آگاه: استاد حسن زرینخط گهگاه به آنجا میرفت و به تماشای نوشتن خط میایستاد. براثر علاقه روزافزونش با اصرار فراوان، پدرش را بر آن داشت که او را به آن مکتبخانه بفرستد. با پرداخت ماهی هشت قران در آنجا نام نوشت. یک ماه این مبلغ را پرداخت اما از ماه دیگر استادش میرزاطاهر کاتبهمایون از او شهریه نگرفت و او را خلیفه مشق بچهها کرد. مقارن همین احوال، استاد میرزاطاهر کاتبهمایون در پشت باغ فردوس که آن زمان «سر قبر آقا» نامیده میشد مدرسه دیگری به نام مدرسه مبارکه طاهریه باز کرد. استاد زرینخط در آنجا معلم شد و ماهی سه تومان حقوق میگرفت. حالا سالروز درگذشت این استاد خوشنویسی است. به این بهانه به سراغ امیرعباس نصیری, مدیر روابط عمومی انجمن خوشنویسان ایران رفتیم تا از آنچه در عرصه خط و خوشنویسی در جریان است بیشتر بشنویم. این گفتوگو را در ادامه میخوانید:

از تاریخ هنر خوشنویسی در ایران اطلاعات زیادی هست که نمیدانیم، کمی در اینباره بگویید.
اگر بخواهیم بحث را از پیشینه خوشنویسی آغاز کنیم، باید به هزار سال پیش بازگردیم؛ به دوران ابنمقله بیضاویشیرازی. ابنمقله، وزیر دربار بوده و این نشاندهنده جایگاه بسیار مهم خوشنویسی است که یک خوشنویس تا مقام وزارت ارتقا مییافت. ایشان نه تنها به کار خوشنویسی میپرداخت، بلکه در بسیاری از زمینهها نیز از مشورتهای او استفاده میشد. در ادوار بعدی، شاهد فعالیت کارگاههای هنری مهمی بودیم؛ از جمله در دوره بایسنقر (کارگاه بایسنقر) و سپس در دوره شاهطهماسب که خوشنویسان مهمترین افراد در این کارگاهها محسوب میشدند. در دوره شاهعباس نیز بزرگترین کارگاه زیر نظر علیرضا عباسی فعالیت میکرد که کتیبههای دور حرم امام رضا (ع) به خط ایشان است. این اهمیت تا دوره قاجار نیز ادامه یافت و سپس به دوره انقلاب میرسیم. پس از پیروزی انقلاب، در حالی که عمده فعالیتهای هنری متوقف شدند اما هنر خوشنویسی تنها هنری بود که به نوعی هویت و ارزش هنری جمهوری اسلامی ایران را امتداد بخشید.
نقش خوشنویسان و آثارشان در تثبیت هویت ملی، بهخصوص در دوران دفاع مقدس چگونه بود و چه تاثیری بر روحیه جامعه داشت؟
خوشنویسان در گذشته با نگارش کتابهای ادبی و کتابهای آیینی، نظیر کتابهایی که توسط انتشارات انجمن خوشنویسان به چاپ میرسید و حتی در دوران جنگ با تهیه پوسترهای تبلیغاتی و نگارش مضامین آیینی و مذهبی، به رزمندگان انگیزه میدادند. بسیاری از پوسترهایی که در جبههها منتشر و شور حسینی را در رزمندگان زنده میکرد، توسط خوشنویسان تهیه میشد. همچنین، سربندهایی که توسط ایشان نوشته میشد.
اگر به میزانسن حسینیه جماران دقت کنیم، عبارت «الله جل جلاله» اثر استاد جلیل رسولی، از خوشنویسان مطرح ایرانی مشاهده میشود. این امر نشان میدهد که خوشنویسی دارای چنین قدرتی بوده که توانسته فرهنگ، آیین و تمامی ارزشهای مهم ما را در سطح وسیعی گسترش دهد.
