ادبیات حماسی همیشه پناهگاه روح بزرگ ملت‌ها در برابر هجوم بیگانگان بوده و در تاریخ کشورها از جمله ایرانیان دلاور از این ادبیات برای تشجیع ملت بهره ‌برده‌اند که نمود آن به شکل هنری در شاهنامه فردوسی است.

این روزها شاهنامه بخوانید

آگاه: ابراهیم خدایار،‌ منتقد ادبی و استاد زبان و ادبیات فارسی در این باره گفت: در شرایط کنونی که خانواده‌های ایرانی با بحران جنگ مواجه هستند مطالعه آثار مرتبط با شاهنامه از جمله دو اثر با نام‌های «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» و «چهار سخنگوی وجدان ایران» به قلم محمدعلی اسلامی‌ندوشن را توصیه می‌کنم.
وی با بیان اینکه ادبیات حماسی از جایگاه ویژه‌ای در کشورهای مختلف از جمله نزد ایرانیان برخوردار است، افزود: در شرایط کنونی که با آسیب‌های روحی و روانی ناشی از جنگ روبه‌رو هستیم مطالعه شاهنامه فردوسی و تحقیقات ارزشمند درباره آن از جمله دو اثر با نام‌های «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» و «چهار سخنگوی وجدان ایران» به قلم محمدعلی اسلامی‌ندوشن را توصیه می‌کنم. استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت مدرس با بیان اینکه عصاره ادبیات حماسی، تقویت پایداری ملی در برابر اقوام مهاجم و تقویت همبستگی و هویت ملی بوده است، گفت: مصداق این سخن شعر مشهور فردوسی «چو ایران نباشد تن من مباد» است. ادبیات حماسی استوارترین پرچم مقاومت ملی ایران در برابر هجوم بیگانه است و رمز ماندگاری اشعار فردوسی و دامنه‌دار بودن پژوهش درباره اثر فاخر وی همین است. وی ادامه داد: کتاب آرامش‌بخش روح و روان انسان‌هاست و مطالعه آثار ادبی می‌تواند به کاهش بحران‌های روحی و ذهنی خانواده‌ها در شرایط فعلی جنگ کمک کند. به عنوان یک کتابخوان و استاد زبان و ادبیات فارسی مطالعه چهار کتاب محمدعلی اسلامی‌ندوشن شامل «چهار سخنگوی وجدان ایران»، «روزها (سرگذشت)»، «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» و «ایران چه حرفی برای گفتن دارد؟» را توصیه می‌کنم.
این استاد زبان و ادبیات فارسی درباره کتاب‌های «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه» و «چهار سخنگوی وجدان ایران» عنوان کرد: این کتاب شامل دو بخش است. بخش نخست بررسی زندگی فردوسی و چگونگی شاهنامه را دربر می‌گیرد و در بخش دوم به تحلیل شخصیت چندتن از قهرمانان اصلی شاهنامه پرداخته می‌شود. این کتاب کوشیده است تا نسل جوان را با این شاهکار بزرگ جهانی آشنا کند و از آثار ماندنی اسلامی‌ندوشن است. وی همچنین کتاب «چهار سخنگوی وجدان ایران» را با فردوسی آغاز کرده و از وی به عنوان سخنگوی پیروزی نیکی بر بدی یاد کرده است. در ادامه به بررسی غزل‌ها و مثنوی مولوی، غزلیات سعدی و اشعار حافظ پرداخته است.
خدایار همچنین در معرفی دیگر کتاب‌های مناسب و خواندنی در ایام جنگ از «شرح مثنوی» کریم زمانی، «لذات فلسفه» نوشته ویل دورانت با ترجمه زریاب خویی، «داریوش و پارس‌ها: تاریخ فرهنگ ایران در دوره هخامنشیان» نوشته والتر هینتس با ترجمه ع. صدریه، «ایران در تاریخ جهان» نوشته ریچارد فولتس با ترجمه ع. پاشایی، «تاریخ تمدن ایران» نوشته ویل دورانت با ترجمه مهدی افشار، «چرا ادبیات؟» ماریو بارگاس با ترجمه عبدالله کوثری، «صد سال تنهایی» گارسیا مارکز، «تذکره‌الاولیا» عطار نیشابوری (تصحیح محمدرضا شفیعی‌کدکنی)، رمان «سمرقند» امین معلوف (صوتی) و نیز کتاب‌های داستایوفسکی از جمله «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف» نام برد.

نگاهی تاریخی بر هویت «ایرانی بودن»

محمدجعفر محمدزاده - پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران
انسان به طور فطری هویت‌جو و هویت‌خواه است. مهم‌ترین سرمایه هویتی هرکس در هرکجای عالم هویت ملی و «وطن‌داری» اوست. وطن‌داری یعنی وابستگی به ریشه و اصل، یعنی بدانی به نام نسب کیستی و چیستی؟ در داستان گفت‌وگوی فریدون با مادرش فرانک در شاهنامه، فریدون این‌چنین هویت خود را از مادرش می‌پرسد:
بگویی مرا تا که بودم پدر؟
کیم من؟ به تخم از کدامین گهر؟
چه گویم کیم؟ بر سر انجمن
یکی دانشی‌ داستانی بزن!
این سخن تازه‌ای نیست و رویکرد جمهوری اسلامی، پهلوی یا قاجار یا ایدئولوژی چپ و راست یا دوگانه‌های ساختگی نیست؛ این حقیقت تاریخ است که در درازنای هزاران سال، ایرانیان از خود نشان داده‌اند و دانایان عالم از مستشرقین غربی تا تاریخ‌دانان اسلامی و غیر اسلامی، ایرانی و غیر ایرانی بر آن صحه گذاشته‌اند؛ هویت ملی ایران هویتی تعریف‌شده و با مختصات و مولفه‌های روشن است.
شهید مرتضی مطهری اندیشمندی اسلامی است که پژوهش‌های عمیقی در حوزه ایران و اسلام کرده و دیدگاه‌های قابل اعتنایی در این زمینه دارد. او می‌گوید: «ایرانی لایق بوده نه بی‌لیاقت، راست و صریح بوده نه منافق و دروغگو، شجاع و دلیر بوده نه جبان و ترسو، حقیقت‌خواه بوده نه چشم به حوادث زودگذر، اصیل بوده نه بی‌بن و بی‌ریشه» (مطهری، مجموعه آثار، ج ۱۴:۱۳۱).
تنها بی‌وطن‌ها و بی‌هویت‌ها هستند که درکی از این حقیقت تاریخی ندارند و ارزش وطن‌داری را نمی‌دانند و هویت خود را به بهای مزدوری و جاسوسی به بیگانگان می‌فروشند و در آوارگی و بیچارگی به دنبال ناپدری و نامادری می‌گردند.
ملت بودن و همراهی ملت، لذتی دارد که بی‌هویت‌ها از درک آن عاجزند؛ ملت بودن در غم و شادی و در غرور و اندوه ملی یکی‌بودن و شریک‌شدن است. ملت‌بودن، دشمن مشترک را شناختن و در برابر او ایستادگی کردن است. غیر از این، بی‌وطنی و بی‌هویتی است.
که ایران چو باغی است خرم‌بهار
شکفته همیشه گل کامگار
دریغ است ایران که ویران شود
کنام پلنگان و شیران شود
(حکیم فردوسی)

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.