در کوچه‌های خاکی و بی‌ریای مدینه، رازی مگو در سینه دیوارهای گلی یک خانه حبس شده بود. رازی از جنس نان‌های جوین، دست‌های پینه‌بسته از گردش دستاس و شکم‌هایی که سه شبانه‌روز تنها با آب افطار کردند تا مبادا سائلی، یتیمی یا اسیری دست خالی از درگاه‌شان بازگردد.

وقتی آسمان به یک خانه تعظیم کرد

آگاه: علی، فاطمه و فضه، در سکوتی محض و بی ‌هیچ ادعایی، تمام هستی اندک آن روزهای‌شان را در طبق اخلاص گذاشتند تا نذر سلامتی حسن و حسین را ادا کنند. آنها چنان این فداکاری را در خلوت خود پنهان کردند که گویی هیچ اتفاقی در عالم نیفتاده است. اما عظمت این گذشت چنان بود که آسمان تاب سکوت نیاورد. پرده‌ها کنار رفت و جبرئیل امین بر پیامبر مهربانی‌ها نازل شد تا با آوردن آیاتی از سوره دهر، پرده از این ایثار بی‌مانند بردارد. این گزارش، روایتی است از آن سه شب گرسنگی مقدس و بررسی اسناد تاریخی این رویداد شگرف.

هوا بوی کاه‌گل نم‌خورده می‌دهد. بوی حصیرهای بافته شده از برگ نخل. صدای گردش سنگین دستاس می‌آید؛ خِرخِر... خِرخِر... زنی جوان با بازوانی خسته اما دلی به وسعت اقیانوس‌ها، جوانه می‌کارد در دل آردها. بوی دود هیزم، بوی نان داغ جوین می‌پیچد توی حیاط کوچک خانه. دو کودک خردسال، دو ریحانه پیامبر، تازه از بستر بیماری برخاسته‌اند. رنگ به رخسارشان برگشته و نفس‌های‌شان دوباره بوی زندگی گرفته است. علی (ع)، فاطمه(س) و فضه، خادم خانه، نذر کرده بودند که اگر تب از جان این دو غنچه بیرون برود، سه روز روزه بگیرند.
حالا روز اول افطار است. علی (ع) سه صاع (حدود سه من) جو قرض کرده است. دست‌های فاطمه (س) یک صاع از آن را آرد کرده و پنج قرص نان پخته است؛ دقیقا به تعداد اهل خانه. علی(ع) از مسجد، از نماز مغرب بازمی‌گردد. خنکای شب مدینه روی شانه‌های ستبرش نشسته است. سفره حصیری پهن می‌شود. بوی نان تازه هوش از سر می‌برد. دست‌ها به سمت نان می‌رود که ناگهان کوبه در به صدا درمی‌آید.

سه‌گانه ایثار؛ مسکین، یتیم، اسیر
«ای اهل بیت پیامبر، مسکینی هستم بی‌نوا...» صدا از پشت در، دل‌ها را می‌لرزاند. اینجا خانه‌ای نیست که دست ردی بر سینه کسی بزند. نگاه‌ها به هم گره می‌خورد. نیازی به کلمه نیست. هر پنج قرص نان گرم و تازه، در دستان مسکین جای می‌گیرد. آن شب، در آن خانه، آب افطار و سحر می‌شود. مور مورم می‌شود وقتی فکر می‌کنم چگونه شکم‌های خالی، شب را به صبح رساندند.
روز دوم؛ دوباره بوی هیزم، دوباره دستاس، دوباره پنج قرص نان. دم‌دمای افطار، دوباره در کوبیده می‌شود. این بار یتیمی است بغض‌کرده و باز هم همان نگاه‌ها، همان لبخندهای رضایت‌بخش و نانی که می‌رود تا شکم یتیمی را سیر کند. افطار روز دوم هم آب است.
روز سوم؛ ضعف بر پیکرها چنگ انداخته است. دستاس با زحمت بیشتری می‌چرخد. نان‌ها پخته می‌شود. این بار، اسیری غریب پشت در است و باز هم نان‌ها بخشیده می‌شود. اهالی این خانه یک جوری با خدا معامله می‌کنند که انگار چشم در چشم او نشسته‌اند. اهالی این خانه رزقشان را در آسمان‌ها می‌جویند. سه روز تمام، لب به طعام نزدند تا «یُوفُونَ بِالنَّذْرِ» در عرش طنین‌انداز شود. آنها غذا را به مسکین و یتیم و اسیر دادند، فقط برای رضای خدا: «إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لاَ نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاء وَ لاَ شُکُورا»