علاوه بر این، به دلیل اینکه چند روزی از سالگرد درگذشت استاد حسن میرخانی ملقب به سراجالکتاب گذشته، جا دارد اشارهای به ایشان داشته باشیم. استاد حسن میرخانی از بنیانگذاران انجمن خوشنویسان ایران است. این انجمن که در بیستویکم مهرماه، هفتادوپنجمین سالگرد خود را جشن گرفت، با هدف احیای خط و خوشنویسی ایرانی شروع به کار کرد. تا پیش از تأسیس این انجمن، خوشنویسی یا به صورت کامل از بین رفته بود یا به قطع یقین، کسی به صورت جدی به آن نمیپرداخت. انجمن خوشنویسان، توسط استادانی نظیر استاد حسن میرخانی، استاد حسین میرخانی، مرحوم فرامرز پیلارام، استاد ابراهیم بوذری و با مدیریتعاملی مرحوم خسرو زعیمی و همچنین جناب آیتالله نجفیزنجانی، در خطوط نستعلیق، نسخ و ثلث تأسیس شد. بهتدریج خط شکسته که از بین رفته بود، احیا و دوباره جریان یافت و خطوط دیگر نیز به همین منوال توسط این استادان به هنرجویان آموزش داده شدند. انجمن در زمان تأسیس، تنها یک شعبه در خیابان صفی علیشاه داشت و سپس به خیابان خارک منتقل شد که زیر نظر وزارت فرهنگ و هنر آن زمان بود و ساختمان مجله هنر و مردم نیز در همان مکان قرار داشت. پس از انتقال، انجمن شروع به تعلیم هنرجویان کرد و کمکم با تأسیس شعبات مختلف در شهرهای گوناگون گسترش یافت.
تا امروز، تعداد شعبات انجمن به ۳۵۰ شعبه در تمامی شهرهای ایران و حتی بسیاری از کشورهای دیگر، نظیر لندن در انگلستان، دوسلدورف در آلمان و ونکوور کانادا و سایر شعبات در کشورهای دیگر رسیده است. این شعبات به ترویج خط، خوشنویسی و فرهنگ و هنر ایرانی میپردازند؛ این نکته از همه مهمتر است، زیرا خوشنویسی در ظاهر خط است اما در باطن یک نوع مبارزه فرهنگی در خارج از ایران محسوب میشود. از طریق هنر خوشنویسی میتوانیم آنچه را که یک سخنران یا فرد دیگر قادر به انجامش نیست، با مضامین عرفانی، مذهبی و آیینی تولید و منتشر کنیم.
وضعیت خوشنویسی پس از انقلاب، به ویژه با ورود فناوریهای جدید، چه تغییراتی را تجربه کرد؟
همانطور که به اختصار به پیشینه خوشنویسی اشاره شد، این هنر در گذشته و پیش از انقلاب، سابقه تبلیغاتی قوی داشته است. از اساتید بزرگی نظیر استاد اخوین که کانون تبلیغاتی داشتند، شنیدم که سفارشات خوشنویسی پیش از انقلاب بسیار زیاد بوده است. پس از انقلاب نیز این سفارشات تا یکی-دو دهه مناسب بود اما با ظهور کامپیوتر و فونتهای مختلف، استفاده از خوشنویسی به سمت و سوی دیگری رفت. خوشنویسی پس از دهه ۷۰، به رویکرد اولیه خود یعنی «هنر برای هنر» بازگشت. پیش از آن در تمامی دستگاههای حاکم، خوشنویسانی حضور داشتند که هنر را برای هنر تولید میکردند. تا دهه ۸۰، همچنان حمایتهای دولتی توسط دولتهای وقت انجام میشد اما با فرا رسیدن دهه ۹۰ و وضعیت اقتصادی موجود در کشور، خوشنویسی با نگاه عقبماندگی مواجه شد و دستگاههای حاکم به سمت هنر مدرن و دنیای معاصر روی آوردند. از یکی از گالریداران بزرگ ایران شنیدم که میگفتند در ۱۰ یا ۲۰ سال پیش، زمانی که قصد داشتند حراجی را محک بزنند، کسی تمایلی به خرید تابلوهای سهراب سپهری یا آیدین آغداشلو نداشت. بنابراین برای رفع این مشکل به انجمن خوشنویسان و جناب استاد غلامحسین امیرخانی که ریاست وقت را بر عهده داشتند، متوسل شدند. ایشان آثار خوشنویسان را گردآوری کردند و این آثار در حراجی با بالاترین مبلغ آن زمان به فروش رسید. برای او بسیار جای تعجب بود که چگونه خوشنویسی که در گذشته مورد توجه همه بوده، حالا خریدار ندارد.
