روزگاری نه چندان دور، تصویر ایران در قاب رسانه‌ها محدود به چند کلانشهر آشنا بود؛ تهران، اصفهان، شیراز و مشهد قهرمانان همیشگی روایت‌های ملی بودند و استان‌های دیگر، گاه در حاشیه و گاه در غبار کلیشه‌ها گم می‌شدند.

«ایران جان»؛ روایت تازه رسانه ملی از ایران نادیده

آگاه: «سیستان و بلوچستان» برای بسیاری از ایرانیان تنها یادآور محرومیت، گرما و فاصله بود؛ انگار این خطه پهناور در شرق کشور، هویتی جز چالش نداشت. اما رویداد ملی «ایران جان» که این روزها هشتمین دوره خود را در همین استان تجربه می‌کند، روایتی دیگرگونه را رقم زده است؛ روایتی که در آن زنان بلوچ سوزن‌دوز قهرمان‌اند، سواحل مکران «گنج پنهان» نام گرفته و تالاب هامون به نماد صبوری و زندگی بدل شده است. در واکاوی هشت دوره برگزاری رویداد «ایران جان» از خرداد تا بهمن سال ۱۴۰۴، از چرایی تولد این پروژه رسانه‌ای خواهیم گفت، به روایت استان‌های میزبان خواهیم نشست، دستاوردها و نقاط قوت را با اتکا به آمار و ارقام مرکز تحقیقات صداوسیما واکاوی خواهیم کرد و از نقدها، چالش‌ها و راه‌های پیش رو خواهیم نوشت. «ایران جان» فقط یک رویداد تلویزیونی نیست؛ تمرینی است برای روایت درست ایران؛ روایتی که در آن هر استان، راوی خود است.

چرا «ایران جان» متولد شد؟
عدالت رسانه‌ای؛ شعار یا راهبرد؟
دهه‌ها تمرکز رسانه‌ای بر پایتخت و چند شهر بزرگ، تصویری ناقص از ایران در اذهان عمومی ساخته بود. مخاطب تلویزیون، جاذبه‌های گردشگری، ظرفیت‌های اقتصادی و حتی مسائل اجتماعی را از دریچه نگاه مرکز می‌دید و این یعنی حذف تدریجی هویت‌های بومی از روایت ملی. معاونت امور استان‌های صداوسیما در چارچوب «سند تحول رسانه ملی» و با هدف تحقق عدالت رسانه‌ای، پروژه «ایران جان» را طراحی کرد؛ طرحی که در آن هر استان به مدت یک هفته، تبدیل به مرکز تولید محتوای رسانه ملی می‌شود.
علیرضا کیخا، رئیس مرکز استان‌های صداوسیما، در این باره می‌گوید: «ما خیلی تهران‌زده هستیم. همانقدر که لنز دوربینمان در تهران متمرکز شده، باید این لنز را آنقدر باز کنیم که تصویری دقیق از ایران داشته باشیم.»

پاسخ به ایران‌هراسی رسانه‌ای
اما انگیزه‌های تولد این رویداد فراتر از عدالت داخلی بود. جریان قدرتمندی برای ایران‌هراسی از طریق رسانه‌ها شکل گرفته تا ظرفیت‌های کشور فعال نشوند. رویداد «ایران جان» در چنین فضایی متولد شد تا با ارائه تصویری واقعی و چندبعدی از استان‌ها، روایت‌های یک‌سویه رسانه‌های معاند را خنثی کند.

سه هدف راهبردی
بررسی اسناد و گفت‌وگوهای مسئولان نشان می‌دهد «ایران جان» سه هدف عمده را دنبال می‌کند:
   هویت‌بخشی: بازتعریف هویت ملی از مسیر استان‌ها و تاکید بر این نکته که ایران، مجموعه‌ای از فرهنگ‌های متنوع و غنی است.
   عدالت‌گستری: شکستن انحصار رسانه‌ای پایتخت و فرصت‌سازی برای دیده شدن ظرفیت‌های مناطق کم‌برخوردار.
   شتاب‌دهی به پیشرفت: تبدیل مسائل و مطالبات هر استان به دغدغه ملی و تسهیل فرآیند سرمایه‌گذاری و توسعه.
 

