روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، بازخوانی مانیفست پایداری ملتی است که هزاره‌هاست میان داد و بیداد قد علم کرده است. در جهان پرآشوب امروز و در میانه کارزاری که جبهه حق در برابر هژمونی استکبار، یعنی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به پا کرده، شاهنامه دیگر یک اثر حماسی کهن نیست، بلکه دکترین زنده‌ای برای مقاومت است.

آگاه: فردوسی با هوشمندی، نبرد ایران و انیران را بر پایه تقابل خیر و شر بنا کرد. امروز اگر بخواهیم تبارشناسی دقیقی از استکبار مدرن داشته باشیم، هیچ آینه‌ای صیقلی‌تر از اسطوره ضحاک نیست. ضحاک ماردوش، نماد حاکمیتی غاصب است که بقای خود را در بلعیدن مغز جوانان و نابودی خرد و نیروی انسانی ملت‌ها می‌بیند. رژیم صهیونیستی با تکیه بر غصب سرزمین و جنایت مستمر، بازتولید عینی همان ضحاکی است که ارزش‌های انسانی را به پای اهریمن قربانی می‌کند. در مقابل این بیداد، شاهنامه قیام کاوه را پیش روی ما می‌گذارد؛ خیزشی که نه از تالارهای سیاست، بلکه از میان توده‌های مردم و از دل رنج برخاست. تبدیل شدن پیش‌بند چرمی یک آهنگر به درفش کاویانی، پیامی روشن برای امروز ماست؛ اراده جمعی و ایمان مظلومان، بر سلاح‌های هسته‌ای و موشکی مستکبران چیره خواهد شد.
از سوی دیگر، شخصیت رستم در شاهنامه، تجسم عینی قدرت ملی و دفاع پیش‌دستانه است. پهلوان طوس هرگز آغازگر جنگ نبود اما برای حفاظت از کیان ایران‌شهر، فرسنگ‌ها دورتر از مرزهای سرزمین به مصاف تهدید می‌رفت. همانطور که فردوسی با صلابت می‌سراید «دریغ است ایران که ویران شود / کنام پلنگان و شیران شود». این ابیات نه فقط یک شعار ملی، بلکه یک افق دید برای تنگ کردن عرصه بر بداندیشانی است که به دنبال فروپاشی هویت و استقلال ما هستند.
نبرد امروز، فراتر از میدان نظامی، در ساحت فرهنگ و هویت جریان دارد. شاهنامه سدی محکم در برابر استعمار فرهنگی و خودبرتربینی غربی است. شاهنامه فردوسی به ما می‌آموزد که پذیرش سلطه بیگانه، مرگ معنایی یک ملت است و شهادت در کارزار، بسی خوش‌تر از زندگی در سایه ذلت دشمن. حماسه فردوسی به ما اطمینان می‌دهد که فرجام بیداد، سقوط است و وارثان زمین، آنان‌اند که بر پیمان داد و دهش استوار می‌مانند. بزرگداشت فردوسی، تجدید میثاق با این روح سلحشوری است؛ روحی که امروز در رگ‌های مقاومت و پایداری یک ملت جاری است و نویدبخش درهم شکستن بت‌های آخرالزمانی و پیروزی نهایی حقیقت بر جادوی استکبار است.

نگاه رهبر شهید به شاهنامه فردوسی چگونه بود؟
صالحی در توصیف دیدگاه رهبر شهید درباره شاهنامه فردوسی گفت: برداشتی که رهبر حکیم از جایگاه فردوسی داشت، این بود که فردوسی قله شعر ایران است.
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ در مراسم پاسداشت زبان فارسی و حکیم فردوسی با عنوان «شاهنامه و هویت ایرانی» که روز چهارشنبه، ۲۳ اردیبهشت در تالار وحدت برگزار شد به نگاه رهبر شهید انقلاب به شاهنامه و جایگاه زبانی آن پرداخت و گفت: در ابتدای انقلاب عده‌ای بی‌اطلاع خواستند، آرامگاه فردوسی را مورد آسیب قرار دهند و رهبر انقلاب مرقومه‌ای نوشتند و فرستادند و با این مرقومه از این آرامگاه صیانت شد. برداشتی که رهبر حکیم از جایگاه فردوسی داشت، این بود که فردوسی قله شعر ایران است. رهبر شهید از چند زاویه دلباخته حکیم فردوسی بود که زاویه جایگاه زبانی یکی از آنها بود. ایشان معتقد بود که فردوسی خدای سخن است. او زبان محکم و استوار دارد و پدر زبان فارسی امروز است. او با اشاره به جایگاه حکیم فردوسی در شاهنامه گفت: رهبر شهید نکته‌ای بسیار دقیق و مهم را مطرح می‌کنند؛ آن هم اینکه کمتر شاعری را در تاریخ، حکیم می‌گوییم. این تعبیر نشان می‌دهد که فردوسی در نگاه ایشان فقط شاعر نیست بلکه حامل نوعی حکمت تاریخی، فرهنگی و تمدنی است.
وزیر فرهنگ همچنین درباره جایگاه اجتماعی شاهنامه از نگاه رهبر شهید انقلاب اسلامی گفت: ایشان می‌پرسند «در کدام خانه، کدام ده و کدام محله، شاهنامه نبود یا خوانده نمی‌شد؟» شاهنامه برای ایرانیان تنها یک اثر ادبی نبوده؛ کتابی بوده که در متن زندگی مردم حضور داشته است. کتابی بالینی که حافظه مشترک یک ملت است.
صالحی خاطرنشان کرد: نکته آخر، نگاه ایشان به قدرت هنری و تصویرسازی فردوسی است؛ همان خلاقیت زبانی و آفرینش تصویری که شاهنامه را به اثری بی‌همتا تبدیل کرده است. ایشان در دیداری با گروه نمایش صداوسیما در سال ۱۳۷۰، درباره داستان رستم و سهراب تعبیری دارند که بسیار تکان‌دهنده است. می‌گویند که «خدا می‌داند تا به حال بارها این داستان را در شاهنامه نگاه کرده‌ام، ولی نتوانسته‌ام آن را تا آخر بخوانم. حتی نثر آن را هم نتوانسته‌ام تا پایان بخوانم.» این سخن، عمق تاثیرگذاری شاهنامه و قدرت شگفت‌انگیز تصویرسازی فردوسی را نشان می‌دهد؛ اینکه چگونه یک شاعر می‌تواند با کلمات، چنان صحنه‌ای بیافریند که مخاطب تاب ادامه آن را نداشته باشد. این همان مینیاتورگری زبان است؛ یعنی نقاشی با واژه‌ها.
او در پایان نیز گفت: رهبر حکیم و شهید انقلاب اسلامی با چنین نگاهی به فردوسی می‌نگریستند؛ نگاهی که فردوسی را نه فقط یک شاعر، بلکه روح تثبیت‌شده ایران می‌دانست. یاد فردوسی را گرامی می‌داریم و امیدواریم نفسی که او در جان ایران دمید، همچنان پایدار و ماندگار بماند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.