در یک ماه گذشته کشور ما با یکی از بحرانی‌ترین و در عین حال تعیین‌کننده‌ترین برهه‌های تاریخ معاصر خود مواجه بود. این دوره که با تشدید تنش‌های نظامی مستقیم میان ایران و ائتلاف ایالات متحده و رژیم صهیونیستی شناخته می‌شود، نه تنها در میدان‌های نبرد فیزیکی، بلکه در فضایی به وسعت ذهن و باور عمومی به وقوع پیوست. نبرد روایت‌ها در این بازه زمانی، از حالت یک ابزار پشتیبان خارج شده و به رکن اصلی استراتژی‌های دفاعی و تهاجمی طرفین مبدل شد.

صیقل  اراده ملی در جبهه روایت‌ها

آگاه: تحولات رسانه‌ای سال ۱۴۰۴ با وقوع جنگ ۱۲ روزه آغاز شد که به عنوان پیش‌درآمدی برای درگیری‌های گسترده‌تر سال ۲۰۲۶ و جنگ رمضان عمل کرد. این نبرد که با حمله تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و پاسخ‌های متقابل ایران در عملیات «وعده صادق ۳ و ۴» همراه بود، مدل جدیدی از جنگ ترکیبی را معرفی کرد که در آن نیروی سایبری و قدرت هوایی با قدرت رسانه‌ای درهم آمیخت.

بستر تاریخی و آرایش نظامی رسانه‌ها در آستانه بحران ۱۴۰۴
با ورود به نیمه دوم سال ۲۰۲۵ و نزدیک به سال ۲۰۲۶، آرایش رسانه‌ای ایران تحت تاثیر اقدامات دونالد ترامپ در ایالات متحده و تشدید سیاست‌های تهاجمی نتانیاهو قرار گرفت. ترامپ با انتشار پیام‌هایی مستقیم خطاب به نیروهای مسلح ایران، آنها را به تسلیم و دریافت مصونیت فراخواند و همزمان نتانیاهو از «فرصتی بی‌نظیر برای رهایی مردم ایران» سخن گفت. این حجم از پیام‌رسانی هدفمند، رسانه‌های رسمی ما را در وضعیتی قرار داد که بخشی از تمرکز خود را بر روشن‌سازی موضع مردم ایران نسبت به این پیام‌ها قرار دهند.

رسانه ملی در خط مقدم
سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در این دوره به عنوان خاکریز اول در جنگ ادراکی بود. با این حال، این سازمان در مواجهه با تهاجمات دشمن، با وضعیتی دوگانه روبه‌رو بود. از یک سو، هدف حملات مستقیم نظامی قرار گرفت و از سوی دیگر، به دلیل برخی سوءمدیریت‌ها در تولید محتوا، گاه با بحران اعتبار در میان بخشی از مخاطبان داخلی مواجه شد.
در ۲۶ خرداد ۱۴۰۴، ساختمان مرکزی صداوسیما (ساختمان شیشه‌ای) هدف حملات موشکی رژیم صهیونیستی قرار گرفت. این حمله که به شهادت چند تن از کارکنان این سازمان منجر شد، با هدف قطع جریان اطلاع‌رسانی رسمی کشور طراحی شده بود. در دل این بحران، روایت مجری شبکه خبر به سرعت به یکی از تاثیرگذارترین داستان‌های مقاومت رسانه‌ای تبدیل شد. امامی که در لحظه انفجار و لرزش ساختمان روی آنتن زنده حضور داشت، با حفظ خونسردی خیره‌کننده به اجرای برنامه ادامه داد. این رفتار حرفه‌ای و ایثارگرانه، موجی از حمایت‌های مردمی و دولتی را برانگیخت.
در جنگ رمضان نیز، در حالی که خبرنگاران میدانی با دست خونین و در میان آوارها به نمادی از مقاومت بدل شده بودند، لایه‌های مدیریتی صداوسیما گاه با انتقادات تندی روبه‌رو شدند. یکی از این موارد، پخش تصاویری بود که مشخص شد با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده‌اند. این اقدام در شرایطی که تصاویر واقعی از اصابت موشک‌ها وجود داشت، به عنوان یک خطای راهبردی به رسانه‌های معاند اجازه داد تا با همین دستاویز برای مدتی دستاوردهای نظامی ایران را زیر سوال ببرند.

