آگاه: از جنگ هشت ساله رژیم بعث عراق با ایران گرفته تا تحریمهای سخت و به اصطلاح خودشان فلج کننده، همراهی با گروهک منافقین و ادعاهای سراپا کذب آنان پیرامون ساخت سلاح اتمی در ایران و در نهایت اعمال جنگ ۴۰ روزه و ۱۲ روزه که منجر به شهادت حضرت آیتالله خامنهای (قدسسره)، دانشآموزان میناب، فرماندهان بلندپایه نیروهای مسلح و تعدادی از دانشمندان و مردم مظلوم و بیگناه شد رد پایشان دیدهمیشود.
آنچه مسلم است اینکه جنگ تحمیلی آثار و تبعاتی را به همراه داشت؛ هدف اصلی دشمن غدار آن بود تا به پیکره اقتصاد لطمه وارد کنند تا بدین وسیله مردم واکنش نشان دهند. به خیابانها بیایند و «نه» بزرگ به نظام سیاسی کشورمان بگویند. به خیابانها آمدند اما برای حمایت از خونهای به زمین ریخته شده، آمدند تا اعلام کنند هیچگاه از خون رهبر و مقتدایشان نمیگذرند و تا پیروزی نهایی در صحنه حضور خواهند داشت. هرچند دولتیها با نظارتها و پیگیریهای انجام شده مانع تحقق برنامهها و اهداف دشمن متجاوز شدند و سبد معیشتی مردم با بن بست مواجه نشد، اما نمیتوان منکر زلزله جنگ شد، طبیعتا تهاجم نظامی به اقتصاد کشور، ترکشهایی وارد میکند، مهم این است که باید چه واکنشی نسبت به شرایط بحرانی اتخاذ کرد. آیا باید منصفانه و به دور از هیجان موضعگیری کرد و راهکارها و پیشنهادهای کارشناسی و منطقی ارائه داد یا چشمها را بست و پیاده نظام دشمن شد!
جنگ و تجویز نسخه اشتباه از سوی برخی خواص
متاسفانه عدهای از فعالان و کنشگران سیاسی و رسانهای ترجیح دادهاند، گزینه دوم را انتخاب کنند. پنبه در گوششان گذاشتهاند تا هیچ چیز نشوند و فقط آنچه به مذاق خودشان و همفکرانشان خوش میآید دیکته کنند. در همین راستا عباس عبدی چهره شناخته شده در جریان اصلاحات، ۱۲ اردیبهشت در یادداشتی که در روزنامه اصلاحطلب اعتماد منتشر شد شرایط اقتصادی در ایام جنگ را مناسب ندانست و نوشت: «چگونه میتوان در سایه جنگ بود و در داخل هم تنش و درگیری داشت و بدیهیترین امور مثل اینترنت را حل نکرد و همچنان استخوان لای زخم گذاشت و انتظار داشته باشیم که میتوانیم به شکوفایی اقتصادی برسیم؟ برخی معتقدند که آن سیاستهای کلان ابلاغی به خودی خود مشکلی نداشت و حتی سیاستهای اقتصاد مقاومتی قابلیت این را داشت که به عاملی برای رشد و شکوفایی اقتصادی تبدیل شوند، مشروط بر اینکه دو پیششرط ضروری آنها نیز فراهم میشد. اول؛ کاهش و حذف تنشهای خارجی از قبیل تحریم و به ویژه برداشتن سایه جنگ از روی کشور؛ دوم؛ رسیدن به حدی از تفاهم عملی و نظری در داخل کشور که نشانهای از ثبات و آرامش سیاسی و شکلگیری امید به آینده باشد. با وجود شرایطی که به رویداد ۱۸ و ۱۹ دی منتهی شد، نمیتوانیم واجد این شروط برای شکوفایی اقتصادی باشیم. فارغ از علل بروز این رویداد، اصل وجودی آن مسئله اصلی است. بنابراین میتوان گفت که اگر با این نگاه و تحلیل به ایده و شرط ایشان بپردازیم، احتمال اینکه در شرایط امروزی، شرط پیروزی نامبرده محقق نشود، بیشتر است، مگر اینکه دو شرط سیاست خارجی و داخلی فراهم شود، در این صورت تازه میرسیم به این خاکریز که در اقتصاد چه کار کنیم تا شکوفا شویم؟»
یک اقتصاددان دیگر نظریهای را مطرح کرد که همان پازل عبدی اصلاحطلب را تکمیل میکرد؛ موسی غنینژاد در گفتوگویی از یک سو پنبه مصادره اموال ایرانیان برانداز که از سوی قوه قضاییه صورت گرفت را زد و از سوی دیگر دورنمای وضعیت اقتصاد و بهخصوص اشتغال را در شرایط جنگ تیره و تار دانست و مدعی شد: «اقتصاد ما در حال حاضر گرفتار تورم توأم با رکود، یعنی بدترین وضعیت اقتصادی ممکن، است. در وضعیت رکودی، دورنمای اشتغال تیره و تار است و در وضعیت تورمی قدرت خرید مردم رو به افول میگذارد و فقر گسترش مییابد. برای پایان دادن به این وضعیت نگرانکننده باید هر چه زودتر به جنگ پایان داد چون تداوم جنگ هم به تورم بیشتر دامن میزند و هم مانع ایجاد اشتغال جدید میشود.»