مهمترین علت کمرنگ شدن اهمیت خوشنویسی در بازار هنر امروز چیست؟
اینکه چرا خوشنویسی به سمتی رفته که اهمیتش مانند سابق نیست، جای تأمل جدی دارد. به نظر من، یکی از دلایل این امر میتواند حراجیهایی باشد که در حال حاضر در ایران فعالیت میکنند. حراجیها همواره ذوق و سلیقه خود را اعمال میکنند؛ مانند یک دستگاه مد که سلیقه طراح مد باعث میشود یک لباس خاص جهانی و همگانی شود، حتی اگر از نظر زیبایی چندان جالب نباشد. بسیاری نیز واقعاً به دلیل مد شدن آن لباس را میپوشند.
در عرصه هنر نیز همینطور است. هنگامی که صاحبان نفوذ و اثرگذاری در نهادهایی مانند وزارت ارشاد، وزارت میراث فرهنگی و NGO های خصوصی به دنیای معاصر اهمیت میدهند و خوشنویسی دیگر در کانون توجه قرار نمیگیرد، نتیجه همین وضعیت میشود.
بهعنوان مثال، حدوداً در سال ۲۰۱۰ یکی از شعبات حراج کریستی در خلیج فارس، در دبی تأسیس شد. در آن اثری از استاد محمد احصایی – که از دانشآموختگان انجمن خوشنویسان ایران بودند – با قیمت پایه صدوپنجاه هزار دلار قیمت پایه به فروش رسید. این اثر، یک نقاشیخط بود. اما کمکم این حراجها کمرنگ شدند و اثر خوشنویسی رشد مورد انتظار خود را پیدا نکرد. این موضوع نیز به نظر من، به حمایت نشدن از سوی نهادهای قدرت برمیگردد.
با توجه به سوابق تاریخی، خوشنویسی چگونه میتواند در دوره فعلی تاثیری جدی برجا بگذارد؟
متاسفانه در جامعه فعلی، خوشنویسی اهمیتی ندارد و این کمبود توجه تنها از سوی مردم نیست، بلکه باید از سوی سیاستگذاران مورد توجه قرار گیرد. در حال حاضر ما در مدارس، خوشنویسی را جدی نمیگیریم، همانطور که ورزش و بسیاری از موارد ضروری دیگر را جدی نمیگیریم و در مقابل، مسائلی که خروجی مفیدی برای کودکان ندارند، مورد توجه قرار میگیرند. خوشنویسی جزو هنرهایی است که تاریخ نشان داده هرگاه جدی گرفته شده، یک تغییر فرهنگی ایجاد کرده است.
برای مثال، احمد قوامالسلطنه، ورودش به عالم سیاست از طریق خوشنویسی بود. پدر ایشان، احمد معتمدالدوله او را تشویق به نگارش یک مرقع از میرعماد میکند. وی پس از نوشتن، آن را نزد ناصرالدین شاه میبرد و ناصرالدین شاه با دیدن آن مرقع، لقب دبیر حضور را به او میدهد. همین امر باعث میشود که احمد قوام به جایگاهی برسد که در دوره مشروطه، فرمان مشروطه با خط و انشای او نگاشته میشود. اگر بخواهیم به اولین وزیران دوره قاجار اشاره کنیم، قائممقام فراهانی که بسیار تاثیرگذار بود، خوشنویس بودند.
