۱۷ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷
کد مطلب: ۲۳٬۵۸۲
مرور خاطرات ورزشی رهبر شهید انقلاب

آگاه: رهبر شهید انقلاب در زمان حیاتشان چندین خاطره جالب و شنیدنی را از ورزش نقل کرده‌اند؛ خاطراتی که توجه ایشان را به ورزش نشان می‌داد. ایشان فرموده بودند: زمان طلبگی ما، باشگاهی در نزدیک مدرسه نواب بود به نام باشگاه جوانان. پدر ما هم مخالف بود که ما باشگاه برویم؛ اما دکتر به‌دلیلی گفته بود که فلانی باید ورزش کند. پدرم اجازه داد که من باشگاه بروم. بنده به باشگاه جوانان می‌رفتم. وقتی می‌خواستم وارد باشگاه بشوم، این طرف و آن طرف را نگاه می‌کردم، ببینم طلبه‌ها مرا نبینند! متاسفانه نزدیک مدرسه نواب هم بود، هر دفعه می‌خواستیم برویم، طلبه‌ای از این طرف، یا از آن طرف می‌آمد! بالاخره یکی می‌دید.‌
ما متاسفانه سرگرمی‌های خیلی کمی داشتیم این طور سرگرمی‌ها آن وقت نبود، البته پارک بود، ولی کم و خیلی محدود، مثلا در مشهد فقط یک پارک در داخل شهر بود و محیط‌هایش، محیط‌های خیلی بدی بود. ما هم خانواده‌هایی بودیم که پدر و مادرها مقید بودند، اصلا نمی‌توانستیم برویم. برای مثال ما در دوره جوانی، امکان اینکه بتوانیم از این مرکز عمومی تفریحی استفاده کنیم، وجود نداشت؛ به‌خاطر اینکه این مراکز، مراکز خوبی نبود، غالبا مراکز آلوده‌ای بود.
دستگاه‌های آن وقت هم مقداری سعی داشتند که مراکز عمومی را آلوده به شهوات و فساد بکنند؛ این کار تعمدا و با برنامه‌ریزی انجام می‌شد. آن وقت‌ها این را حدس می‌زدیم، بعدها که قراین و اطلاعات بیشتری پیدا کردیم، معلوم شد که واقعا همین‌طور بوده است؛ یعنی با برنامه‌ریزی، محیط‌های عمومی را فاسد می‌کردند! لذا ما نمی‌توانستیم برویم. بنابراین تفریح‌های آن وقت ما از این قبیل نبود.

تفریح در دوران طلبگی
در دوران طلبگی ورزش می‌کردم؛ الان هم ورزش می‌کنم. متأسفانه می‌بینم جوان‌های ما در ورزش، سستی می‌کنند که این خیلی خطاست. آن وقت ما کوه می‌رفتیم، پیاده‌روی‌های طولانی می‌کردیم. من با دوستان خودم، چندبار از کوه‌های اطراف مشهد، همین‌طور کوه به کوه، روستا به روستا، چند شبانه روز حرکت کردیم و راه رفتیم. از اینگونه ورزش‌ها داشتیم. البته اینها تفریح‌های سرگرم کننده‌ای بود که خارج از محیط شهر محسوب می‌شد.
حالا که در تهران، این دامنه زیبای البرز و ارتفاعات به این قشنگی و خوب هست؛ من خودم هفته‌ای چندبار به این ارتفاعات می‌روم. متاسفانه می‌بینم نسبت به جمعیت تهران، کسانی که به اینجا می‌آیند و از این محیط بسیار خوب و پاک استفاده می‌کنند، خیلی کم است! تاسف می‌خورم که چرا این جوان‌های ما از این محیط طبیعی و زیبا استفاده نمی‌کنند! اگر آن زمان در مشهد ما چنین کوه‌های نزدیکی وجود داشت - چون ما آن وقت در مشهد، کوه‌های به این خوبی و به این نزدیکی نداشتیم - ما بیشتر هم استفاده می‌کردیم.

ابتکار در ورزش باستانی
در همه زمینه‌ها باید ابتکار کرد. من حالا نگاه می‌کردم به همین ورزش باستانی؛ به قول قدیمی‌ها، این نیم‌گودی که اینها اجرا کردند، پر از ابتکار بود. خب، ما گودهای ورزش باستانی را در دوران جوانی دیدیم؛ مکرر، همه جا، همه جور؛ یک روش ثابت و مستقری داشت، همیشه و همه جا هم همان تکرار می‌شد. البته بد هم نبود، خوب بود، اما این همه نوآوری در آن نبود. امروز من می‌بینم که این جوان‌ها همان پایه‌های ورزشی قدیمی را گرفته‌اند، این را با انواع و اقسام ابتکارها و زیبایی‌ها و ظرافت‌ها مذهبش کردند، خراطی کردند، نقاشی کردند، یک چیز زیبایی از آب درآوردند؛ این ابتکار است.
حالا این در زمینه ورزش باستانی است؛ در همه زمینه‌ها این ابتکار ممکن است. ابتکار در نوع فرماندهی، ابتکار در نوع جنگیدن، ابتکار در نوع جنگ‌افزار، ابتکار در نوع سازماندهی؛ این مال محدوده نیروهای مسلح. بعد برویم بیرون نیروهای مسلح. ابتکار در نوع دیپلماسی. عرصه عظیم دیپلماسی با انواع شیطنت‌ها همراه است. عرصه دیپلماسی، عرصه شیطنت است؛ می‌بینید دیگر. البته خدا را شکر که دشمنان ما را از کسانی قرار داده که نمی‌فهمند چه کار باید بکنند؛ هی اقدام می‌کنند، هی غلط می‌کنند، اشتباه می‌کنند، هی پای‌شان توی چاله می‌رود؛ عبرت هم نمی‌گیرند، دوباره همان را تکرار می‌کنند؛ مثل همین حرف‌هایی که در تبلیغات‌شان، در اظهارات‌شان می‌گویند و انجام می‌دهند. عرصه دیپلماسی، یک چنین عرصه‌ای است؛ هوشمندی لازم است، ابتکار عمل لازم است، نوع برخورد مبتکرانه لازم است؛ اینها ناشی از همین روحیه انقلابی‌ای است که ما از آن تعبیر می‌کنیم به روحیه بسیجی، روحیه جوان، مبتکر، پیشرو، دارای اعتماد به نفس.

فریاد یا ابوالفضل (ع)
شما (حسین رضازاده) وقتی بعد از پیروزی روی تشک کشتی یا محل وزنه‌برداری یا در هر نقطه دیگری، دست‌تان را بلند می‌کنید، خدا را شکر می‌کنید، به سجده می‌افتید یا نام بزرگان دین را بر زبان می‌آورید، در واقع دارید همه سرمایه‌ای را که آنها خرج کرده‌اند، با یک حرکت ساده دور می‌کنید؛ خدای متعال به شماها کمک و الهام می‌کند که این کار را انجام بدهید.
حتما این حسین آقای رضازاده آن روز اولی که فریاد کشید «یا ابوالفضل»(ع)، نمی‌دانست که این چقدر اثر می‌گذارد؛ او احساس دینی خودش را بروز داد؛ یا آن برادری که سجده می‌کند یا آنکه دستش را بلند می‌کند که من بارها در ورزش‌های قهرمانی خودمان این صحنه را از تلویزیون دیده‌ام؛ اینها در حقیقت معنویت را القا می‌کنند.‌

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.