هشت ایستگاه؛ هشت روایت
رویداد «ایران جان» از خرداد ۱۴۰۴ کار خود را آغاز کرد و تا بهمن، هشت استان را زیر چتر رسانه‌ای خود برد. هر دوره، با شعار و رویکردی متناسب با ظرفیت‌های همان استان طراحی شد:
خوزستان؛ ایستاده در مسیر توسعه: نخستین مقصد «ایران جان»، خوزستان بود؛ استانی با پیشینه غنی تاریخی، منابع عظیم نفت و گاز و مردمی که در دوران دفاع مقدس حماسه‌ها آفریدند. در این دوره، برنامه‌ها با محوریت صنایع نفت و کشاورزی و نیز بازتاب فرهنگ مقاومت مردم استان روی آنتن رفت. بر اساس آمار مرکز تحقیقات صداوسیما، این دوره حدود ۴۹ درصد مخاطب داشت.
ایلام؛ فرصت‌های نو در دل تاریخ: ایلام، دومین ایستگاه این رویداد، استانی مرزی با ظرفیت‌های گردشگری و صنایع‌دستی قابل توجه است. در این دوره، ضمن پرداختن به نقش ایلام در دفاع مقدس، هنرهایی چون قالی‌بافی و گلیم‌بافی به عنوان ظرفیت‌های اقتصادی و فرهنگی معرفی شدند. مخاطب این دوره به حدود ۵۳ درصد رسید.
اصفهان؛ تلاقی هنر، صنعت و تمدن: سومین رویداد به اصفهان اختصاص داشت؛ استانی که به «نصف جهان» شهره است. در این دوره با شعار «اصفهان سرزمین علم، ایمان و هنر»، ضمن پرداختن به جلوه‌های معماری صفوی و صنایع‌دستی اصیل، نقش اصفهان در اقتصاد دانش‌بنیان و صنایع پیشرفته نیز برجسته شد. ۶۰ نقطه ناشناخته استان معرفی و ۲۱۰ قسمت مستند تولید شد. مخاطب این دوره به ۶۵ درصد رسید. یوسف افشاری‌نیا، مدیرکل صداوسیمای اصفهان، تاکید کرد که این رویداد فقط بیان ظرفیت‌ها نیست، بلکه قرار است نظام مسائل و مشکلات کلان استان را نیز با اولویت بررسی کند؛ از جمله بحران آب زاینده‌رود، آلودگی هوا و فرونشست زمین.
فارس؛ از تخت‌جمشید تا آزادراه: چهارمین میزبان، استان فارس بود با شعار «فارس، سرزمین دین، حماسه و هنر». این دوره توانست موضوعاتی مانند اتصال آزادراه‌ها و انتقال آب خلیج فارس را از یک مطالبه استانی به دغدغه ملی تبدیل کند. ۱۶۵ شبکه رادیویی و تلویزیونی در این رویداد مشارکت داشتند و ۴۰۰ میان‌برنامه، فیلم کوتاه و مستند تولید شد. مخاطب این دوره حدود ۶۲ درصد بود.
