاهی، باید دغدغه عمومی و سپس بسیج عمومی شکل بگیرد؛ یعنی مردم برای پاسخ دادن به مسئله وارد عمل شوند. در ادامه، به ابزارهایی نیاز داریم که راهکارها را وارد زندگی روزمره کنند. مقصد نهایی، نهادینه شدن رفتار است؛ جایی که جامعه مسئله و راهکارهایش را پذیرفته و آنها را به کار می‌گیرد.
در این بحث، تعبیر «مصرف مسئولانه» دقیق‌تر است. هدف صرفا کم مصرف کردن نیست؛ باید درست، منطقی و متناسب با نیاز مصرف کنیم. اگر اطلاع‌رسانی به تغییر رفتار نمی‌رسد، باید حلقه‌های مفقود این زنجیره را پیدا کنیم.

کاراکترهایی مانند «بابابرقی» چگونه می‌توانند مفهومی مثل صرفه‌جویی را به بخشی از فرهنگ عمومی تبدیل کنند؟ آیا امروز به شخصیت‌ها و روایت‌های تازه‌ای نیاز داریم؟
بسیاری از ما از دوران کودکی با بابابرقی خاطره داریم. یکی از دلایل توجه امروز به موفقیت این شخصیت آن است که در کودکی نسلی حضور داشته که اکنون نقش کنشگر اجتماعی دارد. با این ‌حال، نمی‌توان انتظار داشت همان شخصیت برای کودکان امروز نیز به همان اندازه موثر باشد.
نسل امروز تنوع‌طلب است و گزینه‌های زیادی پیش روی خود دارد. یک کاراکتر به‌تنهایی نمی‌تواند همه نیازها و سلیقه‌های این نسل را پوشش دهد. به مجموعه متنوعی از قصه‌ها، شخصیت‌ها، رویدادها و روایت‌ها نیاز داریم تا مخاطب در موقعیت‌های مختلف زندگی با مصرف مسئولانه مواجه شود، همذات‌پنداری کند و رفتارها را الگو قرار دهد. برجسته کردن ترس از کمبود انرژی ممکن است اثری کوتاه‌مدت داشته باشد، اما تاثیر بلندمدت به استمرار و تنوع محتوایی نیاز دارد. تجربه‌های موفق گذشته باید ادامه پیدا کنند و متناسب با مخاطب تازه شوند.
مردم نیز باید در خلق این روایت‌ها نقش داشته باشند. خلاقیت عمومی می‌تواند به تولید قصه‌ها و شخصیت‌هایی کمک کند که مفهوم مصرف مسئولانه را برای گروه‌های مختلف جامعه ملموس‌تر می‌کنند.

صنایع خلاق، از انیمیشن و بازی تا اسباب‌بازی، تبلیغات و محتوای دیجیتال، چه ظرفیت‌هایی برای ترویج فرهنگ صرفه‌جویی دارند؟
برای تبدیل یک مفهوم فرهنگی به بخشی از سبک زندگی، به ابزار نیاز داریم. صنایع خلاق می‌توانند این ابزارها را در قالب انیمیشن، بازی، اسباب‌بازی، پوشاک، نوشت‌افزار و دیگر محصولات فراهم کنند و پیام را به موقعیت‌های روزمره زندگی ببرند.
البته ایده خوب کافی نیست. ایده باید به محصول تبدیل شود، امکان تولید گسترده داشته باشد، عرضه شود، مخاطب پیدا کند و مورد استفاده قرار بگیرد. اگر یکی از این حلقه‌ها شکل نگیرد، ابزار اثرگذاری فرهنگی نیز به‌درستی فراهم نشده است. برای مثال، انیمیشن از ایده تا تولید، توزیع و دیده شدن مسیر مشخصی دارد. تقاضا هم الزاما به معنای پرداخت پول نیست؛ اینکه مخاطب محصول را بخواهد و دنبال کند، بخشی از تقاضاست.
شخصیت‌هایی که روی اسباب‌بازی، پوشاک یا نوشت‌افزار قرار می‌گیرند، می‌توانند هر روز یک مفهوم را یادآوری کنند. این حضور مستمر، ظرفیت مهمی برای شکل‌گیری عادت‌های اجتماعی دارد. البته باید میان محتوای فرهنگی، زیرساخت تولید و خلاقیت ارتباط برقرار شود تا محصول به مسئله واقعی جامعه پاسخ دهد.

