۶ آبان ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۹
کد مطلب: ۲۶٬۵۸۹

تهاجم به‌مثابه فرار به جلو

دکتر نصیبه سادات حسینی _ پژوهشگر- مدرس دانشگاه

 انتخابات دوره بیست‌وششم کنست در شرایطی صحنه سیاسی رژیم صهیونیستی را به میدان رقابت‌های حاد کشانده است که این ساختار، بی‌سابقه‌ترین گسست هویتی و سیاسی دهه‌های اخیر خود را تجربه می‌کند.

تهاجم به‌مثابه فرار به جلو

آگاه: نظرسنجی‌های منتهی به روز رأی‌گیری، از فاصله‌ای شکننده میان اردوگاه موسوم به تغییر به رهبری گادی آیزنکوت (با محوریت حزب یاشار) و ائتلاف راست‌گرای سنتی و ارتدوکس تحت هدایت بنیامین نتانیاهو حکایت دارند؛ آرایشی که از پیش، چشم‌انداز ناتوانی هر یک از طرفین در تصاحب اکثریت قاطع ۶۱ کرسی و احتمال ورود به دورانی فرساینده از بن‌بست دولتی را پیش‌بینی می‌کند. در بطن این اصطکاک فرساینده، بازتعریف دکترین امنیت ملی رژیم صهیونیستی از بازدارندگی پدافندی به اصل تثبیت تهاجم پیش‌دستانه و اقدام مستقیم با آستانه پایین‌تر، پرسشی بنیادین را برای راهبردنویسان منطقه طرح می‌کند: ریشه‌های این شیفت عملیاتی چیست و سیاست‌گذاران امنیتی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های حساس پیش‌رو، چه درکی باید از این پدیده داشته باشند؟
در بازخوانی تحلیلی-تاریخی منطق حیات ساختارهای باطل و استکباری، همواره یک قاعده تخلف‌ناپذیر به چشم می‌خورد. تهاجم بیرونی و گسترش دایره خشونت، نوعا نه خروجی انباشت اقتدار، بلکه بازتابی از اضطرار بقا و فرافکنی فراربه‌جلوی سیستمی است که در بنیادهای درونی خود دچار انهدام انسجام شده است. همان‌گونه که اندیشمندان ژرف‌نگر انقلاب اسلامی و به‌ویژه متفکرانی چون استاد علی صفایی‌حائری در تحلیل سنت‌های حاکم بر جوامع گوشزد کرده‌اند، دستگاه طاغوت هنگامی که از درون پوک و تهی‌دست می‌گردد و ابزارهای اغوای عمومی را از دست می‌دهد، به تیغ تهاجم عریان و ارعاب متوسل می‌شود تا ضعف بنیادین خویش را پشت هیاهوی میدان پنهان سازد. چرخش تل‌آویو به سمت آستانه پایین‌تر مداخله نظامی و تشدید ترور و خرابکاری علیه ایران، بیش از آنکه تجلی برتری راهبردی باشد، تقلا برای سرپوش نهادن بر گسست جامعه‌ای است که در اثر بحران‌های اقتصادی، چالش سربازی اجباری حریدی‌ها و بی‌اعتمادی مطلق به طبقه حاکم، ستون‌های موجودیتی خود را متزلزل می‌بیند. در چنین شرایطی، سیاستمدار گرفتار در منگنه سقوط سیاسی، به ایجاد بحران‌های مداوم مرزی و منطقه‌ای رو می‌آورد تا افکار عمومی پریشان را ذیل مفهوم مکرر «خطر حیات ملی» به انقیاد بکشاند.
اما نقطه کانونی در این منازعه راهبردی، متوجه ادراک طرف مدافع است؛ رژیم صهیونیستی به خوبی دریافته که ضربه زدن به عمق استراتژیک جمهوری اسلامی بدون فروپاشی درونی اراده‌ها در تهران ممکن نیست. بر این پایه، همگام با تحرکات محدود میدانی یا تهدید به سناریوهای تهاجمی، خطرناک‌ترین لایه رویارویی در ماه‌های پیش‌ رو، در اتمسفر «جنگ شناختی» رقم خواهد خورد. تل‌آویو و ماشین تبلیغاتی همراه آن با بزرگ‌نمایی خطرات، انتشار داده‌های اغراق‌آمیز درباره ائتلاف‌های بین‌المللی و بازتولید سناریوهای وحشت، در پی القای انزوای مفرط و انسداد مطلق در محاسبات ذهنی جامعه ایرانی هستند. سنت‌های الهی تاریخ تصریح دارند که هیچ کید و توطئه بیرونی قادر به فروپاشی اراده یک امت نخواهد بود، مگر زمانی که در آن امت از درون رخنه رخ دهد و بذر تفرقه، تردید و هراس جوانه بزند. (إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا لا یضُرُّکمْ کیدُهُمْ شَیئاً) سلاح اصلی دشمن نه موشک‌های دوربرد، که سحر ادراکی برای نابودسازی تاب‌آوری، انگیزه و باور یک ملت به قدرت درون‌زای خویش است.
بر اساس این منطق، اولویت نخست سیاست‌ورزان و ارکان امنیتی کشور در دو ماه حساسی که فضای پس از انتخابات کنست شکل می‌گیرد، بازتعریف «انسجام فعال درونی به مثابه رکن پایدار بازدارندگی» است. اگر محاسبات راهبردی دشمن بر پایه رصد نقاط ضعف داخلی استوار است، هرگونه دوقطبی‌سازی کاذب، نزاع بی‌حاصل جناحی و ناامیدسازی افکار عمومی در تریبون‌های داخلی، دقیقا سوخت‌رسانی به موتور تحلیلی و تهاجمی اتاق‌های جنگ رژیم تلقی می‌شود. در ساحت تصمیم‌گیری، باید معادله بازدارندگی از اتکای صرف به قدرت تسلیحاتی، به یک بسته یکپارچه از بازدارندگی نظامی، مدیریت هوشمندانه اهرم‌های منطقه‌ای و صیانت از اعتماد عمومی ارتقا یابد. خنثی‌سازی خطوط روایی دشمن که همواره در بزنگاه‌ها به پمپاژ تصویر ضعف حاکمیت می‌پردازند، مبرم‌ترین اقدام پدافندی برای دو ماه پیش‌روست.
در فرجام سخن، پاسخ به آستانه پایین‌تر تهاجم دشمن، نه در انفعال و نظاره‌گری، بلکه در بازخوانی ظرفیت‌های درونی و تحکیم پیوند میان نخبگان، جامعه و حاکمیت نهفته است. رژیم متزلزلی که آینده‌اش در چنبره تسویه‌حساب‌های سیاسی، دادگاه‌های فساد و ناتوانی در مهار ضربات مقاومت گرفتار شده، تنها هنگامی جرأت خطای محاسباتی پیدا می‌کند که در طرف مقابل، نشانه‌های استیصال و شکاف اراده‌ها را استشمام کند. هوشیاری تاریخی ما در این مقطع، خنثی ‌کردن میدان طراحی‌شده از سوی دشمن و بدل ساختن این مقطع ابتلایی به مرحله‌ای برای تعمیق استقلال، خودباوری و پایداری ملی در جغرافیای مقاومت خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.