مرضیه کیان - خبرنگار: صدای چرخ‌دنده‌های صنعت، صدای کشیده شدن جاروی رفتگر بر آسفالت خیابان در سپیده‌دم و تق‌تق ابزار یک مکانیک در گوشه تاریک یک گاراژ؛ اینها تنها اصوات روزمره یک شهر نیستند، بلکه ضربان قلب کشوری هستند که برای ایستادن روی پاهای خود، به بازوان ستبر کارگرانش تکیه کرده است. پیشرفت، توسعه زیرساخت‌ها و استقلال اقتصادی ایران، در هیچ کجای تاریخ، بدون عرق جبین زنان و مردانی که در خط مقدم تولید و خدمت ایستاده‌اند، معنا نیافته است. کارگرانی که اغلب در هیاهوی اخبار کلان به چشم نمی‌آیند، در شلوغی پمپ بنزین‌ها، در دل کارگاه‌های ساختمانی پرخطر، پشت فرمان ماشین‌های سنگین و موتورهای مسافرکش و در کارخانه‌های دور از فضای شهری، بی‌ادعا در حال ساختن پایه‌های یک جامعه سالم و پویا هستند. این قشر، همواره نشان داده‌اند که در بحرانی‌ترین شرایط کشور، از تحریم‌های اقتصادی گرفته تا حوادث و درگیری و جنگ، چرخه حیات جامعه را از توقف بازداشته‌اند.

سفره‌های خاک‌آلود

آگاه: یک خانواده سالم و یک جامعه پایدار، مستقیما بر پایه رزق حلال و امنیت شغلی بنا می‌شود. مردان و زنان این سرزمین، با پشتکار و تحمل شرایط سخت کاری، زندگی و آتیه خانواده‌شان را با همین درآمد پاک و نان حلال می‌سازند. کار کردن و کسب روزی حلال در فرهنگ اصیل ما، نه‌تنها یک وظیفه مدنی، بلکه ارزشی هم‌سنگ جهاد دارد. کارشناسان اقتصادی همواره تاکید می‌کنند که اگر کوچک‌ترین خدشه‌ای به پیکره کار و تلاش در کشور وارد شود و امنیت روانی و جانی نیروی کار تامین نگردد، لطمه‌ای جبران‌ناپذیر متوجه توسعه ملی خواهد بود. از این‌رو، باید قدردان کارگرانی باشیم که با غیرت و تعهد، حتی در سایه تهدیدات امنیتی و بحران‌ها، اجازه توقف چرخ اقتصاد خرد و کلان را ندادند.

از خاکریزهای دیروز تا خیابان‌های امروز
پیوند عمیق میان ارزش‌های کار و مفهوم ایثار، در جامعه ما یک پدیده یا مفهومی تازه نیست. با نگاهی به اسناد تاریخی و آمار مستند در دوران دفاع مقدس هشت ساله و همچنین در میان مدافعان امنیت و حرم، به وضوح می‌بینیم که قشر کارگر همواره پیشگام فداکاری و حضور در خط مقدم بوده است. سردار شهید عبدالحسین برونسی که در سال ۱۳۶۳ به شهادت رسید، پیش از حضور در جبهه‌ها، کارگری ساده و بنایی بود که با تاکید بر کسب پول حلال به اوج معرفت و فرماندهی رسید. شهید هادی ذوالفقاری، جوانی که در بازار آهن پایتخت با موتور بارکشی می‌کرد و به کارهای خدماتی مشغول بود یا شهید رضا حسینی که با یک دستگاه وانت نان‌آور خانواده بود، همگی نشان دادند که بزرگی روح در سادگی شغل و پاکی درآمد است. شهید بسیجی علی انوشه که در ۱۸ سالگی جان خود را فدا کرد، در وصایا و دست‌نوشته‌هایش همواره بر این نکته تاکید می‌کرد که نان حرام، ریشه فساد و انحطاط اخلاقی انسان و جامعه است. اما این فداکاری‌ها و پرداخت هزینه‌های جانی، تنها به دهه‌های گذشته و جبهه‌های نبرد کلاسیک ختم نمی‌شود. در جریان حملات ناجوانمردانه اخیر، از جمله وقایع موسوم به جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم، آسمان شهرها ناغافل مورد حمله قرار گرفت. در این میان، برای موشک‌ها و پهپادهای مهاجم فرقی نمی‌کرد که چه کسی زیر این آسمان در حال تردد است؛ یک نظامی در پادگان یا یک کارگر ساده در خیابان. کارگرانی که در مسیر تامین نان روزانه و در محیط‌های غیرنظامی بودند، ناگهان در مسیر جان دادن و ترور کور قرار گرفتند. روایت این مردان، حکایت خون‌های پاکی است که پای درخت امنیت این سرزمین ریخته شد و ضرورت تفکیک مناطق مسکونی و تجاری از خطرات نظامی را در قوانین بین‌المللی بیش از پیش نمایان می‌سازد.
گزارش میدانی و مستند پیش‌رو، به بررسی وضعیت ۶ تن از این جانباختگان می‌پردازد که هر یک نماینده طیفی از جامعه کارگری کشور هستند:

مجتبی ذوالقدری؛ جان ‌باختن حین عملیات فنی و صنعتی
مجتبی ذوالقدری، از نیروهای داوطلب و کارگر فنی شرکت رجاشیمی، در جریان عملیات حساس جوشکاری تجهیزات و سازه‌های فلزی (لانچرها) جان خود را از دست داد. محیط‌های صنعتی همواره آبستن حوادث هستند، اما اصابت موشک به چنین زیرساخت‌هایی فاجعه را دوچندان می‌کند. وی که علاوه بر فعالیت صنعتی، به عنوان خادم افتخاری اماکن مذهبی نیز در سطح جامعه محلی فعالیت می‌کرد، دقیقا در محل کار و در حین انجام وظیفه به شهادت رسید.