نوآوری اجتماعی چه تفاوتی با یک کمپین تبلیغاتی یا پویش اطلاع‌رسانی دارد؟ چگونه می‌توان مردم، خانواده‌ها و گروه‌های محلی را از مخاطب پیام‌ها به مشارکت‌کنندگان در حل مسئله تبدیل کرد؟
نوآوری اجتماعی ممکن است به شناسایی مسئله، ارائه ایده تازه، پیوند دادن افراد و گروه‌ها یا تولید و توزیع محصول و خدمتی جامعه‌محور مربوط باشد. وجه مشترک این رویکردها، حضور مردم و قرار گرفتن ابتکار عمل در دست آنهاست.
در این نگاه، مردم در شناخت مسئله و یافتن راه‌حل نقش دارند. پیش از تولید محصول فرهنگی باید مسئله با رویکرد جامعه‌محور بررسی شود و به ایده و کنش اجتماعی برسد. به این ترتیب، خانواده‌ها و گروه‌های اجتماعی خود را بخشی از فرایند فرهنگ‌سازی می‌دانند. تحولات جامعه سریع است و نهادهای حاکمیتی همیشه نمی‌توانند با نیازها و سلیقه‌های مردم هماهنگ شوند. در چنین شرایطی، مردم می‌توانند برای چالش‌های خود راهکارهای تازه پیدا کنند و بر پایه آنها محصول یا خدمت بسازند. هر خانواده، تشکل مدنی یا مجموعه محلی می‌تواند در محیط خود صاحب نقش باشد. لازمه این اتفاق، فراهم شدن فضایی است که مردم از مصرف‌کننده محصولات فرهنگی به تولیدکننده فرهنگ تبدیل شوند. در مصرف انرژی نیز باید این مشارکت را بخشی از برنامه بلندمدت فرهنگ‌سازی دید.

اگر بخواهیم با کمک صنایع خلاق برنامه‌ای پایدار برای فرهنگ‌سازی در زمینه مصرف مسئولانه طراحی کنیم، از کجا باید شروع کنیم و نقش حاکمیت چیست؟
با یک نسخه واحد و غیرمتنوع نمی‌توان انتظار اثرگذاری فرهنگی داشت. ابتدا باید مصرف مسئولانه به دغدغه فعالان صنایع خلاق، طراحان و تولیدکنندگان تبدیل شود تا آن را در مسیر ایده تا محصول در نظر بگیرند.
حوزه‌هایی مانند انیمیشن، فیلم، نوشت‌افزار، اسباب‌بازی، پوشاک و فعالیت‌های ورزشی ظرفیت نقش‌آفرینی دارند. اگر در میان مردم و نهادها تقاضا شکل بگیرد، تولید این محصولات می‌تواند چرخه اقتصادی پایداری ایجاد کند. فرهنگ‌سازی را نباید صرفا هزینه‌بر دید. مخاطب می‌تواند برای دیدن انیمیشن یا خرید عروسک و نوشت‌افزاری با شخصیت‌های مرتبط با مصرف مسئولانه هزینه کند. این چرخه به تولیدکننده امکان می‌دهد فعالیتش را توسعه دهد و محصول بهتری بسازد.
حاکمیت نیز می‌تواند با سرمایه‌گذاری در خلق شخصیت‌ها و فراهم کردن زیرساخت‌ها کمک کند. لازم است نقش تسهیلگر و شتاب‌دهنده داشته باشد و ظرفیت فعالان صنایع خلاق و بدنه مردمی را تقویت کند. چنین بستری امکان شکل‌گیری برنامه‌های متنـــوع و بلنــــــدمدت را فراهم می‌کند که مشارکت مردم و استمرار تولید فرهنگی، پشتوانه ماندگاری آنهاست.

