۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۸
کد مطلب: ۲۲٬۴۵۱

ملت‌ها نه تنها با قدرت نظامی یا توان سیاسی، که با «حافظه تاریخی» خود زنده می‌مانند. حافظه تاریخی نیز بدون «روایت»، نه شکل می‌گیرد و نه تداوم می‌یابد. هر ملتی اگر نتواند تجربه‌های بزرگ خود را به زبان هنر، ادبیات و رسانه ترجمه کند، به‌تدریج از درون تهی می‌شود؛ حتی اگر در میدان‌های نبرد، پیروز مطلق باشد. پیروزی بی‌روایت، پیروزی ناتمام است و در معرض غبار فراموشی یا تحریف قرار می‌گیرد.

بعثت هنرمندان

آگاه: از همین منظر، پیام اخیر رهبر انقلاب درباره «بعثت هنرمندان» را باید یکی از حیاتی‌ترین فراخوان‌های تمدنی این دوران دانست. این پیام، صرفا دعوتی به تولید اثر هنری نیست؛ بلکه فراخوانی برای برعهده گرفتن یک «مسئولیت تاریخی» است: وقتی مردم در میدان، حماسه می‌سازند، هنرمندان باید آن حماسه را به حافظه ماندگار یک ملت تبدیل کنند.
در «دفاع مقدس سوم»، ملت ایران بار دیگر ثابت کرد که حماسه، پدیده‌ای مربوط به کتاب‌های تاریخ یا افسانه‌های اسطوره‌ای نیست. حماسه در این سرزمین، حقیقتی زنده در متن زندگی روزمره مردم است؛ امکانی که هرگاه پای هویت، استقلال و اصالت این ملت به میان آمده، خود را آشکار کرده است. مردم نشان دادند که در لحظه‌های سرنوشت‌ساز، در برابر متجاوزان «ضحاک‌وش»، همدل و مقاوم ایستاده‌اند. اما مسئله کلیدی این است که هیچ حماسه‌ای، صرفا با وقوع خود در تاریخ ماندگار نمی‌شود. اگر حماسه در سطح اخبار و گزارش‌های روزانه باقی بماند، عمرش کوتاه خواهد بود. آنچه یک رخداد بزرگ را از سطح حادثه فراتر می‌برد و به «سرمایه تمدنی» تبدیل می‌کند، «روایت» است؛ روایتی که بتواند تجربه زیسته یک ملت را از امروز عبور داده و به نسل‌های بعد برساند. در همین نقطه است که بعثت هنرمندان، معنایی راهبردی می‌یابد. هنرمند در این منطق، صرفا تولیدکننده اثر نیست؛ او «معمار روایت» است. مردم در میدان، کاری بزرگ انجام داده‌اند، اما این هنرمند است که باید آن کار بزرگ را از پراکندگی نجات دهد، به آن صورت ببخشد، برای آن زبان پیدا کند و آن را وارد حافظه عمومی کند. بعثت هنرمندان، یعنی خروج از انفعال و ورود به میدان «صیانت از حقیقت». همان‌گونه که رهبر انقلاب در پیام خود تاکید کرده‌اند، این حماسه حضور، تکلیف بزرگی را بر دوش اهالی فرهنگ و هنر می‌گذارد تا فکر و قلم و زبان را با هنر درآمیزند و روایت این خیزش عظیم را در تاریخ ثبت کنند.

