آگاه: اسرائیل با سه چالش اساسی روبهروست که آینده تقابل با ایران را نیز تحت تاثیر قرار میدهند: ۱) ناامنی پایدار، ۲) فرسایش روایت مظلومیت و ۳) دشواری تبدیل قدرت نظامی به پیروزی سیاسی.
۱) ناامنی پایدار؛ معمای امنیت
یکی از مفاهیم مهم در مطالعات امنیتی، معمای امنیت (Security Dilemma) است؛ وضعیتی که در آن اقدامات یک بازیگر برای افزایش امنیت خود، از سوی دیگران تهدیدآمیز تلقی میشود و آنها را به تقویت توان نظامی وادار میکند. نتیجه این فرآیند میتواند افزایش بیاعتمادی، تشدید رقابت تسلیحاتی و کاهش امنیت همه طرفها باشد؛ حتی اگر اقدامات اولیه با هدف دفاع انجام شده باشند.
این مفهوم برای فهم وضعیت اسرائیل اهمیت دارد. هرچند اسرائیل از ارتشی مجهز، دستگاه اطلاعاتی پیشرفته و حمایت نظامی آمریکا برخوردار است؛ با این حال، این ظرفیتها نتوانستهاند منازعه با فلسطینیان را پایان دهند یا مانع شکلگیری دورههای جدید رویارویی در منطقه شوند. این وضعیت نشان میدهد که افزایش قدرت نظامی، بدون تغییر شرایط سیاسی منازعه، الزاما به امنیت پایدار منجر نمیشود. تا زمانی که اشغالگری و زورگویی ادامه دارد، مسئله فلسطین حلنشده باقی مانده و چشمانداز روشنی برای تحقق حقوق سیاسی فلسطینیان وجود ندارد و زمینههای مقاومت و رویارویی نیز از میان نخواهد رفت. در چنین شرایطی، اقداماتی که اسرائیل برای افزایش امنیت خود انجام میدهد، قطعا در طرف مقابل احساس تهدید و انگیزه مقابله را تقویت کند؛ مقابلهای که به نوبه خود، زمینه اقدامات نظامی بیشتر اسرائیل فراهم میآورد. بدین ترتیب، چرخهای شکل میگیرد که در آن، تلاش برای افزایش امنیت به بازتولید ناامنی میانجامد.
حمله هفتم اکتبر نیز نشان داد که برخورداری از برتری نظامی و اطلاعاتی، مانع وقوع شوکهای امنیتی بزرگ نمیشود. موسسه کارنگی در بررسی امنیت اسرائیل پس از این حمله، آن را آزمونی جدی برای ارکان سنتی دکترین امنیتی اسرائیل ارزیابی کرده است. در همین چارچوب، این هشدار در تحلیلهای مربوط به آینده اسرائیل مطرح شده است که اگر منازعه با فلسطینیان و رویاروییهای منطقهای بدون راهحل سیاسی ادامه یابند، نسلهای آینده اسرائیلیها نیز در فضای ناامنی زندگی خواهند کرد. این نگرانی، ناامنی را از یک وضعیت مقطعی به مسئلهای بین نسلی تبدیل میکند؛ وضعیتی که هزینههای اقتصادی، اجتماعی و روانی آن فراتر از یک دوره جنگ خواهد بود.
بنابراین، مسئله اصلی صرفا میزان توان نظامی اسرائیل نیست، بلکه تناسب میان ابزارهای امنیتی و اهداف سیاسی آن است. اگر راهبرد امنیتی همچنان بر تشدید عملیات نظامی و افزایش فشار بر طرف مقابل متمرکز بماند، ممکن است تهدیدها موقتا مهار شوند، اما شرایط بازتولیدکننده منازعه همچنان باقی بمانند.
۲) فرسایش روایت مظلومیت در افکار عمومی جهان
یکی از مهمترین سرمایههای سیاسی اسرائیل در دهههای گذشته در اذهان مردم اروپا و آمریکا، توانایی معرفی خود بهعنوان کشوری کوچک، محاصرهشده و همواره در معرض تهدید بوده است. این تصویر با تاکید بر هولوکاست، از طریق روابط سیاسی، دیپلماسی عمومی، رسانهها و تولیدات فرهنگی طی دهههای متمادی بازتولید شده است.
در بخشی از رسانههای جریان اصلی غرب، منازعه اسرائیل و فلسطین عمدتا از دریچه امنیت اسرائیل و حق دفاع از خود روایت شده است؛ در حالی که زمینههای تاریخی اشغال، نابرابری قدرت و رنج روزمره فلسطینیان به حاشیه رانده شدهاند. این روایت تنها به اخبار و مواضع رسمی محدود نبوده است. بخشی از سینمای جریان اصلی غرب، بهویژه هالیوود، طی دههها در شکلدهی به تصویر عمومی از اسرائیل و منازعه خاورمیانه نقش داشته است.
