۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۹
کد مطلب: ۲۲٬۶۱۱

دشمن متجاوز آمریکایی ـ صهیونی ۹ اسفند سال گذشته با ترور و به شهادت رساندن حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای (ره)، فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و تعدادی از مردم مظلوم و دانش‌آموزان بیگناه میناب درصدد برآمد پرونده نظام سیاسی «جمهوری اسلامی» را مختومه کند تا باز پای بیگانگان و اجنبی به ایران باز شود.

پـارازیـت روی شـروط

آگاه: گمان می‌برد با هدف قرار دادن رهبر انقلاب، رئیس ستادکل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه، دبیر شورای عالی امنیت ملی و سایر مسئولان کشوری و لشکری کار ایران پایان می‌یابد و این آنها هستند که می‌توانند در سرزمین کهن و دیرینه ما (ایران سربلند) همانند سوریه جولان دهند، ۴۰ روز جنگیدند اما هیچ عایدی برایشان حاصل نشد. به دلیل آنکه مردم در خیابان، نیروهای مسلح و رزمندگان در میدان و دیپلمات‌های کارکشته در صحنه «دیپلماسی» از کیان کشورمان با قوت حفاظت و پاسداری می‌کردند و همچنان این سنگر را حفظ کرده‌اند، از این رو برای آنکه بتوانیم کما فی‌السابق مقابل دولت تروریست آمریکا و رژیم آپارتاید اسرائیل قد علم کنیم و مقابل زیاده‌خواهی آنها بایستیم باید اختلافات سیاسی و دو دستگی‌ها را کنار بگذاریم، با تریبون‌هایی که در اختیار داریم، حاشیه تولید نکنیم و فقط در راستای مطالبات و خواست رهبر انقلاب گام برداریم. ایشان از زمانی که زعامت کشور را با رأی بالای مجلس خبرگان برعهده گرفته‌اند، همواره در پیام‌هایشان بر یک کلیدواژه تاکید می‌کنند و آن حفظ وحدت و یکپارچگی ملی است. در آخرین پیام صادر شده به مناسبت آغاز سومین سال فعالیت مجلس دوازدهم باز همگان را به وحدت و پرهیز از اختلاف و انشعاب توصیه فرمودند.
به هرحال آنچه مشخص است، وحدت میان مردم و مسئولان، فراتر از یک شعار اخلاقی، یک «ضرورت استراتژیک» است. این پیوند را می‌توان از سه منظر تحلیل کرد:
الف) پایداری روانی و مقاومت: در جریان جنگ یا تنش‌های شدید، دشمن نه تنها با هدف نابودی فیزیکی، بلکه با هدف «شکست روحی» وارد عمل می‌شود. اگر میان مردم و دولت شکاف وجود داشته باشد، دشمن از این شکاف برای ایجاد بی‌ثباتی، اعتراضات خیابانی و فروپاشی نظم استفاده می‌کند. وقتی مردم احساس کنند هدف مسئولان با هدف آنها یکی است، سختی‌های اقتصادی جنگ را تحمل خواهند کرد.
ب) کارایی تصمیم‌گیری و اجرای سیاست‌ها: در زمان بحران، سرعت عمل حرف اول را می‌زند. اگر مسئولان با مخالفت‌های ساختاری، بی‌اعتمادی عمومی یا تشتت آرای در بدنه جامعه روبه‌رو باشند، تصمیمات حیاتی مثل بسیج منابع یا تغییر استراتژی‌های دفاعی با تاخیر و تردید همراه می‌شود. یکپارچگی باعث می‌شود تصمیمات از مرحله «تصمیم» به مرحله «اجرا» با کمترین اصطکاک برسند.
ج) قطع مسیر نفوذ دشمن: بزرگ‌ترین ضعف هر جامعه در زمان جنگ، «شکاف‌های اجتماعی» (مذهبی، قومی، طبقاتی یا سیاسی) است. دشمن همیشه تلاش می‌کند این شکاف‌ها را بزرگ‌تر کند تا جامعه را از درون دچار پارتیشن‌بندی کند. وحدت میان مردم و مسئولان، این مسیر نفوذ را مسدود می‌کند.
