آگاه: کتاب «رسالات؛ پرونده تحصیلی تا مقطع دکتری و چند مقاله تحقیقی» که به کوشش محمدحسین دانایی تدوین شده و از سوی موسسه انتشاراتی همرخ روانه بازار نشر شده، از چند جهت دارای اهمیت ویژه است؛ از جمله آنکه چهار متن و رساله پژوهشی منتشرنشده از آلاحمد را دربر میگیرد که به دلیل انتشار نیافتن در طول دهههای گذشته، تاکنون هرگز مشمول سانسور نشدهاند. به گفته گردآورنده، این اثر تنها کتاب سانسورنشده آلاحمد به شمار میرود و مجموعهای از اسناد تاریخی و فرهنگی کمتر دیده شده را در اختیار پژوهشگران و علاقهمندان قرار میدهد تا ابعاد کمتر شناخته شده زندگی، آثار و اندیشههای این نویسنده برجسته معاصر روشنتر شود.
ساختار و بخشبندی کتاب به گونهای طراحی شده که مخاطب را گامبهگام با زمینه تاریخی و متون اصلی همراه میکند. در ابتدای کتاب و در بخش نخست، شرح حال آلاحمد به قلم زندهیاد سیمین دانشور آمده است؛ یادداشتی منتشرنشده که در روزهای تلخ و دشوار شهریور ۱۳۴۸ و پس از درگذشت «جلال زندگیاش» نگاشته شده و به زندگی، شخصیت و مرگ این نویسنده برجسته معاصر میپردازد.
سپس در فصل یکم با عنوان «مقدمات» که به قلم محمدحسین دانایی اختصاص دارد، بخشهای «کمی درباره جلال آلاحمد»، «در باب ضرورتها و هدفها»، «شرح تحصیلات»، «تلاش عامدانه برای دکتر نشدن»، «مدرکگرایی به عنوان نماد بیریشگی فرهنگی» و «مروری بر یادداشتهای روزانه آلاحمد» جای گرفتهاند. در این بخش، ضمن مروری بر زندگی، اندیشهها و آثار آلاحمد، ضرورت انتشار این مجموعه و نتایج مورد انتظار از آن بررسی شده است. همچنین برای نخستین بار، روند تحصیلی جلال آلاحمد از دوران دبستان تا مقطع دکترای دانشگاه تهران بهصورت مستند و تفصیلی روایت میشود. دلایل انصراف او از ارائه رساله دکتری و تصمیم آگاهانهاش برای پرهیز از دریافت مدرک دکتری، همراه با یادداشتی درباره آسیبهای مدرکگرایی و نسبت آن با بیریشگی فرهنگی، از دیگر مطالب مهم این فصل به شمار میرود.
در ادامه، فصل دوم قرار دارد و متن اصلی «رسالات» را تشکیل میدهد. این بخش مشتمل بر چهار مقاله و رساله پژوهشی منتشرنشده به قلم خود جلال آلاحمد است که حواشی، توضیحات و مستندات تکمیلی آنها توسط تدوینکننده افزوده شده است. این چهار اثر عبارتاند از: «ابوریحان بیرونی خوارزمی»، «سوره یوسف و ادبیات فارسی»، «گزارشی از وضع دبیرستانهای تهران» و در نهایت «طرح اولیه الف لیل» که موضوع رساله دکترای ناتمام آلاحمد بوده است. در بخش پایانی کتاب نیز پیوستها قرار دارند که تصاویر مدارک تحصیلی جلال آلاحمد را دربر میگیرند تا مستندات مربوط به سوابق آموزشی و دانشگاهی این نویسنده نامدار در دسترس پژوهشگران و علاقهمندان قرار گیرد. در نهایت، بخش «نمایه» پایانبخش کتاب است.
نگاهی به دیگر بخشهای کتاب، بستر شکلگیری این رسالات را آشکار میسازد. سیمین دانشور در یادداشت آغازین، زندگی جلال را از تولد در سال ۱۳۰۲ در خانوادهای روحانی، کار در بازار (سیمکشی برق و ساعتسازی) و تحصیل شبانه و پنهان از پدر در دارالفنون تا سفر نجف و بریدن از سنت خانوادگی روایت میکند. او به معلم شدن جلال در سال ۱۳۲۶، عضویت و انشعاب از حزب توده به رهبری خلیل ملکی، ازدواجشان در سال ۱۳۲۹، فعالیت در «نیروی سوم» و ترجمه آثار کامو، سارتر، ژید و داستایفسکی اشاره میکند. به روایت دانشور، جلال از سال ۱۳۳۲ تا هنگام مرگ زودرس، خود را وقف شناخت ایران و نگارش تکنگاریها، داستانهایی چون «مدیر مدرسه» و مقالات انتقادی کرد؛ تعهدی که بهای آن، محکوم شدن به سکوت، تهدید به تبعید به هند و اخراجهای مداوم در پایان هر سال از دانشکدههایی چون دانشسرای عالی و هنرسرای عالی نارمک بود.
در مقدمه کتاب نیز جلال شخصیتی فرهنگی معرفی میشود که فرهنگ را نه وسیله سرگرمی و اشتهار، بلکه آوایی برای بیدار کردن جامعه میدانست؛ نویسندهای که بر لبه گسلهای دین، زبان، سیاست و تجدد ایستاد و در «غربزدگی» و «در خدمت و خیانت روشنفکران»، با تکیه بر دو فضیلت شجاعت و صداقت، به نقد مدرنیته وابسته و روشنفکرنماهای طلبکار پرداخت و در یادداشتهای روزانهاش نیز منتقد بیرحم خود و اشتباهاتش بود. در بخش یادداشتهای روزانه کتاب نیز دو نوشته از آبان ۱۳۳۵ و آذر ۱۳۳۹ آمده که در آنها جلال از «حماقت دکتری» و کلکهای معلمی اساتیدی چون مدرس رضوی در درس اجباری عربی انتقاد میکند. این اسناد نشان میدهد انصراف او از دکتری، یک اعتراض مدنی مدرن علیه دو آفت مرگبار جامعه یعنی «تظاهر به باسوادی به اعتبار مدارک قلابی» و «رواج روشنفکری دروغین و پوشالی» بوده است.
کتاب «رسالات؛ پرونده تحصیلی تا مقطع دکتری و چند مقاله تحقیقی» به همت محمدحسین دانایی در ۲۶۴ صفحه و با قیمت ۷۹۰ هزار تومان از سوی موسسه انتشاراتی همرخ روانه بازار نشر شده است.
۲۷ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۸
کد مطلب: ۲۶٬۲۹۷
واکاوی کارنامه فکری نویسندهای که تمام زیست خود را بر لبه گسلهای سیاست، فرهنگ و ادبیات معاصر بنا کرد، بدون شناخت ایستادگیهای او در برابر الگوهای مسلط زمانهاش ناتمام میماند. جلال آلاحمد از معدود چهرههایی است که عطای عناوین پرطمطراق دانشگاهی را به لقای آن بخشید و در اعتراضی آگاهانه به آفت «مدرکگرایی» و فضای راکد آکادمیک، نوشتن در متن جامعه را برگزید تا رسالت روشنفکری را از حصار دانشکدهها به میان مردم ببرد.
نظر شما