این پایان ماجرا نبود. دو اقدام در دو رسانه صورت گرفت، اقداماتی که اگر بگوییم با سناریوی از پیش تعیین شده انجام شد شاید به گزافه سخن نگفتهایم. نخست آنکه، یک روزنامه که ارگان رسمی یک تشکل اصلاحطلب است در صفحه ویترین خود با فونت درشت تیتر «شرایط جنگی، عامل گرانی» را زد و پس از چند روز، سناریوی دیگر کلید خورد. باز عباس عبدی، از تئوریسینهای جریان تسلیم، در یادداشتی در روزنامه «اعتماد» در اظهاراتی، مردمی را که برای دفاع از عزت ملی و در میانه جنگ به میدان آمدهاند، «اقلیت رانتی کف خیابان» نامید! او در این یادداشت با حمله به مطالبهگران مقابله سخت با دشمن و انسداد تنگه هرمز، ادعا کرد که مردم با این حضور خیابانی همدلی ندارند!
توضیحاتی درباره یک یادداشت حاشیهساز
یادداشت نامبرده در فضای مجازی با واکنشهایی روبهرو شد، حتی در میدان صادقیه سخنران و تعدادی از تجمع کنندگان نسبت به محتوای یادداشت اعتراض شدید کردند، هنگامی که اعتراضات به گوش عبدی روزنامهنگار رسید دست به قلم شد و در یک پیام مکتوب به «تسنیم» توضیحاتی را داد و نوشت: «پیرو یادداشت بنده در روزنامه اعتماد متنی از طرف آقای رستمی، ریاست محترم نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها منتشر که در آن خبرگزاری نیز بازنشر شده است. در این متن این جمله بنده را که؛ «بدتر اینکه اکثریت مردم هم با تصمیماتی که یک اقلیت رانتی از کف خیابان تحمیل کنند همدلی نخواهند داشت. مبادا هم چوب خورده شود و هم پیاز.» را مترادف اقلیت رانتی دانستن کل حاضرین در خیابان دانستهاند. سپس در رد این برداشت و با اشاره به نتایج یک نظرسنجی معتبر نوشتهاند که بیش از ۵۰ درصد مردم در تجمعات شرکت کردهاند. لازم است متذکر شوم که این برداشت مطابق واقع نیست زیرا کلمه «یک» پیش از اقلیت بیانگر این معناست که اقلیت به کل حاضرین در خیابان اطلاق نمیشود بلکه آنان که شعارهای افراطی در این جمعیت سر میدهند مصداق جمله هستند و الا این جمعیت بسیار متنوع و حتی بسیاری از منتقدان ساختار هم در آن فراوان هستند.»
او سعی کرد یادداشت خود را توجیه کند، اما اگر منظور وی همان دستهبندی مردم به تندرو و میانهرو باشد، باید گفت: این حرف چه کسی است؟ مگر نه آنکه دونالد ترامپ مدعی شده بود در ایران دو دستگی وجود دارد، مسئولان و فرماندهان نظامی چه پاسخی به رئیسجمهور تروریست آمریکا دادند؟! یک پیام مشترک حرف اصلی شد. ترامپ پاسخش را دریافت کرد. پس چرا اکنون باید چنین مواضعی از سوی افرادی که خود را صاحب نظر و جزو خواص جامعه میدانند بیان شود؟!