در حال حاضر، انجمن خوشنویسان ایران با چه چالشهایی در زمینه مالی و حمایتی روبهروست؟
در حال حاضر انجمن خوشنویسان ایران هیچگونه حمایتی از سوی دولت و نهادهای دیگر ندارد و تنها با برگزاری امتحانات و کلاسهای خوشنویسی امرار معاش میکند. این نبود حمایت باعث میشود این انجمن نتواند نقش پررنگ خود را در فرهنگ و هنر به خوبی ایفا کند.
در اوایل انقلاب، ما از نظر تبلیغاتی بسیار قوی بودیم. حتی در حوزه هنری، خوشنویسان بزرگی نظیر استاد حمید عجمی، استاد صداقت جباری و استاد حسین غلامی کارهای بسیار مهمی انجام دادند که همگی از دانشآموختگان انجمن خوشنویسان بودند. در حال حاضر نیز اگر نهادهای قدرت و حاکمیت از خوشنویسی حمایت کنند، این امر منجر به گسترش فرهنگ ایرانی-اسلامی خواهد شد.
ترکیه اولین کشوری بود که این کار را انجام داد. با تأسیس موسسه فرهنگی-اسلامی ارسیکا و اختصاص جوایز چندصد دلاری، باعث شد که بسیاری از خوشنویسان ایرانی به دلیل سختی در امرار معاش به ترکیه مهاجرت کرده و تبعه آن کشور شوند. با وجود ضعفهای اقتصاد ترکیه، این حمایتها باعث شده که هنرمندان بتوانند هزینههای خود را تأمین کنند.
در حال حاضر نیز کشورهای عربی مانند امارات متحده عربی و عربستان با صرف هزینههای هنگفت در تلاش برای ایجاد تمدن تازه عربی هستند. تمام تلاش خود را برای این امر گذاشتهاند، با برگزاری جوایزی که در فراخوان آنها درج نشدن امضا در آثار شرط شده است.
دلیل شرط درج نشدن امضا در فراخوانهای کشورهای عربی این است که میخواهند کارها را جمعآوری کرده و در یونسکو یا مجامع بینالمللی به نام خود ثبت کنند، همانطور که هنر تذهیب که کاملاً ایرانی است را به نام خود کردهاند.
امروز شهر فجیره که از شهرهای معروف امارات هم نیست، با تخصیص جوایز چند صد میلیونی و میلیاردی، سلیقه عربی خود را بر آثار خوشنویسان ما اعمال میکنند. این امر باعث میشود حتی متونی که از متون مقدس نیستند، مانند متون حافظ و سعدی را هم گسترش میدهند. متاسفانه خوشنویسان ما عمدتاً برای امرار معاش مجبور به شرکت در این جشنوارهها میشوند.
نتیجه این روند، این است که خوشنویسی در ایران دیگر مانند گذشته نباشد و تبدیل به کالایی صادراتی شده است که عموم مردم امکان استفاده از آن را ندارند؛ مانند پسته و خاویار که مردم عادی از مصرف آن محرومند.
در این میان، گالریداران نیز نقش دوم را ایفا میکنند. متاسفانه هنگامی که گالریداران میبینند سیاستگذاران فرهنگی از خوشنویسی حمایت نمیکنند، به سمت هنری روی میآورند که مورد توجه و حمایت رسمی است. برای مثال، اگر به جشنواره فجر نگاه کنیم، تمام همت بر فیلم و موسیقی متمرکز شده و کمتر به هنر تجسمی توجه میشود. در بخش هنر تجسمی نیز خوشنویسی در گزینههای آخر قرار میگیرد و این باعث شده که خوشنویسی نتواند ارزش واقعی خود را نشان دهد.
