آگاه: در فضای سیاسی امروز، مطالبه برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی همچون مالک شریعتی و نصرالله پژمانفر برای بررسی طرح خروج از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT)، فراتر از بحث حقوقی، پیام سیاسی و امنیتی به همراه داد. این درخواست بازتابدهنده واقعیتی مبنی بر تبدیل شدن نهادهای بینالمللی، که قرار بود نگهبان قوانین جهانی باشند، به ابزاری برای اعمال سیاستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی است. وقتی نمایندگان از ضرورت بررسی جدی این موضوع سخن میگویند، به این حقیقت اشاره میکنند، اعتبار و بیطرفی این نهادها، زیر سوال رفته و آنها به جای نظارت عادلانه، به ابزاری برای فشار سیاسی و تخریب دستاوردهای علمی ایران بدل شدهاند.
۹ آبان ابراهیم رضایی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی در گفتوگو با خبرگزاری «مهر» با بیان اینکه در مجلس چندین طرح با محوریت خروج از NPT مطرح شده است که یکی از آنها را نیز شخصا پس از جنگ ۱۲ روزه تدوین کردم و به جریان انداختم، گفت: اما این طرح هنوز در دستور کار قرار نگرفته است. وی با بیان اینکه در حال حاضر، همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی تقریبا متوقف شده است، اظهار کرد: بهویژه درباره اماکن حساس هستهای، از زمان جنگ ۱۲ روزه تاکنون هیچ بازرس آژانس مطلقا اجازه بازدید از این مراکز را نداشته است. در همین زمینه، قانونی برای تعلیق همکاری با آژانس در ایام جنگ به تصویب مجلس رسید که فکر میکنم در تیر سال گذشته بود. بر اساس این قانون، همکاری با آژانس تعلیق شد و این نهاد تاکنون از مراکز هستهای و غنیسازی ایران در فردو، نطنز و اصفهان بازدیدی نداشته است و اجازه چنین بازدیدهایی نیز به آن داده نمیشود.
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس میگوید: به این ترتیب، ابزاری که آژانس از طریق آن به ابزاری برای جاسوسی غرب، آمریکا و اسرائیل تبدیل شده بود، از دست آنها گرفته شد. یکی از بزرگترین مشکلات ما با آژانس، موضوع بازرسیها بود. پیشتر به این بازرسیها اجازه میدادیم، زیرا برنامه هستهای ایران صلحآمیز بود و تصور میکردیم با نصب دوربین و انجام بازرسیها میتوانیم ماهیت صلحآمیز برنامه خود را اثبات کنیم و مانع تهدید و جنگ علیه کشور شویم.
به گفته مدیرکل آژانس، ۷۰ درصد بودجه این نهاد صرف بازرسی از ایران شد، اما نتیجه این همکاری، جنگ ۱۲ روزه بود. ما زمینه گستردهای برای بازرسیهای آژانس فراهم کردیم و حتی اجازه بازرسیهای فراتر از تعهدات پادمانی را نیز دادیم. بازرسان از تاسیسات هستهای و مکانهای مختلف کشور بازدید کردند و حتی برخی مکانهایی که نباید مورد بازدید قرار میگرفتند، در دسترس آنها قرار گرفتند. هدف این بود که نشان دهیم به دنبال ساخت بمب هستهای نیستیم و دیگر دلیلی برای تهدید کشور و تحمیل جنگ وجود ندارد. با این حال، به ایران حمله شد؛ در حالی که آنها میدانستند ایران بمب هستهای تولید نکرده است.
رضایی تاکید کرد: آژانس همچنان و در حال حاضر هم علیه جمهوری اسلامی ایران عمل میکند و به ابزاری در اختیار دشمنان تبدیل شده است. استقلال این نهاد، از جمله شورای حکام، مدیرکل و دبیرخانه آژانس، زیر سوال است و عملکرد آن در راستای پیشبرد اهداف دشمنان جمهوری اسلامی ایران ارزیابی میشود. بنابراین، ضرورتی برای ادامه عضویت ایران در این معاهده وجود ندارد و به نظر میرسد زمان خروج از آن فرا رسیده است. افزون بر این، تمام همکاریها و دکترین هستهای که نظام جمهوری اسلامی ایران داشته، بر مبنای بازدارندگی شکل گرفته بود و هدف این بود که از تحمیل جنگ به کشور جلوگیری شود. با توجه به اینکه همه هزینهها را پرداخت کردهایم، اکنون زمان آن فرارسیده است که در دکترین هستهای کشور نیز تجدیدنظر کنیم.
