آگاه: نشست چهارجانبه تهران روز دوشنبه چهارم آبان ۱۴۰۵، برابر با ۲۶ اکتبر ۲۰۲۶، در شرایطی آغاز شد که تحولات نظامی غرب آسیا، مناسبات تهران و واشنگتن، نگرانی کشورهای منطقه از گسترش درگیریها و ضرورت یافتن راههای دیپلماتیک برای مهار بحران، اهمیت رایزنیهای امنیتی را دوچندان کرده است.
بر اساس گزارش مهر، این نشست به پیشنهاد پاکستان و با مساعدت و همراهی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است. سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان، میزبانی و ریاست هیات ایرانی را برعهده دارد. در سوی دیگر، عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان، خالد بن سلمان وزیر دفاع عربستان سعودی و ابراهیم کالین رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه، نمایندگان سه کشور حاضر در این گفتوگوها هستند. ترکیب هیاتها بهخودیخود حامل پیامی مهم است. حضور فرمانده ارتش پاکستان، وزیر دفاع عربستان و رئیس دستگاه اطلاعاتی ترکیه نشان میدهد که گفتوگوها صرفا به تبادل نظرهای معمول دیپلماتیک محدود نیست و ملاحظات دفاعی، امنیتی و راهبردی در کانون توجه قرار دارد.
این سطح از حضور، امکان بررسی مستقیم نگرانیهای امنیتی کشورها و تبادل ارزیابیها درباره تحولات میدانی را فراهم میکند؛ هرچند تا زمان انتشار نتایج رسمی، نمیتوان درباره توافقهای احتمالی یا تصمیمهای مشخص نظامی و امنیتی این نشست اظهارنظر قطعی کرد. نکته مهم دیگر، میزبانی تهران است. جمهوری اسلامی ایران با پذیرش این ابتکار، فرصتی برای گفتوگو با سه بازیگر اثرگذار منطقهای فراهم کرده است؛ کشورهایی که با وجود تفاوت در روابط خارجی، برداشتهای امنیتی و اولویتهای راهبردی، در موضوعاتی همچون ثبات منطقه، جلوگیری از گسترش جنگ و حفظ تمامیت ارضی خود با دغدغههایی مشترک مواجهند.
چرا این نشست در مقطع کنونی اهمیت دارد؟
برای درک اهمیت نشست تهران، باید آن را در بستر تحولات امنیتی هفتهها و ماههای اخیر بررسی کرد. منطقه غرب آسیا در دورهای قرار دارد که پیامدهای درگیریهای نظامی، احتمال از سرگیری حملات، تهدید مسیرهای حیاتی انرژی و گسترش دامنه بحران به کشورهای همسایه، محاسبات امنیتی دولتها را تحت تاثیر قرار داده است.
در چنین شرایطی، هیچیک از بازیگران منطقهای نمیتوانند آثار یک بحران گسترده را صرفا به مرزهای جغرافیایی کشور مقابل محدود بدانند. افزایش هزینههای نظامی، اختلال در تجارت و حملونقل، نااطمینانی در بازار انرژی و احتمال ورود بازیگران جدید به منازعه، مجموعهای از مخاطرات مشترک را ایجاد میکند. گزارشهای بینالمللی درباره این نشست نیز به همین زمینه اشاره کردهاند. خبرگزاری رویترز، با اشاره به حضور مقامهای سه کشور پاکستان، ترکیه و عربستان در تهران، مذاکرات را بخشی از تلاشهای منطقهای برای هماهنگی امنیتی در شرایط تشدید تنشها توصیف کرده است. آسوشیتدپرس نیز محوریت جلوگیری از بازگشت درگیری گسترده و تلاش برای پیشبرد مسیرهای مذاکره را در گزارش خود برجسته کرده است. در این میان، موقعیت عربستان سعودی اهمیت ویژهای دارد. ریاض از یک سو در مناسبات امنیتی خود با ایالات متحده پیوندهای دیرینه دارد و از سوی دیگر، در سالهای گذشته تلاش کرده است از گسترش تنش با همسایگان و افزایش هزینههای بیثباتی منطقهای جلوگیری کند. تشدید تهدیدهای امنیتی علیه عربستان نیز ضرورت گفتوگو با دیگر بازیگران موثر منطقه را برای این کشور برجستهتر کرده است.