رسانه‌های مردمی و جهاد تبیین
در غیاب اینترنت جهانی، پیام‌رسان‌های بومی نظیر ایتا و روبیکا یا بله به بسترهای اصلی برای شکل‌گیری روایت‌های مردمی در جنگ رمضان تبدیل شدند. مفهوم جهاد تبیین که توسط رهبر شهید انقلاب مورد تاکید قرار گرفته بود، در این پلتفرم‌ها تجلی یافت. اینفلوئنسرهای انقلابی و کانال‌های خبری و تحلیلی غیررسمی دست از انتشار محتوا برنداشتند و جریان اطلاعاتی را زنده و پویا نگه داشتند.

حماسه ایلیاتی در قاب دیجیتال
یکی از شگفت‌انگیزترین و غرورآفرین‌ترین صحنه‌های دفاع ملی، نه در استودیوهای خبری، بلکه در دل کوه‌های سر به فلک کشیده زاگرس و توسط اقوام غیور لر رقم خورد. با محدود شدن اینترنت جهانی، پیام‌رسان‌های بومی نظیر ایتا و روبیکا یا بله به میدان اصلی تجلی جهاد تبیین تبدیل شدند. در این میان، ویدیوهای کوتاهی از مناطق یاسوج، گچساران، لنده و باشت به صورت ویروسی در سطح ملی پخش شد که بازدیدهای 
چند میلیونی را به ثبت رساند.
یکی از پربازدیدترین مقاطع رسانه‌ای این دوران، ویدیوهایی بود که مردم محلی در ارتفاعات این مناطق و مناطق مرزی کهگیلویه و بویراحمد از لحظه شکار ریزپرنده‌ها و پهپادهای متخاصم با سلاح شخصی برنو منتشر کردند. این تصاویر که با شعارهای حماسی و اشعار لری در وصف وطن همراه بود، موجی از غرور ملی را در سراسر کشور ایجاد کرد. در حالی که رسانه‌های دشمن سعی داشتند ایران را در موضع ضعف نشان دهند، تماشای پیرمردی لر که با صلابت بر قله کوه ایستاده و علیه پهپادهای پیشرفته آمریکایی رجزخوانی می‌کرد، قدرت محاسبات جنگ روانی آنها را برهم زد.
این ویدیوها در رسانه‌های داخلی نظیر خبرگزاری فارس و خبرگزاری صداوسیما 
به عنوان سند پیوند ناگسستنی اقوام ایرانی و جمهوری اسلامی بازنشر شد. تجمع‌های عظیم مردم سراسر کشور در شب‌های پیاپی که خیابان‌ها را به جبهه مقاومت تبدیل کرده بودند، در ویدیوهای پیام‌رسان‌های داخلی میلیون‌ها بیننده را به خود جذب کرد. شعار «جان‌فدا برای ایران» که در پویشی ملی بیش از هفت میلیون لبیک دریافت کرد، در میان اقوام ایران به یک حرکت حماسی تبدیل شد که در آن، هر خانه به یک سنگر رسانه‌ای تبدیل شد. این حضور خودجوش مردمی نشان داد که رسانه‌های مردمی چگونه می‌توانند با ثبت لحظات نابی از ایثار کادر درمان در بیمارستان‌های مناطق غربی و با رجزخوانی کارگران تاسیسات در میان انفجارها، واقعیت شکست‌ناپذیری جمهوری اسلامی را به دنیا مخابره کنند.
نبرد شناختی و تقابل آماری
یکی از دشوارترین وظایف رسانه‌ها در این دوره، مدیریت اخبار مربوط به تلفات و خسارات بود. در حالی که رسانه‌های غربی روی فلج‌سازی سریع کشور و فروپاشی اراده سیاسی ایران تمرکز کرده بودند، رسانه‌های داخلی ایران ثبت حقوقی و سیاسی واقعیت جنگ را دنبال می‌کردند. یکی از پربازدیدترین اخبار جنگ رمضان، سقوط جنگنده‌های آمریکایی مانند اف-۱۵ در خاک ایران بود. رسانه‌های داخلی با انتشار تصاویری از جست‌وجوی خلبانان و تعیین پاداش‌های میلیاردی برای زنده‌گیری آنها، تلاش کردند تا برتری تکنولوژیک دشمن را مخدوش کنند. در مقابل، مقامات آمریکایی با پنهان‌کاری شدید در مورد تلفات نظامی خود در ناوهایی چون جرالد فورد، سعی در حفظ دروغین اعتبار نظامی واشنگتن داشتند. این جنگ روایت‌ها نشان داد که در نبردهای مدرن، کنترل ادراک از پیروزی به اندازه خود پیروزی در میدان اهمیت دارد.