خراسان جنوبی؛ بهشت معادن و زعفران: پنجمین رویداد در خراسان جنوبی برگزار شد؛ استانی که به‌رغم برخورداری از ظرفیت‌های عظیم اقتصادی، از جمله استان‌های محروم کشور محسوب می‌شود. در این دوره، یک هزار و ۷۳۳ اثر در ساختارهای مختلف تولید شد که شامل ۶۳۸ اثر تلویزیونی، ۷۵۰ اثر رادیویی و ۱۶۵ محتوای فضای مجازی بود. معرفی زرشک، زعفران و عناب به عنوان محصولات برند استان و نیز تاکید بر ظرفیت‌های معدنی، از محورهای اصلی این رویداد بود. استاندار خراسان جنوبی با اشاره به ظرفیت‌های ناشناخته استان گفت: «گرم‌ترین نقطه کره زمین در این استان است، تاریک‌ترین نقطه خاورمیانه برای ستاره‌شناسی منطقه سه‌قلعه است، خراسان جنوبی بهشت گنجینه‌ها و فرصت‌هاست.»
 گلستان؛ سرزمین برادری: ششمین ایستگاه با شعار «گلستان نگارستان ایران، سرزمین برادری» در آذر ۱۴۰۴ برگزار شد. محوریت این دوره، همزیستی اقوام مختلف و نقش آن در توسعه پایدار استان بود. مرکز تحقیقات صداوسیما، ارزیابی دقیقی از این دوره به عمل آورد که در بخش نتایج به شکل مفصل به آن خواهیم پرداخت.
هرمزگان؛ سرزمین فرصت‌های دریامحور: هرمزگان، هفتمین میزبان «ایران جان» در بهمن ۱۴۰۴ بود. مدیرکل صداوسیمای مرکز خلیج‌فارس با تاکید بر اینکه این رویداد ویترینی و تبلیغاتی نیست، آن را فرصتی برای روایت واقعیت‌های کمتر دیده شده و تقویت نقش رسانه در مطالبه‌گری مبتنی بر حل مسئله دانست.
سیستان و بلوچستان؛ ایستگاه جاری : هشتمین رویداد از ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ در سیستان و بلوچستان آغاز شده و تا ۳۰ بهمن ادامه دارد. این دوره با شعار «سیستان و بلوچستان ایران» و با هدف معرفی ظرفیت‌های شرقی‌ترین استان کشور در حال برگزاری است. برنامه «صبحانه ایرانی» برای نخستین بار به صورت زنده از کنار دریای عمان روی آنتن رفت و موسیقی محلی، آیین‌های بومی و آشپزی سنتی بلوچستان را به خانه‌های ایرانیان برد.
 

