آگاه: در مقابل حکومت امکانی برای تربیت انسان متعالی. این در حالی است که تمدن غرب بهخصوص نسخه متأخر آن یعنی نسخه آمریکاییاش طی سالیان گذشته با مسئله انسان درگیر است. طبیعت انسان به الگو نیاز دارد تا رشد کند. انسان فطرتا به خوبیها گرایش دارد ضرورتا انسان تراز تمدنها باید سرآمد فضائل باشد اما به راستی غرب توانایی معرفی چنین انسانی را دارد؟
ظهور قهرمانان خیالی از جمله نمودهای ناتوانی غرب در ارائه یک الگوی مطلوب است. تکنولوژی پیشرفته و ماندن در ظاهر تنها میتواند سایهای از انسان مطلوب را حمل کند. در واقع این قهرمانان پوشالی اصالتی ندارند و متناسب با فرهنگ غرب جنبه مصرفی دارند. رمبو باید جنگافروزی آمریکا در ویتنام را بشوید و کاپیتان آمریکا از شجاعت و سلحشوری آمریکاییها حکایت کند. تمدنی که ادعا میشد جهان را به پایان میبرد باید برترین انسانها را داشته باشد.
تمدن غرب همواره درصدد بوده تا نشان دهد مظهر تکنولوژی و اقتصاد است. شرکتهای چندملیتی معجزه بزرگ این تمدن است که جهان را کنترل میکند و صاحبان صنایع پیشرفته و شرکتهای عریض و طویل پیامبران بزرگ روزگار ما هستند. از سرمایهدارانی مثل ایلان ماسک و بیل گیتس گرفته تا سیاستمدارانی مثل ترامپ و کلینتون. از قلم نیندازیم اسطوره بیبدیل فیزیک، استیون هاوکینگ افسانهای که با وجود ناتوانی جسمی تا چه اندازه الهامبخش بوده است. چه فیلمهایی که از زندگی این بزرگان ساخته نشده و چه کتابهایی که در باره شان نگاشته نشد. پروپاگاندای عظیم غرب برای معرفی اساطیر نامآورش که جهان را هدایت میکنند تلاش تحسینبرانگیزی داشته است. این آثار به شکل گسترده نه تنها در غرب که در جوامع به اصطلاح توسعهنیافته هم بسیار مشتری دارد. امروزه کمتعداد نیستند جوانانی که میخواهند مثل بیل گیتس ثروتمند شوند و نهایتا با بزرگمنشی خاصی به کارهای خیر روی آورند! کار اما جایی گره میخورد که یک ضربه سنگین افراد را از ماتریکس خارج میکند! فوکو در آثارش از رخداد (event) سخن میگوید. رخداد آن چیزی است که نشان میدهد تاریخ برخلاف آنچه اکثریت میپندارند پیش نمیرفته است. رخداد پدیدهای است که روایت رسمی پنهانش میکند تا تاثیراتش به شکلی عمدی مغفول بماند. بیشک پرونده اپستین یک رخداد است؛ رخدادی که گفتمان مسلط غرب را به چالش میکشد. این رخداد به قدری عظیم است که نیاز ندارد پژوهشگران برای ما آشکارش کنند. واضح است و روشن! پرونده اپستین نشان میدهد که انسانهای برگزیده غرب، این پیامبران علم، تکنولوژی و ثروت از قضا منحطترین انسانها هستند. حال بیایید نگاهی بیندازیم به بازار نشر کتاب در همین چند سال اخیر، چند کتاب از این پیامبران دروغین منتشر شده؟!
غرب در ظاهر مانده و مادی است. با معنا بیگانه است، اصلا معنا را مشکل بشر میداند. بشر باید از نیازهای مادی اشباع شود تا رستگار شود، درست طبق هرم خللناپذیر مازلو! پرونده اپستین اما نشان داد سرآمدان تمدن غرب گوی پستی و دنائت را از همه ربودهاند. اگر معنویتی هم دارند ظاهری است، تجاری و فاقد معنا. ثمره معنویت توخالی میشود فاجعه دالایی لاما! عرفانهای کاذب
غیر توحیدی که در بند فرقههای شیطانی میشوند.
پرونده اپستین نماد تمدنی است که بسیار جلو رفته اما به دلیل آنکه خدایی نیست هر چه جلوتر میرود منحطتر میشود. در سمت مقابل تمدن غرب و جغرافیای سلطه به تمدن اسلامی و جغرافیای مقاومت بنگریم. انسان انقلاب اسلامی، کسی مثل حاجقاسم سلیمانی را عرضه کرده است. مردی که یک فرد نیست، یک مکتب است. الگویی واقعی است نه قهرمانی در فیلمها و مجلات. افتخار بزرگ نظام اسلامی تربیت انسان متعالی است.
تمدنی که در رأس آن مردی الهی است، کجا و تمدنی که در رأس آن قماربازی کودکآزار کجا؟! وَمَا یستَوِی الْأَعْمَی وَالْبَصِیرُ.
۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۱
کد خبر: ۲۰٬۵۰۸
فروپاشی اسطوره انسان تراز غرب
پایانی بر قهرمانان خیالی
محمدحسام غفوری ـ دانشجوی کارشناسی ارشد مردمشناسی
هر تمدن براساس مبانی و نگرشهای خاصی شکل میگیرد و اهداف خاصی را دنبال میکند. از جمله مبناهای مقایسه میان تمدنها، انسانهایی است که عرضه میکنند. رهبری در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی، تشکیل حکومت انسانی را به عنوان «کارخانه انسانسازی» تبیین میکنند؛ بدین معنا که پیامبران در آغاز نهضتشان انسانها را یک به یک تربیت میکردند که فرآیندی بسیار طولانی با بازدهی کم بوده است.
نظر شما