ترکیه نیز با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی خود، عضویت در پیمانهای امنیتی و ارتباط با مجموعهای از پروندههای حساس منطقهای، نمیتواند نسبت به تحولات ایران، خلیج فارس و خاورمیانه بیتفاوت باشد. پاکستان هم علاوه بر روابط سیاسی و امنیتی با ایران، از ظرفیت ارتباطی با بازیگران مختلف برخوردار است و در ماههای اخیر در تلاشهای میانجیگرانه میان تهران و واشنگتن نقش داشته است. از این منظر، نشست تهران را میتوان تلاشی برای نزدیک کردن ارزیابیهای امنیتی چهار کشور و بررسی راههای جلوگیری از تشدید بحران دانست؛ تلاشی که اهمیت آن، فراتر از تشریفات یک دیدار سیاسی، به نتایج عملی و میزان استمرار رایزنیها وابسته است.
هدف اصلی؛ شکلگیری امنیت منطقهای بدون اتکای انحصاری به قدرتهای خارجی
یکی از مهمترین مفاهیمی که در توضیح اهداف این نشست مطرح شده، «امنیت درونزا» است؛ مفهومی که جمهوری اسلامی ایران طی سالهای گذشته بر آن تاکید داشته و بر اساس آن، کشورهای منطقه باید با تکیه بر ظرفیتهای خود و از طریق همکاری متقابل، مسئولیت اصلی تامین امنیت و ثبات را برعهده بگیرند. علی باقریکنی، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، پیش از برگزاری نشست اعلام کرده بود که گفتوگوهای تهران میتواند گامی موثر در مسیر شکلگیری امنیت منطقهای با مشارکت کشورهای منطقه باشد. او همچنین بر مخالفت جمهوری اسلامی ایران با مداخله و نفوذ قدرتهای خارجی و نقشآفرینی رژیم صهیونیستی در برهم زدن ثبات منطقه تاکید کرده بود.
اهمیت این رویکرد در آن است که تجربه سالهای گذشته نشان داده، حضور قدرتهای فرامنطقهای لزوما به رفع اختلافات و برقراری ثبات پایدار منجر نشده است. در بسیاری از موارد، رقابتهای ژئوپلتیکی و ملاحظات قدرتهای بزرگ، پیچیدگی بحرانهای منطقهای را افزایش داده و هزینههای سنگینی بر کشورهای منطقه تحمیل کرده است.
البته تحقق امنیت درونزا صرفا با طرح یک شعار یا برگزاری نشست امکانپذیر نیست. چنین الگویی به اعتمادسازی مستمر، احترام به حاکمیت ملی کشورها، پرهیز از اقدامات تنشزا، ایجاد کانالهای ارتباطی اضطراری و توافق بر سر اصول مشترک نیاز دارد.
در این چارچوب، نشست چهارجانبه تهران میتواند فرصتی برای بررسی راهکارهایی باشد که از تبدیل اختلافات سیاسی به رویارویی نظامی جلوگیری کند. ایجاد سازوکارهای منظم مشورت امنیتی، تبادل اطلاعات درباره تهدیدهای مشترک و توافق بر سر روشهای مدیریت بحران، از جمله زمینههایی است که میتواند در صورت برخورداری از اراده سیاسی لازم، به همکاریهای پایدارتر منجر شود.
با این حال، باید میان اهداف اعلامشده جمهوری اسلامی ایران و توافقهایی که احتمالا در جریان مذاکرات حاصل شدهاند، تفاوت قائل شد. تا زمانی که جزئیات و نتایج رسمی مذاکرات منتشر نشده باشد، نمیتوان ادعا کرد که چهار کشور به یک چارچوب امنیتی مشترک یا توافق عملیاتی مشخص دست یافتهاند.
