آگاه: مثلث شوم آمریکا، انگلیس و موساد با تمام قوا وارد صحنه شدهاند تا علاوه بر فشار اقتصادی و به اصطلاح خودشان، تحریمهای فلجکننده علیه ایران، در جنگ رسانهای هم خودی نشان دهند، بماند که دولت تروریست ایالات متحده و رژیم صهیونی در دو جنگ تحمیلی هدف نهایی را نابودی نظام سیاسی «جمهوری اسلامی» میدانستند و با یار کمکی خود «اسرائیل اینترنشنال» وارد میدان نبرد شدهاند؛ جالب است این جماعت که فقط فارسی سخن میگویند و نمیتوان و نباید آنان را ایرانی نامید، نام «ایران اینترنشنال» را برای رسانهشان برگزیدهاند اما یک ایرانی منصف هیچگاه نمیپذیرد نام وزین «ایران کهن» به شبهرسانهای اختصاص یابد که کاملا در اختیار سرویس موساد و نخستوزیر رژیم کودککش صهونیستی است، از همین رو بهترین نام همان اسرائیل اینترنشنال است. کارکنان رسانهای بنیامین نتانیاهو با حضور در اتاق جنگ موساد (اینترنشنال) تا میتوانند اخبار دروغ و جهتدار مخابره میکنند، به دلیل آنکه در دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه به هیچ کدام از اهداف و سناریوهایشان دست نیافتهاند. البته منکر شهادت چهرههای خدوم و تاثیرگذار نظام اسلامی هم نمیشویم، هریک از شهدا، ستارگانی بودند که فقط نام اختصاصی آنان آسمان ایران را روشن میکرد، هرچند این چهرهها با شهادت به آرزوی دیرینهشان دست یافتهاند اما آسمان ایران همچنان روشن است و جای جولان تروریستها نیست. به همین جهت برای آنکه شکست نظامیشان را که از قضا برایشان بسیار سنگین تمام شد جبران کنند، با انتشار خبر سر تا پا کذب استعفای رئیسجمهور پزشکیان به شکلگیری بحران سیاسی و اجتماعی در داخل کشورمان دامن زدند.
در اینجا به یاد ضربالمثل قدیمی «جواب ابلهان خاموشی است» میافتیم. دشمن ما حقیقتا ابله و نادان شناخته میشود، با این اوصاف برای آنکه در جنگ رسانهای عقب نمانیم و اینترنشنالیها به خیال خامشان با خبرسازی به اهدافشان (تسلط بر افکار عمومی مردم) نزدیک نشوند، مقامات دولتی از رئیس شورای اطلاعرسانی دولت و معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور گرفته تا سخنگوی قوهمجریه، خبر رسانه ضد ایرانی را رد و بر حضور و استقامت شخص دوم کشور در میدان تاکید کردند. بهترین پاسخ از سوی مسعود پزشکیان داده شد، او همان روز ۱۰ خرداد در جلسه هیات دولت حضور یافت و با اشاره به مشکلات و شرایط خاص کشور، بر مقاومت و تلاش و همبستگی برای برونرفت از وضعیت کنونی تاکید کرد و گفت: یا با قدرت در این راه ادامه میدهیم یا شهید میشویم که در هر دو حالت برای ما پیروزی است.
این پایان ماجرا نبود، رئیس دولت چهادرهم در اختتامیه رویداد ورزشی «قهرمان ایران» که در سالن اجلاس سران برگزار شد، شرکت کرد و نشان داد همان پزشکیان دوران دفاع مقدس هشت ساله است. او نه تنها میدان را ترک نکرده، بلکه هم نظارت میدانی را به صورت جدی در دستور کار دارد و در جریان آخرین اقدامات و تحرکات همکارانش در دستگاه اجرا قرار میگیرد و هم با حضور در جلسات و نشستها همچون نشست ورزشکاران از نزدیک و به صورت چهره به چهره نظرات و دیدگاهها را میشنود و با همان رویکرد انصاف و عدالتی که به آن مومن است به دغدغهها و مطالبات پاسخ میدهد.
بگذریم و به پیام اصلی گزارش بپردازیم. کافی است نگاهی به عقبه رسانه سیاه و بدنام اینترنشنال بیندازیم؛ هرگاه ایران با بحران روبهرو شد، رسانه اسرائیلیها غیر از لجنپراکنی کار دیگری نداشت. غیر از این هم انتظاری از نیرویهای مستقر در تحریریه اینترنشنال که غیر از دریافت پولهای هنگفت به چیز دیگری نمیاندیشند، نمیرود.