کتاب Hollywood and Israel: A History، نوشته تونی شاو و جیورا گودمن، رابطه تاریخی صنعت سرگرمی آمریکا با اسرائیل و نقش فرهنگ عامه در شکلدهی به تصورات عمومی را بررسی کرده است. جنگ غزه و تصاویر گسترده ویرانی، آوارگی و مرگ غیرنظامیان، این روایت را با چالش جدی مواجه کرد. تداوم اشغالگری و نبود چشمانداز روشن برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی نیز فاصله میان ادعای دفاع از خود و پرسش درباره مسئولیت سیاسی و انسانی اسرائیل را افزایش داد. این تحولات به معنای پایان حمایت غرب از اسرائیل نیست؛ پیوندهای راهبردی با آمریکا و همکاریهای نظامی و امنیتی همچنان اهمیت دارند. با این حال، فرسایش اعتبار اخلاقی و مشروعیت سیاسی اسرائیل در افکار عمومی جهانیان، میتواند هزینه حمایت از اسرائیل را برای متحدانش افزایش دهد. چتمهاوس نیز در تحلیل سپتامبر ۲۰۲۶ خود به افزایش انزوای جهانی اسرائیل اشاره کرده است.
در نتیجه، مسئله اسرائیل تنها میزان خسارت واردشده به دشمن نیست؛ بلکه توانایی حفظ مشروعیت سیاسی در سطح جهانی نیز اهمیت دارد. برتری نظامی لزوما به معنای برتری در جنگ روایتها نیست. در صورت تداوم عملیات نظامی برای جلب حمایت داخلی توسط کابینه آینده، همزمان با افزایش هزینههای جنگ، فرسایش مشروعیت بینالمللی نیز تشدید خواهد شد.
۳) بنبست راهبردی؛ دشواری تبدیل قدرت نظامی به پیروزی سیاسی
سومین چالش اسرائیل، شکاف میان اهداف حداکثری و توانایی تبدیل قدرت نظامی به نتایج سیاسی پایدار است. قدرت نظامی میتواند خسارت وارد کند، زیرساختها را از بین ببرد یا ظرفیتهای طرف مقابل را موقتا کاهش دهد؛ اما این دستاوردها لزوما به تسلیم سیاسی، پایان منازعه یا ایجاد نظم امنیتی مطلوب منجر نمیشوند.
این مسئله در تقابل با ایران اهمیت بیشتری دارد. ایران از نظر جغرافیا، جمعیت، ساختار سیاسی و ظرفیتهای راهبردی با بازیگران غیردولتی منطقه تفاوت دارد. بنابراین، حتی عملیات نظامی نیز به پایان اختلافات راهبردی منجر نمیشود. نتیجه نهایی به توان بازسازی، اراده سیاسی، محاسبات بازدارندگی، حمایتهای خارجی و هزینههای جنگ بستگی دارد. در این چارچوب، کابینه آینده اسرائیل با انتخابی دشوار روبهرو خواهد بود: ادامه تقابل نظامی، تمرکز بر بازدارندگی و مهار تهدیدها یا حرکت بهسوی راهحلهای سیاسی. این انتخاب به ترکیب کابینه، افکار عمومی، روابط با واشنگتن و ارزیابی نهادهای امنیتی از هزینهها و دستاوردهای جنگ بستگی دارد.
تغییر کابینه میتواند بر زمانبندی عملیات، میزان پذیرش خطر و نقش دیپلماسی اثر بگذارد؛ اما اگر اصل راهبرد بر حذف کامل تهدیدها از طریق قدرت نظامی استوار بماند، تکرار چرخههای پرهزینه جنگ همچنان اجتنابناپذیر خواهد بود. توان آغاز و گسترش عملیات نظامی، با توان تحمیل یک نظم سیاسی پایدار به طرف مقابل یکسان نیست.
تصویر آینده: انتخابات اسرائیل؛ تغییر کابینه یا تغییر راهبرد؟
با کنار هم گذاشتن این سه بحران، روشن میشود که نتیجه انتخابات بهتنهایی نمیتواند آینده جنگ با ایران را تعیین کند. پیروزی هر جریان سیاسی ممکن است در شیوه مدیریت بحران، سطح هماهنگی با آمریکا و میزان تمایل به راهکار سیاسی، تفاوتهایی ایجاد کند؛ اما بحران مشروعیت، ناامنی پایدار و دشواری تبدیل قدرت نظامی به دستاورد سیاسی، عمیقتر از رقابت میان چهرههای سیاسیاند.
اسرائیل با سه مسئله بههم پیوسته مواجه است: ناامنیای که ممکن است به نسلهای آینده منتقل شود، فرسایش روایتی که دههها برای کسب حمایت بینالمللی به آن تکیه کرده و دشواری تبدیل قدرت نظامی به پیروزی سیاسی پایدار. این سه بحران یکدیگر را تقویت میکنند: تداوم جنگ میتواند مشروعیت را فرسوده کند؛ حل نشدن منازعات سیاسی میتواند ناامنی را بازتولید کند و ناکامی در دستیابی به نتایج سیاسی پایدار ممکن است اسرائیل را به تکرار راهبردهای نظامی پرهزینه سوق دهد.
نظر شما