پیمان دفاعی مکه؛ زمینهای تازه برای همکاری و گفتوگو
یکی از ابعاد مهم نشست تهران، ارتباط آن با ترتیبات امنیتی جدید میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان است. این سه کشور در اوت ۲۰۲۶ توافق دفاعی مشترکی را امضا کردند که در گزارشهای بینالمللی از آن با عنوان «پیمان دفاعی مکه» یاد شده است. بر اساس گزارش رویترز، در چارچوب این توافق، حمله مسلحانه به یکی از اعضا بهعنوان حمله به دیگر اعضا تلقی میشود. پاکستان این توافق را تصویب کرده و روند تصویب آن در ترکیه نیز آغاز شده است. بنابراین، وضعیت حقوقی و اجرایی آن در همه کشورهای عضو لزوما یکسان نیست.
در نگاه نخست، ممکن است حضور نمایندگان این سه کشور در تهران پرسشهایی درباره نسبت این پیمان با روابط امنیتی آنها با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کند. با این حال، باید توجه داشت که گفتوگو میان کشورهای منطقه الزاما به معنای عضویت در یک پیمان مشترک یا پذیرش تعهدات دفاعی یکسان نیست. اهمیت نشست از این منظر آن است که ایران و سه کشور یادشده، با وجود تفاوت در ترتیبات امنیتی و روابط خارجی، امکان گفتوگو درباره کاهش تنش و جلوگیری از گسترش درگیریها را بررسی میکنند.
در عین حال، این نشست را نباید بدون شواهد کافی به معنای شکلگیری یک ائتلاف نظامی چهارجانبه علیه کشور ثالث تعبیر کرد. چنین برداشتی به اسناد و توافقهای رسمی نیاز دارد و صرف حضور مقامهای ارشد دفاعی و امنیتی برای اثبات آن کافی نیست.
آنچه در شرایط کنونی اهمیت بیشتری دارد، این است که آیا رایزنیهای تهران میتواند میان ترتیبات امنیتی موجود و ضرورت همکاری فراگیرتر منطقهای پیوند برقرار کند یا خیر. پاسخ به این پرسش، به تصمیمهای بعدی چهار کشور و میزان آمادگی آنها برای پذیرش مسئولیت مشترک در قبال ثبات منطقه بستگی خواهد داشت.
فلسطین و لبنان؛ آزمون جدی ادعاهای امنیت منطقهای
یکی دیگر از محورهای اعلامشده نشست، کمک به مردم مظلوم فلسطین و لبنان است؛ موضوعی که نمیتوان آن را از معادلات امنیتی غرب آسیا جدا کرد.
تداوم حملات نظامی، آسیب دیدن زیرساختهای غیرنظامی، آوارگی جمعیت و دشواری دسترسی مردم به نیازهای اولیه، بحران انسانی را به یکی از مؤلفههای اصلی بیثباتی منطقه تبدیل کرده است. در چنین وضعیتی، صرف گفتوگو درباره امنیت بدون توجه به پیامدهای انسانی درگیریها، نمیتواند پاسخ کاملی به بحران باشد. از اینرو، چهار کشور میتوانند درباره راههای تقویت کمکرسانی بشردوستانه، حمایت از حقوق مردم فلسطین و لبنان، جلوگیری از گسترش درگیریها و استفاده از ظرفیتهای سیاسی و دیپلماتیک خود برای کاهش فشار بر غیرنظامیان تبادل نظر کنند.
با این حال، باید میان طرح این مسائل در دستور کار مذاکرات و دستیابی به توافق عملی برای حل آنها تفاوت قائل شد. میزان اثرگذاری نشست در این حوزه، زمانی روشنتر خواهد شد که مواضع مشترک، ابتکارهای مشخص یا تصمیمهای اجرایی احتمالی اعلام شود. برای جمهوری اسلامی ایران، پیوند دادن امنیت منطقهای با مسئله فلسطین اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا از نگاه تهران، نمیتوان از ثبات پایدار سخن گفت، اما نسبت به ادامه بحرانهایی که به گسترش خشونت و بیثباتی میانجامند، بیتفاوت ماند.
بازتاب جهانی نشست تهران؛ رسانههای خارجی چه میگویند؟
برگزاری نشست چهارجانبه تهران با توجه به سطح مقامهای شرکتکننده و شرایط حساس منطقه، در رسانههای بینالمللی نیز بازتاب یافته است؛ هرچند باید میان پوشش خبری یک رویداد و حمایت سیاسی از اهداف آن، تفاوت قائل شد.