اکبر سرخ‌بال؛ حادثه مرگبار در جایگاه سوخت تهرانسر
جایگاه‌های عرضه سوخت همواره به عنوان شریان‌های حیاتی حمل و نقل شهری شناخته می‌شوند. در پی حمله موشکی به یک پمپ بنزین در منطقه پرتردد تهرانسر، اکبر سرخ‌بال، کارگر ۶۰ ساله این جایگاه جان باخت. حضور یک مرد در این سن در شیفت‌های کاری سخت، نشان‌دهنده تلاش مستمر برای حفظ بقای اقتصادی خانواده است. وی که سال‌ها مسئولیت سنگین تامین هزینه‌های همسر و دو فرزندش را بر عهده داشت، در زمان وقوع حمله رژیم صهیونیستی در محل کار خود حضور داشت و بر اثر شدت آتش‌سوزی مهیب ناشی از انفجار مخازن سوخت به شهادت رسید.

حمید چلنگر؛ اهدای عضو پس از مجروحیت در گاراژ
حمید چلنگر، تکنسین و صافکار ۴۴ ساله شاغل در تعمیرگاهی در اسلامشهر، از دیگر قربانیان مظلوم این جنایت آمریکایی- صهیونی است. وی که نماینده قشر زحمتکش اصناف خدماتی بود، پس از مجروحیت شدید در جریان برخورد ترکش‌ها در محیط کار، به بیمارستان منتقل شد اما متاسفانه دچار مرگ مغزی شد. در اقدامی انسان‌دوستانه و با رضایت کامل خانواده داغدارش، اعضای بدن او به بیماران نیازمند در لیست انتظار پیوند، اهدا شد تا جان تازه‌ای به دیگران ببخشد. ابعاد تراژیک این حادثه زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم پسر ۱۰ ساله وی نیز که در زمان حادثه در کنار پدر حضور داشت، دچار آسیب‌دیدگی و مجروحیت شد.

سید فرهاد سیدین؛ ریزش آوار در کارگاه صنعتی صفادشت
حمله موشکی به صفادشت در حوالی ساعت ۱۱ شب، منجر به تخریب گسترده یک کارگاه تولیدی و جان باختن سرپرست ۳۶ ساله آن شد. سیدفرهاد سیدین که به عنوان نیروی متخصص و سرپرست در زمان وقوع حادثه در شیفت شب مشغول بود، زیر خروارها آوار ناشی از انفجار محبوس شد و جان خود را از دست داد. از این کارگر جوان، یک فرزند پسر هفت ساله به جا مانده است.

رحیم حسنلو؛ قربانی نخستین روز درگیری‌ها در بخش ساختمان
بخش مسکن و ساخت‌وساز، همواره یکی از پرخطرترین حوزه‌های کارگری است. رحیم حسنلو، کارگر ساختمانی شاغل در یک پروژه در منطقه محمودیه، در همان روزهای ابتدایی آغاز جنگ رمضان هدف قرار گرفت و در حین کار در ارتفاع به شهادت رسید. وی در زمان حادثه و با وجود انجام کار سنگین فیزیکی، روزه‌دار بوده است. همسر شهید حسنلو، در حال حاضر باردار است و فرزند آنها طی هفته‌های آینده متولد خواهد شد؛ کودکی که هرگز پدر خود را نخواهد دید.

شهاب وحیدی؛ پیکی که به مقصد نرسید
در روز ۱۵ اسفند، گستره حملات از مناطق حاشیه‌ای و صنعتی به معابر عمومی و شریان‌های مرکزی شهر نیز کشیده شد. در جریان حادثه‌ای دلخراش در محدوده شلوغ میدان انقلاب، شهاب وحیدی، پیک موتوری ۱۹ ساله جان باخت. وی که در اوج جوانی، تنها نان‌آور مادر سالمند و خواهر دوقلوی خود بود، در حین تردد کاری و جابجایی مرسولات، هدف قرار گرفت و جان باخت. مرور روایات و بررسی پرونده این شهدا به روشنی نشان می‌دهد که دامنه تلفات بحران‌ها و تنش‌های نظامی اخیر، بسیار فراتر از اهداف نظامی و استراتژیک بوده و مستقیما زیرساخت‌های شهری، شریان‌های اقتصادی و بی‌دفاع‌ترین قشر یعنی کارگران را هدف قرار داده است.
افرادی که نه در میادین نبرد و پادگان‌ها، بلکه در جایگاه‌های سوخت، کارگاه‌های صنعتی و تولیدی، مغازه‌های محلی و خیابان‌های پرتردد شهر در حال فعالیت اقتصادی و خدمات‌رسانی به هموطنان خود بودند، به قربانیان اصلی این حوادث تبدیل شده‌اند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.