همانها که جنگ را عامل گرانی و فشار به سفره اقتصادی مردم میدانند، برای یک بار سخنان رهبر شهید را مورد توجه قرار دهند تا پی ببرند ایشان درباره تحرکات دشمن چه فرموده بودند. شاید به جمعبندی دیگر برسند و شاید باز ترجیح دهند همچنان با چشمهای بسته اظهار نظر کنند که اگر بخواهند اینگونه ظاهر شوند دیگر چیزی نمیتوان گفت جز «افسوس و صد افسوس!»
قائد شهید درباره گرانیها چه گفته بودند؟
رهبر شهیدمان ۱۳ دی ۱۴۰۴ در دیدار خانواده شهیدان سلیمانی و یاران همراه وی و جمعی از خانواده شهدای اقتدار فرموده بودند: «این گران شدن قیمت ارز خارجی، بالا رفتن بیحساب ارز خارجی و عدم ثبات او، هی برود بالا و بیاید پایین که کاسب نداند تکلیفش چی است، این طبیعی نیست این کار دشمن است. البته باید جلویش گرفته بشود با تدابیر گوناگون دارند تلاش میکنند؛ هم رئیسجمهور هم رؤسای قوای دیگر بعضی مسئولین دیگر دارند تلاش میکنند که این کار درست بشود. بنابراین بازاریها اعتراضشان به این مطلب بود و این مطلب، مطلب درستی است. آن چه مهم است این است که یک عده آدم تحریک شده مزدور دشمن پشت سر بازاریها بایستند و شعار ضد اسلام و ضد ایران و ضد جمهوری اسلامی بدهند. این مهم است. اعتراض به جاست اما اعتراض غیر از اغتشاش است. ما با معترض حرف میزنیم باید حرف بزنند مسئولین با معترض؛ با اغتشاشگر حرف زدن فایدهای ندارد. اغتشاشگر را باید به جای خودش نشاند.»
البته از مدار انصاف نباید خارج شد؛ کارشناسان اقتصادی بودند که از لحاظ سیاسی نزدیک به جریان اصلاحات هستند اما خلاف عقربههای همفکرانشان حرکت کردند. سعید لیلاز یکی از آنها است. او در گفتوگویی تصویری که از قضا بازتاب گستردهای در مجازی پیدا کرد حسابی از خجالت دوستان اصلاحطلبش در آمد و گفت: «به نظرم یک مقدار درباره آثار منفی جنگ اقرار میشود. من به هیچ وجه نمیخواهم دست کم بگیرم، اما انتقاداتی به دوستان خودم بهخصوص در جبهه اصلاحطلب دارم. اگر شما خودتان ترسیدهاید، مردم را دیگر نباید بترسانید. اگر ما یک در میلیون راه حلی داشتیم تا جلوی جنگ گرفته شود، بنده در صف اول شما حضور داشتم. اگر این جنگ، گریز ناپذیر بود که به نظرم اینگونه است و ما از ۳، ۴ سال پیش، پیشبینی آن را میکردیم باید محکم جلو بیاییم.» او پیام اصلیاش را در پایان مصاحبهاش گفت: «ما ممکن است خوب از جمهوری اسلامی در جنگ دفاع نکنیم، اما زر که میتوانیم نزنیم.»
رشد اقتصادی تا پایان سال مثبت میشود
کار به اینجا ختم نشد. خبرگزاری دولت دیروز گفتوگوی خود با لیلاز را منتشر کرد. نامبرده نکات جالب توجهی را درخصوص اقتصاد گوشزد کرد؛ این تحلیلگر اقتصادی و نزدیک به تکنوکراتها برخلاف عبدی و غنینژاد چشمانداز اقتصادی ایران را روشن توصیف میکند و میگوید: معتقدم اگر از ظرفیتهای اقتصادی کشور استفاده کنیم تا پایان همین سال ۱۴۰۵ اغلب خرابیهای ناشی از جنگ جبران خواهد شد و بلکه اقتصاد ایران مجددا رشد مثبت خواهد داشت. ممکن است درباره ویرانیها اغراق کرده باشیم، اگر ۱۰ میلیون متر مربع فضای مسکونی در ایران از بین رفته باشد معادل تولید یک ماه مسکن ما است. در حال حاضر از اغلب ظرفیت تولیدی خود استفاده نمیکنیم چون منابع نداریم اما اگر منابعی که در قالب رشد نقدینگی منتشر میشود وارد منابع دولت شود به شما اطمینان میدهم این افزایش جدید رشد نقدینگی، بودجه عمرانی دولت را تا سه برابر افزایش میدهد و میتوانیم اغلب مشکلات را حل کنیم. او بر این باور است: همین حالا هیچ مشکلی در راه، جاده، راه آهن، فرودگاه، برق، آب و زیرساختها نداریم. ممکن است در مسائل نظامی آسیب دیده باشیم که من اطلاعی ندارم چه مواردی هستند ولی یقین دارم که ما آن تجهیزات را برای چنین روزی ساخته بودیم و از آن هم استفاده شد.