نقدهایی که باید شنیده شود
نقد ساختاری: مرکزیت تصمیم‌گیری
برخی کارشناسان معتقدند هرچند «ایران جان» گامی به سوی تمرکززدایی است، اما همچنان ساختار تصمیم‌گیری و انتخاب محورها در مرکز رقم می‌خورد و استان‌ها بیشتر مجری برنامه‌هایی هستند که از بالا طراحی شده‌اند.

 نقد محتوایی: غفلت از مسائل واقعی
در برخی دوره‌ها، این نقد مطرح شده که رویداد بیشتر به سراغ ظرفیت‌ها رفته و از مسائل واقعی مردم غفلت کرده است. هرچند مدیران تاکید دارند که «ایران جان» بستری برای مطالبه‌گری است، اما میزان انعکاس مشکلات واقعی مردم در خروجی برنامه‌ها، نیازمند ارزیابی مستقل است.

 نهادینه نشدن در فرهنگ عمومی
پرسش دیگر آن است که آیا «ایران جان» توانسته تغییر نگرش ایجاد شده در ایام برگزاری را به رفتاری ماندگار در فرهنگ عمومی تبدیل کند؟ پاسخ به این پرسش، نیازمند پژوهش‌های طولی است که فعلا در دسترس نیست.

نقش حاشیه‌ای فضای مجازی و غیاب انسان‌رسانه‌ها
یکی از مهم‌ترین نقدهای وارد بر رویداد «ایران جان»، به کمرنگ بودن نقش واقعی فضای مجازی و نادیده گرفته شدن ظرفیت «انسان‌رسانه‌ها» (اینفلوئنسرها، تولیدکنندگان مستقل محتوا و بلاگرهای محلی) بازمی‌گردد.
اگرچه در تبلیغات اولیه رویداد بر استفاده از ظرفیت فضای مجازی تاکید شده بود و در برخی استان‌ها مانند خراسان جنوبی، تولید محتوای محدودی (۱۶۵ اثر) برای فضای مجازی صورت گرفت، اما آنچه در عمل رخ داد، مدیریت متمرکز و دولتی محتوا بود. فضای مجازی در این رویداد عمدتا به پلتفرم‌های تحت مالکیت صداوسیما مانند «تلوبیون» محدود شد و نه زیست‌بوم پویا و گسترده شبکه‌های اجتماعی مستقل.
به عبارت دیگر، «ایران جان» نتوانست از ظرفیت عظیم «انسان‌رسانه‌ها» بهره ببرد. بلاگرهای بومی، فعالان شبکه‌های اجتماعی و تولیدکنندگان مستقل محتوا که سال‌هاست با زبان خود و از جنس مردم روایت‌های واقعی از زندگی روزمره، فرهنگ و جاذبه‌های استان‌ها تولید می‌کنند، در این رویداد جایی نداشتند. پویش‌هایی مانند «از فارس بگو» نیز با وجود دعوت از مردم، همچنان در چارچوب رسمی و با نظارت رسانه ملی تعریف شده بود و رنگ و بوی مشارکت خودجوش مردمی را نداشت.
این ضعف، چند پیامد منفی به دنبال داشت:
   کاهش نفوذ و باورپذیری: محتوای تولیدشده توسط انسان‌رسانه‌ها به دلیل استقلال perceived، از نفوذ و باورپذیری بیشتری در میان مخاطبان برخوردار است. غیاب این صداها، باعث شد روایت «ایران جان» همچنان در قالب «روایت رسمی» باقی بماند و نتواند به‌طور کامل در لایه‌های غیررسمی جامعه نفوذ کند.
   از دست رفتن فرصت گسترش ویروسی: انسان‌رسانه‌ها می‌توانند محتوای مرتبط با رویداد را به شکلی جذاب و ویروسی در شبکه‌های اجتماعی منتشر کنند. عدم بهره‌گیری از این ظرفیت، دامنه تاثیرگذاری «ایران جان» را محدود به مخاطبان سنتی تلویزیون کرد و نسل جدیدی را که عمدتا در فضای مجازی حضور دارند، تا حد زیادی از دست داد.
   تداوم نگاه از بالا به پایین: دعوت نکردن از انسان‌رسانه‌های مستقل، نشان داد که «ایران جان» هنوز نتوانسته از پارادایم سنتی «ما می‌گوییم و شما می‌شنوید» عبور کند و به مدل مشارکتی «بگذارید مردم خود روایت کنند» دست یابد.

