آگاه: اما این شکست صرفاً یک عقبنشینی معمول میاندورهای نبود. یکی از عوامل کلیدی و تعیینکننده، جنگ تحمیلی آمریکا با ایران بود؛ جنگی که ترامپ دیوانه آن را اقدام ضروری میخواند، اما در عمل به یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک دوران ریاستجمهوریاش تبدیل شد. افزایش شدید قیمت سوخت و هزینههای زندگی که مستقیماً به تبعات این جنگ نسبت داده میشد، خشم رأیدهندگان را برانگیخت. حتی جیدی ونس، معاون او، آشکارا اعلام کرد که «جنگ، دلیل اصلی شکست ماست.» ترامپ نیز در مصاحبهها پذیرفت که جنگ «بخشی از ماجرا» بوده، اما همچنان با دیوانگی خودش اصرار داشت که اگر دوباره بود، همان کار را میکردم.
از سوی دیگر، مقاومت و موفقیت ایران در این جنگ تحمیلی، تصویر موهوم شکستناپذیری ترامپ را در داخل آمریکا تضعیف کرد. رأیدهندگان آمریکایی که پیشتر از شعارهای ترامپ درباره قدرت و امنیت حمایت میکردند، حالا هزینههای واقعی آن سیاست را در زندگی روزمره خود احساس میکردند. این تضاد میان شعار و واقعیت، ائتلاف ترامپ را از درون فروریخت.
ترامپ که ماهها هوادارانش را ترغیب کرده بود «طوری رأی بدهید که انگار من روی برگه هستم»، ناگهان خود را از نتیجه جدا کرد. در پستهای شبکه اجتماعیاش نوشت: «من روی برگه نبودم و اگر بودم، با اختلاف زیاد میبردیم.» این جمله بیش از هر چیز نشانهای از تلاش برای فرار از مسئولیت بود. او نتایج را پذیرفت، از همکاری با دموکراتها سخن گفت و در عین حال کلاهِ قرمزی با نوشته «وتو» را به اشتراک گذاشت تا قدرت وتوی خود را یادآوری کند. اما لحن او ترکیبی از پذیرش اجباری، سرزنش نامزدهای حزب و تلاش برای حفظ تصویر شکستناپذیر بود. در تیم او و میان جمهوریخواهان، فضا آشکارا استیصالآمیز است. برخی مقامات کاخ سفید و حامیان نزدیک، شکست را به نامزدهای ضعیف یا قیمت بنزین نسبت دادند. سخنرانیهای اولیه ترامپ پس از انتخابات، از جمله بازدید از ساخت تالار رقص کاخ سفید، بیشتر شبیه تلاش برای منحرف کردن توجه بود تا مواجهه مستقیم با واقعیت.
حالا ترامپ برای دو سال باقیمانده از دورهاش، با کنگرهای روبهروست که اکثریت آن در اختیار مخالفان است؛ کنگرهای که میتواند تحقیقات را گسترش دهد، لوایح کلیدی را متوقف کند و قدرت اجرایی او را محدود سازد. استیصال تیم ترامپ در این نقطه نهفته است: آنها نمیتوانند شکست را انکار کنند، اما نمیخواهند آن را بپذیرند. سرزنشهای متقابل، فاصلهگرفتن رئیسجمهور از نامزدهای خود و تأکید مکرر بر «اگر من روی برگه بودم» همگی نشانههایی از فضایی هستند که در آن اعتمادبهنفس جای خود را به دفاع و توجیه داده است. جنگی که قرار بود قدرت آمریکا را به رخ بکشد، در نهایت به ابزاری برای تضعیف جایگاه سیاسی ترامپ در خانه تبدیل شد و این مرحله تازهای است از پاسخهایی که این جنایتکار باید نسبت به جنایتهایش بدهد. آه مادران فرزند از دست داده مینابی سخت پاگیر است... .
۱۵ آبان ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۲
کد مطلب: ۲۶٬۷۹۹
انتخابات میاندورهای کنگره و سنا برای ترامپ جنایتکار و جمهوریخواهان به کابوسی تمامعیار تبدیل شد. دموکراتها نه تنها کنترل مجلس نمایندگان را پس گرفتند، بلکه با چرخشهای تاریخی در ایالتهای عمیقاً جمهوریخواه، اکثریت سنا را نیز به دست آوردند. پیروزیهایی در تگزاس (اولین کرسی سنا برای دموکراتها از ۱۹۸۸)، کانزاس (اولین از ۱۹۳۲)، اوهایو، کارولینای شمالی و جنوبی، آیووا و مین، تصویر یک موج دموکراتی تمامعیار را ترسیم کرد که حتی در سنگرهای سنتی ترامپ رخنه کرده بود.
نظر شما