۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۵۵
کد مطلب: ۲۳٬۴۸۰

تحلیلی بر سازوکارهای تمدنی یک آیین جمعی

تشییع رهبر شهید

زهرا سلیمان‌پور گیلانده _ آگاه مسائل سیاسی

در تاریخ اجتماعی جوامع بشری، آیین‌های سوگواری همواره فراتر از کارکرد عاطفی صرف، مسبب بازتولید همبستگی جمعی و بازتعریف هویت‌های فرهنگی بوده‌اند. اما هنگامی که یک آیین سوگواری به مقیاسی بی‌سابقه دست می‌یابد و میلیون‌ها انسان را در بستری از بحران سیاسی-نظامی گرد هم می‌آورد، از چارچوب یک مراسم معمولی فراتر رفته و به «رویدادی تمدنی» بدل می‌شود.

تشییع رهبر شهید

آگاه: تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، با پیش‌بینی حضور جمعیتی کم‌نظیر در تاریخ جهان اسلام، چنین رویدادی است. پرسش بنیادین آن است که این تشییع، از چه سازوکارهایی برای بازآفرینی تمدن اسلامی بهره می‌گیرد و چگونه می‌توان آن را در افق نظری «تمدن‌سازی» تحلیل کرد؟ در این نوشته، با تکیه بر نظریه مناسک جمعی دورکیم و رویکرد پدیدارشناختی هویت‌سازی، استدلال می‌شود که تشییع رهبر شهید، از رهگذر سه کارکرد «بازتولید همبستگی»، «بازتعریف هویت تاریخی» و «ارائه روایت تمدنی از شهادت»، به‌مثابه کنشی تمدن‌ساز در بستر بحران عمل می‌کند و نقطه عطفی در تداوم مسیر تمدنی انقلاب اسلامی به شمار می‌رود.

الف) تشییع و نظریه مناسک جمعی
امیل دورکیم، جامعه‌شناس فرانسوی، در کتاب «صور بنیانی حیات دینی» نشان داد که مناسک جمعی، صرفا بازتاب باورهای دینی نیستند، بلکه کارکردی اساسی در «بازتولید همبستگی مکانیکی جامعه» دارند. از نظر او، هر جامعه‌ای که به یکی از اعضای خود اجازه مرگ بدون سوگواری بدهد، در واقع «فقدان وحدت اخلاقی» خود را به نمایش گذاشته و از هستی جمعی دست کشیده است. بر این اساس، عظمت یک تشییع، شاخصی کمی اما معنادار برای سنجش میزان انسجام یک جامعه به شمار می‌رود.
تشییع رهبر شهید، با حضور میلیونی مردم از اقشار و طیف‌های مختلف، تجسم عینی همین همبستگی است. آنچه این آیین را از یک سوگواری صرف متمایز می‌کند، «موقعیت بحرانی» همزمان با آن است. وقوع این رویداد در بستر جنگ تحمیلی سوم، تشییع را به پاسخی جمعی در برابر تهدید بیرونی بدل می‌کند. در چنین وضعیتی، مردم با حضور در آیین تشییع، نه تنها به رهبر شهید ادای احترام می‌کنند، بلکه همبستگی ملی خود را در برابر دشمن خارجی به نمایش می‌گذارند. این همان کارکرد تمدنی نخست است: بازتولید همبستگی در مواجهه با بحران هویتی.

ب) تشییع و بازتعریف هویت تمدنی
کارکرد دوم تمدنی این رویداد، به بازتعریف هویت تاریخی بازمی‌گردد. هر تمدنی برای تداوم خود، نیازمند حافظه تاریخی فعال است؛ حافظه‌ای که از رهگذر آیین‌ها و مناسک، بازتولید و به نسل‌های بعد منتقل می‌شود. تشییع رهبر شهید، در این چارچوب، حلقه‌ای از زنجیره تشییع‌های بزرگ انقلاب اسلامی است که از تشییع آیت‌الله طالقانی و شهدای هفتم تیر آغاز شد و با وداع با امام خمینی (ره) و سردار سلیمانی تداوم یافت. هر یک از این رویدادها، نقطه‌عطفی تاریخی، در تداوم مسیر تمدنی انقلاب بوده‌اند.
آنچه تشییع رهبر شهید را از این زنجیره متمایز می‌سازد، مقیاس بی‌سابقه و همزمانی فراملی آن است. حضور هیات‌هایی از کشورهای مختلف اسلامی و هماهنگی مراسم در عتبات عالیات، این رویداد را از یک آیین ملی به رویدادی برای امت اسلامی ارتقا می‌دهد. در این سطح، تشییع نه تنها هویت ملی ایرانیان، بلکه هویت تمدنی جهان اسلام را بازتعریف می‌کند؛ بازتعریفی که بر «مقاومت»، «استقلال» و «تداوم راه شهدا» استوار است.

ج) شهادت به‌مثابه روایت تمدنی
سومین کارکرد تمدنی تشییع، به ارائه روایتی خاص از شهادت بازمی‌گردد. در گفتمان تمدنی انقلاب اسلامی، شهادت پایان راه نیست؛ بلکه آغاز یک پیام و نقطه عزیمتی برای حرکت‌های تازه محسوب می‌شود. این روایت، ریشه در سنت کهن شیعی دارد که در آن، شهادت امام حسین علیه‌السلام نه به معنای شکست؛ بلکه به‌عنوان قیام دوباره اسلام تفسیر شده است. تشییع باشکوه رهبر شهید، این روایت را به‌صورت عینی و میدانی به نمایش می‌گذارد: «شهادت رهبر»، «تشییع میلیونی» و «تداوم مسیر» سه ضلع یک مثلث تمدنی هستند که در این رویداد، یکپارچه دیده می‌شوند.
از منظر نشانه‌شناختی، پیکر شهید در این آیین، دیگر یک جسم بی‌جان نیست؛ بلکه حامل پیامی است که از مرزهای زمانی و مکانی فراتر می‌رود. مردم با حضور در تشییع، نه با یک پیکر، که با یک «ایده» وداع می‌کنند؛ ایده‌ای که در بستر آیین، جان تازه می‌گیرد و به نیروی محرک تمدن‌سازی بدل می‌شود.

نتیجه‌گیری
تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، در شرایط حساس جنگ تحمیلی سوم، نه یک آیین سوگواری عادی، که رویدادی با ابعاد تمدنی راهبردی است. این نوشتار نشان داد که این رویداد، از سه سازوکار اساسی برای بازآفرینی تمدن اسلامی بهره می‌گیرد: نخست، از رهگذر بازتولید همبستگی جمعی در مواجهه با بحران که انسجام ملی را در برابر تهدیدات بیرونی تقویت می‌کند. دوم، از طریق بازتعریف هویت تاریخی که با پیوند به زنجیره تشییع‌های بزرگ انقلاب، حافظه تمدنی امت را فعال می‌سازد و آن را به افقی فراملی گسترش می‌دهد. سوم، با ارائه روایت تمدنی از شهادت که شهادت را نه پایان، بلکه آغازی برای حرکت‌های تازه معرفی می‌کند و پیکر شهید را به «حامل پیامی» برای آینده بدل می‌سازد.
در نهایت، تشییع رهبر شهید را باید «آیین بازآفرینی تمدن در بستر بحران» نامید؛ آیینی که در آن، امت اسلامی با وداع با رهبر شهید خویش، در واقع بر تداوم حیات تمدنی خود پای می‌فشارد و مسیر آینده را با شتابی تازه آغاز می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.