دستاوردهای جبهه رسانه‌ای ایران چه بود؟
تاب‌آوری زیرساختی در برابر حملات فیزیکی که با وجود بمباران ساختمان صداوسیما در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و سایت‌های ارتباطی و نیز خطری که خبررسانی میدانی به همراه داشت، جریان اصلی اطلاع‌رسانی حتی برای یک ساعت هم قطع نشد. انتقال سریع استودیوها به نقاط پشتیبان، نشان‌دهنده آمادگی پدافند غیرعامل در بخش رسانه بود. همچنین در راستای تقویت همبستگی ملی حول محور تمامیت ارضی در جنگ، حتی منتقدان داخلی نیز در برابر تجاوز خارجی موضعی ملی اتخاذ کردند. رسانه‌ها با نمایش و بازتاب یکپارچگی ایرانیان، مانع از تحقق هدف دشمن در ایجاد شورش‌های تجزیه‌طلبانه در مناطق قومیتی شدند و نیز برای شکستن انحصار روایت غربی در منطقه، همکاری رسانه‌ای میان اعضای جبهه مقاومت (ایران، عراق، یمن و لبنان) شکل گرفت که باعث شد تا اخبار مربوط به تلفات نظامی آمریکا و اسرائیل با سرعت بیشتری منتشر شود و هزینه‌های سیاسی جنگ را برای واشنگتن افزایش دهد.

افق‌های پیش رو در پساجنگ
نبرد روایت‌ها در سال‌های ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ ثابت کرد که قدرت نرم رسانه‌ای، به اندازه قدرت سخت موشکی، در بقای ملی حیاتی است. تجربه حمله به صداوسیما و حماسه خبرنگاران و عکاسان میدانی نشان داد که نیروی انسانی متعهد، بزرگ‌ترین دارایی رسانه‌ای ایران است. با این حال، برای پیروزی در نبردهای آینده، نظام رسانه‌ای کشور نیازمند یک پوست‌اندازی راهبردی است. بازگرداندن اعتبار به رسانه ملی از طریق افزایش تکثر و شفافیت و ارتقای سواد رسانه‌ای جامعه برای مقابله با جنگ شناختی، از مهم‌ترین ضرورت‌های دوران پساجنگ هستند. ایران با تکیه بر واقعیت‌های میدانی و روایت‌های انسانی صادقانه، به طراحی معماری جدیدی در فضای اطلاع‌رسانی دست زده که در آن پیام، فراتر از مرزهای جغرافیایی و محدودیت‌ها، در قلب و ذهن مخاطب می‌نشیند. جنگ رمضان نشان داد که دشمن در تحمیل اراده سیاسی خود ناکام مانده است اما این پیروزی زمانی کامل خواهد شد که در جبهه رسانه‌ای نیز، روایت ایران به عنوان روایت غالب و معتبر در سطح ملی و منطقه‌ای تثبیت شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.