فریاد پیامبر (ص)و نزول مائده‌ای از آسمان
روز چهارم است. آفتاب مدینه بی‌رحمانه می‌تابد. پیامبر (ص) به دیدار دردانه‌هایش می‌آید. در باز می‌شود و صحنه‌ای دل پیامبر را از هم می‌پاشد. بچه‌ها از شدت ضعف می‌لرزند. چشم‌های فاطمه (س) در گودال نشسته و شکمش از شدت گرسنگی به پشتش چسبیده است. صورت‌هایی که همیشه مثل چلچراغ برق می‌زد، حالا به زردی گراییده است. بغض گلوی رسول خدا را می‌فشارد. صدایی از حنجره آسمانی‌اش بال می‌زند، صدایی آمیخته با درد: «واغوثاه یا الله، اهل بیت محمد یموتون جوعا... خدایا! به فریادمان برس. خاندان محمد از شدت گرسنگی در حال مرگ هستند.»
همین جاست که آسمان به زمین می‌آید. دلم از هم می‌پاشد وقتی تصور می‌کنم جبرئیل با چه شتابی بال گشوده است. جبرئیل نازل می‌شود: «بگیر آنچه را که خداوند در مورد اهل بیت به تو داده است.» پیامبر می‌پرسد: «ای جبرئیل! چه چیزی را بگیرم؟» و جبرئیل شروع به خواندن می‌کند: «بِسْمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَنِ‌الرَّحِیمِ. هَلْ أَتَی عَلَی الْإِنسَانِ حِینٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُن شَیْئا مَّذْکُورا...»
خداوند راز آنها را فاش کرد. رازی که قرار بود در چهاردیواری آن خانه بماند، حالا آیه شده بود، قرآن شده بود تا ابدیت تاریخ آن را زمزمه کند.

رد پای یک حقیقت در کتب شیعه و سنی
شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که این آیات در شان اهل بیت (ع) نازل شده است. اصل خبر، هرچند با تفاوت‌هایی در واژگان، در تار و پود کتاب‌های تفسیری، حدیثی، شرح حال‌ها و مناقب ریشه دوانده است. این یک افسانه نیست؛ این تجلی کامل انسانیت است که قلم‌ها را وادار به نوشتن کرده است. اما همیشه در طول تاریخ، صداهایی بوده‌اند که خواسته‌اند این نور را کمرنگ کنند. برخی عالمان اهل سنت و مخالفان، شبهاتی را پیرامون این شان نزول مطرح کرده‌اند که بررسی آنها، حقانیت این رویداد را روشن‌تر می‌کند.

گره اول: سوره دهر، مکی یا مدنی؟
برخی گفته‌اند: «می‌دانیم که سوره دهر به اتفاق نظر همگان، سوره‌ای مکی است؛ در حالی که علی (ع) پس از جنگ بدر در مدینه با فاطمه (س) ازدواج کردند. امام حسن (ع) در سال دوم هجری و امام حسین (ع) در سال چهارم هجری، یعنی سال‌ها پس از نزول سوره دهر (اگر مکی باشد) به دنیا آمده‌اند.» آنها با این استدلال نتیجه می‌گیرند که داستان نزول این آیات درباره اهل بیت، دروغی است که بر علمای آگاه پوشیده نیست.
اما حقیقت ماجرا چیست؟ این ادعا که «به اتفاق نظر همگان» سوره دهر مکی است، از اساس باطل است. بسیاری از مفسران بزرگ و قرآن‌پژوهان، کل سوره دهر یا حداقل آیاتی که مربوط به این داستان است (آیات پنج تا ۲۲) را مدنی می‌دانند. فضای سوره، لحن آیات و اشاراتی که به اسیران می‌شود (اسیری در مکه برای مسلمانان معنا نداشت، چرا که جنگ‌ها و اسارت‌ها در مدینه رخ داد) همگی گواه بر مدنی بودن این آیات است.