گفتمان حاکمیتی؛ مردمی‌نمایی به جای مشارکت واقعی
شاید عمیق‌ترین نقدی که می‌توان به «ایران جان» وارد کرد، به گفتمان حاکمیتی و ماهیت از بالا به پایین آن بازمی‌گردد. این رویداد به‌رغم شعارهای مشارکت‌جویانه، همچنان در چارچوبی تعریف می‌شود که «مردم» را مخاطب و مصرف‌کننده محتوا می‌بیند، نه کنشگر و تولیدکننده معنا.
در حالی که مسئولان رسانه ملی ادعا می‌کنند که «ایران جان» به رویدادی مردمی تبدیل شده، واقعیت میدانی چیز دیگری نشان می‌دهد. این رویداد با تمام نقاط قوتش، همچنان یک پروژه کاملا دولتی است که از مرکز طراحی، هدایت و اجرا می‌شود. رد پای این نگاه را می‌توان در چند سطح ردیابی کرد:
الف) غلبه نگاه ابزاری به مردم: در «ایران جان»، مردم استان‌ها عمدتا به عنوان سوژه‌هایی برای نمایش به تصویر کشیده می‌شوند، نه فاعلان و راویان اصلی. حضور آنها در قاب تلویزیون اگرچه تصویری انسانی و جذاب خلق می‌کند، اما این تصویر توسط کارگردانان، تهیه‌کنندگان و برنامه‌ریزان مرکزی قاب‌بندی شده است.
ب) نبود سازوکار مشارکت واقعی: پرسش بنیادین آن است که آیا مردم عادی استان‌ها - به‌ویژه گروه‌های حاشیه‌نشین، اقلیت‌های قومی و مذهبی و طبقات فرودست - در تعیین اینکه «چه چیزی» و «چگونه» از استان‌شان روایت شود، نقشی داشته‌اند؟ پاسخ منفی است. همه چیز، از انتخاب سوژه‌ها تا نحوه ارائه و زمان پخش، در اتاق‌های فکر و جلسات هماهنگی مدیران رسانه ملی و مسئولان استانی رقم خورده است.
ج) زبان رسمی و کلیشه‌های دولتی: گفتمان حاکم بر «ایران جان»، زبانی رسمی، کلیشه‌ای و بعضا تبلیغاتی دارد. تاکید مکرر بر «دستاوردهای نظام» و «پیشرفت‌های انقلاب» اگرچه در چارچوب وظایف رسانه ملی تعریف می‌شود، اما گاه چنان بر رویداد سایه می‌افکند که صدای واقعی مردم در هیاهوی شعارهای رسمی گم می‌شود.
د) تفاوت میان «مردمی‌سازی» و «مردمی‌نمایی»: «ایران جان» بیش از آنکه یک جنبش مردمی و خودجوش باشد، یک پویش دولتی است که تلاش می‌کند چهره‌ای مردمی از خود نشان دهد. این همان چیزی است که می‌توان آن را «مردمی‌نمایی دولتی» نامید. در این الگو، نهادهای حاکمیتی با تزئینات ظاهری مشارکت - مانند حضور چند زن کارآفرین یا کشاورز ساده در قاب تلویزیون - تلاش می‌کنند به پروژه‌های خود مشروعیت مردمی ببخشند، بی‌آنکه قدرت واقعی تصمیم‌گیری و روایت‌سازی را به مردم واگذار کنند.
این نقد زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم در شرایط کنونی، بخش قابل توجهی از جامعه - به‌ویژه نسل جوان - به رسانه‌های رسمی و روایت‌های دولتی بی‌اعتماد شده‌اند. 
تحلیلگران اجتماعی معتقدند که جامعه ایران به نقطه‌ای از بلوغ رسیده که «نارضایتی از عملکرد» را لزوما معادل «قطع رابطه با نظام سیاسی» تعریف نمی‌کند. در چنین فضایی، هر رویدادی که رنگ و بوی حاکمیتی داشته باشد، با اتهام «تبلیغات دولتی» مواجه می‌شود و اثرگذاری خود را از دست می‌دهد. «ایران جان» برای عبور از این بن‌بست، نیازمند بازتعریف اساسی رابطه خود با مردم است: از «روایت کردن از مردم» به «مردم را روایتگر کردن.»
 

نقاط قوت؛ چرا «ایران جان» متفاوت است؟
عبور از کلیشه‌های رسانه‌ای
بزرگ‌ترین نقطه قوت «ایران جان»، عبور از نگاه کلیشه‌ای به استان‌هاست. سال‌ها بود که تصویر رسانه‌ای از شرق کشور، بیشتر بر محور چالش‌ها و کمبودها شکل گرفته بود. این رویداد اما با نگاهی مسئله‌محور و با تاکید بر ظرفیت‌ها، توانست روایت جدیدی از مناطقی ارائه دهد که در حاشیه رسانه‌ای قرار داشتند.