به هرحال، ریشه این مطالبه در تجربه برخورد با عناد و کینه همیشگی ایالات متحده و غربیها نهفته است؛ تجربهای که نشان داد حتی در صورت رعایت پروتکلهای نظارتی، آمریکا و متحدانش هرگز از استفاده از پوشش دیپلماسی برای ضربه زدن به امنیت و پیشرفت ایران دست برنمیدارند. در این راستا، تحلیل موضوع خروج از NPT نیازمند نگاهی فراتر از چالشهای احتمالی است. ایران باید بر این اصل استوار باشد که مقابله با این فشارهای جهانی، نیازمند تکیه بر ظرفیتهای درونی و توانمندیهای خود است. ایران با برخورداری از زیرساختهای مستحکم، از آن دسته کشورهایی است که در برابر این تلاطمها، جایگاه خود را با اقتدار حفظ میکند. خروج از این معاهده میتواند به عنوان کارتی برای اعلام استقلال کامل در عرصه هستهای عمل کند و به جهانیان ثابت کند، ایران، دانش هستهای خود را برای پیشرفت علمی و رفاه مردم و تامین نیازهای زندگی مردمی میخواهد، نه برای تن دادن به قالبهای تحمیلی که دشمنانش برای آن طراحی کردهاند.
اگرچه دشمنان احتمالا از این اقدام برای تحریک افکار عمومی یا توجیه رفتارهای نظامی خود استفاده خواهند کرد، اما باید توجه داشت که پایداری ایران در برابر این اقدامات، در گرو توانمندی عملیاتی و اقتدار ملی است. به عبارت دیگر وقتی آمادگی دفاعی در میدانهای مختلف در بالاترین سطح قرار داشته باشد و همزمان، پشتوانه اجتماعی و حمایت مردمی در داخل کشور، انسجام نظام را تضمین کند، هرگونه اقدام دشمن در برابر خروج ایران از این معاهده، بیاثر خواهد بود. خروج از NPT در واقع به معنای پایان دادن به دوران نظارتهای غیرمستقیم و مشکوک و آغاز دوران حاکمیت مطلق بر دانش ملی است. این حرکت، مسیری است که در آن ایران به جای تلاش برای کسب تایید از نهادهایی که اعتبار خود را از دست دادهاند، بر محورهای قدرتمند خود یعنی علم، فناوری و امنیت ملی تمرکز میکند.
فرجام سخن اینکه، مسئله خروج از NPT نباید تنها واکنش هیجانی تلقی شود، باید حرکت حسابشده و هماهنگ میان دیپلماسی، قدرت نظامی و اراده ملی باشد. هدف نهایی این است که ایران نشان دهد در برابر فشارهای جهانی، نه تنها آسیبناپذیر است، بلکه با استفاده از تمام ابزارهای خود، موازنه قدرت را به نفع اقتدار ملی تغییر میدهد. از همین رو اگر خروج از NPT با قدرت بازدارندگی میدانی و انسجام داخلی همراه باشد، این اقدام گویای یک حقیقت بزرگ است: «ایران از این پس، برای تامین امنیت و پیشرفت خود، دیگر به قوانین تحمیلی دشمنان تکیه نخواهد کرد و با شتاب بیشتر تمام توان خود را در محور قدرت و استقلال ملی جستوجو میکند.»
۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۱
کد مطلب: ۲۶٬۶۷۳
نهاد قانونگذاری دیروز در حالی تشکیل جلسه داد که باز برخی از وکلای مردم در بهارستان خواستار خروج ایران از معاهده NPT شدند. مطالبه نمایندگان مجلس برای خروج از معاهده مذکور، پاسخی به سیاسیبازی و سیاسیکاری نهادهای بینالمللی و تبدیل آنها به ابزار فشار آمریکا و رژیم صهیونیستی است. خروج از این معاهده، در صورت همراهی با اقتدار میدانی و حمایت مردمی، تغییر رویکرد هوشمندانه برای حفظ حاکمیت ملی خواهد بود.
نظر شما