آب و برق ایران در مقایسه بین‌المللی
طبق داده‌های بانک جهانی با منبع آژانس بین‌المللی انرژی، سرانه مصرف برق ایران در سال ۲۰۲۳ حدود ۳۸۱۵ کیلووات‌ساعت بود. در همان سال، این رقم برای چین ۶۵۲۴، مالزی ۵۰۸۴ و هند ۱۱۸۲ کیلووات‌ساعت ثبت شد. بنابراین مصرف سرانه برق ایران از برخی کشورها بیشتر و از برخی کمتر است؛ این شاخص، مصرف مجموع بخش‌ها را دربر می‌گیرد و معادل مصرف خانوار نیست.
در حوزه آب، داده‌های بانک جهانی با منبع فائو، شاخص تنش آبی ایران را در سال ۲۰۲۲ حدود ۸۱ درصد نشان می‌دهد. برای مقایسه، سازمان ملل سطح جهانی همین شاخص را در سال ۲۰۲۱ حدود ۱۹ درصد گزارش کرده است. این دو رقم متعلق به سال‌های متفاوتند، اما فاصله چشمگیر فشار بر منابع را نشان می‌دهند. تنش آبی، نسبت برداشت آب شیرین به منابع تجدیدپذیر قابل ‌دسترس پس از لحاظ نیاز محیط‌زیست است؛ نه میزان مصرف آب خانگی. در تازه‌ترین گزارش بررسی‌شده درباره تهران نیز سرانه مصرف آب در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۸۰ لیتر اعلام شده است. اهمیت فرهنگ‌سازی، کمک به کاهش اتلاف و حفظ دسترسی پایدار همگان است؛ مسئولیتی که باید همراه با اصلاح شبکه، تجهیزات و شیوه مصرف در بخش‌های مختلف دنبال شود.

صرفه‌جویی به‌ دنبال یک چهره آشنا

گاز و بنزین؛ ابعاد مصرف و مسئولیت مشترک

ایران در مقیاس جهانی از مصرف‌کنندگان بزرگ گاز است. اداره اطلاعات انرژی آمریکا در گزارش کشوری خود، ایران را در سال ۲۰۲۲ پس از آمریکا، روسیه و چین، چهارمین مصرف‌کننده گاز طبیعی معرفی کرده است. همین گزارش، مصرف گاز ایران در سال ۲۰۲۳ را حدود ۸/۹ تریلیون فوت‌مکعب، معادل تقریبی ۲۵۲ میلیارد مترمکعب، برآورد می‌کند. این ارقام مربوط به کل مصرف کشور است و نباید تمام آن را به خانوارها نسبت داد.
در گزارش تازه‌تر رویترز، منتشرشده در فوریه ۲۰۲۶ با استناد به مجمع کشورهای صادرکننده گاز، آمده است که حدود ۹۴ درصد از تولید ۲۷۶ میلیارد مترمکعبی گاز ایران در سال ۲۰۲۴، در داخل مصرف شده است. در حوزه بنزین نیز «ایرنا» در ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، به نقل از معاون سازمان بهینه‌سازی و مدیریت راهبردی انرژی، مصرف روزانه را حدود ۱۳۵ میلیون لیتر اعلام کرد. این عدد مربوط به همان مقطع است.
این حجم مصرف، ضرورت آموزش عمومی را برجسته می‌کند؛ اما رتبه جهانی به‌تنهایی معیار اسراف مردم نیست. سهم گاز در تولید برق، ساختار صنعت، کیفیت ساختمان و خودرو و دسترسی به حمل‌ونقل عمومی نیز اهمیت دارد. فرهنگ مصرف مسئولانه باید مردم را با اقدام‌های ممکن همراه کند و همزمان، مسئولیت اصلاح تجهیزات و زیرساخت‌ها را روشن نگه دارد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.