روایت درونی به جای روایت بیرونی
در «ایران جان»، دیگر تهران مرکز روایت نیست؛ این بار چابهار، زابل، ایرانشهر و نیکشهر حرف می‌زنند. رسانه ملی با این حرکت، به استقبال «روایت درونی» از فرهنگ و مسائل رفته است؛ روایتی که مردم هر منطقه خود راوی آن‌اند.

پیوند مطالبه‌گری و توسعه
تجربه استان‌های پیشین نشان داده که «ایران جان» صرفا یک تور گردشگری تلویزیونی نیست. در این رویداد، موضوعاتی مانند تکمیل راه‌آهن چابهار-زاهدان، توسعه سواحل مکران و مدیریت منابع آب به عنوان مطالبات مردمی در رسانه ملی مطرح و پیگیری می‌شود. تبدیل مسئله استانی به دغدغه ملی، راه‌حل‌ها را سریع‌تر پیدا می‌کند.

تنوع قالب‌های رسانه‌ای
در هر دوره، همه معاونت‌های رسانه ملی بسیج می‌شوند تا تصویری جامع از استان هدف ارائه دهند. از برنامه‌های صبحگاهی زنده گرفته تا مستندهای پژوهشی، از سریال‌های نمایشی تا تولیدات رادیویی و محتوای فضای مجازی. این تنوع، امکان دسترسی مخاطبان مختلف به محتوا را فراهم می‌کند.
 

چالش‌ها و مشکلات پیش رو
خطر سطحی‌نگر شدن
آیت‌الله محامی، نماینده ولی‌فقیه در سیستان و بلوچستان، در دیدار با دست‌اندرکاران رویداد به نکته مهمی اشاره کرد: «اگر چنین فرصتی به‌درستی مورد استفاده قرار نگیرد، حداقل نتیجه آن این خواهد بود که بهره‌ای نصیب استان نشود و در برخی موارد حتی ممکن است برداشت‌های نادرست شکل گیرد و همین فرصت به تهدید تبدیل شود.»  خطر همیشه وجود دارد که رویدادهای اینچنینی به ویترینی از تصاویر زیبا و جذابیت‌های سطحی محدود شوند. مدیرکل صداوسیمای مرکز خلیج‌فارس نیز بر این نکته تاکید کرده که «ایران جان» نباید به رویدادی ویترینی و تبلیغاتی بدل شود.

نگاه جامع؛ مغفول در برخی دوره‌ها
آیت‌الله محامی با اشاره به پیش‌نویس طراحی شده برای سیستان و بلوچستان، از نگاه یک‌جانبه و تمرکز اصلی بر موضوعات عمرانی، اقتصادی و طبیعی انتقاد کرد و خواستار توجه بیشتر به مسائل فرهنگی، دینی و مذهبی شد که از شاخصه‌های اصلی این استان است.

همراهی نامتوازن مسئولان استانی
مدیرکل صداوسیمای سیستان و بلوچستان صریحا اعلام کرد: «صداوسیما تنها مجری این رویداد است و موفقیت آن نیازمند همراهی کامل مجموعه مدیریتی استان است». تجربه نشان داده هرجا همراهی مسئولان استانی قوی‌تر بوده، نتایج ملموس‌تر به دست آمده است.

ماندگاری اثر پس از رویداد
پرسشی که همچنان بی‌پاسخ مانده، ماندگاری دستاوردهای «ایران جان» پس از پایان هر دوره است. آیا موج سرمایه‌گذاری و توجه به استان پس از خروج دوربین‌ها تداوم می‌یابد؟ این چالش، نیازمند طراحی سازوکاری برای پیگیری مستمر مطالبات مطرح شده است.
 