حقیقتا ۹ اسفند دو خبر قلبهای مردم را جریحهدار کرد. نخست حمله به بیت رهبری و دیگری به شهادت رساندن دانشآموزان مظلوم و بیگناه مینابی؛ ۱۶۸ نفر بنا به دستور رئیسجمهور آمریکا و نخستوزیر صهیونیستی با زندگی وداع کردند و به خاک سپرده شدند. جرمشان چه بود؟ طبیعتا ترامپ و نتانیاهو با این عملیات تروریستی به دنبال تسلیم مردم ایران بودند و میخواستند با هدفگیری مدرسه «شجره طیبه» هراسی بین ایرانیان ایجاد کنند تا در نهایت به نشانه تسلیم، دستشان را بالا ببرند؛ اما چه شد؟ «میدان»، «دیپلماسی» و «خیابان» پاسخ خوبی دادند. ضمن آنکه دستشان بالا رفت اما نه برای تسلیم، بلکه برای خواندن دعای فرج امام زمان (عجالله).
صحنهای که مادر مینابی دعای فرج را میخواند از ذهنها پاک نمیشود؛ او فرزندش را از دست داد اما برای دشمن زانو نزد و با بغضی که در گلو داشت در مراسم تشییع شهدا از ایستادگی سخن میگفت. همین مقاومتهاست که امثال اینترنشنال را کلافه کرده است. در جنگ ۱۲ روزه، دیماه تلخ و سرانجام جنگ ۴۰ روزه رد پای موساد اینترنشنال پررنگ دیده میشد. در ادامه فقط به گوشهای از دروغپراکنیهایشان اشاره میکنیم:
همانطور که یادآوری شد، بزرگترین جنایت اخیر آمریکا و اسرائیل پرپر شدن دختران و پسران مینابی و معلمانشان بود، اما اینترنشنال باز به تحریف روی آورد. در حالی که همه رسانههای معتبر غربی به جنایت آمریکا اعتراف کردند، این رسانه فارسی اسرائیل با فرض تحمیق مخاطبانش، سعی در فراری دادن آمریکا از این جنایت کرد.
سابقه این نوع نگاه اینترنشنال به مخاطبانش به سالها و ماههای قبل برمیگردد؛ در زمان جنگ ۱۲ روزه، اینترنشنال مدعی شد رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران آیتالله خامنهای برای در امان ماندن از حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به مخفیگاهی زیرزمینی منتقل شده است. اینترنشنال دو روز قبل از شهادت رهبر انقلاب اسلامی نیز دوباره با هدف تحمیق مخاطبانش در آخرین دروغش درباره ایشان ادعا کرد: مقامات و مسئولان کشور برای دیدار و ملاقات خصوصی با رهبر ایران با چشمبند به مخفیگاه برده میشوند اما این دروغ بزرگ دو روز بعد وقتی رهبری نه در مخفیگاه زیرزمینی بلکه روی زمین و در دفتر کارش در بیت رهبری واقع در قلب تهران به همراه خانوادهاش در حمله هوایی آمریکایی- صهیونی به شهادت رسید، به بزرگترین سند دروغگویی رسانههای معاند تبدیل شد.
«آیتالله علی خامنهای قصد دارد در صورت تشدید اعتراضها به مسکو بگریزد» این دروغی تکراری بود که اینترنشنال به نقل از روزنامه تایمز منتشر کرد؛ دروغی که یک بار در سال ۱۴۰۱ و بار دیگر در جنگ ۱۲ روزه با عنوان فرار به ونزوئلا منتشر کرده بود. در ادامه شبکه ایران اینترنشنال در ادعایی مضحک مدعی شد که قائممقام دفتر رهبر انقلاب و دیگر مقامات ایرانی، برای خروج از کشور، با روسیه وارد مذاکره شدهاند. ادعایی که حتی درباره رهبر شهید انقلاب هم تکرار کردند؛ این در حالی بود که هیچگونه تماسی مبنی بر درخواست مسئولین بلندپایه ایران از جمله قائممقام دفتر رهبر انقلاب از مقامات روسیه برای پناهنده شدن به روسیه در صورت وخیم شدن اوضاع گرفته نشده است. این ادعا را بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل نیز در یک پیام ویدئویی خطاب به مردم ایران تکرار کرد. نتانیاهو گفت که رهبران جمهوری اسلامی در حال بستن چمدانهای خود هستند.
زمانی که رهبر انقلاب پس از ورود به صحن دانشگاه تهران برای اقامه نماز بر پیکر شهید هنیه، لحظات کوتاهی به مقابل و سمت راست خود نگاه کرده و سپس نماز را شروع کردند، چند کاربر صهیونیست در توییتر و کانال تلگرامی اینترنشنال به سرعت با بازنشر این لحظات، به دروغپردازی مضحکی پرداخته و نوشتند که آیتالله خامنهای از ترس ترور و حمله هوایی به آسمان نگاه کرده است! البته همه میدانند که واقعیت چیز دیگری بود.