بعثت هنرمندان
ارجاع پیام رهبر انقلاب به فردوسی و شاهنامه، صرفا یک تشبیه ادبی نیست؛ بلکه حامل یک فهم دقیق از «نسبت هنر و هویت» است. شاهنامه تنها مجموعه‌ایی از داستان‌ها نبود؛ ستونی بود که پیوند ایرانیان را با زبان و تاریخ خویش حفظ کرد. فردوسی، پاسدار تداوم فرهنگی ایران بود. امروز نیز همین نیاز وجود دارد. اگر هنرمند نتواند از دل رخدادهای بزرگ معاصر، روایت‌هایی بسازد که هم درست باشند و هم اثرگذار، نسل جدید آرام‌آرام از آن تجربه‌ها فاصله می‌گیرد. بنابراین، هنر در اینجا کارکردی «پدافندی» دارد؛ پدافندی در برابر فراموشی و تهاجم سبک زندگی بیگانه که سعی در گسستن رشته‌های هویت ملی دارد. برای تحقق این بعثت، چند شرط راهبردی ضروری است: نخست، «صداقت در بازنمایی».
هنر تراز، از دل واقعیت زیسته برمی‌آید، نه از تصنع. مخاطب امروز، به‌ویژه نسل جوان، با روایت‌های شعاری و گل‌درشت ارتباط نمی‌گیرد. آنچه اثرگذار است، روایت صادقانه رنج‌ها، امیدها، صبوری‌ها و غیرت مردمی است که در سخت‌ترین شرایط، دست از دفاع برنداشتند.
دوم، «فهم‌پذیری و جذابیت». اثر هنری اگر قرار است حافظه‌ساز باشد، باید با طیف وسیعی از مخاطبان سخن بگوید. هنر فاخر، نباید در برج عاج انتزاع محبوس شود؛ باید به زبان مردم نزدیک شود و حقیقت را بی‌واسطه منتقل کند.
سوم، «ماندگاری». راز ماندگاری شاهنامه، عبور از ظاهر حوادث و رسیدن به روح آنهاست؛ روح مقاومت، روح عزت‌خواهی و روح وفاداری. هنرمند امروز نیز باید از سطح حوادث عبور کند تا به «جان حماسه» برسد.
از این منظر، بعثت هنرمندان، مسئولیتی ملی است. جامعه‌ای که روایت خود را تولید نکند، محکوم است که روایت دیگران را بپذیرد. در عصر جنگ روایت‌ها، هنرمند باید بتواند با تکیه بر ظرفیت‌های زبان فارسی و ابزارهای هنری، مفاهیم بزرگ این خیزش را به صورتی تازه و خلاقانه بازگو کند. این ماموریت، تنها با تولید آثار مناسبتی و گذرا محقق نمی‌شود؛ بلکه نیازمند شکل‌گیری یک جریان روایت‌ساز است که ادبیات، سینما، موسیقی، هنرهای تجسمی و رسانه را در یک «هندسه هماهنگ» کنار هم قرار دهد. وقتی این قالب‌ها در کنار هم قرار می‌گیرند، تصویری جامع از هویت مقاوم ایران شکل می‌گیرد.
در نهایت، باید دانست که امروز مسئله هنر، مسئله‌ایی حاشیه‌ای نیست؛ مسئله آینده‌سازی است. اگر خیزش عظیم ملت به‌درستی روایت شود، به سرمایه‌ای برای تقویت اعتماد جمعی و امید تاریخی تبدیل خواهد شد. این بعثت، پاسخی به ضرورت زمانه است؛ پاسخی برای اینکه حماسه مردم ایران، فقط در لحظه وقوع ندرخشد، بلکه در حافظه تاریخی این سرزمین جاودانه شود. امروز نوبت هنرمندان است که از دل این حضور بزرگ، روایت‌هایی بسازند که فردا بتوان بر آنها تکیه کرد؛ روایت‌هایی که هم حقیقت را حفظ کنند، هم اصالت را و هم هویت تمدنی ایران اسلامی را. بعثت هنرمندان، نه یک شعار، بلکه یک ضرورت تاریخی است برای پیمودن مراحل باقیمانده تا پیروزی نهایی، به‌عون‌الله تعالی.
 این بعثت، همان راه درآمیختن هنر با حقیقت است تا میراث حماسه مردم، برای نسل‌های بعد، با صلابتی فردوسی‌گونه محفوظ بماند ان‌شاءالله.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.