آن سوی قاب؛ دستاوردها و نتایج ملموس
ارقامی از جنس اثرگذاری
مرکز تحقیقات صداوسیما به عنوان بازوی پژوهشی رسانه ملی، ارزیابی دقیقی از دوره‌های برگزار شده به عمل آورده است. مهم‌ترین و جامع‌ترین این ارزیابی‌ها مربوط به رویداد «ایران جان، گلستان ایران» است.
بر اساس این پیمایش، ۶۱.۵ درصد از پاسخگویان (۱۵ سال و بالاتر ساکن تهران و ۲۹ استان کشور) این رویداد را از طریق رادیو، تلویزیون یا فضای مجازی دیده یا شنیده بودند. از این میان، ۵۹.۵ درصد بیننده تلویزیون، ۲۵.۹ درصد شنونده رادیو و ۳۶.۴ درصد مخاطب فضای مجازی بوده‌اند.

رشد شناخت و تغییر نگرش
نتایج پیش‌آزمون و پس‌آزمون مرکز تحقیقات، ارقام قابل توجهی را نشان می‌دهد:
* میزان شناخت از استان گلستان از ۲۱.۶ درصد به ۳۳.۷ درصد رسید (۱۲.۱ درصد رشد)
* شناخت ظرفیت‌ها و توانمندی‌های استان از ۳۷.۲ به ۵۳ درصد افزایش یافت
* آشنایی با شخصیت‌های برجسته استان از ۹.۵ به ۲۴ درصد رسید (۱۴.۵ درصد رشد)
* آگاهی از نقش استان در دفاع مقدس از ۲۳.۱ به ۳۴.۴ درصد ارتقا یافت
* آشنایی با اماکن گردشگری استان از ۱۸.۸ به ۲۸.۳ درصد افزایش پیدا کرد.

بهبود نگاه به استان‌ها
شاید مهم‌ترین دستاورد «ایران جان»، بهبود نگاه مردم ایران به استان‌های کمتر شناخته شده باشد. در پیمایش گلستان، شاخص کلی «گلستان جان از نگاه مردم ایران» ۹.۴ درصد رشد داشت و میانگین نمره از ۳۵.۵ به ۴۴.۹ درصد رسید. این رشد در دو زیرشاخص «نقش فعال مردم و علما در پیروزی انقلاب» و «وضعیت توسعه پایدار با وجود تنوع قومی و مذهبی» بیش از سایر موارد بوده است.

دستاوردهای غیرقابل اندازه‌گیری
فراتر از آمار، «ایران جان» دستاوردهای کیفی نیز داشته است. برای بسیاری از بینندگان، این نخستین بار بود که چهره‌ای واقعی و رنگارنگ از سیستان و بلوچستان می‌دیدند. زنان کارآفرین بلوچ، اسکله‌های صیادی در حال توسعه، صنایع دستی صادراتی و جوانانی که در حوزه فناوری و دانش‌بنیان در چابهار فعالند، قهرمانان این روایت تازه بودند.
 

کمک‌هایی که «ایران جان» نیاز دارد
بررسی اظهارات مسئولان و تحلیل وضعیت موجود، ما را به فهرستی از نیازمندی‌های این رویداد می‌رساند:

همراهی همه‌جانبه نهادهای استانی
موفقیت «ایران جان» در گرو همراهی همه دستگاه‌های اجرایی، اتاق بازرگانی، اتاق تعاون، اتاق اصناف و بخش خصوصی است. این رویداد نباید به پروژه صرفا صداوسیما تقلیل یابد.

 پژوهش و واکاوی پیش از تولید
آیت‌الله محامی بر این نکته تاکید کرده که «لازم است از این فرصت برای پژوهش، کنکاش و واکاوی تاریخ و ظرفیت‌های انسانی استان استفاده شود. بسیاری از استان‌های دیگر توانسته‌اند از این طریق چهره‌هایی را معرفی کنند که حتی برای خود مردم آن استان‌ها نیز ناشناخته بوده است.»

نگاه فرابخشی به ظرفیت‌ها
تجربه استان‌های پیشین نشان داده که صرفا تمرکز بر ظرفیت‌های اقتصادی یا گردشگری کافی نیست. معرفی جامع یک استان نیازمند نگاه فرابخشی به همه ابعاد فرهنگی، اجتماعی، دینی، اقتصادی و تاریخی است.