به هر حال، انتشار شایعاتی درباره استعفای رئیسجمهور و القای اختلاف در سطوح مدیریتی توسط رسانه اینترنشنال را میتوان بخشی از تلاش برای فاصله انداختن میان مردم و حاکمیت و خدشهدار کردن انسجامی دانست که در روزهای دشوار جنگ و بحران به یکی از مهمترین سرمایههای کشور تبدیل شد. تجمعات شبانه در میادین سراسر کشور تیری بود که به سمت اپوزیسیون و پهلویها آمد، بنابراین آنها با جعل اخباری مبنی بر استعفای شخص دوم کشور القا میکنند دولت یا نظام سیاسی، توانایی مدیریت بحرانها یا تامین نیازهای مردم را ندارد. این کار با بزرگنمایی مشکلات واقعی و ترکیب آنها با دروغهای ساختگی انجام میشود تا با ایجاد تصویری از یک کشور «ناآرام، بیثبات و بیکفایت»، این رسانهها فضای روانی لازم را برای توجیه تحریمهای بیشتر یا مداخلات سیاسی و نظامی بینالمللی فراهم کنند.
اما مواضع صریح رئیسجمهور و همراهی افکار عمومی و حضورشان در کف میدان نشان میدهد که این پروژه هم مانند بسیاری از عملیاتهای روانی گذشته، راه دشواری برای اثرگذاری بر جامعه ایران در پیش خواهد داشت.
راهکارهای مقابله با
رسانههای اپوزیسیون
برای مقابله با موجسواری رسانههای اپوزیسیون، نباید فقط به حالت «دفاعی» و «تکذیب کردن» اکتفا کرد، بلکه باید استراتژیهای فعال و هوشمندانه به کار گرفت.
بزرگترین دشمن دروغ، «حقیقت سریع» است. اگر یک خبر دروغ منتشر شود و نهاد مربوطه ساعتها یا روزها سکوت کند، آن دروغ در ذهنها ریشه میدواند. از همین رو پاسخگویی شفاف، حتی در برابر اخبار ناخوشایند، اعتماد را حفظ میکند.
از سوی دیگر نباید فقط به دنبال تکذیب بود. اگر فقط بگوییم «فلان خبر دروغ است»، ممکن است شک ایجاد شود. اما اگر یک «روایت جایگزین و مستند» ارائه دهیم یعنی بگوییم واقعیت چیست و چرا آن اتفاق افتاده، آن دروغ خنثی میشود. نکته دیگر آنکه در عصر شبکههای اجتماعی، نباید فقط به تلویزیون و روزنامههای سنتی تکیه کرد. باید در پلتفرمهایی که این رسانهها در آن فعالیت میکنند همانند شبکه ایکس، اینستاگرام و...، با تولید محتوای جذاب، کوتاه و مستند، حضور فعال داشت.
همچنین در عصر دیجیتال، هر شهروند حکم یک رسانه را ایفا میکند، بنابراین همه ما از مسئولیتی که برعهده داریم نمیتوانیم شانه خالی کنیم. یادی از رهبر شهیدمان کنیم؛ ایشان سال ۱۴۰۰ در پایان مراسم عزاداری اربعین حسینی طی سخنانی فرموده بودند: «فضای عمومی مجازی در کنار مشکلاتی که ممکن است به وجود بیاورد، برکات بزرگی هم دارد؛ میتوانید افکار صحیح را منتشر کنید.»
حال پرسش مطرح شده این است: مسئولیت هر شهروند چیست؟
۱. سواد رسانهای: هر فرد باید یاد بگیرد که هنگام دریافت یک خبر هیجانی، بلافاصله واکنش نشان ندهد. باید پرسید: منبع این خبر کیست؟ آیا این خبر هدفش تحریک احساسات من است؟ آیا منابع دیگر (رسمی) هم این را تایید کردهاند؟
۲. پرهیز از اشتراکگذاری بدون تایید: بزرگترین بازوی رسانههای ضد ایرانی، «انگشتان کاربران» است. وقتی یک خبر دروغ به نیت خیر یا از روی هیجان بازنشر میشود، در واقع به چرخه دروغپراکنی آنها کمکمیکنیم.
۳. تمرکز بر واقعیتهای ملموس: در مواجهه با اخبار فریبنده، به نتایج واقعی و ملموس در زندگی روزمره و اخبار مستند توجه شود، نه به آنچه در فضای مجازی با لحنی تند و هیجانی روایت میشود.
پس با کنار هم قرار دادن عواملی که ذکر شد، میتوان به این نتیجه دست یافت که دروغپراکنی هدفش شکاف انداختن و ترساندن «جامعه ایرانی» است و راه مقابله با آن، اتحاد بر پایه حقیقت و «پاسخگویی هوشمندانه» است. وقتی حقیقت با سرعت و شفافیت بیان شود، دروغ، قدرت ماندگاری نخواهد داشت.
نظر شما