براین اساس، تاکید مستمر امامین انقلاب و همین‌طور رهبر عزیز بر پرهیز از اختلافات، ریشه در منطق «مدیریت ریسک» و «حفاظت از کل» دارد. دلایل اصلی این تاکید را می‌توان چنین خلاصه کرد:
۱. جلوگیری از «تشتت قدرت»: در تحلیل‌های سیاسی، «تشتت» یعنی تقسیم شدن قدرت. وقتی در سطوح عالی مدیریت، اختلاف نظر به «اختلاف دیدگاه» تبدیل شود، قدرت کشور ضعیف می‌شود. بزرگان می‌دانند که در لحظات حساس، داشتن یک «اراده واحد» بسیار مهم‌تر از داشتن «بهترین نظریه» است. بحث بر سر اینکه «چه باید کرد» خوب است، اما بحث بر سر اینکه «چه کسی حق دارد بگوید چه باید کرد» در زمان جنگ، کشنده است.
۲. پیشگیری از «تغییر اولویت‌ها در میانه مسیر»: اختلافات سیاسی معمولا باعث تغییر مداوم سیاست‌ها می‌شود. در مواجهه با دشمن، ثبات در استراتژی حیاتی است. اگر اختلاف نظر باعث شود که هر چند ماه یک بار استراتژی کشور عوض شود، دشمن به راحتی می‌تواند الگوی رفتاری کشور را پیش‌بینی و علیه آن برنامه‌ریزی کند.
۳. حفظ «سرمایه اعتماد» عمومی: بزرگان می‌دانند که وقتی مردم می‌بینند مسئولان بر سر مسائل داخلی با هم درگیر هستند، اعتماد خود را به سیستم از دست می‌دهند. این از دست رفتن اعتماد، به معنای از دست رفتن «مؤمن و همراه» در میدان جنگ است. تاکید بر پرهیز از اختلاف، در واقع تلاش برای حفظ «انسجام روانی جامعه» است.
 ۴. مدیریت «جنگ نرم» و پروپاگاندا: دشمن همیشه از اختلافات داخلی برای تولید محتوای ضدسیستم استفاده می‌کند. بزرگان با تاکید بر وحدت، در واقع پیش‌دستی می‌کنند تا فضای سیاسی را از تلاطم‌هایی که می‌تواند به سوخته پروپاگاندای دشمن تبدیل شود، پاک نگه دارند.
قطعا همبستگی ملی و نادیده انگاشتن اختلافات سیاسی، نتایج ملموسی به همراه خواهد داشت کما اینکه تاکنون شیرینی «اتحاد مقدس» را چشیده‌ایم و زین پس هم باید در همین مسیر حرکت کنیم؛ نه جلوتر و نه عقب‌تر از فرمانده کل قوا باشیم. اگر می‌گوییم «ما می‌توانیم» دلیل داریم. ۱۹ فروردین پس از اعلام آتش‌بس موقت، شورای عالی امنیت ملی بیانیه‌ای صادر و محورهای مهمی را اعلام کرد. محورهایی که به وضوح نشان می‌داد دست برتر در میدان نبرد با ایران بود، به گونه‌ای که چندمرتبه ضرب‌الاجل‌های آمریکایی‌ها رد شد.
در ابتدای بیانیه مذکور آمده بود: «ایران و مقاومت ماشین نظامی آمریکا در منطقه را تقریبا به طور کامل منهدم کردند، به انبوه زیرساخت‌ها و امکاناتی که دشمن طی سال‌ها برای جنگ با ایران در منطقه ایجاد و پیرامون آن مستقر کرده بود ضربات خردکننده و عمیق وارد آوردند، در ابعاد منطقه‌ای تلفات وسیع به ارتش جنایتکار آمریکا تحمیل کردند، درون سرزمین‌های اشغالی ضرباتی سهمگین و خردکننده به نیروها، زیرساخت‌ها، امکانات و دارایی‌های دشمن وارد آوردند و عرصه را در همه جبهه‌ها چنان بر دشمن تنگ کردند که نه تنها اهداف اصلی دشمن هیچ یک محقق نشد بلکه دشمن از حدود ۱۰ روز پس از آغاز جنگ دریافت که به هیچ وجه توان پیروزی در این جنگ را نخواهد داشت و به همین دلیل از کانال‌ها و به روش‌های مختلف تلاش برای ارتباط‌گیری با ایران و درخواست آتش‌بس را آغاز کرد.»