سازوکار پیگیری پس از رویداد
بدون تردید، یکی از مهم‌ترین نیازهای «ایران جان»، طراحی سازوکاری برای پیگیری مطالبات مطرح شده پس از پایان هر دوره است. در غیر این صورت، خطر تبدیل شدن به یک رویداد یادگاری و فاقد اثر ماندگار وجود دارد.

گشودگی به روی انسان‌رسانه‌ها و فضای مجازی مستقل
«ایران جان» نیازمند عبور از انحصار دولتی بر روایت‌سازی و گشودن درها به روی تولیدکنندگان مستقل محتواست. دعوت از بلاگرهای بومی، فعالان شبکه‌های اجتماعی و انسان‌رسانه‌های محلی می‌تواند نفوذ و باورپذیری رویداد را چند برابر کند. این به معنای واگذاری کنترل نیست، بلکه پذیرش این واقعیت است که در عصر ارتباطات، روایت‌های معتبر از مسیرهای غیررسمی نیز شکل می‌گیرند.
 

نتیجه‌گیری: «ایران جان»؛ آغاز یک مسیر
رویداد ملی «ایران جان» را باید یکی از مهم‌ترین ابتکارات رسانه ملی در سال‌های اخیر دانست. این رویداد با عبور از نگاه کلیشه‌ای به استان‌ها و تلاش برای روایت درونی فرهنگ‌های بومی، گامی بلند در مسیر تحقق عدالت رسانه‌ای برداشته است. ارقام و آمار مرکز تحقیقات صداوسیما نشان می‌دهد که این رویداد در افزایش شناخت مخاطبان از استان‌های مختلف و بهبود نگاه به مناطق کمتر دیده شده، موفق بوده است. رشد ۱۲ درصدی شناخت از استان گلستان، بهبود ۹.۴ درصدی نگاه مردم به این استان و افزایش ۱۴.۵ درصدی آشنایی با شخصیت‌های برجسته، ارقامی نیست که بتوان نادیده گرفت. با این حال، «ایران جان» همچنان با چالش‌هایی جدی مواجه است: خطر سطحی‌نگر شدن، نگاه یک‌جانبه به ظرفیت‌ها، همراهی نامتوازن مسئولان استانی، نبود سازوکار پیگیری پس از رویداد و مهم‌تر از همه، شکاف عمیق میان گفتمان حاکمیتی و مطالبات واقعی مردمی. حضور کمرنگ انسان‌رسانه‌های مستقل و فضای مجازی غیردولتی نیز از دیگر نقاط ضعف این رویداد است. هشتمین دوره این رویداد که این روزها در سیستان و بلوچستان در حال برگزاری است، فرصتی است برای آزمودن توانایی رسانه ملی در روایت استانی که شاید بیش از همه در حاشیه رسانه‌ای قرار داشته است. تصاویری که این روزها از سوزن‌دوزی زنان بلوچ، اسکله‌های صیادی چابهار، تالاب هامون و سواحل مکران روی آنتن می‌رود، نه فقط معرفی یک استان، که روایت تازه‌ای از ایران است. «ایران جان» اگرچه هشت ایستگاه را پشت سر گذاشته، اما همچنان در آغاز راه است. راهی که می‌تواند به بازتعریف هویت ملی از مسیر استان‌ها منجر شود، به شرط آنکه نگاه‌ها از قاب‌های سطحی فراتر رود و به عمق فرهنگ‌ها و مسائل واقعی مردم نفوذ کند. شناخت ایران، بدون عبور از کویر و دریا ممکن نیست و «ایران جان» پلی است برای این عبور. اما این پل زمانی پایدار خواهد ماند که مردم خود را در دو سوی آن نه به عنوان تماشاگر، که به عنوان معمار و سازنده ببینند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.