آگاه: روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت در گزارشی مفصل به قلم روزنامهنگار وابسته به موساد، رونن برگمن صریحا از طرح شیطانی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و تجزیه ایران در جریان جنگ اخیر پرده برداشته است. نکته قابل تامل آنکه در این گزارش، به صراحت قید شده که اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، از عوامل و محرکهای اصلی اجرای آن طرح شیطانی توسط رژیمهای آمریکا و اسرائیل بود.
در گزارش اخیر یدیعوت آحارونت قید شده که وقتی دیوید بارنیا در سال ۲۰۲۱ میلادی به ریاست موساد منصوب شد، دستور یک تغییر اساسی در تحریک افکار عمومی ایران را صادر کرد. این حوزه تحت مدیریت او به محور اصلی تقابل با ایران تبدیل شد. بر اساس این گزارش، برای سرنگونی یک نظام دو مسیر وجود دارد: یکی از بالا، با تکیه بر نخبگان و مقامهای ارشد و دیگری از پایین، با تقویت اعتراضات مردمی و حتی مقاومت مسلحانه گروههای اقلیت. رژیم اسرائیل ظاهرا تصمیم گرفت هر دو مسیر را بهطور همزمان دنبال کند.
در این گزارش تاکید شده که پروژه ضدایرانی رژیم اسرائیل از حدود چهار سال پیش آغاز شد و حدود دو سال و نیم پیش به مرحله آمادگی عملیاتی رسید؛ در ادامه این گزارش آمده است که شکلگیری طرح تغییر حکومت در ایران بر پایه تجربه عملیاتهای پیشین و افزایش اعتماد به نفس میان سردمداران سیاسی و نظامی اسرائیل بوده است. دو عملیات تروریستی از جمله پیکانهای شمالی علیه لبنان در سپتامبر ۲۰۲۴ و طلوع شیران علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری تصمیمات راهبردی در این حوزه داشتند.
در گزارش یدیعوت آحارونت آمده که این تصور وجود داشته که واشنگتن بهطور کامل از طرح ضدایرانی رژیم اسرائیل پشتیبانی خواهد کرد. این پروژه ضدایرانی برای تابستان سال ۲۰۲۶ برنامهریزی شده بود تا اینکه اغتشاشات دی ۱۴۰۴ شکل گرفت.
پس از پایان جنگ ۱۲ روزه، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مدعی شدند که دو تهدید اصلی علیه رژیم اسرائیل یعنی برنامه هستهای و توان موشکی ایران، برای همیشه برطرف شده است. با این حال، طبق نوشته یدیعوت آحارونت ارزیابیهای میدانی تصویر متفاوتی ارائه میداد و نهادهای امنیتی رژیم اسرائیل با درک این واقعیت، بهسرعت به سمت آمادهسازی مرحله بعدی حرکت کردند. کارشناسان تاکید داشتند که حملات هوایی به زیرساختهای ایران بهتنهایی نمیتواند مسئله را حل کند و حتی در صورت موفقیت، به چرخهای از درگیریهای پیدرپی منجر خواهد شد. پس تنها اقدامی که میتواند آنها را از این چرخه خارج کند، سرنگونی حاکمیت در ایران است.
طبق نوشته این رسانه صهیونیستی، زمان اجرای این طرح برای ژوئن ۲۰۲۶ در نظر گرفته شده بود تا در آن زمان تمامی مقدمات فراهم و شرایط لازم مهیا شود. با این حال، در ژانویه سال ۲۰۲۶ یعنی ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، مزدوران و پیادهنظام موساد به خیابانها آمدند و سبب شدند پروژه ضدایرانی سقوط نظام و تجزیه ایران توسط آمریکاییها و صهیونیستها، به جلو بیفتد.
دستور ترامپ به ارتش آمریکا پس از اغتشاشات
پس از اغتشاشات دی، ترامپ به فرماندهی مرکزی آمریکا موسوم به سنتکام دستور داد نیروهایی را به منطقه خلیج فارس اعزام کند. همزمان، بنیامین نتانیاهو نیز به ارتش اسرائیل و موساد دستور داد زمان اجرای عملیات را جلو بیندازند. یسرائیل کاتس، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، در اوایل مارس و در جریان بازدید از بخش اطلاعات ارتش اعلام کرد که این عملیات در ابتدا برای اواسط سال برنامهریزی شده بود، اما بهدلیل تحولات داخلی ایران و موضع رئیسجمهور آمریکا، تصمیم گرفته شد زمان اجرای آن به فوریه منتقل شود؛ تصمیمی که به گفته این گزارش، هزینههایی به همراه داشت.