شعام در بیانیه خود با خطاب قرار دادن ولی نعمتان انقلاب (مردم) تاکید کرد: ملت ایران باید بدانند به برکت مجاهدت فرزندان و حضور تاریخی آنها در صحنه، دشمن بیش از یک ماه است که برای توقف آتش سهمگین ایران و مقاومت التماس می‌کند اما مسئولین کشور به این دلیل که از همان آغاز تصمیم گرفته شده بود جنگ تا تحقق اهداف از جمله پشیمان و مستأصل شدن دشمن و رفع تهدید بلند مدت از کشور ادامه پیدا کند، به همه این درخواست‌ها پاسخ منفی دادند و جنگ تا امروز که روز چهلم است ادامه پیدا کرد. همچنین ایران تاکنون چندین بار ضرب‌الاجل‌های ارائه شده از سوی رئیس‌جمهور آمریکا را رد کرده و همچنان تاکید می‌کند هیچ اهمیتی برای هیچ نوع ضرب‌الاجلی از جانب دشمن قائل نیست.
اکنون به ملت بزرگ ایران بشارت می‌دهیم که تقریبا تمامی اهداف جنگ محقق شده و فرزندان دلاور شما دشمن را به عجزی تاریخی و شکستی ماندگار کشانده‌اند. تصمیم تاریخی ایران که از پشتوانه یکپارچه تمام ملت برخوردار است این است که این نبرد را تا هر زمانی که لازم باشد ادامه بدهد تا دستاوردهای عظیم آن تثبیت شده و معادلات جدید امنیتی و سیاسی در منطقه مبتنی بر پذیرش قدرت و سیادت ایران و مقاومت خلق گردد. در بخش دیگری از بیانیه، شورای عالی امنیت ملی، به طرح ۱۰ ماده‌ای ایران که در همان مقطع تدوین و از سوی کشور پاکستان به طرف آمریکایی ارائه شد اشاره کرد و با تاکید بر بی‌اعتمادی کامل به طرف آمریکایی، آورده بود: ضرورت دارد همه مردم، نخبگان و گروه‌های سیاسی به این فرآیند که زیر نظر رهبر انقلاب و عالی‌ترین سطوح نظام است اعتماد داشته و از آن حمایت به عمل بیاورند و به شدت از هرگونه اظهار نظر تفرقه‌افکنانه اجتناب کنند. اگر تسلیم دشمن در میدان تبدیل به دستاورد قاطع سیاسی در مذاکرات شد با هم این پیروزی عظیم تاریخی را جشن خواهیم گرفت وگرنه در میدان دوشادوش هم تا رسیدن به همه خواسته‌های ملت ایران خواهیم جنگید. دست‌های ما روی ماشه است و به محض آنکه کوچک‌ترین خطایی از دشمن سر بزند با قدرت کامل به آن پاسخ داده خواهد شد.
بیانیه نهاد بالادستی نظام در ۱۹ فروردین و به‌خصوص پیام‌های شخص اول کشور که تا به امروز منتشر شده و حرف اصلی نظام و مردم به حساب می‌آید نشان می‌دهد «اتحاد، رمز پیروزی است» از آن جهت رمز پیروزی محسوب می‌شود که هر یک در مثلث میدان، خیابان و دیپلماسی به وظایف و ماموریت‌های خود واقف هستند، اما اگر حاشیه‌هایی از جنس اختلاف‌افکنی‌ها در سپهر سیاست سایه بیفکند، به نفع دشمن تمام خواهد شد. باید با چشمان باز مراقب بود، مبادا حرفی زد یا موضع‌گیری اتخاذ کرد که برخلاف منویات رهبر انقلاب، مردم و نیروهای جان برکرف در میدان باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.