گره دوم: بهانه‌تراشی‌ها و ادعای جعلی بودن حدیث
قرطبی در تفسیر خود درباره آیه: «و یُطعِمونَ الطّعامَ علی حُبّه» می‌گوید: «سخن درست این است که این آیه درباره همه نیکان و نیکوکاران نازل شده است و به افراد به خصوصی اشاره ندارد.» او می‌افزاید که احادیث مربوط به علی و فاطمه (ع) صحیح نیست و اثبات نشده است. 
ابن حجر عسقلانی، دانشمند نامی اهل سنت نیز به نقل از حکیم ترمذی می‌نویسد: «این، حدیث خوش‌عبارت و ساختگی است که تنها یک فرد احمق و جاهل آن را باور می‌کند.»
ابن جوزی نیز در کتاب «الموضوعات» (کتابی که برای جمع‌آوری احادیث جعلی نوشته شده)، این روایت را ذکر کرده و می‌نویسد: «در جعلی بودن این روایت، شکی نداریم.»
این پژوهش و بررسی‌ها، بیش از هر چیز پاسخی است به تفکرات افرادی مانند ابن تیمیه (که پیروانش او را شیخ‌الاسلام می‌نامند) و هم‌فکرانش که تلاش کرده‌اند فضایل اهل بیت را با برچسب «جعلی بودن» از تاریخ پاک کنند.

اسناد غیرقابل انکار؛ راویان اهل سنت
برای پاسخ به این ادعاها که حدیث ساختگی است، کافی است نگاهی به فهرست بلندبالای راویان این حدیث در معتبرترین کتاب‌های اهل سنت بیندازیم. حدیث نزول سوره دهر در بسیاری از کتاب‌های مورد اعتماد اهل سنت در زمینه‌های تفسیر، حدیث، مناقب و تاریخ صحابه آمده است.
آیا می‌توان ادعا کرد که ده‌ها تن از صحابه و تابعین بزرگ، همگی برای جعل یک حدیث دست به یکی کرده‌اند؟ براساس کتب اهل سنت، این چهره‌های برجسته حدیث مذکور را روایت کرده‌اند:
امیرمؤمنان علی (ع)، عبدالله‌بن عباس، زیدبن ارقم، سعیدبن جبیر، اصبغ‌بن نباته، قنبر (خدمتکار امیرمؤمنان)، حسن بصری، مجاهد، عطا، ابوصالح، قتاده و ضحاک. حضور نام‌هایی چون ابن‌ عباس (حبر الامه)، حسن بصری و مجاهد که از استوانه‌های تفسیر و نقل حدیث در میان اهل سنت به شمار می‌روند، راه را بر هرگونه ادعای جعل و ساختگی بودن می‌بندد.

بازگشت به تنظیمات کارخانه قلب
گاهی باید به حق همین دست‌های پینه‌بسته، به حق همین شکم‌های گرسنه‌ای که رزقشان را با آسمان معامله کردند، دلمان را التیام ببخشیم. وقتی در دنیای امروز، همه چیز درگیر حساب و کتاب‌های مادی است، خواندن از خانه‌ای که سه روز گرسنگی کشید تا «وجه‌الله» را به دست آورد، مثل آبی خنک روی مرمرهای داغ است.
این‌ها افسانه نیست! این‌ها همان دلخوشی‌هایی است که باید ما را از اسارت روزمرگی‌ها نجات دهد. ای خاندان مهربان، لطفا دست بکشید روی قلبمان و ما را به حالت اولیه برگردانید؛ به همان جایی که ارزش انسان به گذشت اوست، نه به داشته‌هایش. سوره دهر، سند قطعی پیروزی انسان بر نفس است؛ قصه زمینیانی که آسمان را شرمنده خود کردند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.