آگاه: برای درک عمیق این موضوع، باید از پوسته ظاهری خیرخواهانه این مواضع عبور کرد. اوباما در حالی از لزوم ترجیح دیپلماسی بر جنگ و بمباران سخن میگوید که دوران هشتساله صدارت خود او، شاهد سنگینترین تحریمهای فلجکننده و تهدیدات مکرر نظامی با ترجیعبند «همه گزینهها روی میز است» بود. با این حال، چرا یکی از طراحان اصلی نظام سلطه امروز اینگونه تغییر لحن داده و از ناکارآمدی «قلدری» سخن میگوید؟ پاسخ را نباید در بیداری وجدان حاکمان واشنگتن، بلکه باید در واقعیتهای سخت زمین بازی و اقتدار روزافزون جبهه مقاومت و ایران مقتدر جستوجو کرد. حقیقت آن است که دکترین نظامی و امنیتی آمریکا در غرب آسیا به صخره سخت برخورد کرده است. خروج یکجانبه و قانونشکنانه دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ از توافق هستهای، قرار بود با استراتژی «فشار حداکثری»، ایران را به زانو درآورد. ترامپ نیز با دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه همین آرزو را دنبال میکرد اما امروز در سال ۲۰۲۶، رصد تحولات منطقه نشان میدهد که آن قمار بزرگ نه تنها به تسلیم تهران نینجامید، بلکه دستان ایران را در توسعه صنعت صلحآمیز هستهای و تقویت عمق استراتژیک خود بازتر کرد. اعتراف اوباما به اینکه توافق جدیدی فراتر از قالبهای پیشین در دسترس نیست، نشاندهنده تثبیت دست برتر ایران در معادلات بینالمللی است. واشنگتن اکنون درک کرده است که هرگونه ماجراجویی نظامی یا تلاش برای تحمیل شروط زیادهخواهانه، با پاسخ قاطع، پشیمانکننده و همهجانبه نیروهای مسلح جبهه حق مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، این سخنان پرده از یک واقعیت درونسیستمی در هیات حاکمه آمریکا برمیدارد: بحران ناکارآمدی ابزارهای قدرت سخت. دههها اتکا به بمباران، اشغالگری و تروریسم دولتی در عراق، افغانستان و حمایت از جنایات رژیم صهیونیستی، چیزی جز افول موریانهوار قدرت نرم و سخت آمریکا و ایجاد تنفر جهانی به همراه نداشته است. دیپورت دیپلماتیک آمریکا از گرهگشایی در پروندههای منطقهای، ثمره طبیعی همین قلدری است که اکنون اوباما آن را آینهای در برابر ساختار سیاسی کشورش قرار داده است. سرمشق این اعتراف تاریخی برای دستگاه دیپلماسی و افکار عمومی داخل کشور روشن است. تجربه تاریخی ثابت کرده که عقبنشینی لفظی یا استراتژیک دشمن، هرگز ناشی از دلسوزی نیست، بلکه محصول «تولید قدرت» در درون است. اگر امروز تئوریسینهای دموکرات آمریکا از لزوم بازگشت به میز مذاکره و کنار گذاشتن زبان تهدید سخن میگویند، به برکت ایستادگی ملت، هدایت هوشمندانه رهبر انقلاب و اقتدار موشکی و منطقهای است که در دو جنگ اخیر دشمن را مجبور به درخواست آتشبس کرده است. جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده که زبان تکریم و هدایت را با منطق پاسخ میدهد، اما برای هر دست قلدری که به سمت این مرز و بوم دراز شود، پاسخی از جنس آهن و آتش مهیا کرده است. آقای اوباما درست فهمیده است؛ عصر قلدریهای بیهزینه به پایان رسیده و آمریکا چارهای جز تسلیم در برابر اراده ملتهای مقتدر ندارد.
۲۴ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۸
کد مطلب: ۲۳٬۰۳۶
سخنان اخیر باراک اوباما، رئیسجمهور اسبق ایالات متحده، در گفتوگو با شبکه ایبیسی نیوز، بیش از آنکه یک توصیه اخلاقی به حاکمان فعلی کاخ سفید باشد، یک «اعتراف تاریخی» و سندی آشکار بر بنبست راهبردی واشنگتن در قبال جمهوری اسلامی ایران است. اوباما صراحتا تاکید کرده است که «آمریکا باید بیاموزد با بمباران و قلدری به نتیجه نمیرسد» و با ابراز ناامیدی از تغییر بنیادین در هرگونه توافق جدید، کارآمدی الگوی برجام ۲۰۱۵ را یادآور شده است. این اظهارات از زبان کسی پایگاه تحلیل دارد که خود معمار سیاست «فشار هوشمند» علیه ملت ایران بود.
نظر شما