تحلیلگر مسائل سیاسی و اقتصادی تصریح کرد: «کشورهای منطقه خلیج فارس چندین برابر ایران هزینه نظامی دارند و هنوز یک توپ در نکردند و همه هم یکی از یکی وابستهتر، عقب ماندهتر و گرفتارتر هستند اما ما حداقل از ظرفیتهای خود در همه عرصهها استفاده کردیم. من به توان فنی، مهندسی، اقتصادی و حتی توان بروکراسی ایران که بتواند خودش را به گونهای تنظیم کند که در کمتر از چند ماه بعد از پایان جنگ تبدیل به یک کارگاه بزرگ عمرانی شود، یقین دارم. یادتان باشد بعد از جنگ ایران و عراق ۲۵ درصد سقوط در رشد اقتصادی تولید ناخواسته داخلی را ظرف سه سال جبران کردیم و آن بزرگترین سقوطی بود که تاکنون اقتصاد ایران در تاریخ مکتوب خود دیده بود.
همچنین در ماجرای برجام اول - اواخر سال ۱۳۹۵ - تمام ظرفیتهای از دست رفته تحریم اول را جبران کردیم و بعد از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ ظرف ۲۰ ماه کل خرابیها و همینطور فشار ناشی از کرونا نیز جبران شد و تولید ناخالص داخلی ایران به رکورد قبل از کرونا و تحریم حداکثری رسید. این بار هم ظرف کمتر از دو سال کل این خسارتها جبران میشود و من مطمئنم تا پایان سال، رشد اقتصادی ایران مجددا مثبت خواهد شد.»
هدف از بزرگنمایی خسارت جنگ، تسلیم کشور است
علاوه بر او حسین راغفر، کارشناس مسائل اقتصادی هم در گفتوگویی ابتدا انتقاداتی به عملکرد مسئولان اقتصادی کرد و سپس آنچه این روزها از سوی برخی پیرامون بزرگنمایی خسارت در جنگ مطرح میشود را به منزله تسلیم کشور برشمرد و گفت: جریانهایی با ایجـاد فضای ترس، تلاش میکنند مسئولان سیاسی را به پذیرش شرایط مورد نظر خود وادار کنند؛ از جمله پذیرش مذاکره با آمریکا و وعدههایی مانند ورود سرمایهگذاریهای کلان یا کاهش تورم در اثر توافق، در حالی که این وعدهها اساسا محقق نخواهد شد.
حرف آخر...
همانطور که در مقدمه مطلب اشاره کردیم، نمیتوان و نباید مدعی شد هیچ لطمهای به اقتصاد کشورمان وارد نشده است، بالاخره در شرایط جنگی به سر میبریم و توقع میرود مسئولان ذیربط مردم را در جریان آخرین اقدامات اقتصادی و برنامههایی که برای مقابله با گرانیها در نظر گرفتهاند قرار دهند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی در دومین پیام صوتی خود ضمن بیان این مطلب تاکید کرد: «باید حواسمان باشد که دشمن با دقت ما را رصد میکند از این رو نباید اطلاعاتی بدهیم که دشمن از آنها سوءاستفاده کند. همین قدر بدانید که ما در جریان جلسات غیررسانهای به دولت کمک کرده و پیگیر مسائل اقتصادی به ویژه گرانیها هستیم. همینجا از دولت میخواهم دولت محترم در موضوعات گرانی، برنامهها و گزارشها و اقدامات خود را به استحضار مردم عزیز برساند تا آنها از پیگیری مسئولان آرامش خاطر پیدا کنند.»
در شرایط جنگ نباید به گونهای گام برداشت که پازل رسانهای دشمن و بدخواهان تکمیل شود؛ دشمن متجاوز یک چیز میخواهد و آن اینکه با جنگ، تحریم و تهدید دل مردم را خالی کند به همین جهت خواص سیاسی و رسانهای مراقب باشند تا مبادا با توئیتها، یادداشتها، گفتوگوها و تیترهایی که برمیگزینند پیاده نظام دشمن شوند و آنچه او میخواهد را در داخل کشور تکرار کنند.
نظر شما