بر اساس این گزارش، طرح سرنگونی نظام ایران هسته اصلی راهبرد جنگ تازه محسوب میشد. در اوج اغتشاشات، رئیس موساد در ۱۶ ژانویه به آمریکا سفر کرد و این طرح را در دیدار با مقامهای آمریکایی اعم از نظامی و غیرنظامی تشریح کرد. یک منبع مطلع میگوید که تمامی جزئیات، از جمله سناریوی سرنگونی نظام، بهطور کامل ارائه شده بود. همزمان، فرماندهی مرکزی آمریکا نیز از طریق ارتباط با ارتش اسرائیل در جریان این طرح قرار گرفت و رئیس ستاد کل ارتش اسرائیل نیز به واشنگتن سفر کرد. در پی این تحولات، دولت آمریکا خود را برای یک درگیری آماده کرد، هرچند مشخص نبود که با تمام مراحل این طرح موافقت دارد یا نه.
این گزارش همچنین به عملیاتی در سوم ژانویه ۲۰۲۶ اشاره میکند که طی آن، در یک اقدام سریع کماندویی و بدون تلفات برای آمریکا، نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، به همراه همسرش از کاخ ریاستجمهوری ربوده شد و در مدت کوتاهی کنترل کشور به ساختاری جدید تحت هدایت سیا منتقل شد. موفقیت این عملیات، بر اساس گزارش، به افزایش محبوبیت رئیسجمهور آمریکا و تقویت اعتماد او به توان نظامی کشورش انجامید. در چنین فضایی، ترامپ به این باور رسید که ظرفیتهای نظامی تحت فرمان او محدودیتی ندارد. بنیامین نتانیاهو در ۱۱ فوریه در کاخ سفید با دونالد ترامپ دیدار کرد و در جلسهای در اتاق وضعیت، رئیس موساد از طریق ارتباطی رمزگذاریشده از اسرائیل به این نشست پیوست. در این جلسه، تمامی جزئیات طرح برای رئیسجمهور آمریکا تشریح شد و فضای حاکم بر نشست مثبت ارزیابی شد.
بر اساس این گزارش، ترامپ در آن مقطع حتی سناریویی مشابه آنچه در ونزوئلا رخ داده بود را برای تهران قابل تصور میدید، در حالی که تفاوتهای اساسی این دو وضعیت را در نظر نداشت. نتانیاهو نیز با این برداشت به اراضی اشغالی بازگشت که میان او و ترامپ هماهنگی کامل وجود دارد و اجرای طرح در همه ابعاد آن با چراغ سبز واشنگتن همراه است.
یک روز بعد، مقامهای ارشد دولت آمریکا در جلسهای دیگر در همان اتاق وضعیت، اما بدون حضور هیات اسرائیلی، به بررسی جزئیات طرح پرداختند؛ نشستی که بهگفته منابع، فضای آن کاملا متفاوت بود. جزئیات این گفتوگو بعدها در کتابی نوشته مگی هابرمن و جاناتان سوان منتشر شد که بخشهایی از آن نیز در روزنامه نیویورک تایمز بازتاب یافت. بر پایه دادههای موجود، این طرح بر اجرای یک عملیات نظامی گسترده متمرکز بود که قرار بود در نهایت به سرنگونی نظام ایران و تجزیه این کشور منتهی شود.
جنگی که سه روزه تمام نشد!
در ابتدای جنگ، دونالد ترامپ با کییر استارمر، نخستوزیر انگلیس تماس میگیرد و از او میخواهد لندن به این درگیری بپیوندد. استارمر در پاسخ اعلام میکند که این موضوع را بررسی کرده و هفته آینده درباره آن با او گفتوگو خواهد کرد. اما ترامپ در واکنشی تند میگوید: هفته آینده دیر است! این جنگ ظرف سه روز تمام خواهد شد.
با این حال، اجرای این مراحل با موانع متعددی روبهرو شد؛ بهگونهای که فراخوانها برای حضور مردم در خیابانها با استقبال مواجه نشد و طرح حمله زمینی گروههای کرد نیز پیش از آغاز متوقف شد. این تصمیم پس از آن اتخاذ شد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، تحت تاثیر دیدگاههای مطرح در داخل دولت خود و همچنین مخالفت برخی چهرههای برجسته با این طرح، دستور توقف آن را صادر کرد.
در جلسهای در ۱۲ فوریه در کاخ سفید، دونالد ترامپ با مخالفت جدی مقامهای ارشد دولت خود از جمله معاونش ونس، وزیر امور خارجه مارکو روبیو و رئیس سازمان سیا، روبهرو شد. طبق مندرجات گزارش یدیعوت آحارونت، روبیو این طرح را مزخرف و رئیس سیا آن را نمایشی مضحک توصیف کردند؛ مواضعی که نشاندهنده شکاف جدی در داخل دولت آمریکا بود و ترامپ نیز به این دیدگاهها گوش سپرد. به هر ترتیب اسناد و مدارک موجود نشان میدهد که تروریستهای اغتشاشگری که در دی سال گذشته شنیعترین و فجیعترین جنایات را علیه مردم و حافظان امنیت شهروندان مرتکب شدند، پیاده نظامهای دشمن متجاوز بودند و با اقدامات خود، دشمن را برای تجاوز به ایران تهییج و تحریک کردند. دشمنی که حدود چهار هزار تن از هموطنان ما را به شهادت رساند.
نظر شما