خبرگزاری رویترز در گزارش روز ۲۶ اکتبر، حضور مقامهای ارشد عربستان، پاکستان و ترکیه در تهران را در چارچوب تلاش برای هماهنگی منطقهای بررسی کرد. این گزارش همچنین به نقش پاکستان در میانجیگری میان ایران و آمریکا و شرایط دشوار پیش روی تلاشهای دیپلماتیک اشاره داشت. شبکه الجزیره نیز در گزارش خود به اهمیت این دیدار در شرایط افزایش تنشها و ضرورت کاهش درگیریها پرداخت. این شبکه همچنین به موضع ریاض درباره تلاش برای تنشزدایی و حمایت از راهکارهای دیپلماتیک اشاره کرد. از سوی دیگر، آسوشیتدپرس این نشست را در ارتباط با تلاشها برای جلوگیری از ازسرگیری درگیری گسترده میان ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی مورد توجه قرار داد.
این بازتابها نشان میدهد که نشست تهران صرفا یک دیدار دوجانبه یا تشریفاتی تلقی نشده و از منظر تحولات ژئوپلتیکی منطقه نیز اهمیت پیدا کرده است. با این حال، از پوشش خبری رسانههای خارجی نمیتوان نتیجه گرفت که جامعه جهانی یا همه دولتهای منطقه از اهداف و مواضع جمهوری اسلامی ایران حمایت کردهاند. اهمیت واقعی بازتاب بینالمللی این نشست، در جلب توجه به نقش کشورهای منطقه در مدیریت بحران و برجسته شدن امکان گفتوگو میان بازیگرانی است که هرکدام منافع و محاسبات امنیتی متفاوتی دارند.
تهران؛ آغاز یک مسیر یا صرفا یک رایزنی سیاسی؟
نشست چهارجانبه جمهوری اسلامی ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی را باید در چارچوب تلاشهای جاری برای مدیریت بحرانهای غرب آسیا ارزیابی کرد. حضور مقامهای بلندپایه نظامی، دفاعی و اطلاعاتی چهار کشور، ظرفیت این نشست را برای بررسی مستقیم مسائل امنیتی افزایش میدهد؛ اما بهتنهایی تضمینکننده دستیابی به توافقهای پایدار نیست.
برای جمهوری اسلامی ایران، این نشست فرصتی است تا بار دیگر بر ضرورت تامین امنیت منطقه به دست کشورهای منطقه، مخالفت با مداخلات خارجی و پیگیری راهکارهای سیاسی برای مهار بحرانها تاکید کند. برای پاکستان، این ابتکار میتواند زمینهای برای تقویت نقش میانجیگرانه و کاهش تنش میان بازیگران اصلی منطقه فراهم آورد. عربستان و ترکیه نیز از مسیر گفتوگو میتوانند نگرانیهای امنیتی خود را مطرح کرده و راههای جلوگیری از گسترش بحران را بررسی کنند.
با این حال، معیار نهایی موفقیت این نشست، نه سطح مقامهای حاضر و نه اهمیت سیاسی تصاویر منتشرشده از آن، بلکه نتایجی است که در میدان عمل به دست میآید: آیا کانالهای ارتباطی میان چهار کشور تقویت خواهد شد؟ آیا امکان توافق بر سر اصول مشترک برای مدیریت بحران وجود دارد؟ آیا گفتوگوها به کاهش تنشها، حمایت موثرتر از غیرنظامیان و همکاری عملی برای حفظ ثبات منطقه منجر خواهد شد؟
نشست تهران هنوز برای تبدیل شدن به نقطه عطف امنیتی منطقه به نتایج ملموس نیاز دارد؛ اما برگزاری آن در چنین مقطعی، نشانهای مهم از ضرورت گفتوگو میان قدرتهای منطقهای است. اگر این رایزنیها به همکاری مستمر، احترام متقابل و سازوکارهای عملی برای حل اختلافات منجر شود، میتواند گامی در جهت تقویت امنیت درونزای منطقهای باشد؛ مسیری که موفقیت آن، بیش از هر چیز، به اراده سیاسی و پایبندی عملی طرفها وابسته است.
نظر شما