۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۲۱:۵۶
کد مطلب: ۲۶٬۶۶۸

مشارکت مردمی و حل بحران‌ها

سیدمرتضی مفیدنژاد _ روزنامه‌نگار

 یکی از مفاهیم قابل توجه در جامعه‌شناسی، مفهوم «همکاری» است طوری که در تعریف گروه و جامعه به عنوان یکی از ویژگی‌های مهم بیان می‌شود و اشتراک عده‌ای از مردم در زندگی برای رسیدن به اهداف منفعت عمومی دیده می‌شود. در تعاریف مختلف در بیان فهرست اشتراکات مردمان یک جامعه علاوه بر اشتراکات در مذهب در فرهنگ در مالکیت و موارد دیگر «همکاری مشترک» نیز اشاره می‌شود.

آگاه: به نظر می‌رسد همراهی و همدلی مفهومی والاتر از همکاری است که معمولا در علم جامعه‌شناسی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد. همکاری می‌تواند همراه با همدلی نباشد و بر اساس تکلیف ساختاری و نهادی اتفاق بیفتد ولی همدلی، همکاری دلی است بدون آنکه ساختارها یا نهادها بر فرد در جامعه تحمیل کنند. در نگاه کلاسیک جامعه‌شناسی هدف همکاری رسیدن به یک نظم اجتماعی است. رسیدن به اهدافی است که یک جامعه برای خود ترسیم می‌کند اما سوال اینجاست که منشا و سرچشمه همکاری در جامعه چیست و چرا در یک جامعه همکاری اتفاق می‌افتد و چگونه این همکاری جامعه اتفاق می‌افتد؟ آیا منظور بین نهادها و ساختارهای رسمی یک جامعه است و تبلور همکاری در بین مردمان یک جامعه را چگونه می‌توان توصیف و تبیین کرد؟ همراهی و همدلی چه جایگاهی دارد؟
نظام سرمایه‌داری با تاکید بر عقلانیت مدرن و اهمیت سود و منفعت در زندگی و با اولویت فردگرایی نظامی مبتنی بر زیست جهان‌های متکثر و جایگزینی ارزش‌های فردی بر ارزش‌های جمعی را رهبری می‌کند. در نگاه مدرن فرد خودش مهم است نه دیگری. از این‌رو موضوع همکاری و در سطح بالاتر همدلی در جامعه ارزش خود را از دست می‌دهد و به تبع، بسیاری از ارزش‌های انسانی و اخلاقی که تحکیم‌کننده همکاری است نیز زیر سوال می‌رود. از این جهت است که وقتی اتفاقی در جامعه ایران می‌افتد با موضوع همدلی آن هم نه همدلی فقط برای یک مکان جغرافیایی به نام ایران و فقط برای یک مردم به نام ایرانیان بلکه برای یک مردمان دیگر در یک مکان جغرافیایی ولی با اشتراکات دینی ،فرهنگی  و تاریخی فراوان و با اهدافی مشترک جهانی مورد توجه ویژه قرار می‌گیرد. در زمان دو جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰‌روزه جلوه‌های بسیاری از همدلی در داخل کشور و حتی ایرانیان خارج از کشور دیده شد که حیرت کارشناسان و نخبگان خارجی را برانگیخت.
البته متاسفانه برخی سیاست‌های غلط در طول سال‌های گذشته، به‌ویژه در حوزه اقتصاد پس از دهه ۷۰، ارزش‌های اقتصادی مبتنی بر منافع شخصی را در مقابل ارزش‌های نوع‌دوستی و خیر جمعی برجسته کرده‌اند. این جهت‌گیری‌ها موجب شده که تا حدی پیشرفت‌های فردی جایگزین پیشرفت‌های جمعی شود و در نتیجه، برخی از آسیب‌های اجتماعی امروز در جامعه ما ظهور کرده‌اند.
نباید فراموش کرد که جامعه ایران و متخصصان علوم اجتماعی باید به این مولفه‌ها به‌عنوان عوامل پایداری جامعه توجه کنند. در ادبیات حکمرانی جدید گفته می‌شود که هیچ سیاستی بدون مشارکت مردم به نتیجه نمی‌رسد. این مشارکت‌ها که می‌توانند در قالب کنش‌های انجمنی، فعالیت‌های مدنی، یا همکاری‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی شکل بگیرند، راه‌حل بسیاری از مشکلات داخلی و خارجی ما هستند.
این تسهیل‌گری باید از طریق سیاست‌گذاری‌های مبتنی بر پژوهش‌های علمی صورت‌گیرد. ضرورت این پژوهش‌ها و ارتباط آنها با سیاست‌گذاری‌ها، می‌تواند به تقویت مشارکت‌های جمعی کمک کند. جامعه ایرانی با همراهی، همدلی و تعاون خود می‌تواند از پس موانع و مشکلات برآید. این سرمایه اجتماعی، که بر پایه یک پشتوانه فرهنگی قوی استوار است، می‌تواند با فراخواندن ظرفیت‌های بالقوه خود، آینده‌ای مناسب و امیدبخش برای ایران و ایرانیان رقم بزند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.