در گالریهای هنری معمولاً اثری از خوشنویسی و هنرمندان این حوزه نیست و عمده بازار را هنرمندان نقاشی معاصر یا دیگر هنرهای تجسمی معاصر به خود اختصاص دادهاند، این امر چه پیامدهایی داشته یا دارد؟
گالریها باعث شدهاند که خوشنویسی بهصورت محسوسی از سطح شهر حذف شود. اگر گالریهای خصوصی سطح شهر را بررسی کنیم، کمتر نمایشگاهی از یک استاد خوشنویسی به نمایش درآمده است. بیشتر نمایشگاهها به هنر مدرن، نقاشی و مجسمهسازی اختصاص دارند و متاسفانه مردم و مخاطبان از خوشنویسی بیبهرهاند.
این رویکرد سالهاست که باعث شده خوشنویسی بهخوبی دیده نشود. اگر سلیقهسازی نکنیم و کاری برای خوشنویسی انجام ندهیم، نسل جدید کاملاً با آن ناآشنا خواهد بود و رویکردی تاریخی و نه معاصر به خوشنویسی خواهند داشت. در صورتی که بسیاری از اساتید هنر مدرن ما افرادی بودند که با خوشنویسی آشنایی داشتند. برای مثال، فرامرز پیلارام از اولین افراد جنبش سقاخانه از موسسان انجمن خوشنویسان بود و توجه ویژهای به این هنر داشت یا استاد احصایی از چهرههای برجسته رشته گرافیک و شاگرد ایشان، استاد صداقت جباری نیز همینطور. این افراد را عموماً گرافیست میشناسند اما آنها کسانی بودند که با خوشنویسی آشنایی داشتند. مرحوم مرتضی ممیز نیز دارای درجه ممتاز انجمن خوشنویسان ایران بوده است. حتی از گرافیستهای نسل فعلی، میتوان به جناب استاد مسعود نجابتی اشاره کرد که ایشان نیز از ممتازان انجمن خوشنویسان بودهاند. بزرگان جامعه گرافیک همگی از دانشآموختگان خوشنویسی انجمن خوشنویسان بودند و همین اهمیت انجمن و جامعه خوشنویسی باعث شده است که هنر گرافیک در حال حاضر، جایگاه بسیار خوبی داشته باشد؛ نه فقط در ایران، بلکه در سطح جهان.
چه راهکارهایی را برای بازیابی جایگاه بینالمللی خوشنویسی ایرانی و استفاده از این هنر برای دیپلماسی فرهنگی پیشنهاد میکنید؟
کاری که اکنون به نظر میرسد میتوان انجام داد، برگزاری نمایشگاههای متنوع از فرهنگ و هنر ایرانی در سطح دنیاست. در این نمایشگاهها باید از اساتید نیز دعوت کرد تا حضور یابند و با اجرای کارگاه، نوعی تحبیب قلوب میان کشورهای اسلامی و غیر اسلامی ایجاد شود. حتی بسیاری در کشورهای اروپایی عاشق خط و هنر ایرانی هستند. هنرمندان بسیاری هستند که در هلند، آلمان و انگلیس زندگی میکنند و با خط ایرانی، آثاری هنری با نگاه بصری تولید میکنند. خوشنویسی ما صرفاً برای خوانش نیست. جواد بختیاری در خاطرهای از آثار میرزاغلامحسین اصفهانی گفته است که نمایشگاه خوشنویسی در پکن برگزار کرده بودم که تعدادی از آثار این استاد در این نمایشگاه وجود داشت. زمانی که هنرمندان برجسته خوشنویسی چین با آثار میرزاغلامحسینخان اصفهانی روبهرو شدند و با توضیحاتی که از این آثار شنیدند در مقابل خط نستعلیق و زیبایی آثار این استاد برجسته به گریه افتادند.
نظر شما